۱۳۸۷ تیر ۲۲, شنبه

شکنجه وحشیانه یک دانشجویی زندانی در بند 209 اوین

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

بنابه گزارشات رسیده از بند مخوف 209 اوین ، آقای هود یازرلو دانشجوی مدیریت صنعتی که در تاریخ 4 خرداد ماه از طریق تماس تلفنی همراه با مادرش خانم نازیلا دشتی به شعبه 2 امنیت دادگاه انقلاب احضار شد و پس از برخورد غیر انسانی فردی به نام مجید ضرغامی از دستیاران لاجوردی وبنابه گفتۀ خودش از 19 سالگی و به مدت 22 سال از بازجویان وزارت اطلاعات در زندان بوده و در شکنجۀ زندانیان سیاسی نقش مستقیم داشته بدلیل استفاده نکردن از فرهنک و ادبیان بازجویان دستگیر و به بند 209 اوین منتقل گردید.

آقای هود یازرلو پس از انتقال به بند 209 ساعاتی بعد به اطاق بازجوئی برده شد و توسط فردی بانام مستعار سید ساعتها اقدام به شکنجه های فیزیکی او نمود. این فرد با برخورد درنده خویانه در بدو حضور آقای یازرلو در اطاق بازجوئی به سمت او یورش برد و او را بشدت مورد شکنجه قرار داد.سپس او را به سلولهای انفرادی انتقال دادند. روز بعد سید همراه با بازجوی دیگری بانام مستعار علوی آقای یازرلو را به اطاق بازجوئی بردند.

سئوالاتی که در طی بازجوئی از ایشان می کردند عبارت بود از: چرا گروهی به کوهنوردی می روند؟ چرا با دوستانی که به کوهنوردی می رفتند فوتبال بازی می کردند؟ و چرا با خانواده هایی که اعضای خانواده شان توسط این رژیم اعدام شدند و از دوستان خانوادگی آنها هستند رفت و آمد داشته؟

بازجوئیهای آقای یازرلو در ساعات شب انجام می گرفت و بازجوییها توام با شکنجه های فیزیکی و روانی همراه بود.

روز سه شنبه 18 تیر ماه آقای هود یازرلو را به شعبۀ 2 دادگاه انقلاب برای بازجویی برده شد.رئیس این شعبه فردی بنام موسوی است سعی داشت اتهاماتی را علیه هود یازرلو عنوان کنداز آنجایی که همۀ این اتهامات ساختگی و غیر واقعی بود آقای یازرلو آنها را رد کردندو پس از این او را مجددا به بند مخوف 209 منتقل نمودند

خانوادۀ آقای یازرلو از زمان دستگیری فرزندشان تا به حال تقریبا روزانه به دادگاه انقلاب مراجعه می کنند و دائم با برخوردهای غیر انسانی حسن زارع دهنوی معروف به حداد مواجه هستند.حسن زارع دهنوی زمانی که دکتر هانی یازرلو برای جویا شدن از علت دستگیری و ادامه بازداشت فرزندش رفته بود اورا ساعتها در راهرو منتظر نگه داشت و نهایتا در راهرو وقتی رو درور دکتر یازرلوقرار می گیرد حاضر به داد جواب مشخصی در این باره نمی شود.

حسن زارع دهنوی که به دستگیریهای ،قرار دادن زندانیان سیاسی در سلول انفرادی به مدت طولانی و شکنجه آنها توسط بازجویان وزارت اطلاعات وجۀ قضایی می دهد.همچنین دستیاران او مانند فلاح، موسوی رئیس شعبه 2 امنیت و ضرغامی رفتاری غیر انسانی دارند و از روبرو شدن و جواب دادن به خانواده ها خوداری می کنند آنها خانواده ها را ساعتها در انتظار نگه می دارند و نهایتا به آنها پاسخ مشخصی نمی دهند.

لازم به یادآوری است که در پی بازداشت هود یازرلو تعداد زیادی از برجسته ترین شخصیتهای سیاسی ،حقوقی،اقتصادی و فرهنگی ایران طی بیانیه ای خواستار آزادی فوری این دانشجوی زندانی شدند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، دستگیری خودسرانه،انتقال به سلولهای انفرادی بند 209 اوین ، تحت شکنجه های وحشیانه قرار دادن و ادامه بازداشت غیر انسانی آقای یازرلو را محکوم می کند . و از سازمانهای حقوق بشری جهانی خواستار اقدامات فوری برای آزادی تمامی زندانیان سیاسی در ایران است.

22 تیر 1387 برابر با 12 جولای 2008
شرایط زندانی سیاسی فوق به سازمانهای زیر گزارش شد
1-عفو بین الملل
2- شورای حقوق بشر سازمان ملل
3- کمیسر عالی حقوق بشر
4- دیدبان حقوق بشر

هلیکوپترهای نظامی بر فراز آسمان سقز

گزارش دریافتی: رژیم در شهر سقز که از صبح امروز در اعتصاب سراسری بسر میبرد، برای به وجود آوردن فضای ترس و وحشت در میان مردم و بازاریان و کسبه شهر، 3 فروند هلیکوپتر کبری را در آسمان سقز به پرواز درآورده است. خیابانها و اماکن عمومی و حتی کوچه‌های سقز نیز مملو از افراد تا به دندان مسلح و گارد یگان ویژه میباشد. در یک کلام حکومت نظامی محض در حال حاضر بر شهر سقز حکمفرماست و رژیم به دنبال بهانه‌ای میگردد تا مردم و بالاخص بازاریان شهر را به خاطر اعتصاب امروزشان تنبیه کند. ولی با این وجود تجربه اعتصابات 4 سال گذشته شهرهای کردستان نشان داده‌ است که زمانیکه پای حرکت جمعی و متحدانه به میان میاید رژیم هیچوقت توان و جرات برخورد با صدها هزار نفر را ندارد و همچون سالهای گذشته از فردای روز اعتصاب به سکوت خفت بار خود تمکین میکند و اوضاع را از این که هست برای خودش بدتر نمیکند.

انفجار شب گذشته شهر مهاباد را لرزاند

گزارش دریافتی: ساعت 00.30 د‌قیقه‌ امروز شنبه‌ اتاق بسیج واقع در خیابان طالقانی روبروی دادگاه‌ انقلاب شهرستان مهاباد، درحالی که‌ مردم شهر روز جمعه‌ در باغ میکائیل جمع شده‌ بودند و برای واکنش نشان دادن به‌ جنایت رژیم در وین و گرامیداشت 19 سالروز شهادت دکتر قاسملو و یارانش ،را گرامی بدارند ، انفجار شدیدی مهاباد را لرزاند و مردم را به‌ وحشت انداخت . تاکنون امکان این نبوده‌ که‌ اطلاعات بیشتری کسب شود و نیروهای رژیم شهر را در کنترل خود گرفته‌ وحکومت نطامی اعلام نشده‌ را با وجود نیروهای لباس شخصی و پاسداران و بسیجی ها ی مسلح میشود احساس کرد. وضعیت شهر نیمه‌ جنگی و احتمال درگیری و تظاهرات پیشبینی میشود ، هم اکنون بازار مهاباد به‌ طور کلی تعطیل شده‌ است، اغلب مردم با لباس سیاه‌ در خیابانها مشاهده‌ میشوند. رژیم نیروی قابل مشاهده‌ای را از شهرستانهای دیگر روانه‌ مهاباد کرده‌ است. در صورت خبر تازه‌ای شمارا در جریان خواهم گذاشت.

ارومیه در اعتصاب عمومی

گزارش دریافتی: در ادامه سلسله اخبار رسیده از مناطق کردنشین و شهرهای کردستان ایران پیرامون اعتصاب عمومی امروز که به مناسبت محکوم کردن عاملان تروردکتر عبدالرحمن قاسملو دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران صورت گرفته است هم اکنون مطلع شدیم که تمامی بازار منطقه کرد نشین شهر ارومیه در اعتصاب شرکت کرده و بخش اعظمی از هموطنان آذری نیز با اعلام همبستگی با کردهای ارومیه مغازه‌های خود را تعطیل کرده‌ان

شرکتهای بزرگ نفتی ایران را ترک می کنند

روزنامه کارگزاران: دقیقا در شرایطی كه ایران با مانور موشكی قدرت خود را در خلیج فارس به نمایش گذاشت، حلقه تحریم باز هم تنگ‌تر شد. شركت شل كه در ایران برای توسعه میادین گاز فعالیت می‌كرد روز پنج‌‌شنبه رسما اعلام كرد كه دیگر در ایران ادامه فعالیت نخواهد داد. مدیرعامل توتال دلایل كناره‌گیری این شركت برای حضور در مناقصه فاز 11 پارس جنوبی را اعلام كرد.

هرچند زمان انتشار این خبر غلامحسین نوذری وزیر نفت كشور نسبت به خروج توتال از ایران ابراز بی‌اطلاعی كرده بود اما خبرگزاری‌های بین‌المللی به ویژه خبرگزاری رسمی فرانسه گفت‌وگویی را از كریستوف دی مارژری با فایننشال تایمز منتشر كردند كه در آن این مدیر ارشد توتال مدعی شد كه در حال حاضر سرمایه‌گذاری در ایران برای توتال با ریسك سیاسی زیادی همراه خواهد بود.

به نوشته فایننشال تایمز اظهارات كریستف دی مارژری حاكی از آن است كه این معامله جامه عمل نخواهد پوشید.

در حالی كه كناره‌گیری توتال از فعالیت در ایران در صدر اخبار خبرگزاری‌های جهان قرار گرفته بود، وزیر نفت در خصوص اعلام كناره‌گیری توتال از فاز 11 پروژه پارس جنوبی گفت: این موضوع هنوز به طور رسمی به ما اعلام نشده است؛ اما شركت‌های خارجی بزرگی برای حضور در این طرح اعلام آمادگی كرده‌اند. هرچند نوذری هنگامی كه از خروج توتال از ایران مطمئن شد در واكنش به اقدام این شركت فرانسوی اعلام كرد كه ما میدان گازی پارس جنوبی را با آنها یا بدون آنها توسعه خواهیم داد.

فایننشال تایمز در خبر دیگری در این رابطه نوشت غلامحسین نوذری وزیر نفت ایران در واكنش به اعلام شركت توتال برای عدم‌سرمایه‌گذاری در ایران در شرایط فعلی گفت: «ما میدان گازی پارس جنوبی را با آنها یا بدون آنها توسعه خواهیم داد». وزیر نفت در واكنش به اظهارات اخیر مدیرعامل شركت توتال مبنی بر خودداری توتال از سرمایه‌گذاری در ایران به دلیل آنچه آن را «ریسك‌های سیاسی» خوانده است، گفت: ما اعلام كرده‌ایم هر كس علاقه‌مند است برای سرمایه‌گذاری به ایران بیاید اگر علاقه‌مند نیستند ما هیچ اصراری نداریم و خودمان می‌توانیم پروژه‌های خودمان را اجرا كنیم.

وی افزود: البته این موضوع باید بررسی شود چون آقای دومارژری در اجلاس اخیر در مادرید، هم در سخنرانی و هم در جلسه‌ای كه با من داشتند به این موضوع تاكید داشتند كه برای تامین امنیت تولید در آینده، باید در ایران و سایر كشورهای دارای پتانسیل سرمایه‌گذاری كنند.

اكبر تركان یكی از مقامات نفتی ایران نیز در این باره گفت: ایران می‌تواند برخی از قراردادهای بلندمدت پروژه‌های تولید ال‌ان‌جی را به صادرات گاز از طریق خط لوله تبدیل كند. این یك گزینه و راهكار مرسوم و معمول برای صنعت نفت و گاز ایران است.

وی تصریح كرد: ما می‌توانیم با سرمایه‌گذاری داخلی، خط لوله‌های انتقال گاز را تا مرزهای بین‌المللی امتداد دهیم و كشورهای اروپایی مثل اتریش و سوئیس نیز می‌توانند چنین كاری را در داخل مرزهای خود انجام دهند بدون اینكه با موانع سرمایه‌گذاری بین‌المللی روبه‌رو شوند.

همانگونه كه تاكنون تحلیلگران بخش انرژی در جهان حضور شركت‌های بزرگ نفتی چون شل، توتال و رپسول در ایران را بسیار حائز اهمیت برای انرژی ایران ارزیابی كرده‌اند، اكنون كناره‌گیری این شركت‌ها از فعالیت روی منابع انرژی ایران را اتفاقی بسیار حائز اهمیت ارزیابی می‌كنند. مقامات نفت ایران از چند ماه پیش كه رپسول و شل ساز خروج از ایران را كوك كردند همواره از حضور شركت‌های چینی، روسی، مالزیایی و حتی آفریقایی در پروژه‌های نفتی ایران سخن می‌گویند؛ این در حالی است كه كارشناسان انرژی در جهان معتقدند كه این كشورها نخواهند توانست خلاء حضور شل را در ایران پر كنند.

ساموئل سیسزوك كارشناس ارشد موسسه گلوبال اینسایت معتقد است: شركت‌های روسی و چینی نمی‌توانند خلاء شركت توتال را جبران كنند. بدون تكنولوژی و تجربه نمی‌توان در ایران ال‌ان‌جی تولید كرد. به‌رغم آنكه عدم‌حضور شركت‌های بزرگ در ایران برای توسعه پروژه‌های گاز كشور برای اقتصاد انرژی ایران می‌تواند اتفاقی تكان‌دهنده باشد اما در عین حال جهان نیز از منابع انرژی در حال توسعه در ایران محروم خواهد شد اما به نظر می‌رسد كه دنیا تبعات منفی عدم‌برخورداری از امكانات انرژی ایران را به جان خریده و ترجیح می‌دهد در شرایط سیاسی موجود از این فعالیت كناره‌گیری كند.

اقدام اخیر توتال و كناره‌گیری از فعالیت در ایران به صورت ناگهانی صورت گرفت هرچند كه انتظار می‌رفت توتال حوزه عظیم نفتی پارس جنوبی را برای جمهوری اسلامی ایران به مرحله بهره‌برداری برساند؛ اما اكنون رئیس شركت عظیم انرژی توتال فرانسه به فایننشال تایمز گفته است: «اگر در ایران سرمایه‌گذاری كنیم مردم خواهند گفت توتال برای پول هر كاری حاضر است بكند. البته احتمال كناره‌گیری توتال از فعالیت در پارس جنوبی از چند ماه پیش مطرح شده بود.»

شركت توتال همكاری گسترده‌ای در 10 سال گذشته با ایران داشته است. این شركت در سال ۱۹۹۷، قراردادی با دولت ایران امضا كرد تا همراه با شركت روسی گازپروم و شركت مالزیایی پتروناس در زمینه اكتشاف و بهره‌برداری از میدان گاز پارس جنوبی با این كشور همكاری كند. روزنامه فایننشال تایمز در گزارش خود اقدام اخیر توتال را گامی در راستای اعمال فشارهای بیشتر از سوی آمریكا بر ایران اعلام كرده است. بر اساس تحلیل این روزنامه، توتال آخرین شركت بزرگ اروپایی است كه به‌رغم اعمال تحریم در ایران به فعالیت خود ادامه داده است. توتال دقیقا در زمانی كه رسانه‌های خبری جهان بر مانور موشكی ایران در خلیج فارس متمركز بودند خبر انصراف خود را اعلام كرد.

با این اوصاف معلوم نیست با گسترش تلاش‌های آمریكا برای به انزوا كشیدن ایران در راستای اقدامات هسته‌ای آیا باز هم می‌توان روی حضور شركت‌های روسی و چینی برای حضور در پروژه‌های نفت و گاز ایران حساب باز كرد؟! با آنكه به گفته تحلیلگران اقتصادی غربی، كنار كشیدن شركت توتال از پروژه‌های پارس جنوبی ضربه‌ای برای بخش انرژی ایران خواهد بود.


به حکم اعدام معلم دربند فرزاد کمانگر اعتراض کنید

فعالان حقوق بشر در ايران

فرزاد كمانگر (سيامند) معلم آموزش وپرورش شهرستان كامياران با 12 سال سابقه تدريس كه يكسال قبل از دستگيري در هنرستان كارودانش مشغول به تدريس بوده است ، همچنين عضو هيئت مديره انجمن صنفي معلمان شهرستان كامياران شاخه كردستان به عنوان مسئول روابط عمومي اين انجمن فعال بوده است ، او همچنين عضو شوراي نويسندگان ماهنامه فرهنگي - آموزشي رويان (نشريه آموزش و پرورش كامياران ) بوده است و نيز بعنوان عضو هيئت مديره انجمن زيست محيطي كامياران (ئاسك) مشغول به فعاليت بوده است .

آقاي کمانگر از ابتداي سال 85 با آغاز فعاليت مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران به عضويت آن درآمد اما در مرداد ماه سال 1385 که براي پيگيري درمان بيماري برادرش ( از فعالان سياسي كردستان ) به تهران آمد ، در آنجا توسط مامورين وزارت اطلاعات دستگير شد.

فرزاد کمانگر در پروسه هاي مختلف بازجويي در بند 209 زندان اوين ، اداره اطلاعات کرمانشاه و اداره اطلاعات سنندج تحت شديدترين شکنجه هاي غير انساني قرار گرفت و علي رغم عدم وجود مستندات و در يک روند سياسي توسط شعبه 30 دادگاه انقلاب در طي يک محاکمه 7 دقيقه اي به اعدام محکوم شد .

کمپين نجات جان فرزاد کمانگر پس راي دادگاه در تاريخ 5/12/86 توسط مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران راه اندازي شد که با حجم پر کاري پس از گذشت 140 روز از آغاز فعاليتش با جمع آوري بيش از 3000 هزار امضا از طريق اينترنت و جمع آوري بيش از 3800 امضا توسط فعالان کمپين و از طريق فرم هاي کتبي به فعاليت هاي خود ادامه ميدهد.

امروز در حالي گزارش 140 روز فعاليت کمپين را جهت تنوير افکار عمومي و تشکلات همراستا و مدافع حقوق بشر منتشر مي نماييم که حکم اعدام فرزاد کمانگر توسط دادگاه تجديد نظر به تائيد رسيده است و آقاي کمانگر بنا بر ديدگاه شخصي از نوشتن تقاضاي عفو سرباز زده است. بنابراين با توجه به عدم محکوميت حبس ، حکم مربوطه به واحد اجراي احکام ارجاع گرديده تا با دستور آقاي شاهرودي و کم توجهي ديده بانان و مدافعان حقوق بشر به مرحله اجرا درآيد.

کمپين نجات فرزاد کمانگر همچنان براي آزادي فرزاد کمانگر از هيچ کوششي فروگذار نخواهد کرد و سلسله مکاتباتي را با تمامي حاميان بين المللي که از وي حمايت نموده اند به انجام خواهد رساند و با مطرح کردن پرونده مذکور در مراجع بين المللي با اعمال فشار بر دستگاه قضايي حکم وي را لغو نمايد. در ذيل گزارشي از 140 روز حمايت صادقانه و قاطعانه اقشار مختلف جامعه و تشکلات مدافع حقوق بشري در سطح داخل و خارج کشور تقديم به آنانکه قلبشان براي صلح و دوستي ميتپد ميگردد :

روز شمار کمپين آزادي فرزاد کمانگر

8/8/86 - حمايت زندانيان سياسي زندان اوين: آقايان مجيد توکلي ، احسان منصوري ، احمد قصابان ، کيوان رفيعي و مصطفي علوي جدائي با نگارش بيانيه اي خواستار تشکيل دادگاه علني و عادلانه جهت محاکه نامبرده شده اند.
7/10/86 - حمايت 250 تن از اهالي کامياران از فرزاد کمانگر : بيش از 250 تن از اهالي شهرستان کامياران از جمله امام جماعت شيعيان ، شوراي شهر ، شوراي تامين ، کانون صنفي فرهنگيان و همسايگان با امضاي استشهادي محلي وي به عنوان يک معلم دلسوز ياد کرده و خواهان آزادي وي شدند .
9/10/86 - بيانيه جمعي از معلمان شهرستان کامياران : بيش از 130 تن از معلمان کامياراني با ارسال بيانيه اي خواهان رسيدگي به وضعيت ايشان جهت آزادي نامبرده شدند.
7/12/86 - استمداد يک سازمان حقوق بشري براي حمايت از فرزاد کمانگر : مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران با صدور فراخواني از تمامي مدافعان حقوق بشري براي نجات جان وي ياري خواست .
7/12/86 - اعتراض يک گروه حقوق بشري در سوئد به حکم اعدام فرزاد کمانگر : جامعه دفاع از حقوق بشر و دموکراسي با صدور بيانيه اي ضمن محکوم کردن هر گونه اعدام، صدور احکام غير انساني و ضد بشري مراجع قضائي جمهوري اسلامي را محکوم کرده و خواستار اقدام فوري، هماهنگ و يکپارچه ي همه ي جريانات و فعالين مدني براي توقف اين گونه احکام توسط جمهوري اسلامي شد.
8/12/86 - حمايت و اعتصاب غذاي جمعي از زندانيان سنندج در حمايت از فرزاد کمانگر : 8 تن از زندانيان محبوس در زندان مرکزي سنندج با صدور بيانيه اي در اعتراض به حکم اعدام فرزاد کمانگر يک روز اعتصاب غذا اعلام کردند.
8/12/86 - بيانيه سازمان ديدبان حقوق بشر در اعتراض به صدور حکم اعدام براي فرزاد کمانگر : سازمان ديدبان حقوق بشر در خصوص صدور حکم اعدام براي فرزاد کمانگر اعتراض نموده و خواهان لغو حکم اعدام نامبرده شده است .
12/12/86 - اعتراض فدراسيون بين المللي جامعه هاي حقوق بشري : فدراسيون بين المللي جامعه هاي حقوق بشر (FIDH) و جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران (LDDHI) اعتراض شديد خود را نسبت به صدور حکم اعدام فرزاد کمانگر اعلام نمود.
13/12/86 - حمايت جمعي از مدافعان حقوق بشر کردستان : 7 تن از مدافعان محلي حقوق بشري در کردستان ايران با صدور بيانيه اي خواهان آزادي فرزاد کمانگر شدند .
13/12/86 - حمايت کانون نويسندگان کردستان : کانون نويسندگان کردستان با صدور اطلاعيه اي خطاب به سازمان هاي بين المللي ، اتحاديه اروپا ، سازمان ملل ، سازمان جهاني حقوق بشر خواهان واکنش ايشان به حکم ناعادلانه فرزاد کمانگر شدند.
16/12/86 - حمايت جمعي از دانشجويان دانشگاه اصفهان از فرزاد کمانگر : جمعيت مذبور با ارسال نامه خواهان شفافسازي دستگاه قضايي و تحقيق در خصوص شکنجه فرزاد کمانگر شده است و صدور حکم اعدام براي نامبرده را خلاف موازين حقوق بشري قلمداد کرد .
16/12/86 - صدور بيانيه توسط انجمن معلمان از کار برکنار شده استان کردستان : جمعيتي متشکل از 1500 تن از معلمان از کار بر کنار شده استان کردستان در بيانيه از اتحاديه اروپا و سازمان هاي جهاني حقوق بشري خواهان آزادي و لغو حکم فرزاد کمانگر شدند.
19/12/86 - بيانيه جمعي از تشکلات مدني استان کردستان : انجمن فرهنگي و اجتماعي ژيانه وه ، کانون شهروندي ژيار ، موسسه فرهنگي و اجتماعي شاهو ، جمعيت جوانان سنه دژ ، موسسه جوانان زاگرس ، مشترکا با صدور بيانيه اي خواهان تجديد نظر در رابطه با حکم اعدام فرزاد کمانگر معلم کرد در بند شدند .
22/12/86 - نامه 98 تن از شخصيت هاي سياسي و اجتماعي به هاشمي شاهرودي : 98 تن از فعالان سياسي و اجتماعي ايران طي بيانيه اي مشترکي خواهان پايان دادن به بازداشت هاي خودسرانه شدند که در انتهاي نامه با اشاره بازداشت تني چند از فعالان سياسي و مدني از جمله فرزاد کمانگر خواهان آزادي ايشان شدند.
23/12/86 - انتشار مستنداتي از شکنجه هاي روحي و جسمي فرزاد کمانگر : مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران با انتشار مستنداتي از شکنجه فرزاد کمانگر در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج گوشه اي از شکنجه هاي جسمي و روحي تحميل شده بر فرزاد کمانگر را افشا نمودند.
28/12/86 - حمايت دانشجويان زنداني پلي تکنيک : آقايان مجيد توکلي ، احمد قصابان و احسان منصوري سه تن از دانشجويان محبوس در زندان اوين با ارسال نامه از زندان به کمپين فرزاد کمانگر ضمن حمايت از فرزاد کمانگر خواهان نقض حکم صادره و بررسي مجدد پرونده ايشان در دادگاه صالحه و بصورت علني و با حضور هيئت منصفه اي صالح و عادل شدند.
29/12/86 - اعتراض کمپين بين المللي حقوق بشر در ايران : کمپين بين المللي حقوق بشر در ايران از قوه قضائيه خواهان تحقيق در خصوص شکنجه هاي جسمي فرزاد کمانگر شده و پذيرش مسئوليت صدور حکم اعدام براي ايشان و پاسخگويي به افکار عمومي شده است .
29/12/86 - جمع آوري امضا در سوئد : 134 تن از ايرانيان و خارجيان در سوئد با پيوستن به کمپين فرزاد کمانگر خواهان لغو حکم اعدام فرزاد کمانگر و آزادي بي قيد و شرط وي شدند.
6/1/87 - جمع آوري امضا در کامياران : 1100 تن از شهروندان کامياران با امضاي فرم هاي کتبي کمپين خواهان لغو حکم اعدام فرزاد کمانگر شدند.
26/1/87 - حمايت تشکل دانشجويي دانشگاه بين المللي قزوين : يک تشکل دانشجويي اصلاح طلب با برگزاري تجمعي در دانشگاه بين المللي قزوين خواهان آزادي فرزاد کمانگر شد.
28/1/87 - حمايت پارلمانترهاي سوئد از فرزاد کمانگر : بوديل سيبالوس عضو پارلمان و از اعضاي حزب سبز در سوئد، در رابطه ‌با وضعيت فرزاد کمانگر نامه‌اي براي سازمان عفو بين الملل ارسال کرد و قصد خود را براي جمع آوري امضا از ديگر پارلمانترها در سوئد اعلام داشت .
29/1/87 - فراخوان معلمان کامياران : معلمان کامياراني با ارسال فراخواني در آستانه هفته معلم نسبت به آزادي فرزاد کمانگر ابراز اميدواري کردند.
29/1/87 - حمايت وبلاگ نويسان ايراني : جمعي از وبلاگ نويسان ايراني با انتشار بيانيه اي روز 12 ارديبهشت را به روز حمات از فرزاد کمانگر ناگذاري کردند و خواهان لغو حکم اعدام ايشان شدند.
30/1/87 - جمع آوري امضا در بندر عباس : شهروندان بندر عباس در پارک ساحلي به کمپين نجات فرزاد کمانگر پيوستند .
8/2/87 - بيانيه انجمن فرهنگي اجتماعي زنان آذرمهر کردستان : انجمن فرهنگي و اجتماعي زنان آذر مهر با انتشار بيانيه اي نسبت به حکم اعدام فرزاد کمانگر اعتراض کردند .
8/2/87 - حمايت انجمن صنفي معلمان کردستان : انجمن صنفي معلمان کردستان با صدور بيانيه اي در آستانه روز معلم صدور حکم اعدام براي فرزاد کمانگر را محکوم نمود .
11/2/87 - حمايت جمعي از زندانيان سياسي اوين : آقايان مجيد توکلي ، احسان منصوري ، احمد قصابان ، ابوالفضل جهاندار ، صباح نصري ، هدايت غزالي ، عباس خرسندي و حميد رضا محمدي با ارسال نامه از زندان اعتراض خود را به ادامه بازداشت فرزاد کمانگر اعلام داشتند .
12/2/87 - حمايت 250 تن از شخصيت هاي سياسي و مدني ايران : 250 تن از فعالان سياسي ، اجتماعي ، حقوق بشري با صدور بيانيه اي نسبت به صدور حکم اعدام براي فرزاد کمانگر اعتراض کردند .
13/2/87 - همبستگي با فرزاد کمانگر در کنار مقبره کوروش : در پي اعلام روز همبستگي و همراهي با فرزاد کمانگر تعدادي از دانشجويان و اعضاي مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران با گردهمايي در کنار مقبره کورش کبير "پايه گذار منشور جهاني حقوق بشر" ضمن اعتراض به نقض سيستماتيک حقوق بشر خواستار حمايت و آزادي فرزاد کمانگر ، معلم اعدامي گشتند .
26/2/87 - تقدير کانون صنفي معلمان ايران : کانون صنفي معلمان ايران با ارسال تقدير نامه اي ار فرزاد کمانگر به عنوان فردي قابل ستايش ياد کرد .
2/3/87 - نامه رئيس حزب چپ سوئد : رئيس حزب چپ سوئد با ارسال نامه اي به محمود احمدي نژاد با اشراه به شکنجه هاي روحي و جسمي خواهان آزادي و معالجعه فرزاد کمانگر شد .
3/3/87 - حمايت معلمان زبان کردي در سوئد : 34 تن از معلمان سوئدي با انتشار نامه اي خواهان آزادي فرزاد کمانگر شدند
3/3/87 - حمايت کانون صنفي معلمان ايران : کانون صنفي معلمان اصلي ترين تشکل صنفي معلمان ايراني با ارسال نامه اي از رياست قوه ي قضائيه، ديوان عالي کشور و قاضي دادگاه تجديد نظر خواستار لغو حکم اعدام فرزاد کمانگر شدند.
4/3/87 - نامه فدراسيون جهاني اتحاديه معلمان : رئيس فدراسيون جهاني اتحاديه معلمان با بيش از 30 ميليون عضو از سفارت ايران خواهان توضيح در رابطه با صدور حکم اعدام و اتهامات منتسب به فرزاد کمانگر شد.
11/3/87 - بيانيه سازمان عفو بين الملل : سازمان عفو بين الملل با انتشار گزارشي از معلم اعدامي حمايت کرد و وي را فردي در آستانه اعدام معرفي نمود و از دريافت کنندگان گزارش خواست اعتراضات خود را به مقامات ايران اعلام کنند .
14/3/87 - انتشار طومار با بيش از 2000 امضا توسط کمپين : در پنج شهر ايران ، شيراز ، بندر عباس ، سنندج ، کامياران و اهواز فعالان کمپين فرزاد کمانگر موفق به جمع آوري 2000 امضاي کتبي توسط شهروندان ايراني شدند.
21/3/87 - ابراز نگراني فدارسيون جهاني اتحاديه معلمان : فدراسيون جهاني اتحاديه معلمان با صدور بيانيه اي نسبت به وضعيت فرزاد کمانگر اعلام نگراني کرده و خواهان پاسخگوي مقامات قوه قضائيه ايران و گفتگو در رابطه با پرونده فرزاد کمانگر شده است .
29/3/87 - حمايت روحاني بلند پايه کرد از فرزاد کمانگر : سياستمدار مستقل و روحاني شهير کرد " ملا شيخ عزالدين حسيني " ، از اهالي شهر بوکان کردستان ايران، که‌هم اکنون در خارج از کشور و به‌صورت پناهنده‌سياسي زند‌گي مينمايد، در طي بيانيه‌اي خواهان آزادي فوري و بدون قيد و شرط فعال مدني و اکولوژيست کرد،معلم زنداني " فرزاد کمانگر " شده‌است.
21/4/87 - مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران تائيد حکم اعدام فرزاد کمانگر را اعلام و طي اطلاعيه اي محکوم نمود.

-گزارش فوق در برگيرنده حمايتهاي جعي و سازماني ميباشد و نامه ها ، گفتگوها ، اطلاع رساني و مطالب بسياري بعلت محدوديتهاي نگارشي حذف گرديده است .
-همچنين اعلام ميداريم براي لغو حکم و تلاش براي آزادي فرزاد کمانگر مصمم هستيم و نيازمند همراهي تمامي آزاديخواهان و آزادانديشان. کمپين فرزاد کمانگر به فعاليتهاي خود ادامه خواهد داد.

کمپين نجات فرزاد کمانگر
تهران - 22/4/87

خيابانی به نام 18 تير در تمام شهرهای ایتالیا

روزنامه اعتماد ملی: انجمن ملي شوراهاي شهر نام‌گذاري خياباني در شهر رم با عنوان 18 تير يا 9 ژوئيه را در دستور كار خود قرار داده است. امكان نامگذاري 18 تير در ديگر شهرهاي ايتاليا نيز در دست بررسي است. روبرتو پلا‌ مدير بخش سياست‌گذاري سازمان ملي شوراهاي شهر ايتاليا در مصاحبه‌اي به خبرگزاري آكي كرونوس اينترنشنال ايتاليا گفت، مصوبه‌اي را ارائه خواهد داد كه در آن كليه شهرداري‌ها امكان نام‌گذاري خياباني در شهرهاي مختلف ايتاليا با نام 18 تير يا 9 ژوئيه را در دستور كار خود قرار داده و آن را بررسي كنند.

شهر سقز در اعتصاب عمومی بسر میبرد

گزارش دریافتی: امروز شنبه 22 تیرماه، بار دیگر همچون سالهای گذشته شهر سقز به شکلی بینظیر و متحدانه در اعتصاب عمومی بسر میبرد. تمامی مغازه‌های بازار بزرگ سقز و تمامی پاساژها و مراکز تجاری و مغازه‌های خیابانهای اصلی و فرعی شهر تعطیل میباشند.

وسعت اعتصاب امسال به حدی است که حتی مغازه‌های کوچه‌ها و محلات حاشیه شهر نیز بسته است.هیچ وسیله نقلیه‌ای اعم از شخصی و عمومی (حتی تاکسی) در خیابانها دیده نمیشوند و اتوبوسهای شرکت واحد نیز که دولتی هستند امروز به علت نبود مسافر به ناچار از حرکت ایستادند. سقز در سکوت کامل بسر میبرد و این سکوت به مثابه فریاد و اعتراض متمدنانه و نوین مردم کرد است که میخواهد با این حرکت متحد و با این نافرمانی عظیم خود خشم و بیزاری خود را به تروریزم بین المللی و در راس آن جمهوری اسلامی نشان دهند که نوزده سال پیش در چنین روزی دکتر عبدالرحمن قاسملو دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران را ناجوانمردانه و در سر میز مذاکره برای حل و فصل آشتیانه مسئله کرد، در کشور اتریش ترور کردند.

با اینکه هم اکنون شهر سقز در اعتصاب کامل بسر میبرد و هیچ عابری در معابر عمومی دیده نمیشود ولی صدها تن از نیروهای یگان ویژه ضد شورش در خیابانها و حتی کوچه‌های سقز مستقر شده‌اند و منتظر فرصتی هستند که با صدای گلوله‌هایشان سکوت و اعتصاب پر معنای سقز را بشکنند. از چهره‌های این نیروها میتوان خشم و عصبانیت، همراه با عجز و ناتوانیشان را در برابر این حرکت متمدنانه و متحدانه مردم سقز احساس کرد. این در حالیست که در چند روز گذشته نیز نیروهای گشت اماکن به بازار سقز رفته و با تهدید کردن بازاریان آنها را از عواقب بستن مغازه‌هایشان و پیوستن به اعتصاب مطلع میکردند و همزمان 24 اتحادیه مختلف اصناف و بازاریان نیز با برگزاری نشستهایی با اصناف مختلف شغلی و با تهدید و ارعاب، خواهان تحت فشار قرار دادن کسبه و به ثمر نرسیدن اعتصاب امسال بودند که خوشبختانه تلاشهایشان چون گذشته به انجام نرسید.

اعتصاب بزرگ امروز در سقز از این زاویه مهم و چشمگیر است که این شهر یکی از شهرهای بزرگ پرجمعیت و استراتژیک کردستان ایران بشمار میاید و از نظر اقتصادی نیز سقز با داشتن بزرگترین بازار سرپوشیده غرب کشور و دارا بودن بیش از 100 پاساژ و مرکز بزرگ تجاری، قطب اقتصادی و تجاری کردستان و غرب کشور محسوب میشود.

شایان ذکر است که امسال چهارمین سال متوالی است که شهرهای کردستان ایران و منجمله سقز به این مناسبت در اعتصاب بسر میبرند. تا مخابره این خبر هنوز اطلاعی از وضعیت سایر شهرهای کردستان و پیوستن به اعتصاب عمومی امسال در دست نیست و به محض اخذ اخبار موثق، خوانندگان را در جریان اهم رویدادهای امروز قرار خواهیم داد.

خودکشی دانشجوی ایرانی در زندان ترکیه

به گزارش خبرنامه آزادی برابری، داوود باقری دانشجوی ایرانی که به ترکیه گریخته به دلیل شرایط بسیار سخت و رفتار غیر انسانی مامورین زندان ادرنه ترکیه اقدام به خودکشی کرده است. وی هم اکنون در بهداری زندان در شرایط ناگواری به سر می برد.

بر طبق شنیده ها در روزهای گذشته وی از سوی مامورین بازداشتگاه ادرنه مورد ضرب و شتم و هتاکی قرار گرفته بود و از طرفی دیگر اداره پناهندگی ترکیه نسبت به رسیدگی به وضعیت او اهمال کرده است.

داوود باقری از فعالین وابسته به جریان دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای ایران است که چندی پیش به دنبال بازداشتهای گسترده دانشجویان بعد و قبل مراسم روز دانشجوی سال گذشته ناخواسته مجبور به ترک کشور شده و حال پس از گذشت چهار ماه به اتهام ورود غیر قانونی به ترکیه در زندان به سر می برد.

ما از تمامی گروههای رسمی حقوق بشر و کمیساریای عالی پناهندگان وابسته به سازمان ملل خواستار رسیدگی سریع به وضعیت داوود باقری هستیم.

حمله به رژیم تهران از طریق عراق خواهد بود

مسکو، 21 تیر، خبرگزاری «نووستی»/ ارتش اسرائیل آماده حمله به ایران شده و جنگنده های خود را وارد پایگاه های نظامی آمریکا در عراق می سازد.

روزنامه القدس العربی اطلاع می دهد که چند ماه است خلبان های اسرائیلی در عراق آماده می شوند.

به نوشته القدس العربی، ورود جنگنده های اسرائیلی و تجمع نیروهای آمریکایی در منطقه خلیج فارس، تاکیدی دیگر بر تصمیم بوش برای حمله به ایران است.

این روزنامه می نویسد که بنظر می رسد ضربه اصلی را نیروهای هوایی اسرائیلی وارد خواهند ساخت و نیروهای آمریکایی باید آنها را پوشش دهند.

مقامات رسمی ایران هشدار دادند که اجازه تکرار اوسیراک را نمی دهند و خاطر نشان داشتند که نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران آماده پاسخگویی به هر حمله ای هستند.

۱۳۸۷ تیر ۱۹, چهارشنبه

افزايش جمعيت مناطق شهري ٢٥ استان بر اثر مهاجرت بي رويه

بنا به آمار سرشماري سال ٨٥ جمعيت شهرهاي ٢٥ استان كشور طي مدت ١٠سال با افزايش روبه رو بوده است؛ به طوري كه جمعيت اين شهرها به دليل مهاجرت بي رويه از روستاها در اين مدت افزايش يافته است و اين نگراني وجود دارد در صورتي كه برنامه ريزي و بررسي هاي لازم از سوي مسئولان صورت نپذيرد، در چند سال آينده با توجه به افزايش مهاجرت به شهرها برخي از روستاها به روستاهاي خالي از سكنه تبديل شود. رحيمي، كارشناس اداره جمعيت وزارت بهداشت، با بيان اين مطلب در گفت وگو با خراسان افزود: برآوردهاي آماري نشان مي دهد كه در سال ٧٥، چهار استان كشور از رشد انفجاري (نرخ رشد ٣-٢ درصد) برخوردار بودند كه سرشماري ٨٥ نشان مي دهد نرخ رشد جمعيت اين استان ها كاهش يافته و در حال حاضر تنها استان سيستان وبلوچستان داراي رشد انفجاري جمعيت است. وي خاطرنشان كرد: آمارها نشان مي دهد كه همگرايي استان ها از لحاظ نرخ رشد جمعيت به نسبت سال هاي قبل بيشتر شده است و ١١ استان كشور از رشد ثابتي نسبت به آمارهاي گذشته برخوردارند. رحيمي گفت: استان هاي تهران، كرمان، بوشهر، يزد، قزوين، سمنان، اصفهان، مازندران، آذربايجان شرقي و گيلان از جمله استان هايي هستند كه از نظر رشد جمعيت تغييري نداشته اند. وي افزود: اما جمعيت استان هاي هرمزگان، قم، كهكيلويه و بويراحمد، چهارمحال وبختياري، مركزي، زنجان و لرستان يك رده كاهش يافته است و برخي استان ها از تغييرات شديدي در نرخ رشد جمعيت برخوردار بوده اند. به عنوان مثال آذربايجان غربي، گلستان، كرمانشاه، اردبيل و ايلام از جمله استان هايي هستند كه نرخ رشد جمعيت در آن ها با تغييرات شديدي همراه بوده است. كارشناس اداره جمعيت وزارت بهداشت همچنين گفت: بررسي هاي آماري حكايت از آن دارد كه مناطق شهري ٢٥ استان كشور داراي رشد سريع جمعيت بوده اين درحالي است كه مناطق روستايي ٢٥ استان كشور از رشد منفي جمعيت برخوردار بوده است و اين مسئله نياز به بررسي و واكاوي دقيق علل و عوامل دارد. وي افزود: آنچه مسلم است اين كه مهاجرت روستاييان به شهرها عامل اصلي است كه در وهله اول باعث كاهش جمعيت روستاها و در وهله بعدي منجربه افزايش جمعيت شهرها شده است. به گفته اين كارشناس مهاجرت جوانان جوياي كار از روستاها به شهرها بر ساختار سني افراد در مناطق روستايي تاثيرگذاشته و به كاهش باروري در اين مناطق انجاميده است؛ مهاجرت در كنار كاهش باروري در روستاها به دليل مهاجرت افراد جوان دوعاملي است كه به كاهش جمعيت روستاها در سال هاي اخير منجر شده است كه اين مسئله جاي نگراني و هشدار دارد چرا كه اگر كاهش جمعيت روستاها با اين روند ادامه يابد، احتمال خالي از سكنه شدن تعداد زيادي از روستاهاي كشور افزايش مي يابد.

رحيمي تصريح كرد: بررسي روند مهاجرت از روستاها به استان ها نشان مي دهد كه ١٠ استان تهران، يزد، قم، خراسان رضوي، قزوين، اصفهان، گلستان، مازندران، مركزي و گيلان استان هاي مهاجرت پذير هستند، به همين دليل جمعيت اين استان ها به دليل مهاجرت افزايش يافته است؛ اما بقيه استان ها به جز استان هرمزگان كه روند مهاجرت در جمعيت آن تاثير نداشته و ميزان مهاجرت پذيري و مهاجرت فرستي به يك اندازه است، بقيه استان هاي كشور مهاجرت فرست هستند كه بخشي از جمعيت خود را طي سال هاي اخير از دست داده اند؛ اين احتمال را مي توان داد كه بخشي از جمعيت اين استان ها در جست وجوي امكانات بيشتر و اشتغال به استان هايي كه از آن ها نام برده شد، مهاجرت كرده اند. وي افزود: برآوردها نشان مي دهد مناطقي كه مهاجرت فرست بوده اند، ضريب اشتغال در آن پايين بوده است و بخشي از افراد كه به طور عمده بين گروه سني ١٥ سال به بالا هستند، به دنبال كار به شهرها به ويژه كلان شهرها مهاجرت كرده اند اما صرف نظر از افزايش جمعيت در كلان شهرها و برخي استان ها وكاهش جمعيت در برخي استان هاي ديگر و نيز كاهش شديد جمعيت در روستاها، نكته مهم اين است كه پديده مهاجرت در اين گروه سني، به كاهش نيروهاي فعال و كارآفرين در استان ها و به ويژه مناطق روستايي منجر شده است؛ علاوه بر اين كه در بحث مواليد و ازدواج نيز در اين مناطق تاثير داشته است. وي در پاسخ به اين كه آيا رشد منفي جمعيت در روستاها به افزايش و گسترش حاشيه نشيني در شهرها منجر شده است، گفت: اين كه روستاها نرخ رشد منفي جمعيت دارند، نشان مي دهد كه بخشي از جمعيت مناطق روستايي ٢٥ استان به شهرها مهاجرت كرده اند كه باعث افزايش جمعيت شهرهاي بزرگ شده است و برآوردهاي آماري نشان مي دهد كه مهاجران ابتدا در حاشيه شهرها ساكن شده اند؛ از اين رو ما با پديده گسترش حاشيه نشيني كه مشكلاتي را براي شهرها به وجود آورده است، روبه رو هستيم اما يك نكته را نيز بايد درنظر گرفت كه اين مهاجران به مرور با يافتن كار در مركز شهرها به بافت شهري وارد مي شوند.

رحيمي با اشاره به نرخ رشد ٦/١درصدي جمعيت كشور گفت: نرخ رشد مناطق شهري ٧٤/٢ درصد و مناطق روستايي منهاي ٤٤ درصد مي باشد وي نسبت به دوبرابرشدن جمعيت در استان سيستان وبلوچستان طي ٢٠ سال آينده هشدار داد و گفت: پيش بيني ها حاكي از آن است كه جمعيت كشور هر ٥/٤٣ سال، دوبرابر مي شود و اين مسئله نشان مي دهد كه دولتمردان حدود ٤٣ سال زمان دارند تا نسبت به دوبرابرشدن امكانات رفاهي، درآمدي و شغلي و ... براي اين ميزان جمعيت اقدام كنند. وي افزود: درحالي كه جمعيت استان سيستان وبلوچستان طي ٢٠ سال آينده به دو برابر ميزان فعلي افزايش مي يابد، جمعيت استان همدان پس از گذشت ٤٥٥ سال به دوبرابر ميزان فعلي مي رسد كه نشان دهنده كمترين رشد جمعيت در اين استان است. كارشناس اداره جمعيت وزارت بهداشت همچنين درباره ساختار سني جمعيت گفت: آمارها حاكي از آن است كه ٢٥درصد جمعيت كشور زير ١٥ سال سن دارند، درحالي كه براساس تعاريف جهاني، كشوري به عنوان كشور جوان محسوب مي شود كه ٤٠درصد جمعيت آن زير ١٥سال باشند؛ بنابراين كشور ما جوان محسوب نمي شود. علاوه بر اين آمارها نشان مي دهد كه ٥ درصد جمعيت كشور بالاي ٦٥ سال سن دارند، درحالي كه براساس تعاريف، كشوري پير و سالخورده تلقي مي شود كه ٨ درصد جمعيت آن بالاي ٦٥ سال سن داشته باشند. بنابراين كشور ما اگر چه ميانسال و رو به سالمندي است، اما هنوز كشور پير و سالخورده محسوب نمي شود.

وي افزود: نكته مهمي كه در اين زمينه براساس آمارها وجود دارد، اين است كه ٧٠ درصد جمعيت كشور در گروه سني ١٥ سال به بالا تا ٦٥ سال قرار دارند كه براساس تعاريف جهاني گروه فعال اقتصادي ناميده مي شوند.

بنابراين كشور ما در حال حاضر در دوران طلايي جمعيتي قرار دارد كه فرصتي مغتنم براي برنامه ريزان و سياست گذاران است تا از آن به بهترين نحو براي پيشرفت و توسعه كشور استفاده كنند.

رحيمي افزود: با توجه به اين آمار از نظر ساختار سني ما استان جوان يا پير نداريم. اما از جمعيت ٢ ميليون و ٣٩٦ هزار نفري استان سيستان و بلوچستان ٨٥/٣٨ درصد آن زير ١٥ سال قرار دارند كه اين استان بالاترين درصد جواني را به خود اختصاص داده است و از سوي ديگر استان گيلان، خراسان جنوبي، آذربايجان شرقي، مركزي، همدان و سمنان بالاترين ميزان سالمندي را دارند.

وي با اشاره به اين كه امسال شعار روز جهاني جمعيت (٢١ تير) به عنوان تنظيم خانواده ناميده شده است، گفت: بنابراين تعريف هر زوجي مي تواند هر تعداد فرزندي كه مي خواهد داشته باشد اما بايد از بارداري هاي ناخواسته جلوگيري شود.اين كارشناس در پاسخ به اين سوال كه آيا رشد جمعيت بالا در سيستان و بلوچستان نشان مي دهد كه برنامه هاي تنظيم خانواده در اين استان به خوبي اجرا نشده است، گفت: عدد باروري در اين استان همان دو فرزند است اما به دليل جوان بودن ساختار سني اين استان و اين كه تعداد زوج هايي كه در سن باروري هستند زياد است، ما با مواليد بيشتري در اين استان نسبت به ديگر استان ها روبه رو هستيم و همين مسئله به افزايش نرخ رشد جمعيت در سيستان و بلوچستان منجر شده است.

شايان ذكر است بر اساس اطلاعات آماري سايت مركز آمار ايران، تعداد مهاجران استان هاي كشور طي ١٠سال گذشته بيش از ١٢ميليون و ١٤٨هزار نفر برآورد شده است كه از اين تعداد يك ميليون و ٦٣هزار نفر براي جست وجوي كار و يك ميليون و ٤٠هزار نفر براي تحصيل و ٧٩١ نفر براي جست وجوي كار بهتر به شهرها مهاجرت كرده اند.

وزير بازرگاني: امسال ٥ميليون تن گندم وارد مي كنيم

وزير بازرگاني اعلام كرد: به دليل خشكسالي امسال نه تنها صادرات گندم نخواهيم داشت بلكه براي تامين نيازهاي داخلي بايد بيش از پنج ميليون تن گندم وارد كنيم.

سيد مسعود ميركاظمي درگفت وگو با مهر اظهار داشت: براي جبران كمبود گندم در كشور امسال مقرر شده كه بيش از پنج ميليون تن گندم وارد شود.

وي ادامه داد: متاسفانه به دليل خشكسالي امسال نه تنها صادرات گندم نخواهيم داشت بلكه براي تامين نيازهاي داخلي بايد بيش از پنج ميليون تن را وارد كنيم كه مقدمات انجام اين كار نيز فراهم شده است.

وزير بازرگاني خاطر نشان كرد: كشور ما در حالي مجبور به وارد كردن پنج ميليون تن گندم در سال جاري است كه اگر شرايط كشور همانند سال گذشته بود، مي توانستيم بيش از دو ميليون تن گندم را به ديگر كشورهاي جهان صادر كنيم.

ميركاظمي در ادامه به ساخت سيلو و انبار ذخيره سازي گندم در كشور اشاره و عنوان كرد: هم اكنون در كشور شش تا هفت ميليون تن فضاي ذخيره سازي گندم وجود دارد كه بايد اين ميزان به بالاي ١٢ميليون تن افزايش يابد.

وي افزود: براي ساخت اين ميزان فضاي ذخيره سازي گندم در كشور شرايط لازم براي ورود بخش خصوصي به آن فراهم شده است و امروز سه ميليون تن انبار و فضاي استاندارد ذخيره سازي اين محصول در كشور در دست ساخت قرار دارد.

وزير بازرگاني تصريح كرد: در حال حاضرو هم زمان با افتتاح سيلوي ٨٥هزار تني شهرستان قروه يك ونيم ميليون تن فضاي انبار و ذخيره سازي گندم در كشور به بهره برداري مي رسد.

وي در ادامه به بحث قاچاق گندم در كشور اشاره كرد و بيان داشت: تاكنون از هيچ گونه مرجع رسمي كشورگزارشي در موردقاچاق گندم اعلام نشده است و امكان قاچاق گندم نيز به دليل حجم زيادي كه مي خواهد عملا امكان پذير نيست.

ميركاظمي عنوان كرد: همچنين يكي از ديگر برنامه هاي دولت در سال جاري تثبيت قيمت سيب زميني و محدوديت در نحوه صدور آن است و اين كار به دليل افزايش قيمت اين محصول براي كشاورزان اجرا شده است.

وزير بازرگاني اظهار داشت: در حال حاضر با توجه به اين كه سيب زميني در بسياري ازكشورهاي جهان جايگزين برنج و گندم شده است در بعضي از كشورها محدوديت هايي را براي صادرات آن وضع كرده اند.وي در پايان گفت: ميزان توليد سيب زميني در كشور بسيار مناسب است و هيچ گونه مشكلي در زمينه تامين نيازهاي داخلي وجود ندارد.

وزير بازرگاني در جريان سفر يك روزه به استان كردستان بزرگ ترين سيلوي بخش خصوصي در غرب كشور را افتتاح كرد و در جلسه كارگروه توسعه صادرات استان نيز حضور يافت.

DROHENDE ABSCHIEBUNG

Urgent Action

UA-Nr: UA-194/2008
AI-Index: EUR 23/001/2008
Datum: 04.07.2008

DROHENDE ABSCHIEBUNG

Deutschland
Mohamed Abdelrahman Ferah, 33-jähriger Asylbewerber aus Eritrea

Die deutschen Behörden bereiten derzeit die Abschiebung des Asylbewerbers Mohamed Abdelrahman Ferah nach Eritrea vor. Sollte er tatsächlich abgeschoben werden, ist er in Gefahr, willkürlich festgenommen, ohne Kontakt zur Außenwelt inhaftiert sowie misshandelt und gefoltert zu werden, weil man ihm vorwerfen könnte, sich dem Wehrdienst entzogen zu haben. Zudem würde er dafür bestraft, einen Asylantrag gestellt zu haben, was die Behörden Eritreas als „Verrat“ betrachten.

Mohamed Abdelrahman Ferah war am 12. Mai 2008 über den Sudan und Nigeria aus Eritrea in Frankfurt/Main eingetroffen. Die deutschen Behörden lehnten seinen Asylantrag ab, und auch sein Rechtsmittel gegen die Ablehnung wurde zurückgewiesen.

Die deutschen Behörden widersprachen der vom Rechtsanwalt des Asylbewerbers vorgelegten Stellungnahme eines Gutachters zu Eritrea, der darin erklärte, Mohamed Abdelrahman Ferah wäre bei seiner Rückkehr nach Eritrea in Gefahr, ohne Kontakt zur Außenwelt inhaftiert zu werden. Sie machten geltend, dass Mohamed Abdelrahman Ferah der Veröffentlichung seines Namens in der Presseerklärung mehrerer deutscher Nichtregierungsorganisationen zugestimmt habe und er deshalb nicht der Auffassung gewesen sein könne, dass er bei seiner Rückkehr nach Eritrea in Gefahr sei.

Die deutschen Behörden vertreten die Auffassung, dass er nicht in Gefahr ist, obwohl das Büro des UN-Hochkommissars für Flüchtlinge (UNHCR) derzeit allen Regierungen empfiehlt, „abgelehnte Asylbewerber nicht nach Eritrea abzuschieben und ihnen ersatzweise Schutz zu gewähren“. Deutschland ist Vertragsstaat der Genfer Flüchtlingskonvention und des UN-Übereinkommens gegen Folter und andere grausame, unmenschliche oder erniedrigende Behandlung oder Strafe, die festschreiben, dass die Behörden niemanden in einen Staat abschieben dürfen, in dem dieser Person Folter und andere schwere Menschenrechtsverletzungen drohen.

Zwei Asylbewerber, die die deutschen Behörden am 14. Mai 2008 nach Eritrea abgeschoben haben, sollen nach ihrer Ankunft dort festgenommen worden sein. Amnesty International befürchtet, dass die beiden Männer sich in Haft befinden und in Gefahr sind, misshandelt oder gefoltert zu werden (s. UA-145/2008 vom 29. Mai 2008).

HINTERGRUNDINFORMATIONEN
Tausende Menschen werden in Eritrea auf unbestimmte Zeit, ohne Kontakt zu Außenwelt an nicht bekannten Orten ohne Anklage oder Verfahren festgehalten. Sie befinden sich in Haft, weil sie angeblich gegen die Regierung arbeiten, verbotenen evangelikalen Kirchen oder anderen Religionsgemeinschaften angehören oder sich der Einberufung zum Militär entziehen und versuchen, das Land zu verlassen.

In Eritrea ist der Militärdienst für alle Männer und Frauen zwischen 18 und 40 Jahren obligatorisch und die Wehrpflicht ist zeitlich nicht begrenzt. Es ist nicht möglich, den Militärdienst aus Gewissensgründen zu verweigern; wer sich dem Militärdienst entzieht, wird normalerweise mit Folter bestraft. Dabei wird die Person über lange Zeiträume in einer schmerzhaften Position, dem sogenannten „Hubschrauber“, gehalten.

EMPFOHLENE AKTIONEN
Schreiben Sie bitte Faxe, E-Mails oder Luftpostbriefe, in denen Sie

  • an die Behörden appellieren, Mohamed Abdelrahman Ferah nicht nach Eritrea abzuschieben, weil er dort in Gefahr wäre, ohne Kontakt zur Außenwelt inhaftiert sowie misshandelt und gefoltert zu werden;
  • die Behörden an ihre Verpflichtung im Rahmen der Genfer Flüchtlingskonvention und des UN-Übereinkommens gegen Folter und andere grausame, unmenschliche oder erniedrigende Behandlung oder Strafe erinnern, niemanden in ein Land abzuschieben, in dem dieser Person Folter und andere schwere Menschenrechtsverletzungen drohen;
  • die Behörden auffordern, sich an die Empfehlungen des UNHCR zu halten und abgelehnte Asylbewerber nicht nach Eritrea abzuschieben, wo sie in Gefahr sind, ohne Kontakt zur Außenwelt inhaftiert sowie misshandelt und gefoltert zu werden.

APPELLE AN

Innenminister
Wolfgang Schäuble
Bundesminister des Innern
Bundesministerium des Innern
Alt Moabit 101 D
10559 Berlin
(korrekte Anrede: Sehr geehrter Herr Minister)
Fax: 0049 (0) 1888 681 2926
E-Mail: poststelle@bmi.bund.de

Aussenminister
Frank-Walter Steinmeier
Bundesminister des Auswärtigen
Auswärtiges Amt,
Werderscher Markt,
10117 Berlin
(korrekte Anrede: Sehr geehrter Herr Minister)
Fax: 0049 (0) 30 5000 3866
E-Mail: poststelle@auswaertiges-amt.de

Bitte schreiben Sie Ihre Appelle möglichst sofort. Schreiben Sie in gutem Deutsch. Da Informationen in Urgent Actions schnell an Aktualität verlieren können, bitten wir Sie, nach dem 29. August 2008 keine Appelle mehr zu verschicken

پیام شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت سالگرد جنبش ۱۸ تیر

هم میهنان عزیزم،

جنبش دانشجویی در ۱۸ تیرماه ۱۳۷۸ فریاد آزادیخواهی نسلی بـود که از یک انقلاب بی هدف پیشینیان خود جز خفقان و بی دادگری بهره ای نبرده است.

دانشجویان در آن روز بپا خاستند تا زنجیرهای اسارت را بگسلند و راه را به سوی ترقی و آزادی برای خود و نسل های آینده بازگشایند.

دانشگاه همیشه بستر تحولات سیاسی و مکتب آزاداندیشی و سنگـر مبـارزه با خفقان و بی عدالتی بوده است.

دانشجویان و جوانان برومند ایران

در این روزهای حساس و سرنوشت ساز نقش شما سازندگان ایران فردا از هر زمان حیاتی تراست. شما مواجه با رژیمی هستید که با تمام قدرت در صدد نابودی تاریخ، فرهنگ و هویت ملی شما است با ایرانی و ایرانیت در ستیزاست و بیگانه پرستی را برای خود افتخار می داند.

مقاومت و پایداری شما در مقابل چنین رژیمی قابل ستایش است. من اعتقاد راسخ دارم که راه شما سازندگان ایران فردا، راه پیروزی است.
دراین راه پرفراز و نشیب من همواره همراه با شما در تلاش هستم.

خداوند نگهدار ایران باد

رضا پهلوی

Reza Pahlavi
More pictures

يک فعال دانشجويی ديگر در مشهد بازداشت شد

فعالان حقوق بشر در ايران

محمد احساني از فعالان دانشجويي در مشهد ساعت 4 بعدازظهر امروز مورخه 19/4/87 توسط نيروهاي امنيتي در منزل شخصي خود بازداشت شد . نيروهاي امنيتي ضمن تفتيش منزل و ضبط لوازم شخصي محمد احساني، وي را به نقطه نامعلومي منتقل کردند. وي عضو کميته پيگيري بازداشتهاي خودسرانه در مشهد بوده است .

در طي روزهاي اخير حداقل 16 فعال دانشجويي توسط نيروهاي امنيتي بازداشت شده اند که عبارتند از : امير سرابي، مجتبي عماد پور، دانشجويي به نام بيات و علي صابري، رضا عرب، اشکان آرشيان ، مهدي قاسمي ، سجاد رجبي، محمد ميزبان، توحيد دولتشناس، محمد زراعتي ، فرزاد حسن زاده ، سلمان سيما ، مهدي خدايي و مجيد اسدي .

گزارشی از دور جديد اعتراضات کارگران نيشکر هفت تپه

واحد کارگري مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران

دور جديد اعتصابات کارگري شرکت کشت و صنعت نيشکر هفت تپه از روز سه شنبه 18 تيرماه 87 آغاز شد .

يکي از فعالان کارگري در هفت تپه با اشاره به دلايل شروع اعتصابات اين شرکت گفت: حدود دو هفته ي پيش وقتي مديرعامل درخواست مهلت دو هفته اي براي پرداخت مطالبات و خواسته هاي کارگران را بيان کرد متاسفانه عده اي که مشخص بود از سوي هيات مديره خط مي گرفتند سعي در ايجاد تفرقه بين کارگران داشتند که نمايندگان کارگري ما با هوشياري توانستند نخست براي جلوگيري از شکاف بين کارگران و سپس براي نشان دادن حسن نيت به مديران، وحدت و يکپارچگي را بين کارگران حفظ کنند و به ناچار ما به صورت موقت به سر کار رفتيم. ولي روز دوشنبه 17تيرماه با مشاهده دو موضوع ، اول مصاحبه اي از جاسم ساعدي نماينده شوش که بيان کرده بود مشکلات هفت تپه قابل حل نيست و دوم انتشار خبري که حاکي از فروش بخش وسيعي از زمين هاي کشاورزي شرکت را مي داد، تصميم به شروع مجدد اعتصاب کرديم و طي دو روز گذشته دست از کار کشيده و اعتراض خود را به اين دو موضوع به مديران شرکت رسانديم .

وي در ادامه گفت :بعد از ظهر امروز افضل پور معاون مدير عامل با برخي از نمايندگان ما تماس گرفت و عنوان کرد:هيات دولت در جلسه ي خود موضوع هفت تپه را به صورت ويژه در دستور کار خود قرار داد و پيشنهاد کردند تا شرکت کشت و صنعت نيشکر هفت تپه از وزارت جهاد و کشاورزي به بانک صنعت و معدن واگذار گردد.

اين فعال کارگري همچنين از وعده پرداخت بخشي از مطالبات کارگران طي چند روز آينده را بر اساس گفته هاي مديران شرکت خبر داد و تاکيد کرد:14 روز از ما فرصت خواستند و ما نيز براي اينکه ثابت کنيم حسن نيت داريم و آشوبگر نيستيم قبول کرديم ولي آنها بر خلاف وعده هايشان اقدام به فروش زمينهاي ما کردند و در مصاحبه هايشان با روزنامه ها مي گويند مشکلات شرکت قابل حل نيستند. به همين دليل هيچ اعتمادي به اين مديران مسوولان نيست

.وي در پايان گفت: قصد داريم در هفته آينده انتخابات هيات مديره سنديکاي کارگري اين شرکت را برگزار کنيم.

خودکشی جوانان ایرانی به خاطر بيکاری

روزنامه اعتماد: يک جوان 18 ساله در روستاي سنگان از توابع شهرستان رشتخوار خودکشي کرد.

بخشدار مرکزي رشتخوار با تاييد اين خبر گفت؛ اين جوان با حلق آويز کردن خود با طناب، اقدام به خودکشي کرده و به زندگي خود پايان داده است.

وي ادامه داد؛ علت خودکشي اين جوان بنا به اظهارات اقوام و اهالي روستا بيکاري بوده است.

هشدار درباره شیوع یک نوع بیماری ویروسی در ایران

سایت عصر ایران: رئیس جامعه پزشکان متخصص داخلی ایران، نسبت به شیوع یک بیماری ویروسی در کشور طی هفته های اخیر هشدار داد.

دکتر ایرج خسرونیا با اشاره به آغاز فصل گرما و افزایش میزان آلودگی ها و مسمومیت های غذایی در نقاط مختلف کشور، به مهر گفت: طی دو سه هفته گذشته شاهد شیوع یک نوع بیماری ویروسی در برخی افراد بوده ایم که مجبور شده اند به مراکز درمانی مراجعه کنند.

وی با اشاره به علائم این بیماری ویروسی که با اسهال، استفراغ، تب و ضعف عمومی بدن همراه است، افزود: این بیماری دو تا سه روز در بدن باقی می ماند که در برخی مواقع منجر به بستری شدن افراد بیمار نیز می شود.

خسرونیا، راه ورود این بیماری به بدن را از طریق آب و مواد خوراکی و همچنین دست های آلوده دانست و گفت: هفته گذشته بسیاری از خانواده ها با چنین بیماری مواجه شده بودند.

رئیس جامعه پزشکان متخصص داخلی ایران، نسبت به درگیر شدن کودکان و افراد مسن با این بیماری هشدار داد و افزود: این بیماری باعث از بین رفتن پروتئین بدن شده و در نتیجه منجر به بازداشتن افراد ازانجام کارهای روزانه می شود.

کردستان در آستانه اعتصاب عمومی

گزارش دریافتی: با نزدیک شدن به 22 تیرماه سالروز ترور دکتر عبدالرحمن قاسملو دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران، مردم کردستان بار دیگر و همچون سالهای پیشین خود را برای اعتصاب گسترده و یک نافرمانی مدنی بزرگ دیگر آماده میسازند و بار دیگر همه چشمها و امیدها به روز شنبه 22 تیر و به شهرهای کردستان دوخته‌ شده‌ است و همه امیدوار، مضطرب و نظارگر کلید خوردن موفقیت آمیز اعتصابی عظیم همچون سالهای گذشته هستند.

در چند روز گذشته به طور بیسابقه و وسیعی فراخوان اعتصاب در شهرهای کردستان پخش شده‌ است و در برخی از شهرها منجمله شهر سقز، توسط تماس تلفنی از بازاریان و اصناف خواسته‌ شده است که همچون سالهای پیش به اعتصاب بپیوندند.

شایان ذکر است که 19 سال پیش در وین پایتخت اتریش دکتر عبدالرحمن قاسملو دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران در حالیکه بر سر میز مذاکره برای حل و فصل آشتیانه مسئله کرد با دیپلمات تروریستهای اعزامی رژیم تهران قرار داشت بهمراه مسئول حزب در اروپا عبدالله قادری آذر توسط رژیم ترور شدند و در چند سال گذشته در شهرهای کردستان همزمان با سالروز این حرکت تروریستی، شهرهای کردستان در یک حرکت آرام و بدور از خشونت و در یک نافرمانی مدنی عظیم و متحد به شیوه یکپارچه اعتراض و اعتصاب میکنند.

بازارها و مراکزخرید،ادارات،مدارس،وسائط نقلیه عمومی و... همگی تعطیل و از حرکت میایستند و شهرها در سکوت کامل بسر میبرند و مردم کردستان با این سکوت و اعتصاب بزرگ و بی نظیر خود انزجار و بیزاری خود را از این عمل وحشیانه و از سردمداران تروریست رژیم حاکم بر ایران ابراز میدارند.

در سالهای گذشته دو شهر مهاباد و سقز از شهرهای پیشگام و مبتکر این اعتصابات بوده‌اند و هر ساله در آستانه 22 تیرماه فضای عمومی این دو شهر حالت غیر عادی به خود میگیرد.

شهناز غلامی از فعالان زن آذربایجان به دادگاه انقلاب احضار

مدرسه فمینیستی: شهناز غلامی، روزنامه نگار و از فعالان مسائل زنان در آذربایجان طی ابلاغیه ای به شعبه اول دادگاه انقلاب شهر تبریز احضار شد. اتهام وی، در برگ احضاریه، «تبلیغ علیه نظام» عنوان شده است.

شهناز غلامی باید در تاریخ 13/6/87 در دادگاه حاضر شود. وکالت وی را محمدعلی دادخواه، از اعضای کانون مدافعان حقوق بشر، بر عهده دارد.

جزییات کامل خودکشی سالار بهروزیان دانشجوی دانشگاه شیرا

اخبار تکمیلی در مورد خودکشی سالار بهروزیان دانشجوی دانشگاه شیراز

شیراز نیوز: با انتشار خبر خودکشی سالار بهروزیان در خبرنامه شیراز و به تبع آن در سایر خبرگزاری های مستقل، خبرگزاری ایسنا و چند سایت وابسته به دولت سعی در تکذیب این خبر و کتمان واقعیت نموده اند لذا لازم دانستیم جهت تنویر افکار عمومی جزیئات بیشتری از مرگ سالار بهروزیان منتشر نماییم:

بنا به گزارشات دانشجویانی که در مراسم ترحیم این دانشجو حاضر شده اند، خودکشی این دانشجو برای همگان یک امر مسجل بوده است ولی نهادهای اطلاعاتی امنیتی با ایجاد فشار بر خانواده ی دانشجو سعی نموده اند آن را به صورت یک سانحه نشان دهند. از مصاحبه ای که پدر این دانشجو با خبرگزاری ایسنا داشته است( احتمال این که این مصاحبه ساختگی باشد بسیار زیاد است)، می توان پی برد که ترس نهادهای امنیتی از برگزاری تجمع اعتراضی به مرگ این دانشجو در آستانه 18 تیر بوده است.

یکی از دوستان نزدیک این دانشجو در مصاحبه خبرنامه شیراز از تماس تلفنی سالار بهروزیان ، دقایقی پیش از خودکشی به آموزش بخش علوم سیاسی خبر داد. وی خاطر نشان کرد که این دانشجو وضعیت خود را برای کارشناس آموزشی تشریح کرده است که سه ترم مشروط شده است و کارشناس آموزش از ارجاع پرونده وی به کمیسیون موارد خاص و موافقت احتمالی آن کمیسیون خبر داده است. اما بهروزیان ذکر کرده است که حتی در صورت موافقت کمیسیون با ادامه تحصیل خود، دکتر فرهاد قاسمی ریاست بخش علوم سیاسی رفتار گذشته خود را تکرار خواهد کرد.

بنا بر شنیده ها یکی دیگر از دوستان سالار بهروزیان که با همین استاد درس داشته است و نمره نیاورده است، در چند روز گذشته مفقود شده است که خانواده ی این دانشجو با تلاش های فراوان توانستند امروز با وی تماس داشته باشند.

کارنامه دکتر فرهاد قاسمی و نحوه ی برخورد وی با دانشجویان دگراندیش کاملا روشن می باشد و جزیئات کامل آن در آموزش دانشگاه شیراز و کارنامه های دانشجویان علوم سیاسی ثبت و غیر قابل انکار می باشد. وی به بسیاری از دانشجویان نمرات پایین و حتی صفر داده است. یکی از دانشجویان علوم سیاسی به خبرنامه شیراز گفت: « قاسمی به هیچ وجه لیاقت کرسی استادی را ندارد، برخورد وی با دانشجویان تبیعض آمیز و همراه با کینه و خصومت شخصی است. او با دانشجویان دختری که از نظر او حجاب کاملی ندارند برخورد بدی دارد و همواره سعی می کند که به آن ها نمرات پایینی بدهد.»

یکی دیگر از دانشجویان علوم سیاسی در مصاحبه خبرنامه شیراز خاطر نشان کرد: « تعداد اساتید علوم سیاسی به اندازه کافی نیست و هر دانشجو هر ترم حدود 4 تا 6 واحد با قاسمی کلاس دارد که برخورد بد وی با دانشجویان منتقد و دگراندیش هر ترم مشکلات اساسی را برای این دانشجویان ایجاد می کند.» وی اضافه کرد: « ما بارها به نحوه ی رفتار این به اصطلاح استاد اعتراض کرده ایم که هیچ گاه این اعتراضات مورد بررسی مسئولان دانشگاه قرار نگرفت و حتی به عنوان استاد نمونه نیز انتخاب شد.»

تعدادی از فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز با محکوم کردن رفتار دکتر قاسمی به مسئولان دانشگاه هشدار داده اند که اگر پیرامون موضوع خودکشی سالار بهروزیان شفاف سازی صورت نگیرد و با قاسمی برخورد نشود، خود وارد میدان می شوند و به ظلمی که به دانشجویان بخش علوم سیاسی روا داشته شده، پاسخی قاطع خواهند داد. این دانشجویان، حرکت خبرگزاری ایسنا و سایر سایت های دولتی را در این زمینه محکوم کرده و بیان نمودند که دفاع از اساتیدی که به دانشجویان دگراندیش فشار زیادی وارد می کنند جزیی از پروژه ی سرکوب دانشجویان منتقد می باشد.

قابل ذکر سالار بهروزیان دانشجوی سال سوم رشته علوم سیاسی دانشگاه شیراز می باشد که در روز شنبه 15 تیرماه اقدام به خودکشی کرد که منجر به مرگ وی شد.

۱۳۸۷ تیر ۱۸, سه‌شنبه

ماجرای ترور احمدی نژاد با پيف پاف در مالزی

وبلاگ علیرضا رضايی: کاش زبان احمدی نژاد هم عین قدش کوتاه بود ؟! آنقدر زبان درازی میکند که آخر دشمن تجاوز بکند بعد بگوید تورم تقصیر اینها بود ؟! باز این رفت دو هزار کیلومتر اونورتر از ایران. دیشب در مالزی هم بهش شام ندادند بعد گفت ما الآن پیروز شدیم ؟! ایندفعه وقتی برمیگرده حتما میگه میخواستن منو با پیف پاف ترور کنن ؟! کاش راست میگفت ؟!

آغاز تظاهرات دانشجويان دلیر براى بزرگداشت قيام 18 تير

گزارش دریافتی: دانشجویان دلير پلیتكنیك و خواجه نصیر تظاهرات سالگرد قيام 18 تير را آغاز كردند. به رغم تدابیر شدید سركوبگرانه و برقراری حكومت نظامی اعلام نشده، از صبح امروز دانشجویان دانشگاههای پلی تكنیك و خواجه نصیر الدین طوسی تظاهرات و تجمع اعتراضی بهمناسبت سالگرد قیام قهرمانانه 18تیر 1378 را آغاز كردند. براساس اولین گزارشها انبوه دانشجویان در خواجهنصیر با در دست داشتن پلاكارهایی با شعارهای ضدحكومتی حركت اعتراضی خود را آغاز كردهاند. در دانشگاه پلیتكنیك نیز دانشجویان به رغم وجود انبوه مأموران گارد ویژه در اطراف دانشگاه، تجمع اعتراضی خود را از صبح امروز آغاز كردهاند.

این در شرایطی است که رژیم در وحشت از برگزاری مراسم سالگرد قیام دانشجویی 18تیر یك حكومت نظامی اعلام نشده به ویژه در اطراف دانشگاه های بزرگ تهران و داخل و اطراف برخی مراكز عمومی به اجرا گذاشته است. ماموران سركوبگر نیروی انتظامی از تجمع دانشجویان بیش از سه نفر جلوگیری به عمل می آورند و به آنها تذكر می دهند كه پراكنده شوند.

پیام دانشجویان مبارز در تهران: همه باهم در روز سه شنبه 18 تير به پا خيزيم تهران دانشگاه تهران-ميدان ولي عصر-خيابان فاطمي-خيابان کارگر-پارک لاله
مرگ بر ديکتاتور و استبداد

وثیقه پانصد میلیون تومانی برای يک دانشجو

خبرنامه آزادی برابری : شنیده ها حکایت از آن دارد که وثیقه ای معادل 500 میلیون تومان از جانب اداره اطلاعات برای فرزاد حسن زاده دانشجوی رشته آمار دانشگاه فردوسی که چندی پیش به دنبال برگزاری تظاهرات خودجوش مردم مشهد بازداشت شده بود، در نظر گرفته شده است.

اعلام این وثیقه سنگین نشان دهنده جلوگیری در تسریع رسیدگی به پرونده و آزادی این دانشجو است.

در حال حاضر آقایان محمد زراعتی، محمد میزبان، توحید دولتشناس، سجاد رجبی و فرزاد حسن زاده پس از گذشت ده روز همچنان در سلول انفرادی اداره اطلاعات شهر مشهد و همینطور زندان تربیت به سر می برند و به غیر از یکی از دانشجویان بقیه تماس تلفنی با خانواده هایشان نداشته اند.

اطلاعیه جدید جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله)

این اطلاعیه از طریق ایمیل برای سایت ارسال شده و عینا درج می شود:

به نام خدا

بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران به اطلاع عموم مردم بلوچستان و ایران می رساند :مذاکرات بین رژیم ولایت فقیه و جنبش مقاومت به خاطر نیرنگ و دروغ گوئیهای کارگذاران رژیم به نتیجه نرسیده است و رژیم از سوئی در حال گفتگو و مذاکره و از سوئی دیگر در حال بمباران کوههای بلوچستان و اعدام مردم و جوانان بی گناه بلوچستان است و جنبش چنین مذاکراتی را نمی پذیرد.

لذا جنبش طی این اطلاعیه اعلام می دارد که اگر تا روز جمعه 21 تیرماه 87 زندانیان سیاسی بلوچستان آزاد نشدند و بمباران منطقه متوقف نشد دو پاسدار دیگر با نامهای جواد حسن زاده و علی اسماعیل زاده اعدام خواهند شد .

لازم به ذکر است که پاسداران دستگیر شده همه جنایتکار جنگی هستند که دستشان به خون مردم آغشته است و خود اعتراف به جرائم و جنایات خود کرده اند و جنبش در اعدام چنین جنایتکارانی هیچ تردیدی به خود راه نمی دهد ؛ البته جنبش مقاومت در هر صورت خواهان حل مسائل مهم منطقه از راه گفتگو و مذاکره است اما رژیم ولایت فقیه به هیچ صورت حاضر به دادن حقوق مردم از راه مسالمت آمیز نیست و علاوه بر ندادن حقوق مردم ، بلوچستان را تبدیل به پادگانی برای سربازان و پاسداران جنایتکار و خونخواری کرده است که به هیچ اصل انسانی و ارزش بشری اعتقاد ندارند و برخوردی بدتر از درندگان وحشی با مردم دارند در چنین وضعیتی جهت دفاع از خود و مردم راهی جز متوسل شدن به اسلحه وجود ندارد.

جنبش استفاده از اسلحه را نه به خاطر کشتار دیگران بلکه برای دفاع از خود و مردم لازم می داند و طبق قوانین بین المللی دفاع به هر صورت ممکن حق مسلم و مشروع انسانها است.

وضعیتی که امروز بلوچستان با آن دچار است وضعیت فوق العاده و منطقه کاملا جنگی با دادگاههای صحرائی و اعدامها و تیربارانهای غیر قانونی است ؛ که پاسداران و نیروهای رژیم اجازه دارند بدون هیچ گونه جرمی مردم را هدف قرار دهند چنانچه در پرونده های بدست آمده از قرارگاه سراوان مبارزین به یک نامه محرمانه دست یافتند که فرمانده کل نیروی انتظامی سابق استان غفاری برای فرمانده قرارگاه حق آباد سراوان ارسال کرده است و از وی خواسته است که بدون هیچ ایستی می تواند به سوی مردم تیراندازی نماید نیازی به پرونده سازی هم وجود ندارد.

غفاری در این نامه محرمانه به فرمانده قرارگاه نوشته است :بلوچ یعنی دشمن و باید با همه بلوچها مثل دشمن برخورد کرد و به هیچ صورت دشمن قابل رحم نیست.

غفاری در این نامه به فرمانده قرارگاه متذکر شده است که بلوچها سنی های کافری هستند که اموالشان غنیمت و زنانشان حلال و خونشان هدر است ،وی با استناد به قول امام جعفر از فرمانده قرارگاه خواسته است که در برخورد با مردم بلوچ اصول اخلاقی و اسلامی را کنار نهد زیرا بلوچهای کافران نجسی هستند که باید از بین بروند.

و طبق اعترافات خود فرمانده و دیگر پاسداران دستگیر شده ، آنها صد در صد بر توصیه های فوق پاسدار جنایتکار غفاری عمل کرده اند و مردم منطقه گواه جنایات این فرمانده و نیروهایش هستند .

پاسداران و مامورین نیروی انتظامی با این گونه نگرشهای متحجرانه و افراطی در بلوچستان مشغول قلع و قمع مردم هستند ؛ الان در برابر اینگونه نگرشهای ضد بشری و کردارهای غیر انسانی هیچ راهی برای زنده ماندن جزو متوسل شدن به اسلحه نیست وبا همه این مسائل اگر باز هم رژیم ولایت فقیه از اقدامات جنایتکارانه خود بر علیه مردم دست بردارد و حاضر به گفتگو و مذاکره باشد و اجازه فعالیت سیاسی دهد جنبش مقاومت حاضر است اسلحه را کنار نهد وبه مبارزه سیاسی روی آورد.

نهایتا باید بگوئیم که جوانان جنبش برای خود و یا اهداف شخصی و یا قبیله ای مبارزه نمی کنند بلکه جهت دفاع از مردم مظلوم و ستمدیده قیام کرده اند و مردم بلوچستان چنان از مظالم و جنایات رژیم به تنگ آمده اند که خواهان اعدام فوری همه پاسداران هستند و رای مردم برای جنبش مهم تر از هر کس دیگر است.

جنبش مقاومت مردمی ایران

بی خبری از وضعیت دانشجویان بازداشت شده

کمیته گزارشگران حقوق بشر


فعالان دانشجویی بازداشت شده در روزهای اخیر،پس از انتقال به بند 209 تاکنون هیچ گونه تماسی با خانواده های خود نداشته اند.

خانواده سلمان سیما، دانشجویی دانشگاه آزاد و مدیرمسئول نشریه توقیف شده "سخن تازه" می گویند که روز یکشنبه، تعدادی مأمور لباس شخصی در حالی که سلمان را در خیابان بازداشت کرده و او را با خود به منزل آورده بودند، ضمن تفتیش منزل مقداری از لوازم او را همراه با خود بردند. در حکم مأموران محل بازداشت این دانشجو بند 209 زندان اوین و مدت بازداشت وی 24 ساعت قید شده بود.

با این حال پس از گذشت 24 ساعت از زمان بازداشت، از وضعیت بازداشت شدگان اطلاعی در دست نیست و احتمال می رود قرار بازداشت آنان تمدید شده باشد.

سلمان سیما از فعالان دانشجویی دانشگاه آزاد پیش تر به دلیل فعالیت های خود از سوی کمیته انضباطی دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب به دو ترم محرومیت از تحصیل و تبعید به واحد دانشگاهی کرج محکوم شده بود.

همچنین مجید خدایی دیگر فعال دانشجویی دانشگاه آزاد نیز روز پنج شنبه در منزلش بازداشت و به بند 209 انتقال یافت. مجید اسدی دیگر دانشجویی است که در روزهای گذشته از سوی نهادهای امنیتی بازداشت شده است.

همزمان با دور جدید بازداشت دانشجویان در تهران، در مشهد نیز 5 تن از فعالان دانشجویی دستگیر شده اند، این دانشجویان عضو کمیته پیگیری بازداشت های خودسرانه در مشهد بوده اند. علی قلی زاده، عضو انجمن اسلامی دانشگاه شاهرود، علی صابری، عضو انجمن اسلامی دانشگاه اميرکبير، رضا عرب، دبير انجمن اسلامی دانشگاه مازندران، مهدی قدسی و اشکان آرشيان، عضو انجمن اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد،افرادی هستند که به دلایل نامعلوم به بازداشت نیروهای امنیتی در آمده اند.

گفتنی است هر ساله با نزدیک شدن به سالگرد تظاهرات دانشجویی 18 تیرماه، نهادهای امنیتی با اعمال فشارهای مضاعف بر فعالان دانشجویی اقدام به بازداشت آنان می کنند. در طی سال های گذشته این نهادها همواره مانع از برگزاری مراسمی در بزرگداشت 18 تیرماه شده اند.

لازم به یادآوری است از دانشجویان و افراد بازداشت شده در جریان تظاهرات 18 تیر، اکبر محمدی پس از تحمل 7 سال حبس و شکنجه در پی اعتصاب غذا در زندان اوین جان باخت و بهروز جاوید تهرانی، همچنان درحال گذران دوران محکومیت خود در زندان رجایی شهر می باشد.

حسین بازجو هم طرفدار مذاكره شد

حسین شریعتمداری مدیرمسوول روزنامه كیهان كه از بدو مطرح شدن پرونده اتمی جمهوری اسلامی خواستار كنار كشیدن از مسیر مذاكره و حتی خروج از NPT بود، در مصاحبه‌ای با خبرگزاری فارس از مذاكره با 1+5 دفاع كرد. وی گفته: به لحاظ مستندات دست ما پر است و دلیلی ندارد كه از مذاكرات اجتناب كنیم». وی البته در این مصاحبه تاكید كرده: از آنجا كه تعلیق غنی‌سازی در بسته پیشنهادی جمهوری اسلامی به غرب وجود ندارد، طبعا این مقوله نمی‌تواند بخشی از مذاكرات باشد.

۱۳۸۷ تیر ۱۱, سه‌شنبه

اعتراض فعالان جنبش زنان به حکم هانا عبدی

سایت تغيير براي برابري

اعتراض بیش از 900 نفر از فعالان جنبش زنان و مدافعان حقوق برابر به حکم هانا عبدی:

حکم هانا عبدی غیر منصفانه است و با معیارهای قانونی و قضایی منطبق نیست


هانا عبدی، دختر جوان 21 ساله ایرانی کرد، پس از تحمل 9 ماه زندان، با اتهام اجتماع و تبانی جهت اقدام علیه امنیت ملی، حکم پنج سال زندان در تبعید دریافت کرده است. او محکوم شده است که پنج سال زندان را در شهری دور از خانواده اش و در زندانی که طبقه بندی بر اساس نوع جرم ندارد بگذراند. از سوی دیگر روناک صفازاده نیز در معرض چنین احکام سنگینی قرار دارد.

ما، جمعی از فعالان جنبش زنان ایران و مدافعان حقوق برابر، این حکم را با معیارهای قانونی و قضایی منطبق نمی دانیم، زیرا:

1 - به هانا عبدی در طول تحقیقات مقدماتی اجازه حضور وکیل داده نشده و فقط پس از پایان تحقیقات و صدور کیفر خواست، وکیل هانا آن هم در حضور ماموران موفق به ملاقات و صحبت با او شده است.

2 - برخلاف "اعلام" علنی بودن دادگاه، حتا با حضور بستگان هانا در دادگاه وی موافقت نشده است.

3 - در نظر گرفتن اشد مجازات و حکم تبعید به مکانی دور از دسترس خانواده و در شهری دورافتاده و مرزی و در میان محکومان عادی و نیز قاچاقچیان مواد مخدر، به راستی برای دختری به سن و سال هانا عبدی، غیرمنصفانه است و سلامتی او را در معرض تهدید جدی قرار می دهد.

4 - در حکم به اجتماع و تبانی جهت اقدام علیه امنیت ملی اشاره شده، اما در صدور حکم مواد قانونی که در ارتباط با جرم محاربه هستند مورد استناد واقع شده اند. روشن نیست که چگونه در روند دادرسی و صدور این حکم، عملی مشخص مشمول دو عنوان مجرمانه قرار گرفته است.

از این رو ما امضاء کنندگان این بیانیه، حکم 5 سال حبس تعزیری را برای هانا عبدی غیرمنصفانه و با معیارهای قانونی و قضایی منطبق نمی دانیم و انتظار داریم که این حکم هرچه سریعتر نقض و پرونده هانا عبدی و روناک صفازاده طی روندی کاملا قانونی، از ابتدا مورد بازنگری جدی قرار گیرد و طی این مدت این دو بتوانند از زندان آزاد شوند.

از سوی دیگر از همه نهادهای مدافع حقوق بشر و فعالان اجتماعی و نیز هموطنان شریف ایرانی انتظار داریم که نسبت به سرنوشت این دختر جوان هم وطن مان بی تفاوت نبوده و برای نقض حکمی که امنیت، سلامت و آینده این دختر جوان را در معرض تهدید جدی قرار داده، همه همت و تلاش خود را به کار گیرند.


آخرين وضعيت محبوبه كرمی در بازداشت

سايت مدرسه فمينيستي

روز گذشته محبوبه كرمي در تماس تلفني كوتاهي كه با خانواده خود داشته گفته است: در جريان بازجويي به او گفته اند كه براي آزداي بايد وثيقه بگذاري. اما هيچ مبلغي براي وثيقه تعيين نكرده اند.

نزديك به بيست روز از بازداشت غيرقانوني وبي دليل محبوبه كرمي فعال كمپين يك ميليون امضا مي گذرد و در اين مدت هيچ گونه ملاقاتي با خانواده خود نداشته است. و فقط توانسته است چند تماس تلفني كوتاه داشته باشد.

مادر محبوبه كرمي در اين مدت تحت عمل جراحي سختي قرار گرفته است كه نياز به پرستاري و استراحت مطلق دارد اما به دليل زنداني بودن تنها دختر خانواده و بيماري پدر؛ مجبور شده است زودتر از موعد از بيمارستان مرخص شود تا به بتواند از همسر پير و بيمار خو مراقبت كند.

براي آگاهي از روند پرونده محبوبه كرمي در بازداشت؛ مصاحبه اي با آقاي پوربابايي وكيل او داشته ايم.

وكيل محبوبه كرمي اظهار داشت كه روز گذشته براي پيگيري پروند محبوبه به معاونت امنيت دادگاه انقلاب مراجعه كرده است و مقامات قضايي ابراز اميدواري كرده اند كه در هفته آينده شرايط براي آزادي محبوبه مهيا خواهد شد.

وي در خصوص عدم تعيين ميزان وثيقه براي موكلش گفت: مقام قضايي طبق قانون موظف است اتهام؛ نوع اتهام؛ دليل بازداشت و محل نگهداري متهم را اعلام كند و طبق ماده 134 قانون آيين دادرسي كيفري قرار تامين بايد با نوع مجازات؛ نوع اتهام؛ دلايل اتهام؛ ميزان مجازات و ضعيت خاص متهم متناسب باشد. البته هنوز هيچ مبلغي براي وثيقه موكل من اعلام نشده است و تا قبل از تعيين قرار تامين عملا هيچ اقدامي از سوي ما نمي تواند صورت بگيرد.

پوربابايي در خصوص ديدار با موكل خود گفت: بنده نتواستم با ایشان ملاقات کنم و نتوانستم پرونده ایشان را بخوانم. من هنوز نمی دانم اتهام ایشان چیست. اساسا تا زمانی که پرونده در دادگاه ثبت نشود و شماره پرونده ای را نداشته باشیم هیچ اقدام حقوقی از طرف وکیل انجام نخواهد گرفت.

در خصوص تفهيم اتهام و نوع اتهامي كه به محبوبه كرمي نسبت داده شده است گفت: دادگستری موظف است که ظرف بیست و چهار ساعت نسبت به تفهيم اتهام شخص بازداشتي اقدام كند و بعد از بیست و چهار ساعت از تفهیم اتهام موظف است که قرار تامي صادر کند. موكل من قانونن بايد تفهيم اتهام شده باشد اما ما از نوع اتهام او اطلاعي نداريم. آقاي پوربابايي اشاره كرد كه طبق هماهنگي هاي انجام شده با معاونت امنيت دادگاه انقلاب قرار است فردا سه شنبه 11 تير ماه مقداري لوازم شخصي؛ پول و كارت تلفن به دست محبوبه برسد.

ايشان تاكيد كرد كه پدر محبوبه كرمي سالخورده و در بستر بيماري به سر مي برد و مادر ايشان تحت عمل سخت جراحي قرار گرفته است و تنها كسي كه مي تواند از اين دو حضانت كند دخترشان محبوبه است. مادر محبوبه قاعدتا بايد بعد از عمل جراحي سخت خود مدتي در بيمارستان تحت نظر پزشك مي ماند اما به دليل بيماري همسر خود مجبور شد زودتر از موعد از بيمارستان مرخص شود و سلامت ايشان در خطر است.

از مقامات قضايي مي خواهم به اين امر توجه خاص داشته باشند و شرايط آزادي موكل بنده را فراهم كنند و چناچه جرمي هم رخ داده باشد در شرايط مساعد تري به پرونده رسيدگي شود. هر چند طبق گفته خانواده محبوبه؛ وي تنها براي انجام كارهاي شخصي خود رهگذر خيابان ولي عصر بوده است و هيچ جرمي مرتكب نشده است. بنابراين خواستار آزادي سريع و بي قيد و شرط موكل خود هستم.

لازم به يادآوري است كه از مجموع دويست نفر بازداشت شده در جريان درگيري هاي پارك ملت كه بسياري از اين بازداشتي ها رهگذران عادي خيابان بودند تنها ده نفر در بازداشت به سر مي برند و بقيه آزاد شدند.

مقاله نویس مجله 'سرزمین آریايی' در زندان اوین

بنابه گزارشات رسیده از بند 350 اوین ،آقای سید ظهور نبوی چاشمی 48 ساله متاهل دارای یک فرزند که در تاریخ 10 فروردین 1387 دستگیر شده بود به این بند منتقل شده است.او به دلیل نوشتن مقاله در مجله سرزمین آریایی به 4 سال زندان محکوم شده و هم اکنون در شرایط غیر انسانی در زندان اوین نگهداری می شود.

آقای نبوی یکی از مقاله نویسان مجله سرزمین آریایی بود. این مجله در سراسرایران انتشار می یافت و از وزارت ارشاد مجوز رسمی داشت. دفتر مرکزی این مجله در تهران بود. مجله سرزمین آریایی پس از 3 شماره انتشار ،شماره 4 آن در سال 1384 توقیف گردید آقای نبوی همراه با تعدادی از همکارانش در تاریخ 5 اسفند 1384 دستگیر و به بند 209 اوین منتقل شدند و به مدت 14 روز تحت شکنجه های وحشیانه جسمی و روحی بازجویان وزارت اطلاعات قرار داشتند و به خاطر وخیم شدن وضعیت جسمی اش بازجویان وزارت اطلاعات ناچار شدن با وثیقه او را آزاد کنند.

یکی از بازجویان او فردی با نام مستعارعلوی بود ، این فرد در شکنجۀ او مستقیما نقش داشت آقای نبوی پس از مدتی که از بند 209 آزاد شدند به دادگاه شهر ری فرآخوانده شدند و در یک محاکمه کوتاه بدون داشتن وکیل و حق دفاع از خود محکوم به 5 سال زندان شدند.اتهامی که این دادگاه به او نسبت داده بود نوشتن مقاله ای در مجله سرزمین آریایی و این مقاله را به عنوان تبلیغ علیه نظام معرفی کرده بود.

در دی ماه 1386 در شعبه 36 دادگاه تجدید نظر استان تهران توسط فردی بنام احمد زرگر رئیس این شعبه مورد محاکمه قرار گرفت و به 4 سال زندان محکوم گردید. در تاریخ 10 فروردین ماه آقای نبوی دستگیر و به بند 350 اوین انتقال یافت.

تهدیدات و فشارهای مامورین وزارت اطلاعات علیه این خانواده ادامه دارد ، از زمان دستگیری آقای نبوی تا به حال 2 بارهمسر ایشان را به اداره اطلاعات سمنان فرآخوانده اند و مستمرا ایشان را از طریق تماسهای تلفنی مورد تهدید قرار می دهند.

بازجوی وزارت اطلاعات در سمنان هنگامی که خانم نبوی را به اداره اطلاعات فرآخوانده بود با تهدید خطاب به ایشان گفت: كه اگر شما براي پرونده همسرتان با گروه هاي حقوق بشري خارج كشور تماس برقرار كنيد جزاي سختي در انتظار شماست. این تهدیدات پس از تماس سازمان گزارشگران بدون مرز مستقر در فرانسه با خانم نبوی آغاز شده است.

از طرفی دیگر در هفته های اخیر برای تحت فشار قرار دادن خانواده ها ی زندانیان سیاسی ، هنگامی که خانم نبوی جهت ملاقات با همسرشان به زندان اوین مراجعه می کند با بازرسیهای غیر معول و تحقیر آمیزی مواجه است و وقتی نسبت به این اعمال غیر انسانی آنها اعتراض می کنند با این جواب مواجه هستند که اگر ناراحت هستید برای ملاقات نیایید. خانم نبوی نسبت به حکم سنگین و غیر انسانی که علیه همسرشان به اجرا در آمده اعتراض نموده اند ولی علیرغم گذشت چندین ماه هنوز جوابی به آنها داده نشده است.

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران، صدور احکام سنگین علیه این مقاله نویس ،تهدیدات بازجویان وزارت اطلاعات علیه خانواده وی و برخوردهای تحقیر آمیز هنگام ملاقات را محکوم می کند و از سازمانهای مدافع حقوق خبرنگاران در جهان خواهان پایان دادن به سکوت خود در قبال نقض حقوق این مقاله نویس و اقدامات عملی برای پایان دادن به ادامه بازداشت اوست.
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
11 تیر 1387 برابر با 1 جولای 2008

شرایط مقاله نویس فوق به سازمانهای زیر گزارش شد
1-گزارشگران بدون مرز
2-عفو بین الملل
4- شورای حقوق بشر سازمان ملل
5- کمیسر عالی حقوق بشر
6- دیدبان حقوق بشر

بازداشت یکی دیگر از دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد

خبرنامه امیرکبیر: در پی بازداشت توحید دولت شناس و فرزاد حسن زاده دو فعال دانشجویی دانشگاه فردوسی مشهد، محمد زراعتی یکی دیگر از فعالان دانشجویی شهر مشهد دستگیر شد.

وی که به قصد شرکت در تجمع امروز دانشگاه فردوسی، جهت آزادی فرزاد حسن زاده و توحید دولت شناس، از منزل خارج شد در مسیر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

زراعتی حدود نیم ساعت پیش از برگزاری تجمع دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد با یکی از دوستان خود تماس گرفته و اظهار داشته که افرادی ناشناس وی را تعقیب میکنند. روز شنبه نیز بازجوی وی در اداره اطلاعات مشهد که در جریان دستگیری سال گذشته از وی بازجویی نموده بود با وی تماس گرفته و او را به بازداشت تهدید کرده و از وی خواسته بود اقدامی برای آزادی دوستانش نکند.

همچنین گفتنی است طی روزهای گذشته خانواده ها و سایر فعالین دانشگاه های مشهد توسط نیروهای امنیتی به صورت تلفنی مکررا تهدید شده اند.

لازم به ذکر است همچنان خبری از مکان بازداشت و نهاد بازداشت کننده وی در دست نیست و نهادهای مسئول در سطح مشهد از بازداشت وی ابراز بی اطلاعی می کنند.

در پی بازداشت دانشجویان دانشگاه فردوسی روز یکشتبه تجمعی اعتراض امیز در دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد که با قول مسئولان مبنی بر آزادی آنان موقتا پایان یافت.

قتل هفت زن با یک شیوه مشابه در کرج: خفاش شب دیگر؟

روزنامه کارگزاران: فرمانده انتظامی استان تهران از وقوع هفت فقره قتل با شیوه‌های مشابه خبر داد.

سردار اكبر شاهی با اشاره به وقوع هفت فقره قتل در شهرستان كرج كه با شیوه‌های تقریبا مشابه رخ داده است، گفت: حدود شش ماه است كه تعداد هفت فقره قتل در حوزه استحفاظی استان تهران به وقوع پیوسته كه نقاط مشابهی در نحوه وقوع آنها به چشم می‌خورد.

اكبر شاهی در ادامه گفت: همه مقتولان زن بوده و میانگین سنی‌ آنها 30 سال است.

او گفت: پس از كشف اجساد این هفت زن از آنجایی كه در بررسی‌ها به وجود تشابهی رسیدیم می‌توان بیش از 50 درصد احتمال داد كه قتل‌ها از سوی یك فرد و با یك انگیزه صورت گرفته است.

این در حالی است كه براساس شواهد موجود مقتولان كه اكثرا ظاهر مناسبی نداشتند در ساعات اولیه صبح با سوار شدن به خودروی مسافربر شخصی و فاقد مجوز برای فعالیت پس از طی قسمتی از مسیر دچار این حادثه شده‌اند.

اكبر شاهی در ادامه گفت به همین دلیل به تمام زنان توصیه می‌شود در ساعات اولیه صبح و یا در ساعات پایانی شب در خیابان‌های خلوت تردد نكنند و برای تردد از تاكسی استفاده كنند. فرمانده انتظامی استان تهران در خصوص این پرونده مهم و پرپیچ و خم گفت: در حال حاضر گروه ویژه‌ای از كارآگاهان جنایی مامور رسیدگی به این پرونده شده‌اند تا معمای پیچیده این قتل‌ها را رازگشایی كنند.

پنج فعال سابق دانشجویی خواستار شناسایی عاملان سرکوب 18 تیر

پنج فعال سابق دانشجویی خواستار شناسایی عاملان و آمران سرکوب دانشجویان در وقایع 18 تیر تهران شدند


با گذشت 9 سال از سرکوب گسترده حرکت دانشجویی 18 تیرماه 1378 و تداوم سرکوب فعالیت های دانشجویی، فعالیت های دانشجویی همچنان در مسیر آزادی، دمکراسی و برابری خواهی تداوم می یابد. جنبش 18 تیر 78 که نقطه عطفی در تاریخ مبارزات دانشجویی محسوب می شود، علارغم مواجه شدن با سرکوب گسترده، به الگو و نمادی برای مبارزات دانشجویی تبدیل شده و خواست عوامل سرکوب را با شکست مواه ساخته است. چرا که 18تیر موج های رو به گسترش ساختار شکنی در نظام سیاسی حاکم را که دانشجویان در صف اول آن بودند را به راه انداخت و مقاومت حاکمیت در برابر این امواج پرخروش به ثمر نخواهد نشست. اگرچه، جنبش نوین دانشجویی با هزینه های زیادی روبرو شد، بسیاری روانه زندان ها شدند، تحت شکنجه قرار گرفتند، تعدادی به زندان های طولانی مدت حکوم شدند، نزدیک ده تن از دانشجویان کشته شده و صد ها دانشجوی دیگر به شدت زخمی شدند.

در حال حاضر، بهروز جاوید تهرانی، که از دستگیرشدگان حوادث کوی دانشگاه است، همچنان در زندان به سر می برد، دادخواهی خانواده های عزت ابراهیم نژاد و اکبر محمدی و دیگر لاله های پرپر شده جنبش دانشجویی 18 تیر به سرانجامی نرسیده است، همچنان عاملان و آمران حمله به کوی دانشگاه تهران و نیز دانشگاه تبریز مورد محاکمه قرار نگرفته اند و یکی از متهمان اصلی آن، سردار فرهاد نظری، فرمانده سابق پلیس تهران، با حمایت نهادهای حکومتی به اعاده حیثیت از خود پرداخته است.

از این رو، ما امضا کنندگان این بیانیه، ضمن گرامیداشت یاد و خاطره جانباختگان جنبش دانشجویی؛ خواستار برگزاری دادگاه علنی و عادلانه برای شناسایی عاملان و آمران سرکوب دانشجویان در جریان وقایع 18 تیرماه تهران و 20 تیرماه تبریز هستیم. به باور ما، رسیدگی عادلانه به پرونده کوی دانشگاه تهران و دانشگاه تبریز موجب خواهد شد تا دست های پنهان و پشت پرده وقایع چند روز در تیرماه 1378 آشکار شود.

ما، همچنین از تظاهرات ایرانیان در داخل و خارج از کشور حمایت کرده و برگزاری گردهمایی های مسالمت آمیز را حق دانشجویان در سالگرد 18 تیرماه دانسته و جمهوری اسلامی ایران را از برخورد با دانشجویان بر حذر می داریم.

1- Ahmad Batebi 2- Kourosh Sehati 3- Manouchehr Mohammadi 4- Hassan Zarezadeh Ardeshir 5- Akbar Atri

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی

بازداشت یک جوان روستايی در مهاباد

آژانس خبری موکریان: طبق گزارش های رسیده به آژانس خبری موکریان، فردی به‌ نام دیاکو خلیفه زاده اهل یکی روستاهای اطراف شهرستان مهاباد ، هفته گذشته توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده است.

اتهام دیاکو خلیفه زاده همکاری با یکی از احزاب کرد اپوزیسیون عنوان گردیده است.

نامبرده هم اکنون در زندان مرکزی مهاباد بسر می برد.

ممانعت از درمان یک زندانی بدلیل پوشیدن پیراهن آستین کوتاه

انتشار: فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران


ممانعت از درمان یک زندانی محکوم به اعدام بدلیل به تن داشتن داشتن پیراهن آستین کوتاه

بنام خداوند هستی آفرین
کافر همه را به کیش خود پندارد!

درحالیکه مسئولین جمهوری به اصطلاح اسلامی ایران در سطوح مختلف شغلی یکی پس از دیگری در تلاش برای تعرض به ناموس دیگران لو رفته و رسوا می شوند؛

ضابطین بند شماره 2 زندان رجائی شهر کرج و مدیر داخلی این زندان فردی به نام خادم که اخیرا به دلیل داشتن رابطه نامشروع با یکی از زندانبانان زن این زندان دستگیر و از ریاست حفاظت اطلاعات زندان تنزل گردیده و به سمت مدیر داخلی زندان منصوب شده است؛

در حالیکه چنین جرمی برای سایر افراد جامعه همراه با مجازاتهای سنگینی مانند حکم سنگساراست اما این رژیم دست عوامل خود را برای هر تعدی باز گذاشته است؛

این فرد (خادم) طبق گفتۀ خودش به دستور فردی بنام آخریان رئیس بند مذکور ، از اعزام اینجانب به بهداری جهت درمان ، فقط به این علت که پیراهن آستین کوتاه به تن داشتم خوداری کرده و از درمان بازداشته اند.

این در حالی است که سن من 57 سال ، و موهای سرم کاملا سفید است و به انواع بیماریها دچار می باشم.

علی رضا کرمی خیر آبادی زندانی محکوم به مرک

9 تیر 1387
زندان رجائی شهر کرج (گوهردشت) سالن سیاسی فرعی 5

نامه ای از فرزاد کمانگر معلم محکوم به اعدام

انتشار از فعالان حقوق بشر در ایران

بندی بند 209
نامه ای از فرزاد کمانگر


نخست براي گرفتن کمونيستها آمدند
من هيچ نگفتم
زيرا کمونيست نبودم
بعد براي گرفتن کارگران و اعضاي سنديکا آمدند
من هيچ نگفتم
زيرا من عضو سنديکا نبودم
سپس براي گرفتن کاتوليکها آمدند
من باز هيچ نگفتم
زيرا من پروتستان بودم
و سرانجام براي گرفتن من آمدند
ديگر کسي براي حرف زدن باقي نمانده بود "¹

هنگامي که از گوشه چشم تابلو بازداشتگاه اوين را خواندم آنچه را از اين زندان از گذشته دور تا امروز در ذهن داشتم و يا خوانده بودم مرور کردم ، ناخودآگاه "خون ارغوانها"²در ذهنم تجلي دوباره يافت . خيلي دوست داشتم کاش آن سرود را حفظ کرده بودم ، لحظه ورود به راهروهاي 209 و انفرادي هاي آن بويي غريب و ناآشنا را حس ميکردم با خودم گفتم شايد اين بوي زندان ، بوي خفقان و بيداد باشد .
چشم بند تا خروج از 209 جزئي جدا نشدني از زنداني است که مرا به ياد کساني انداخت که سلاطين در سياهچالها چشمانشان را در مي آورند تا بينايي ، حسي که انسان بيشترين ارتباط را با دنياي اطراف ميگيرد را از او بگيرند و حال چشمانت را مي بستند ، غافل از اينکه گاهي ديوارها مانع بينش و ديدن نميشوند .
209 يعني انفرادي ، انفرادي که قريب ترين و گمنام ترين واژه کتابهاي قانون ماست يعني توهين ، تحقير ، بازجويي هاي چندين و چند ساعته ، بي خبري مطلق ، ايزوله کردن و در خلاء نگهداشتن ، خرد کردن به هر قيمت و هر وسيله اي . انفرادي يعني شکنجه سفيد يعني شبهاي بي پايان و اضطراب ، بعد از شکنجه سفيد شب و روز فرقي با هم ندارد فقط نبايد هيچ اخبار يا اطلاعات تازه اي به تو برسد . اطلاعات و اخبار تو تنها القائاتي است که روزي چند بار در اتاقهاي سبز رنگ بازجويي طبقه اول در گوشهايت تکرار ميشود تا تو را ضربه پذير سازد و تو در سلولت وعده هاي بازجويت را در ذهن بررسي ميکني و فردا و فرداها دوباره همان برنامه در اتاقهاي سبز بازجويي شبيه اتاق جراحي تکرار ميشود و آنقدر اين عمل تکرار ميشود تا گفته هاي بازجو ملکه ذهن تو ميگردد و تو باور ميکني که چه موجود بدي بوده اي !
و هر روز که از اتاق بازجويي به سلولت برميگردي هر آنچه در سلولت هست زير و رو شده است يا بهتر بگويم شخم زده شده است ، خمير دندان ، صابون ، شامپو ، پتوهاي سياه بد بويت ، موکت رنگ و رفته و حتي ليوان چندبار مصرفت را بدنبال چيزي جابجا کرده اند . شايد به دنبال ردي از لبخند ، اميد ، شادي ، آرزو و خاطره ميگردند تا مبادا پنهان کرده باشي ، و هر شب که تو در روياي ديدن دوباره مهتاب به ديوار سلولت چشم ميدوزي چيزي مانند شبح از دريچه کوچک سلولت سرک ميکشد و تو را زير نظر ميگيرد ، مبادا به "خواب شيرين" رفته باشي و يا در روياي شبانه ات مادر بر بالين فرزند آمده باشد و در آن تاريکستان لالايي را مرهم زخمهاي فرزند نموده باشد.
به ديوارها که چشم ميدوزي به يادگاريهايي که ميهمانان قبلي سلولت از خود به جا گذاشته اند از عرب و ترک و کرد و بلوچ و معلم و کارگر و دانشجو گرفته تا فعال حقوق بشر و روزنامه نگار ، همه به اينجا سري زدند . گويي درون 209 عدالت در حق همه به طور مساوي اعمال شده است چون اينجا فارغ از قوميت ، فازغ از جنسيت ، فارغ از مذهب و فارغ از هرگونه طبقه اي همه به گونه اي مساوي به زندان مي آيند .
از سلولهاي انفرادي تا سلولهاي عمومي تنها بيست تا سي متر فاصله است که بعضي ها چند ساله و بعضي ها چند ماهه طي ميکنند ، سلول عمومي يعني ديدن و حرف زدن با انسانهايي شبيه خودت يعني شنيدن صداي انسانهايي که بايد صدايشان شنيده شود ، سلول عمومي يعني نوشيدن يک ليوان چاي داغ يعني رفتن به حمام به دلخواه خودت ، سلول عمومي يعني اجازه اصلاح سر و صورت و براي بعضي ها يعني اجازه ديدن چشمان نگران عزيزان ، پشت ديوارهاي شيشه اي و براي من يعني رفتن به هواخوري بعد از ماهها ، بعد از ماهها براي اولين بار به هواخوري رفتم ، هقته اي سه بار و هر بار 20 دقيقه ، هواخوري اتاق کوچکي بود با ديوارهاي بلند و سقفي نرده کشي شده و مشبک ، براي من که آسمان و خورشيد را هر روز از دامن زاگرس عاشقانه نگريسته بودم اينجا گويي آسمان را پشت ميله ها زنداني کرده بودند .خورشيد دزدکي به گوشه اي از هواخوري سرک کشيده بود و انگار او هم ميدانست که نبايد به ديوارهاي امنيت ملي نزديک شد ، دوربيني هم بالاي سرمان تند و تند ميچرخيد تا همه جا را زير نظر داشته باشد ، مبادا با خورشيد خانم نگاهي رد و بدل کنيم و چشمکي بزنيم که به حساب "ارتباط با بيگانگان" گذاشته شود و يا به نسيم بگوييم "حال همه ما خوب است" و اين خبر موجب "تشويش اذهان عمومي" گردد و ديوارهاي هواخوري نيز آنقدر لکه هاي ناشيانه رنگ بر آنها ديده ميشد که ديوارها را بد منظر کرده بود "هر چند که زيباترين ديوارها اگر ديوار يک زندان باشند باز شايسته تخريبند" .
ديوارهاي 209 رسالت خطير خود يعني جدا کردن زندانيان از يکديگر را به خوبي انجام نداده بودند . اينجا ديوارها قاصد دوستي و نامه رسان شده بودند ، پس بايد مجازات ميشدند و هر هفته بر تن ديوار رنگ تيره تر ميکشيدند تا در نهايت روزي با سنگ سياه نقش پوشش کردند . ديوارهاي هواخوري براي زندانيان تخته سياه ، روزنامه ديواري و حتي ترک ديوار نقش صندوق پست را ايفا ميکرد و پيام زندانيان را به هم ميرساند . ديوارها پر بود از خبرها و اسامي دانشجوها ، آنها که از تير ماه 78 ، نه نه...!! ، دورتر... از 16 آذر آمده بودند ، آنها که سالهاست پاي ثابت انفراديها هستند و با جسارت تمام مينوشتند "دانشجو ميميرد ذلت نمي پذيرد" و اسم دانشگاه خود را زيرش مينوشتند . جوان ديگري آرم ان جي اويشان را با ظرافت تمام روي ديوار طراحي ميکرد هر چند بار رنگ ميزدند اما او دوباره و چند باره ميکشيد و کساني هم طلب اخبار ميکردند . من هم روزي بر ديوار هواخوري نوشتم سلام ، با خودم گفتم "سلامت را نخواهند پاسخ گفت" ولي خيلي زود نوشتند ، "سلام شما؟!" و دوستي هايمان آغاز شد ، از دانشجوها گرفته تا زنداني القاعده اي که بعدها در رجايي شهر معلم زبان انگليسي ام شد ، کلي دوست "ديوارگي" پيدا کرده بود و روزي که انفراديها پر شده بود و جا براي تازه واردها کم آمد به ناچار خيلي ها را در يک سلول جمع کردند و انگار سالها بود که همديگر ار ميشناختيم . پلي تکنيکي ها ، تحکيم وحدت ، مسيحي ها ، ترک ، بلوچ ، کرد و... ، انگار سالها بود همديگر را ميشناختيم ، يکي آرايشگر ميشد يکي آشپز ، تا صبح مي نشستيم و از دردهاي جامعه ميگفتيم ، هر چند دردهايمان مشترک بود اما تا صبح صحبت ميکرديم و صبح ما را صداي گريه سيد ايوب زنداني بلوچ بغل دستي که سالها اينجا بود به خود مي آورد ، آنقدر کسي فريادش را نشنيده بود که به خدا نامه مينوشت و در هواخوري ميگذاشت و با صداي گريه او سکوتي سنگين بحث ما را خاتمه ميداد و گاهي صداي پاشنه کفش زني ما را به سکوت وادار ميکرد ، از فرط خوشحالي و هيجان از سوراخ کوچک در ، يا از لاي پره هاي رادياتور سلول 121 به بيرون نگاهي مي انداختيم ، زني بود که با چشماني بسته به سوي اتاق بازجويي ميبردنش ، چادري به سر داشت که دهها ترازو بر چادرش نقش بسته بود ، قامت او ترازوهاي عدالت را کج و معوج و نابرابر نشان ميداد . اين صداي آشناي پا، اعلام حضوري موقرانه بود تا به ما بگويد اينجا هم زندگي و مبارزه بي صداي پاشنه هاي بلند معنايي ندارد ، کمي تامل و ساعتي فکر کردن ميخواهد تا متوجه شوي همه يکي بوديم .
اتاق بازجويي مان همان اتاقي بود که راننده هاي شرکت واحد و معلم ها بازجويي شده بودند ، ميز بازجويي همان ميزي بود که دانشجوها بر روي آن يادگاري نوشته بودند و تختي که من روي آن ميخوابيدم ، همان تختي بود که "عمران" جوان بلوچ قبل از اعدام رويش نوشته بود دلم براي کوير تنگ شده ، چشم بندمان هم همان چشم بندي بود که اعضاي کمپين يک ميليون "فرياد خاموش" به چشم داشتند ، پس نبايد غريبگي کرد و نبايد همديگر را فراموش کرد ، اينها همه يک جورهايي آشنايند ، اينجا همه چون شمايند ، راستي ، فکر کن شايد فردا نوبت تو باشد...

معلم و فعال حقوق بشري محکوم به اعدام
بند بيماران عفوني (5) زندان رجايي شهر کرج
فرزاد کمانگر - 10/3/87

1-برتولت برشت - در هنگامه نازيها
2-"خون ارغوانها" سروده اي است از ارغوان هميشه سرخ بيژن جزني
3-شعر زيباي " سلام " سروده شاعر معاصر آقاي سيد علي صالحي


همزمان با افشای فساد مسئولان؛ تهدید به اعدام صاحبان وبلاگها

وبلاگ جور دیگر باید دید


همزمان با رسوایی فساد مسئولان /تهدید به اعدام صاحبان وبلاگ ها به بهانه امنيت رواني جامعه

روزنامه اعتماد نوشت: طرح يک فوريتي 20 نماينده براي تشديد مجازات اخلالگران در امنيت رواني جامعه و حمايت علي لاريجاني رئيس مجلس از اين طرح ماجراي چگونگي مواجهه با معضلات اجتماعي را وارد فاز تازه يي کرده است، چرا که طرح 20 نماينده يادشده در شرايطي به هيات رئيسه مجلس ارائه شده و به احتمال زياد در جلسه علني امروز مجلس مورد بررسي قرار مي گيرد که هم اکنون نظرات متفاوت و بعضاً متضادي درباره برخورد با جرائم اجتماعي مطرح مي شود.

در طرح 20 نماينده ياد شده علاوه بر اينکه مجازات سنگين اعدام براي مجرمان در نظر گرفته شده است، در عين حال بر اجراي فوري و بدون بخشش چنين مجرماني تاکيد شده است. آن گونه که خبرگزاري مهر از حميدرضا حاجي بابايي نماينده همدان و عضو هيات رئيسه مجلس درباره اين طرح نقل کرده است، دامنه گسترش جرائم اجتماعي براي نخستين بار به وبلاگ نويسان و راه اندازان سايت هاي اينترنتي هم کشيده شده است و هر فعال اينترنتي که مروج فساد، فحشا و الحاد شناخته شود، محارب شناخته شده و با صدور حکم اعدام مواجه خواهد شد.

حاجي بابايي در اين زمينه گفته است؛ مرتکبان جرائمي که مصداق اخلال در امنيت رواني جامعه تشخيص داده مي شوند محارب شناخته شده و به اعدام محکوم خواهند شد. وي سپس در تشريح جزئيات اين طرح گفته است؛ براساس اين پيشنهاد جرائم مخل امنيت رواني جامعه شامل راهزني، سرقت مسلحانه، تجاوز به عنف، تشکيل خانه فساد و فحشا، داير کردن وبلاگ و وب سايت مروج فساد و فحشا، الحاد و قاچاق انسان به منظور سوءاستفاده جنسي، شرارت، آدم ربايي به قصد تجاوز يا اخاذي و... خواهد بود.

بر اساس اين گزارش در مرکز و مراکز استان ها ستادهاي ويژه يي تشکيل خواهد شد که وظيفه اين ستادها کشف جرم و ساماندهي مبارزه با جرائم و اجراي احکام خواهد بود. اعضاي اين ستاد، فرمانده ناجا، معاون اول قوه قضائيه، دادستان کل کشور، معاون امنيت وزارت اطلاعات، معاون امنيت وزارت کشور، فرمانده سپاه، فرمانده نيروي مقاوت بسيج، رئيس سازمان صدا وسيما و... خواهند بود و در استان ها نيز مسوولان استاني در ستاد عضويت دارند. به گفته حاجي بابايي وظيفه اين ستادها تعيين مصاديق جرائم مخل امنيت رواني جامعه، تعقيب و مجازات مرتکبان و اجراي مجازات آنان خواهد بود.

در صورت تصويب نهايي اين طرح، علاوه بر اينکه مرتکبان جرائم مخل امنيت رواني جامعه به اعدام محکوم مي شوند اماکن و وسايل نقليه آنان نيز ضبط و توقيف خواهد شد. براساس اين طرح رسيدگي به مجازات اين مجرمان خارج از نوبت انجام مي شود و احکام صادره نيز غيرقابل توقف، تعليق يا تبديل خواهد بود. بر اساس يکي از بندهاي اين پيشنهاد در صورتي که ماموران در تعقيب متهمان يا دستگيري آنان کوتاهي کرده و موجبات رهايي آنان را فراهم کنند به اشد مجازات محکوم خواهند شد.

هنوز ساعتي از انتشار سخنان حاجي بابايي نگذشته بود که علي لاريجاني رئيس مجلس در نخستين همايش اسلام و آسيب هاي اجتماعي حضور پيدا کرد و از تشديد مجازات عاملان مخل امنيت اجتماعي دفاع کرد. وي با تاکيد بر اينکه طرح نمايندگان در واقع طرحي براي مقابله با اشرار است، گفت؛ چون ميزان نگران کنندگي آسيب هاي اجتماعي بسيار بالاست و اين مساله با بسياري از مسائل کشور ارتباط دارد بايد اهتمام بيشتري در اين زمينه صورت گيرد.

لاريجاني لازمه مقابله با آسيب هاي اجتماعي را در سازوکارهاي خاصي دانست و در عين حال تمام ارکان کشور را به همکاري براي پيشبرد اين طرح فراخواند.لاريجاني تصريح کرد؛ حل مسائل و آسيب هاي اجتماعي با بسياري از امور ديگر از جمله شرايط اقتصادي، سنت هاي فرهنگي و اجتماعي و برخي رفتارهاي مديريتي در ارتباط است.

وي اضافه کرد؛ چون آسيب هاي اجتماعي موضوعات بسيار پيچيده يي است گاه از نظر نظريه پردازي نيز فقر در آن وجود دارد؛ بنابر اين اهتمام شما به اين مساله بايد بيشتر از ديگر شئون حکومت داري باشد و سختي کار نبايد شما را مايوس کند.

رئيس مجلس در بخش ديگري از سخنانش با اشاره به اينکه جوامع بشري هميشه در معرض آسيب هاي اجتماعي قرار دارند، گفت؛ بايد راه حل هاي مدوني براي مسائل اجتماعي ارائه کرد تا آرامش رواني بر جامعه حاکم شود.

لاريجاني درباره الگوبرداري از ساير کشورها براي حل آسيب هاي اجتماعي گفت؛ به سبب به هم تنيدگي آسيب هاي اجتماعي با سنت و فرهنگ در جامعه نمي توانيم با روش هاي ديگر معضلات خودمان را علاج کنيم.وي گفت؛ حکومتي خوب است که براي آسيب هاي اجتماعي فرمول حکومتي مطلوب داشته باشد؛ به ويژه در شرايط دوران مدرنيته که با آسيب هاي متنوع تري رو به رو هستيم.

وي سپس با دفاع از طرح نمايندگان در اين باره گفت؛ نبايد منتظر بمانيم عده يي از افراد شرور و ناهنجار، عده زيادي را دچار آسيب رواني و اجتماعي کنند و فقط چند سال زندان و جريمه نقدي شوند.وي افزود؛ کساني که با آرامش رواني جامعه بازي و نگراني ايجاد مي کنند مصداق مفسد في الارض هستند؛ چرا که آنها با اقدام خود به جامعه ظلم مي کنند.

تخریب محل برگزاری مجالس دراویش گنابادی در اصفهان

گزارش دریافتی از وبلاگ "مجذوبان نور" : صبح روز دوشنبه 10 تیر ماه 1387 اخطاریه ای از سوی واحد اجرائیات شهرداری به رحمت الله جوادی از دراویش گنابادی در شهرستان چرمهین از توابع استان اصفهان که منزل وي محل برگزاری مجالس دراویش گنابادی است ابلاغ و اخطار داده شد كه منزل وي طی 24 ساعت آینده تخریب می شود.

کمیسیون ماده صد شهرداری چرمهین چندی پیش، به دستور اداره اطلاعات اصفهان حکم تخریب کامل این مکان را صادر نموده بود وعلیرغم اعتراض مالک، شعبه 28 دیوان عدالت اداری نيز از صدوردستور موقت برای جلوگیری از اجرای این حکم توسط شهرداری خودداری نمود .

در این ارتباط جمعی از دراویش نعمت اللهی گنابادی ومالک طی نامه های اعتراض آمیز جداگانه ای برای رهبری و مديران كشور خواستار نقض حکم شهرداری شدند اما این اعتراضات نیز به دلیل فشارهاي مخفيانه از سوي اداره اطلاعات اصفهان و با هماهنگي مسؤول حفاظت اطلاعات سپاه لنجان مؤثر واقع نشد و منزل این درویش گنابادی در ساعت 10 صبح 11 تير 1387 درزير تيغ بولدوزرها تخریب و با خاك يكسان شد.

بلدوزرهای شهرداری خانه معلمی را خراب نمودند که از معلولین انقلاب است. نیروهای انتظامی زن و فرزند او را از خانه بیرون کشیدند و بخشی از وسایل زندگی و شخصی وی در زیر آوار، نابود گردید.

دقایقی پس از تخریب منزل آقای رحمت الله جوادی مردم و دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی چرمهین به سرعت خود را به محل رسانده و با نیروهای انتظامی و امنیتی درگیر شدند .نیروهای اطلاعاتی و امنیتی و ماموران شهرداری بعد از آن که دو دستگاه بلدوزر و خودروهای آنان متحمل صدماتی گردید پا به فرار گذاشته و محل حادثه را ترک نمودند.

گزارش شده است كه جوادی که از فرهنگیان زحمتکش و بازنشسته چرمهین می باشد پس از این حادثه اجبارا برای آن که خانواده اش سرپناهی داشته باشد در حیاط منزل مخروبه اش چادر زده است و مردم گرد او اجتماع نموده اند.

دستور جلب مدير مسول روزنامه اعتماد ملی صادر شد

سایت حکومتی رجانیوز نزدیک به باند احمدی نژاد: پس از انتشار يادداشت رسول منتجب نيا قائم مقام حزب اعتماد ملي در ارگان اين حزب كه در آن بي سابقه ترين تهمت ها و دروغ پردازي ها عليه احمدي نژاد در ج شده بود، با اعلام جرم توسط مدعي العموم دستور جلب و تحقيقات از مدير مسئول روزنامه صادر شد.

در اطلاعيه اي كه در همين رابطه روابط عمومي دادسراي تهران منتشر كرده آمده است: به دنبال شكايت متعدد از مدير مسئول روزنامه اعتماد ملي به اتهام نشر اكاذيب به قصد تشوش اذهان عمومي و افترا و احضار ايشان براي پاسخگويي به اتهامات و اعلام جرم اخير مدعي العموم درخصوص چاپ مطلب اهانت آميز در شماره 682مورخ 11/4/1387 توسط آقاي منتجب نيا، دستور جلب و تحقيقات از مدير مسئول روزنامه صادر گرديد.

اين در حالي است كه حق شناس مدير مسئول روزنامه اعتماد ملي به همراه كروبي در كشور عربستان به سر مي برد.

منصور اسالو مجددا به بند 350 زندان اوین منتقل شد

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه


با وجود اعلام نیاز مراقبت پزشکی
منصور اسالو مجددا به بند 350 زندان اوین منتقل شد

منصور اسالو رئیس هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، که ساعت 10 صبح روز دوشنبه 10/4/1387 جهت معاینات چشم و قلب از زندان اوین به بیمارستان شهید لبافی نژاد منتقل شده بود، پس از معاینه پزشکی توسط متخصصین، با وجود اعلام پزشکان بیمارستان در رابطه با مراقبت از اسالو در بهداری زندان، نامبرده به بند 350 زندان اوین منتقل شد.

به گفته پروانه اسالو، با وجود این که پزشکان تاکید داشتند وی باید تحت مراقبت باشد، اما ماموران زندان نه تنها به این گفته پزشکان متخصص توجهی نکردند، وی را همان روز به بند 350 زندان اوین انتقال دادند. وی یادآور شد با توجه به اينکه اسالو چند عمل جراحي چشم را پشت سر گذاشته و از نظر قلبي و استرس تنفسي نياز به مراقبت دارد، نظر پزشکان بر دور بودن وي از استرس حاکم بر فضاي زندان است.

وي با اشاره به ادامه تلاش‌ها براي يافتن راهي که همسرش بتواند براي درمان خود از حق قانوني مرخصي استفاده کند، گفت: اميدواريم با انتقال همسرم به بند زندان در پروسه پزشکي وي اخلالي ايجاد نشود.


ادامه ناآرامی ‌های کارگری در ايران خودرو

سایت سنديكاي كارگران شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه

طبق اخبار واصله، اعتصاب کارگران ايران خودرو با خواست افزايش حقوق با پيوستن شيفت‌هاي عصر و شب‌کار ادامه دارد.

کارگران کارخانه ايران خودرو که از روزهاي گذشته در راستاي پيگيري مطالبات صنفي خود با شعار "زندگي شايسته حق مسلم ماست" و "اضافه کاري اجباري لغو بايد گردد" دست به اعتصاب زده‌اند، امروز نيز در ساعت غدا از حضور در سالن‌هاي غذاخوري شرکت خودداري کرده‌اند.

در همين حال يک منبع آگاه از پخش اطلاعيه‌هايي در بين کارگران خبر داد که در آن کارگران به ادامه اعتصاب غذا تا دست‌يابي به حقوق واقعي دعوت شده‌اند.

در اين اطلاعيه خواسته‌هاي کارگران به اين شرح عنوان شده است؛
1- آزادي تشکل‌هاي کارگري عدم ورود حراست به سالن‌ها
2- لغو اضافه کاري اجباري و برداشتن سقف اضافه کار عادي
3- افزايش حق آکورد (حق بهره وري)
4- افزايش حقوق‌ها متناسب با افزايش قيمت‌ها در کشور
5- لغو قراردادهاي موقت و استخدام رسمي کارگران
6- جلوگيري از گسترش شرکت‌هاي پيمانکاري و انتقال کارگران آن به خود شرکت
7- شرکت نمايندگان کارگران در کميته طبقه بندي مشاغل
8- شرکت نمايندگان کارگران در کميته تشخيص کارهاي سخت و زيان آور
9- کاهش فشار کاري با استخدام نيروهاي جديد

تهديد و تطميع کارگران

با پيوستن بخشهاي ديگري از کارگران شرکت به اين اعتصاب، مديريت شرکت ايران خودرو به جاي جواب به خواسته‌هاي کارگران با پخش اطلاعيه‌هاي از طرف مديريت حراست، کارگران را تهديد کرد.
متن اطلاعيه مديريت حراست به اين شرح است؛

بسمه تعالي
اطلاعيه شماره نامه م ع/87601119/ا
تاريخ 10/04/87
موضوع لزوم اطلاع رساني نسبت به تحرك برخي از عوامل ضد انقلاب در سطح شركت
باسلام و احترام
به اطلاع كاركنان شريف ايران خودرو مي‌‌رساند برابر اطلاعات واصله؛ از طرف گروهك‌هاي ضد انقلاب از جمله «حزب اتحاد كمونيسم كارگري» اقداماتي در جهت تحريك كارگران با بهانه قراردادن بعضي مسائل موجود در سطح كشور خصوصاً ‌در مجموعه‌‌هاي صنعتي موثر در حال پيشرفت صورت گرفته است. در اين رابطه برخي از عوامل دست نشانده در جهت اهداف پليد گروهك‌ها اقدام به شعارنويسي و پخش اعلاميه و دعوت كاركنان به تحصن ، اعتراض و اعتصاب غذا و ... نموده‌اند.
لذا بدينوسيله از كليه همكاران محترم تقاضا مي‌گردد در صورت مشاهده هرگونه تحركي مراتب را به ستاد خبري حراست با شماره تلفن 6161 اعلام نمايند.
ا. م
مدير حراست گروه صنعتي ايران خودرو


خلف وعده مديران ايران خودرو

يکي از کارگران ايران خودرو در تماس تلفني با دسترنج گفت: با آغاز سال مديريت شرکت اعلام کرد که از اعلام اضافه کاري در روزهاي جمعه خوداري خواهد کرد، ولي عملا با بحران قطعه سازي و عدم توليد و توزيع مناسب قطعه به خطوط توليد، مديريت شرکت جهت جبران کسري توليد از همان آغاز سال جمعه‌ها را اضافه کاري اجباري اعلام کرد.
وي افزود: از طرفي با عدم پرداخت رکورد توليد بعضي از قسمت‌ها، با برقراري اضافه کار اجباري در روزهاي دلخواه خود شرکت و جلوگيري از اضافه کاري در روزهاي عادي با وجود بدهي‌هاي سنگين کارگران، عدم افزايش حقوق‌ها به نسبت تورم لجام گسيخته در جامعه، ثابت ماندن حق آکورد نسبت به 5 سال پيش، عدم استخدام کارگران به صورت رسمي در حاليکه حدود 10 سال از قرارداد برخي از کارگران مي‌گذرد، عدم جذب نيروي جديد با وجود راه‌اندازي ال90 و کاهش کارگران در قسمت‌هاي مختلف جهت استفاده در سالن‌هاي ال90 و اخراج ده‌ها کارگر به بهانه هاي واهي، فشار کار بر کارگران در قسمت‌هاي توليدي و عدم اعلام شرايط سختي کار در اين قسمت‌ها بدون حضور نمايندگان کارگران، افزايش زمان ارتقاي شغلي به چند سال و عدم حضور نمايندگان کارگران در کميته طبقه بندي مشاغل، گسترش هر روز شرکت‌هاي پيمانکاري و عدم پرداخت حقوق متناسب با تورم توسط اين شرکت‌ها و تبعيض بين کارگران اين شرکت‌ها و سخنان ضد کارگري حميد رضا کاتوزيان، نماينده مجلس در مورد واگذاري شرکت‌هاي خودروسازي به بخش خصوصي باعث موج نارضايتي در شرکت ايران خودرو گرديده است.
اين کارگر افزود: از طرفي نبود تشکل‌هاي کارگري که کارگران بتوانند از طريق تشکل خود پيگير مطالبات خود باشند، دست به دست ساير مسايل داده تا با اعلام اضافه کاري روز جمعه 7 تير در بعضي از سالن‌ها و با تغيير ناگهاني شيفت‌هاي کاري بدون هماهنگي از قبل، کارگران مونتاژ با اين تصميم مخالفت کرده و دست به اعتصاب زدند.

۱۳۸۷ تیر ۸, شنبه

یک فعال سیاسی در اداره اطلاعات سنندج تحت شکنجه اس

انجمن دفاع از زندانیان سیاسی وحقوق بشر ایران

رضا منبری توسط اداره اطلاعات شهر سنندج بازجویی و شکنجه می شود.

مطابق خبری که از آقای حسام منبری برادر رضا منبری به انجمن دفاع از زندانیان سیاسی وحقوق بشر ایران ارسال شده است، رضا منبری برای چندمین بار توسط نیروهای امنیتی دستگیر وتحت شکنجه قرار گرفته است.

پرونده این زندانی سیاسی درشعبه دوم دادگاه انقلاب اسلامی شهر سنندج با ریاست فردی بنام بابایی درجریان است.

جلوگیری از ورود یک خبرنگار به سازمان میراث فرهنگی خوزستان

گزارش : ابوالفضل عابدینی نصر

برابر با دستور صادق محمدي، رييس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري خوزستان از ورود مجتبي گهستوني، سخنگوي انجمن دوست‌داران ميراث فرهنگي تاريانا خوزستان، به اين سازمان جلوگيري شد. گهستوني با اشاره به ضعف سازمان میراث فرهنگی در حفظ آثار تاریخی گفت: اين تصميم در پي سخنراني من در همايش يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران در تهران كه در آن خواهان استعفاي صادق محمدي شده بودم، گرفته شده است.

وي تصريح كرد: یگان حفاظت سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري خوزستان به دستور صادق محمدي از ورود من به سازمان جلوگيري كرد و من هم‌ تصمیم دارم در این خصوص که یک مدیر دولتی مانع از ورود یک خبرنگار به سازمان دولتی ، میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری می شود از رییس سازمان شكايت کنم.

گفتني است كه سخنگوي انجمن دوست‌داران ميراث فرهنگي تاريانا خوزستان در همايش يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران بيان كرد: اين استان كه گفته مي‌شود، رتبه‌ي نخست برخورداري از محوطه‌هاي باستاني را دارد، رتبه‌ي نخست حفاري‌هاي غيرمجاز را نيز در كارنامه‌ي مديران خود دارد.

گهستوني كه در همايش «يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران» در تهران شركت كرده بود با بيان اين‌كه در استان خوزستان حدود 25000 محوطه‌ي باستاني و اثر تاريخي وجود دارد كه حدود 700 اثر از آن‌ها به ثبت رسيده‌اند، گفت: مديران استان حتا در حفظ اين 700 اثر نيز موفق نبوده‌اند.

مجتبي گهستوني سپس عكس‌هايي را از محوطه‌ي كاخ آپادانا در شوش كه به‌عنوان پيست موتورسواري از آن استفاده مي‌شود، كاخ اردشير و انبوهي از زباله‌ها در آن، حفاري غيرمجاز گور ايلامي و بقاياي خاكستر در پايه‌ستون‌هاي كاخ اردشير نمايش داد.

او در ادامه با خواندن بيانيه‌اي اظهار داشت: با توجه به تعرض وسيع به محوطه‌هاي باستاني خوزستان از استاندار درخواست مي‌كنيم كه با تخصيص اعتبار بيشتر شاهد حفظ و نگهداري آثار باشيم. با توجه به اين‌كه مديريت ميراث فرهنگي خوزستان به اشخاص مختلف و متعهد نيازمند است، از مدير فعلي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري خوزستان نيز مي‌خواهيم كه در اقدامي فرهنگي پس از چهار سال بي‌توجهي به ميراث فرهنگي و ضعف در عملكرد، استعفا دهد و مديريت را به يك شخص متعهد و فرهنگي واگذار كند.

در صورت حمله نظامی منطقه را به آتش می کشیم

گفت و گوی روزنامه حکومتی جام جم با سرکرده سپاه پاسداران


به نظر شما اگر آمريكا احتمالا بخواهد به ايران حمله كند، مستقيم به اين كار اقدام خواهد كرد يا از طريق اسرائيل دست به اين عمل خواهد زد؟

به نظر مي‌رسد بدون همكاري اسرائیل اين تهديدها عملي نمي‌شود و آمريكا نياز به همراهي اسرائيل دارد، هر چند كه در ظاهر ممكن است آنها مدعي شوند كه آمريكا به طور مستقل حمله خواهد كرد ولي ما مطمئن هستيم كه آمريكا بدون همكاري اسرائيل نمي‌تواند دست به اين اقدام بزند. خود همين نكته به دليل آسيب‌پذيري‌هاي بسيار زيادي كه اسرائیل دارد، عاملي بازدارنده براي دشمنان به شمار مي‌رود.

موارد آسيب‌پذيري‌هاي آنها كجاست؟

آسيب پذيري امريكا و اسرائیل به توانمندي هاي دفاعي جمهوري اسلامي ايران برمي‌گردد. امروز جمهوري اسلامي ايران قابليت هاي دفاعي بسيار زيادي در داخل كشور دارد وبا توجه به عمق استراتژيك جمهوري اسلامي ايران در جهان اسلام، امكان ضربه زدن به هر متجاوزي در جهان بسيار بالاست كه بخش مهمي از اين موارد به توانمندي‌هاي موشكي جمهوري اسلامي ايران ارتباط دارد.

اين توانمندي بالا براي پاسخگويي به هرگونه حمله دشمن ، قطعا عامل بازدارنده‌اي براي آنهاست. وحدت، انسجام و يكپارچگي كه امروز در جهان اسلام، بويژه در بين شيعيان به وجود آمده است، عامل بازدارنده مهم ديگري است، زيرا اسرائيلي‌ها مي‌دانند كه اگر اقدامي عليه ايران انجام دهند، قطعا با توانمندي‌اي كه جهان اسلام و جهان تشيع بويژه در منطقه دارد، ضربات مهلكي به آنها وارد خواهد كرد.

بنابراين موقعيت جغرافيايي اسرائیل و همچنين توانمندي‌هايي كه در خارج از ايران براي ضربه زدن به اين کشور وجود دارد، عوامل مهمي هستند كه دشمن را از حمله به جمهوری اسلامی ایران بازداشته است. محاسبات و برآورد هاي استراتژيكي ما نشان مي دهد چنانچه اسرائیل به صورت مستقل يا همراه با آمريكا كوچكترين تحركي را بر عليه منافع ما داشته باشد، در كمترين زمان تمام مناطق در اسرائیل نا امن خواهد شد.

اسرائیل فاقد عمق استراتژيك است واين سرزمين تمامأ در برد موشكهاي جمهوري اسلامي قرار دارد. قابليتها و توان موشكي نيروهاي مسلح ما و بويژه سپاه پاسداران به گونه اي است كه اسرائیل با تمام امكانات خود قادر به مقابله با آن نخواهد بود.

منظور شما از توانمندي‌هاي خارج از ايران چيست. آيا احتمال دارد از طريق حزب‌الله يا حماس اقدامي بر عليه دشمنان صورت گيرد؟

همان‌طور كه در عراق شاهد بوديم، اين تنها عراقي‌ها نبودند كه در مقابل تجاوز و اشغال كشورشان توسط آمريكايي‌ها مقاومت مي‌كردند، بلكه تعدادي از جوانان مسلمان انقلابي از كشورهاي مختلف ديگرخودشان را به عراق رساندند و عمليات‌هاي خودمحور و تكليف‌گرايانه‌اي را عليه آمريكايي‌ ها انجام دادندو به مقابله با اشغالگران پرداختند.

با توجه به موقعيت و نفوذ جمهوري اسلامي در بين ملتها وكشورهاي جهان اسلام اين حالت براي جمهوري اسلامي ايران بشدت قوي‌تر است ، به اين شكل كه مسلمانان انقلابي جهان اسلام (چه شيعه و چه سني)‌ حمله آمريكا و اسرائيل به ايران اسلامي را حمله به جهان اسلام قلمداد مي‌كنند و بدون ترديد يك احساس تكليف الهي براي پاسخگويي و مقابله در ذهن انقلابيون مسلمان به وجود خواهد آمد و اين چيزي نيست كه جمهوري اسلامي بتواند ازآن ممانعت كند. اين مسُاله اعتقادي است كه دشمنان ، در جريان دفاع مقدس خودمان و همچنين در جريان حمله به كشور عراق آن‌را مشاهده و تجربه كرده‌اند.

به نظر شما آيا در صورت حمله احتمالي ممكن است در جنوب لبنان، جبهه‌اي عليه اسرائیل تشكيل شود؟

بله. احتمال اين مساله زياد است. زيرا وجود انگيزه و اعتقاد در بين مسلمانان جنوب لبنان و نيز پيوستگي عقيدتي و آرماني ميان ملت لبنان و ايران، خودبه‌خود نوعي احساس تكليف را براي آنان ايجاد مي‌كند كه براي مقابله با هر گونه اقدام نظامي دشمن عليه جهان اسلام آمادگي كامل داشته باشند.

در بحث تهديدات نظامي از سوي آمريكا، نوع مقابله و پاسخگويي جمهوري اسلامي ايران با اين كشور به چه شكلي خواهد بود؟

نوع مقابله را كه نمي‌توان مطرح كرد. اما مي‌توان گفت كه ما محدوده زماني خودمان را در پاسخگويي، بسيار كوتاه مي‌دانيم؛ زيرا دامنه اقدام نظامي دشمن را خود به خود محدود مي دانيم و اين دامنه محدود، ما را وامي‌دارد تا در فرصت و فاصله زماني كوتاه پاسخ‌هاي سريع، قاطع و كوبنده بدهيم تا اقدامات ما اثرپذيري خود را داشته باشد بنابراين پاسخگويي به دشمن سريع و در عين حال كوبنده و قاطع و غير قابل تصورخواهد بود تا جبران‌كننده بخشي از خسارت‌هايي كه دشمن به ما وارد مي‌كند باشد و طرح‌هاي ما بر اين اساس برنامه‌ريزي شده است.

اين برنامه ها براساس تهديد اسرائيل طرح شده‌اند يا آمريكا؟

ما معتقديم كه اسرائيل خيلي كوچك‌تر از آن است كه بخواهد به تنهايي عليه جمهوري اسلامي ايران اقدامي بكند. بنابراين محور تهديد‌ها آمريكاست. اما اين كشور در اقدام خود قطعا از همراهي اسرائیل بهره مي‌برد.

آيا منافع آمريكا و مراكز اين كشور در خليج فارس و عراق جزو اهداف جمهوری اسلامی در اقدام متقابل خواهند بود؟

ما معتقديم كه آمريكايي‌ها بيش از اسرائيلي‌ها آسيب‌پذيرند و حضور نيروهاي نظامي آمريكا در منطقه و در اطراف كشور ما بخشي از اين آسيب‌پذيري‌هاست و باعث مي‌شود جمهوري اسلامي ايران خارج از توانمندي‌هاي موشكي، از طرق مختلف بتواند به منافع آمريكا حتي در دوردستها صدمه بزند و اين نكته بازدارنده مهمي است كه آنهابه اين توجه دارند.

قطعا يكي از ابهامات آمريكا كه باعث شده تاكنون دست به اقدام نظامي عليه ايران نزند، اين است كه نسبت به سرنوشت وزمان پايان جنگ اطمينان ندارد و مي‌داند اگر جنگي را شروع كند، هرگز نمي‌تواند هر وقت كه خواست آن را خاتمه دهد. اين نگراني مهمي است كه اين كشور دارد.

در صورتي كه به جمهوري اسلامي ايران حمله شود، آيا پاسخ ايران سياسي و از طريق رجوع به مجامع بين‌المللي است، يا اين كه پاسخ ايران نيز نظامي خواهد بود؟

تجربه تاريخي انقلاب اسلامي ايران اين مساله را نشان داده است كه ما هيچ‌گونه اميدي به سازمان‌هاي بين‌المللي براي رسيدن به حقوق خودمان نمي‌توانيم داشته باشيم. البته ما اقدامات ديپلماتيك و سياسي انجام مي‌دهيم، اما اميدي به آنها نداريم؛ چون معمولا اين سازمان‌ها در سيطره كشورهاي سلطه‌طلب هستند و قبل از اين كه بخواهند از ما طرفداري كنند، از دشمنان ما به صورت يكجانبه حمايت مي‌كنند.

بر همين اساس ما محور اقدامات متقابل خودمان را توانمندي‌هاي نظامي و غيرنظامي گسترده قرار مي‌دهيم و با تجربه‌اي كه وجود دارد، خيلي راحت مي‌توانيم امكاناتمان را به‌گونه اي سازماندهي كنيم كه دشمن را در رسيدن به اهدافش ناكام بگذاريم.

آيا اين احتمال وجود دارد كه جمهوري اسلامي ايران از سلاح نفت در مقابل دشمنان استفاده كند؟

طبيعتأ كشوري كه مورد تهاجم دشمن قرار مي‌گيرد از تمامي ظرفيت وفرصت هاي خود براي رويارويي با دشمن استفاده مي‌كند و با توجه به بحث شاهراه خروج انرژي قطعا اعمال كنترل ايران بر خليج فارس و تنگه هرمز يكي از اقدامات ما خواهد بود و مسلما اگر بين ما و دشمنان فرامنطقه اي ايران درگيري به وجود بيايد، دامنه آن به موضوع نفت كشيده خواهد شد. به دنبال اين اقدام نيز قطعا قيمت نفت بشدت افزايش چشمگيري خواهد يافت و اين از جمله عوامل بازدارنده دشمنان از اقدام نظامي عليه جمهوري اسلامي ايران است.

اگر آمريكا در حمله احتمالي خود به ايران از خاك كشورهاي منطقه استفاده كند، جمهوري اسلامي ايران چگونه واكنش نشان خواهد داد؟

به هر حال اگر حمله از خاك كشوري عليه كشور ديگر انجام شود، كشوري كه مورد تجاوز واقع شده حق دارد به اقدام نظامي دشمن از همان نقطه شروع عمليات، پاسخ دهد. اگر دشمنان غيرمنطقه‌اي و فرامنطقه‌اي از خاك كشورهاي منطقه عليه جمهوري اسلامي ايران استفاده كنند، ما ملت آن كشورها را مقصر نمي‌دانيم، ولي دولت آن كشورها بايد پاسخگو باشند و اين حق مسلم ماست كه عليه امكانات نظامي و توانمندي‌هاي دشمنان در هر جايي مقابله به مثل كنيم