۱۳۸۷ خرداد ۲۰, دوشنبه

بیماری هلندی در اقتصاد به زبان ساده: نفت، تورم، قیمت مسکن

اقتصادى و تحلیلهای اقتصادى در ایران و جهان
اختصاصی پارسینه
بیماری هلندی در اقتصاد به زبان ساده: نفت، تورم، قیمت مسکن
بیماری هلندی یا (Dutch Disease)، اثری شناخته شده در اقتصاد است که گریبان بسیاری از کشورها خصوصا کشورهای با اقتصاد تک محصولی را در صد سال اخیر گرفته است. هشدار اخیر رئیس کمسیون انرژی مجلس در مورد بحرانی شدن فرسودگی تاسیسات نفتی، ما را بر آن داشت که به جهت آشنایی عموم با این پدیده مهم اقتصادی، شرحی کوتاه درباره بیماری هلندی به زبان ساده نقل کنیم.
مقدمه:
بیماری هلندی یا (Dutch Disease)، اثری شناخته شده در اقتصاد است که گریبان بسیاری از کشورها را، خصوصا کشورهای با اقتصاد تک محصولی، در صد سال اخیر گرفته است. هشدار اخیر رئیس کمسیون انرژی مجلس در مورد بحرانی شدن فرسودگی تاسیسات نفتی، خبرنگار پارسینه را بر آن داشت که به جهت آشنایی عموم با این پدیده اقتصادی، شرحی کوتاه درباره بیماری هلندی به زبان ساده نقل کنیم.

شایان ذکر است علاوه بر اثرات توضیح داده شده در متن این مقاله درباره Dutch Disease، یک پیامد رایج و بسیار خطرناک این پدیده، این است که کشور با اقتصاد تک محصولی، هنگامی که تنها صادرات مهم آن (مثلا نفت در ایران) دچار افت قیمت جهانی می شود و یا اینکه در اثر سیاست های نادرست دولت، ارز ناشی از افزایش قیمت نفت در جهت تقویت زیرساخت ها مصرف نشده و صرف هزینه های دیگر دولت شده است و دولت دارای کسری بودجه است، دولت به سادگی از سرمایه گذاری برای تقویت زیرساخت های آن تک محصول اقتصادی (تاسیسات استخراج نفتی در ایران) کوتاهی می کند. بنابراین در اثر این بی توجهی و سرمایه گذاری نامناسب درآمدهای حاصل از نفت، زیرساخت های استخراج و پالایش نفت در ایران فرسوده می شوند و اثر این امر را هنگامی که قیمت نفت در بازارهای جهانی دوباره بالا می رود (و یا در بازار پر رقابت نفت کنونی) به خوبی می توان حدس زد. نتیجه کشوری خواهد بود کاملا وابسته به صادرات تک محصولی که به علت فرسودگی و عقب ماندگی زیرساخت هایش، قادر به تولید و صادرات بهینه و به میزان لازم آن تک محصول استراتژیک نیست.

در متن زیر ابتدا به طور خلاصه به بیان اولین تشخیص بیماری هلندی در ایران در سال 1353 می پردازیم، سپس شرحی به زبان ساده بر بیماری هلندی می آوریم و در آخر راه درمان و پیشگیری از این بیماری اقتصادی را نقل خواهیم کرد.

الف) سابقه بیماری هلندی در ایران [2]:
اولین تشخیص ورود بیماری هلندی به اقتصاد ایران، به دوره پهلوی بر می گردد. در سال 1970 میلادی، در اثر جنگ اعراب با رژیم صهیونیستی، اعراب فروش نفت به اروپا و آمریکا را به علت حمایت آنان از رژیم صهیونیستی قطع کردند و در اثر کاهش شدید نفت در بازار جهانی قیمت آن به یکباره چهار برابر شد [3]. در این سال (1353 هجری شمسی) تحت تاثیر چهار برابر شدن قیمت نفت، بودجه عمومی کشور به دو برابر افزایش یافت. دولت پهلوی در آن زمان با طرح شعار آموزش رایگان و کاهش قیمت کالاهای اساسی، انتظارات عمومی را افزایش داد. اما به دلیل رشد واردات و کاهش سطح تولیدات داخلی همزمان با کاهش 14 درصدی درآمدهای نفتی در فاصله سالهای 1355 تا 1357، دوره ای از رکود اقتصادی آغاز شد و به دلیل افزایش نقدینگی، نرخ تورم سالانه کشور تا سال 1357 به طور متوسط به 35 درصد رسید. این در حالی بود که دولت در آن زمان خود را متعهد به صرف هزینه های هنگفت عمومی کرده بود و کاهش درآمدهای نفتی به دلیل کاهش قیمت نفت سبب کاهش توانایی عملی دولت در پاسخ به مطالبات عمومی شد. تحلیلگران مسائل اقتصاد سیاسی بر این باورند که رشد بیش از حد مصارف ارزی دولت از محل فروش نفت بار دیگر شرایط را برای گسترش بیماری هلندی در اقتصاد ایران فراهم کرده است.


ب) شرح بیماری هلندی (Dutch Disease) به زبان ساده [1]:

[پارسینه: این قسمت متن بدون تلخیص از وبلاگ کمتر از 10 دقیقه نقل می شود.]
در اقتصاد کلان عارضه ای وجود دارد که به نام بیماری هلندی (Dutch Disease) مشهور است. این نامگذاری به این دلیل انجام شده است که اولین بار این عارضه برای کشور هلند در سال 1960 رخ داد.

اما این عارضه چیست؟ اگر به زبان خیلی ساده شرح دهیم، این عارضه زمانی رخ می دهد که درآمد یک کشور بر اثر عوامل فصلی به صورت ناگهانی افزایش میابد و متولیان اقتصاد کلان (دولت) هم با تصور دائمی بودن این درآمد آن را در جامعه تزریق می کنند. تا اینجای کار اتفاق خاصی نیافتاده است. درآمد کشور زیاد شده و پول هم به جامعه منتقل شده است.

در اقتصاد اصلی وجود دارد که برای درک آن احتیاجی نیست اقتصاد خوانده باشید و آن هم این است که که با افزایش درآمد، تقاضا هم افزایش پیدا می کند. اگر این افزایش تقاضا به صورت ناگهانی انجام شود، عرضه جوابگوی آن نخواهد بود و تعادل عرضه و تقاضا بر هم می خورد، در نتیجه قیمت ها افزایش میابد (این اصل به قدری بدیهی به نظر می رسد که اگر یک دانشجوی اقتصاد بگوید در دانشگاه چنین چیزی را خوانده است احتمالا مسخره اش می کنند که این همه زحمت کشیدی رفتی دانشگاه همچین چیزی بخوانی؟ ولی اگر همین اصل ظاهرا بدیهی درست درک می شد کشور های جنوب شرقی آسیا در دهه 90 میلادی با آن بحران اقتصادی وحشتناک روبرو نمی شدند و امثال ماهاتیر محمد مالزیایی برای توجیه حماقتشان مجبور نبودند آدرس عوضی بدهند و بی جهت کشورهای غربی و سرمایه داران آمریکایی را مقصر آن بحران معرفی کنند... بگذریم.).

تا اینجا هم عارضه خاصی حادث نشده است، (حتی این اتفاق می تواند در طولانی مدت برای اقتصاد کشور مفید هم باشد) در یک روند طبیعی قیمت ها تا سقفی بالا می روند و با یک تاخیر زمانی تولید افزایش پیدا می کند و در نهایت پس از مدتی عرضه و تقاضا به تعادل قبل بر می گردند. اما مشکل از زمانی رخ می دهد که دولت به عنوان متولی اقتصاد کلان وارد کارزار می شود و سعی می کند به طور مصنوعی و از طریقی غیر از افزایش تولید قیمت ها را پایین نگه دارد. برای درک بهتر، شرایط حال حاضر کشور خودمان را در نظر بگرید.

دولت مهرورز که با وعده افزایش رفاه بر سرکار آمده بود و اتفاقا در زمانی که درآمدهای نفتی هم افزایش چشمگیری داشت و دولت قبلی ذخایر ارزی خوبی را باقی گذاشته بود زمام امور کشور را در دست گرفت و با نوشتن بودجه ای رویایی در همان سال اول علیرغم بالا بودن درآمدهای نفتی، دچار کسر بودجه شد و به بهانه های مختلف از ذخایر ارزی خرج کرد و با قوانین جالبی همچون افزایش حداقل حقوق باعث گران شدن عوامل تولید و در نتیجه گران شدن کالا های مصرفی شد و برای مبارزه با این افزایش قیمت ها (که مقصر اصلی آن خود دولت است) متوسل به بگیر و ببند و در مورد کالاهایی همچون لبنیات و واردات سایر کالاها شد و به این وسیله به طور مصنوعی بدون اینکه تولید افزایش یافته باشد تقاضای افزایش یافته را پاسخ داد و به خیال خود تورم را مهار کرده است.

یک ناظر بیرونی احتمالا اشکالی به این کار دولت محترم نمی بیند به هر حال از فشار قیمت بر مصرف کنندگان کاسته شده است. اشکال این قضیه چیست؟ چرا به این کار بیماری هلندی می گویند؟

بیماری هلندی دقیقا از همینجا شروع می شود. هنگامی که دولت متوصل به واردات کالاهای مصرفی ارزان می شود تا قیمت ها را مهار کند در حالی که صنایع داخلی مجبورند با عوامل تولید گران کالای گران را تولید و به قیمت ارزان بفروشند. نکته اینجاست که این سیاست نمی تواند جلوی تورم را بگیرد. بلکه آن را به بخش های دیگر اقتصادی منتقل می کند. به عنوان مثال می توان با واردات کالاهایی نظیر سیب، پرتقال، سیب زمینی، پیاز، تیرآهن و ... قیمت این کالا ها را پایین نگه داشت ولی برخی کالا ها مانند زمین و مسکن قابل وارد کردن نیستند و افزایش قیمت این کالا ها نمی شود با واردات مهار کرد. در نتیجه قیمت این قبیل کالا ها به رشد خود ادامه می دهند. از طرفی سرمایه گذاری جدید در آن بخش های صنعتی که با واردات قیمت شان مهار شده انجام نمی شود و سرمایه ها به سمت کالاهایی مثل زمین و مسکن هدایت می شود. در نتیجه این امر تقاضای کاذبی برای این کالا ایجاد شده و قیمت آن ها با سرعت بیشتر و به صورت غیر طبیعی و باور نکردنی رشد می کند (به عنوان مثال طبق اعلام بانک مرکزی در نیمه نخست امسال قیمت مسکن در تهران 30 در صد افزایش داشته است ولی به اعتقاد بنگاه دار ها این رشد بیشتر از 60 درصد بوده است). [پارسینه: این مطلب در سال 1385 نوشته شده است.]

عوارض این مشکل به همینجا ختم نمی شود. به محض اینکه فصل افزایش درآمد خاتمه پیدا کند و دولت پولی نداشته باشد که با آن واردات ارزان را انجام دهد، افزایش قیمت در بخش هایی که تا آن زمان به صورت مصنوعی قیمت پایینی داشتند با سرعتی فزاینده رخ خواهد داد. از آنجا که صنایع داخلی هم در اثر همان سیاست های گذشته فلج شده اند قادر به پاسخگویی به تقاضا های جدید نمی باشند و ... ادامه اش را خودتان می توانید تصور کنید.

البته هلند این شانس را داشت که در زمانی به این مشکل گرفتار شد که سایه نحس کمونیست شرق اروپا را فراگرفته بود و کشورهای غربی برای اینکه مبادا هلند هم در دامن کمونیست ها بیافتد کمک ها ی بی دریغی به این کشور کردند با این وجود چند سالی طول کشید تا اقتصاد این کشور بتواند کمر راست کند. درباره کشوری مثل ایران و با شرایط کنونی جهان معلوم نیست این عارضه چه بلایی را بر کشور تحمیل خواهد کرد...


ج) راه درمان بیماری هلندی [2]:

نروژي‌ها از بلا‌يي كه بر سر هلندي‌ها آمد، درس گرفتند و با تاسيس صندوق ذخيره ارزي‌، به جاي اينكه درآمدهاي حاصل از صادرات نفت خام را در بودجه‌هاي سالا‌نه ريخته و بودجه را آلوده كنند‌، آن را به اين صندوق فروختند و به بيماري هلندي دچار نشدند‌. صندوق ياد شده چند كاربرد عمده دارد: اول اينكه درآمد حاصل از ثروت ملي يك كشور را از نظر زماني و توزيع بين نسلي‌، به شكلي مناسب مديريت مي‌كند تا نسل‌هاي بعد، احساس زيان نكنند. دوم اينكه اين صندوق در تثبيت نرخ ارز و جلوگيري از شوك‌هاي ناشي از نوسان نرخ ارز و يا ميزان ارز در يك كشور تاثير بسيار كارآمدي دارند‌. سوم، با ايجاد موانع شديد قانوني، دست دولت از اين ثروت بادآورده كوتاه شده و دولت صرفا به كارايي اقتصادي بخش خصوصي و مالياتي كه از اين بخش دريافت مي‌دارد، بسنده كرده و علا‌وه بر اينكه به دولتي پاسخگو و كوچك و با تمركز حداقلي تبديل مي‌شود، تمام تلا‌ش خود را براي ايجاد زمينه‌هاي موفقيت بخش خصوصي ايجاد كرده و خود را بعنوان رقيب بخش خصوصي در نظر نمي‌گيرد. و در آخر اينكه اين صندوق سبب كسب اعتبار جهاني براي كشور مورد نظر شده و مسبب ورود سرمايه گذاران خارجي به آن كشور مي‌شود.(اگر سياست نروژ را در نظر بگيريم كه منابع حاصل از اين صندوق را صرفا در كشورهاي ديگر سرمايه گذاري مي‌كند، اين اعتبار آفريني و قدرت چانه زني كشور در عرصه جهاني چندين برابر مي گردد.) البته تاسيس اين صندوق پيش نيازهايي دارد، كه اگر مهيا نشوند، اين صندوق نمي‌تواند به وظايف اصلي خود عمل نمايد.از جمله اينكه لا‌زم است تا ساختار سياسي كشور به گونه‌اي نهادينه شده و سيستماتيك، دستش از اين صندوق براي مصرف آن در داخل، كوتاه باشد و نيز لا‌زم است، شفافيت كامل از نظر دخل و خرج در مديريت صندوق وجود داشته باشد به گونه‌اي كه هم‌اكنون مديريت اين صندوق در نروژ با شفافيت كامل عمل مي‌كند. به طوري كه هر شهروند نروژي مي‌تواند هر لحظه از جريان فعاليت‌هاي اين صندوق آگاه شود.
دلیل اینکه به پدیده بیماری هلندی تا این اندازه توجه شده است این است که روند تعدیل اقتصادی درشرایط رونق صادراتی، موقعیکه این رونق پایان می پذیرد، درجهت معکوس عمل نمی کند. گسترش مجدد بخش غیرنفتی و قابل تجارت درصورتیکه بازار سرمایه و زیربناها تخریب شده باشند، بامشکل مواجه است. ورود به بازارهای صادراتی نیز مشکل خواهد بود، زیرا مابقی کشورها تا آن زمان بازارهای رها شده در دوران رونق رابه تسخیر خود درآورده اند. دراین صورت، از آنجائیکه رونق ناشی از عواید حاصل از صادرات احتمالاً درآینده نزدیک به پایان خواهد رسید، اتخاذ سیاستهای اقتصادی بمنظور حمایت ازبخش تولید در برابر اثرات مضر دوران رونق کار معقول خواهد بود. درواقع درمان بیماری هلندی به پیش گیری یا معکوس کردن افزایش ارزش واقعی پول رایج وابسته است. این امر مستلزم تضعیف پول رایج ، همراه با مازادهای بودجه دولت به همراه خود داری شدید بانک مرکزی از ایجاد پول است، که هر دو باعث مهار تورم می شوند. دولت نیاز به مقاومت دربرابر تقاضای درحال گسترش و پس انداز کردن درآمدهای تازه به دست آورده دارد تا زمان کافی برای برنامه ریزی معقولانه داشته باشد و طرحهای با درآمد بالا را شناسایی نماید.
این سیاست سرمایه گذاری همراه با دو چیز است. اول اینکه دراثر این سیاستها درآمدهای بادآورده صادراتی برای بودجه بندی صحیح برای توسعه درازمدت کنترل می شود و دوم اینکه دولت ازطریق به تاخیر انداختن مخارج جدید خود به طور ضد دورانی ( Countercyclically ) عمل میکند. یعنی در خلال بیشترین دوره تورمی رونق صادرات ازطریق خرج کردن کمتر درآمدهای بادآورده و برعکس آن یعنی خرج کردن بیشتر زمانی که رونق اقتصادی کم رنگ شده است، به تثبیت اقتصادی کمک میکند.
همچنین سیاستگزاران در درمان بیماری هلندی این نکته را نیز باید درنظر داشته باشند که آیا ثروت تازه کشف شده موقتی است یا دائم؟ درکشورهایی که انتظار میرود منابع جدید کشف شده سریعاً پایان می پذیرد، و منابع کمکی جدید موقتی و سودهای تجاری ناشی از آن گذرا می باشند، می بایستی سیاستگزاران سعی کنند تا ازطریق مداخلات ارزی، ازبخشهای آسیب پذیر حمایت کنند. درکشورهایی که احتمالاً ثروت تازه کشف شده آنها اتمام ناپذیراست، سیاستگزاران لازم است تا تغییرات ساختاری اجتناب ناپذیری را دراقتصاد مدیریت کنند تا از ثبات اقتصادی اطمینان یابند. آنها ممکن است قدمهایی درجهت افزایش بهره وری دربخش کالاهای مبادله نشدنی بردارند و احتمالاً این کار را ازطریق خصوصی سازی و تجدید ساختار انجام دهند و درعین حال برای آموزش نیروی کار سرمایه گذاری کنند. همچنین ممکن است سعی کنند تا به منظور کاهش وابستگی در بخش درحال رونق، صادرات را تنوع بخشند و آنها را درمقابل شوکهای خارجی ازقبیل افت ناگهانی درقیمتهای کالا، کمتر آسیب پذیر سازند.

د) راه پیشگیری از بیماری هلندی [2]:

همانطور که گفتیم تورم مهارنشدنی ، ناکارآمدی در تخصیص منابع ارزی و رفتار مصرفی خاص بیماری هلندی، خود را به اقتصاد هلند تحمیل کرد. بعدها نروژیها از این اتفاق درس گرفتند و با ایجاد صندوق ذخیره ارزی نفت، به جای اینکه درآمدهای حاصل از صادرات نفت خام در بودجه‌های سالانه محاسبه نمایند، آن را به این صندوق ریخته و به بیماری هلندی دچار نشدند.
بانک جهانی درسالهای اخیر به دولت های صادرکننده نفت که دارای صندوق ذخیره ارزی می باشند توصیه هایی میکند، اول اینکه درآمد حاصل از ثروت ملی یک کشور را ازنظر زمانی و توزیع بین نسلی، به شکلی مناسب مدیریت کنند که آنها احساس زیان نکنند. دوم اینکه این صندوق ها در تثبیت نرخ ارز و جلوگیری از شوک های ناشی ازنوسان نرخ ارز و یا میزان ارز دریک کشور کارآمدی داشته باشند. بانک جهانی به کشورهایی که این صندوق ها را تاسیس کرده اند همچنین توصیه میکند که باید شفافیت کامل ازنظر دخل وخرج درمدیریت صندوق ها وجود داشته باشد به گونه ای که هم اکنون مدیریت این صندوق در نروژ با شفافیت کامل عمل می کند. به طوری که هرشهروند نروژی میتواند هر لحظه ازجریان فعالیت های این صندوق آگاه شود. ازنکات مهمی که درباره صندوق ذخیره ارزی می توان گفت، انتقاد برخی کارشناسان از این بود که چرا پول نفت را باید درصندوق حبس کرد و از آن استفاده ای نکرد؛ چراکه وجود منابع قابل دسترسی در این صندوق ها، مدیران صنعتی، مدیران سیاسی و دیگر گروه های ذینفع را به طمع می اندازد تا درشرایط خاص از آنها استفاده کنند. فشارهای یادشده موجب شد که درنروژ منابع دراختیار دولت نباشد به طوریکه اگر دولت بخواهد ازمنابع صندوق استفاده کند باید دلایل اقتصادی ارائه کند و این طور نیست که دولت نروژ هرلحظه که بخواهد ازمنابع صندوق استفاده کند. بانک جهانی به دلیل مدیریت مناسب این صندوق درکشور نروژ به کشورهای دارنده صندوق همیشه توصیه میکند که از مدل نروژ استفاده کنند. نکته قابل توجه این است که صندوق ذخیره ارز نفت در نروژ اصولاً به بودجه وصل نشده است و دولت نمیتواند ازمنابع آن برای مصارف بودجه، رقمی را پیش بینی کند.
دشواریهای احتمالی دراین صندوق وجود دارد. فساد مهمترین عامل تهدید کننده منابع این صندوق است و اگر این صندوق براساس سلیقه های شخصی مدیریت شود، میتواند فساد آفرین باشد. فساد اداری درمدیریت صندوق ذخیره ارزی مساله ای است که نباید به آن بی اعتنا بود برهمین اساس برای جلوگیری از فساد درصندوق ذخیره نفتی علاوه بر این که بانک جهانی تلاش میکند علاوه بر صندوق بین المللی پول سازمان ها و تشکل های مدنی غیردولتی نیز برای عملکرد دولت ها در اداره این صندوق نظارت داشته باشند تا منابع این صندوق که ثروت ملی محسوب میشود به درستی مصرف گردد.

منابع:

[1] بیماری هلندی چیست؟ وبلاگ: کمتر از 10 دقیقه

[2] بیماری هلندی، دانشنامه آزاد ویکیپدیا
[3] بیماری هلندی و تهدید اقتصاد ایران، فرگشت (توسعه)، سایت تحلیلی اقتصاد کشاورزی ایران و جهان

تصویر: تخریب چشمگیر ستون آپادنا تنها در دو سال

تصویر: تخریب چشمگیر ستون آپادنا تنها در دو سال

دستور احمدی نژاد برای انتقال داراییهای رژیم از اروپا به ایران

سياسى,اجتماعى و اقتصادى در حکومت ضحاکان

خبرگزاری حکومتی فارس: ديپلمات هاي آگاه غربي اعلام كردند ، محمود احمدي نژاد به بانكهاي بزرگ جمهوری اسلامی دستور داده است تا دارايي ها و سرمايه هاي خود را از بانكهاي اروپايي به بانك مركزي ايران منتقل كنند .

به گزارش روزنامه گاردين ، اين اقدام دولت جمهوری اسلامی با هدف جلوگيري از بلوكه شدن دارايي های رژیم تهران از سوي بانكهاي اروپايي صورت خواهد گرفت .

اتحاديه اروپا پیش تر اعلام کرده بود درصدد تحریم بانک ملی است

بر اساس اين گزارش ، احمدي نژاد از بانك ملي ايران خواسته است تا دارايي هاي خود در اروپا را به بانك مركزي ايران منتقل كند .

لاريجاني : موافق توقيف رسانه‌ها نيستم.

دروغهاى شاخدار از ضحاکان

لاريجاني : موافق توقيف رسانه‌ها نيستم.

رئيس مجلس شوراي اسلامي در خصوص توقيف سه روزه خبرگزاري فارس گفت: با توقيف رسانه‌ها موافق نيستم.

علي لاريجاني پيش از ترك فرودگاه سردار جنگل رشت در گفتگو با خبرنگاران، در پاسخ به سوال خبرنگار فارس مبني بر دلايل توقيف 3 روزه خبرگزاري فارس اظهار داشت: موافق توقيف رسانه‌ها نيستم و مجلس سعي در ايجاد تعامل خوب با رسانه ها دارد.

وي در ادامه از تشكيل كميسيون‌هاي تخصصي مجلس در هفته آينده خبر داد و افزود: اين كميسيون ها همانند موتور فكري براي مجلس هستند و در تصميم گيري‌ها به ما كمك خواهند كرد.

لاريجاني تاكيد كرد: اميدواريم با هماهنگي هاي صورت گرفته، اين دوره از مجلس بتواند به مسايل اساسي كشور بپردازد و طرح هاي دولت نيز راهگشا باشد.

رئيس مجلس شوراي اسلامي هدف از سفر يك روزه خود به گيلان را بازديد ميداني از برخي مشكلات استان، بررسي نقاط كم آب و خشكسالي و نيز بحث راه آهن عنوان كرد.

وي افزود: برخي از كارها و اقدامات انجام شده، ولي تلاش ها بايد مضاعف شود.http://www.iranmania.com/News/Farsi/ArticleView/Default.asp?NewsCode=61794&NewsKind=Current%20Affairs

بانكهاي خصوصي همچنان با نرخ 13 درصد تسهيلات مي‌دهند.

سياسى,اجتماعى و اقتصادى در حکومت ضحاکان

بانكهاي خصوصي همچنان با نرخ 13 درصد

تسهيلات مي‌دهند.

ضياءالملكي قائم ‌مقام بانك سامان گفت: تسهيلات بانكهاي خصوصي همچنان با نرخ 13 درصد به متقاضيان ارائه مي‌شود.

ضياءالملكي گفت: تاكنون بانك مركزي نرخ جديدي براي سود تسهيلات به بانكهاي خصوصي اعلام نكرده است.

وي افزود: نرخ سود تسهيلات عقود مبادله‌اي در بانكهاي خصوصي همان نرخي است كه سال گذشته ابلاغ شده بود.

قائم‌مقام بانك سامان با اشاره به نرخ 13 درصدي عقود مبادله‌اي، تصريح كرد: در عقود مشاركتي نيز بانكهاي خصوصي پس از پايان پروژه، نرخ سود واقعي و يا توافقي را به مشتريان خود پرداخت مي‌كنند.

نرخ سود تسهيلات 10 درصد براي بخشهاي مسكن، صنعت و كشاورزي، چندي پيش توسط معاون اول رياست جمهوري به منظور اجرا به بانك مركزي و وزارت امور اقتصادي و دارايي ابلاغ شد. اين در حاليست كه اين نرخ تا كنون توسط بانك مركزي به بانكها ابلاغ نشده و به همين دليل ارائه تسهيلات توسط بانكهاي دولتي تا حدودي در بلاتكليفي به سر مي‌برد.http://www.iranmania.com/News/farsi/ArticleView/Default.asp?NewsCode=61823&NewsKind=CurrentAffairs

لاوروف: گروه 1+5 پيشنهادات تازه‌اي به تهران مي دهد.

انرژى هسته اى - تحریمها و جنگ

لاوروف: گروه 1+5 پيشنهادات تازه‌اي به تهران مي

دهد.

به گفته وزير امور خارجه روسيه، گروه 1+5 بزودي پيشنهادات تازه اي را براي حل و فصل مسئله هسته اي ايران به مقامات تهران ارائه خواهد داد.

به نقل از خبرگزاري «ريانووستي»، سرگي لاوروف، وزير امور خارجه روسيه اظهار داشت كه شش كشور ميانجي بين المللي در حل و فصل مسئله هسته اي ايران در تركيب گروه 1+5، (يعني روسيه، آمريكا، چين، فرانسه، انگلستان و آلمان) طي چند روز آينده پيشنهادات تازه اي در اين خصوص به تهران ارائه خواهند داد.

لاوروف روز شنبه در سنت پترزبورگ در جمع خبرنگاران اعلام كرد: «برنامه ريزي شده است تا چند روز آينده خاوير سولانا، مسئول اصلي سياست خارجي و امنيتي اتحاديه اروپا به همراه مديران سياسي كشورهاي عضو گروه 1+5 به تهران سفري داشته باشد كه طي آن پيشنهادات تازه اي براي حل مسئله هسته اي ايران به مقامات ايراني ارائه شود.» http://www.iranmania.com/news/farsi/articleview/default.asp?NewsCode=61785&NewsKind=Current%20Affairs

هنوز جای ریاست قبلی ام درد می کند، نمی خواهم دوباره رئیس شوم!

مجلس و نمايندگان ضحاکان

شوخی و طعنه حداد

در جریان بررسی اعتبار نامه منتخبان مجلس هشتم ، در شعبه ای که حدادعادل در آن عضو بوده است ، اعضای کمیسیون از وی خواسته اند با توجه به پیش کسوت بودنش ، ریاست شعبه را بر عهده بگیرد و حداد با اشاره به انتخابات ریاست مجلس، باشوخی و طعنه به نمایندگان هم شعبه ای خود گفته است: هنوز جای ریاست قبلی ام درد می کند، نمی خواهم دوباره رئیس شوم!!!!

؟؟؟

از پرشیای مجلس ششم تا زانتیای مجلس هفتم ...و اینک سمند مجلس هشتم؟!

مجلس و نمايندگان ضحاکان
از پرشیای مجلس ششم تا زانتیای مجلس هفتم ...و اینک سمند مجلس هشتم؟!
خود من 7 میلیون تومان وام از مجلس دریافت کردم و از 10 ماه مانده به پایان کار مجلس هر ماه 700 هزار تومان از حقوق من کسر شد.

عصرایران - همواره با آغاز به کار مجالس تسهیلاتی در اختیار نمایندگان قرار می گیرد که ارائه این تسهیلات انتقادات فراوانی را به دنبال داشته است؛ از جمله اعطای حواله خودروی پژو پرشیا به نمایندگان مجلس ششم در میان جریان رقیب موجی از انتقادات گسترده را به دنبال داشت تا حدی که با استقرار نمایندگان مجلس هفتم برخی از نمایندگان بحث پس دادن حواله خودرو را مطرح کردند اما در نهایت مشخص شد مجلس هفتمی ها هم نتوانستند از یک دستگاه زانتیا به راحتی عبور کنند و شاید هم امکان راضی کردن تعداد زیادی از نمایندگان مجلس هفتم برای عدم دریافت خودرو باعث شد اکثریت قریب به اتفاق نمایندگان دور قبل سوار بر زانتیا روانه حوزه های انتخابیه شوند.

این در حالی است که با تشکیل مجلس هشتم خبرنگار عصرایران از منابع اداری مجلس کسب اطلاع کرد که به احتمال قوی قرار است این بار به نمایندگان جدیدالورود حواله یک دستگاه سمند ال ایکس اعطا شود هر چند که تعدادی از نمایندگان مجلس که خبرنگار ما موضوع را با آنهادر میان گذاشت، از این موضوع ابراز بی اطلاعی کرده اند .
همچنین گفته می شود با وجود پایان کار مجلس هفتم همچنان تعداد زیادی از نمایندگان مجلس قبلی در خانه های سازمانی مجلس مستقر هستند و از تخلیه منازل خودداری کرده اند!

بر اساس شنیده ها قرار است مجتمع مسکونی مخصوص نمایندگان مجلس در سعادت آباد تهران فروخته شده و برای نمایندگان مجتمع هایی در حوالی بهارستان خریداری شود تا نمایندگان زمان کمتری را در ترافیک معطل شوند و واحدهای بیشتری نیز برای آنان ساخته شود چراکه در شرایط فعلی تنها تعدادی از نمایندگان می توانند به قید قرعه در منازل سازمانی مجلس زندگی کنند و بقیه با دریافت اجاره از مجلس محلی را برای سکنی بر می گزینند.


اگرچه برخی منابع از بدهی های سنگین نمایندگان مجلس هفتم به مجلس خبر داده اند اما یکی از نمایندگان مجلس هفتم که در مجلس هشتم نیز حضور دارد در گفتگو با عصرایران ضمن تکذیب این خبر بیان داشت: خود من 7 میلیون تومان وام از مجلس دریافت کردم و از 10 ماه مانده به پایان کار مجلس هر ماه 700 هزار تومان از حقوق من کسر شد و بعید می دانم مجلس بعد از این همه سال فعالیت نتواند برای بازپس گیری وام های دریافتی نمایندگان کاری کرده باشد!

به دنبال سنگ‌اندازي به سمت خودروهاي انتظامي و آتش زدن سه خودرو و چند حلقه لاستک...

اعتصابات و اعتراضات مردمى در حکومت آخوندى ضحاکی

به دنبال سنگ‌اندازي به سمت خودروهاي انتظامي و آتش زدن سه خودرو و

چند حلقه لاستيك، نيروهاي ضد شورش و انتظامي، وارد صحنه شده و با

تيراندازي‌هاي هوايي، آنان را متفرق كردند‏.

شعارنويسي‌هاي تحريك‌آميز در شام شهادت حضرت زهرا(س) و واكنش افراطي عده‌اي در يكي از محله‌هاي غرب زاهدان، به اغتشاش انجاميد.

به گزارش خبرنگار «تابناك»، برخي خودروها با شعار «لعنت بر قاتل حضرت زهرا(س)» منجر به تحريك طرف مقابل شدند كه در اين ميان، برخي افراد افراطي، سه خودرو را به آتش كشيده و اقدام به سنگ‌اندازي به برخي خودروهاي عبوري از جمله خودروهاي «ناجا» كردند كه منجر به اغتشاش شد.

عجيب آن‌كه اين شعارنويسي‌ها در حوالي ميدان كوثر و انتهاي خيابان سعدي زاهدان رخ داد كه طبيعي بود با توجه به تراكم بالاي جمعيت اين منطقه كه بافت غالب آن را بلوچ‌هاي اهل سنت تشكيل مي‌دهند و ازدحام مردمي پيرامون اين ميدان كه به بازار مشترك زاهدان مشهور است، واكنش طرف مقابل را به همراه داشته باشد.

به دنبال سنگ‌اندازي به سمت خودروهاي انتظامي و آتش زدن سه خودرو و چند حلقه لاستيك، نيروهاي ضد شورش و انتظامي، وارد صحنه شده و با تيراندازي‌هاي هوايي، آنان را متفرق كردند‏.

بنا بر اين گزارش، اكنون با كنترل منطقه و خيابان‌ها و كوچه‌هاي منتهي به محل درگيري توسط پليس ضد شورش و مأموران انتظامي، از روز گذشته آرامش در اين منطقه برقرار است‏.

هرچند برخلاف اظهارات امام جمعه موقت مسجد مكي اهل سنت زاهدان در خطبه‌هاي نماز جمعه اين هفته و طرح اين ادعا كه حضرت زهرا(س) وفات كرده‌اند، منابع معتبر اهل سنت درباره شهادت دختر رسول خدا(ص) مدارك متعدد ارايه داده‌اند، اما سيره علوي و فاطمي، همواره تأكيد بر وحدت مسلمانان داشته و سكوت 25 ساله و اندوهبار اميرمؤمنان(ع) نيز صرفا با هدف جلوگيري از ضربه خوردن به جامعه اسلامي پس از رحلت پيامبر اكرم(ص) بوده است.

بنا بر همان ضرورت‌ها، زيستن در مناطقي چون شهر زاهدان كه برادران شيعه و سني در كنار هم زندگي مي‌كنند، ضرورت‌هايي دارد كه بي‌توجهي به آنها، موجب تنش‌هاي پرهزينه، به زحمت افتادن مأموران امنيتي و انتظامي آن هم در مقطعي كه برخي تحركات براي ناامن كردن كشور انجام مي‌شود، خواهد شد.

با چهار پسر معلول تنها ماهی ۱۷ هزار تومان مستمری می گیرم

سياسى,اجتماعى و اقتصادى در حکومت ضحاکان

«بهزیستی در شهرستان ها چندان کارکرد مناسبی ندارد و به همین دلیل بسیاری از افراد زیر خط فقر مجبور می شوند برای دریافت کمک از بهزیستی به تهران بیایند.» این جمله را اکثر آنهایی که به مرکز ارتباطات مردمی بهزیستی آمده اند تکرار می کنند. اکثر آنها هم از شهرستان های دور به این مرکز آمده اند تا کمکی دریافت کنند. مدارک خود را مبنی بر داشتن نیاز مالی به هر دلیلی ارائه می دهند و می مانند در نوبت تا بعد از نظر کارشناس نوبت کمک به آنها برسد.

مرکز ارتباطات مردمی بهزیستی، ابتدا در ساختمان مرکزی بهزیستی تهران راه اندازی شد، اما به دلیل شلوغی و شکل گرفتن صحنه های نه چندان زیبا، این دفتر به کوچه پشت ساختمان مرکزی بهزیستی منتقل شد. با وجود اینکه افراد از هر دست به این مرکز مراجعه می کنند و به کمک های ناچیز هم قانع می شوند، اما معلولان و زنان سرپرست خانوار، بیش از دیگر اقشار به مرکز ارتباطات مردمی بهزیستی می آیند. بدون شک این اقشار بیش از دیگران هم به کمک نیاز دارند. سپری کردن تنها چند ساعت در میان جمعیتی که هر کدام از شهرستانی به مرکز ارتباطات مردمی آمده اند، نارضایتی این افراد از عملکرد نهاد ارتباطات مردمی را به خوبی نشان می دهد.

در میان جمعیت یک فرد معلول ذهنی است که مرتب در رفت و آمد است. پیرمردی هم چند ساعتی است کنار میز متصدی مراجعه ایستاده و مشغول بحث است. از استان چهارمحال و بختیاری آمده و چهار پسر معلول ذهنی دارد. در جواب سوال ساده «چه مشکلی دارید»، می گوید؛ «در شهرستان ها رسیدگی مناسبی وجود ندارد. من از کارافتاده ام و چهار پسر معلول دارم، اما تنها ماهی ۳۷ هزار تومان مستمری از بهزیستی می گرفتم که از ابتدای امسال این مبلغ شده ۱۷ هزار تومان. آمده ام اینجا که بپرسم چرا؟ اما کسی جوابی به من نمی دهد.» او مشکلات بیشتری هم دارد؛ «قرار شده به ما سهام عدالت تعلق بگیرد، اما می گویند باید بروم برای پسرهایم قیمومیت بگیرم. این کار را هم برای این انجام می دهند که سود سهام دزدیده نشود. من نمی توانم بفهمم کدام پدری پول فرزندان معلولش را بالا می کشد؟»

بسیاری از آنها که به مرکز ارتباطات مردمی بهزیستی آمده اند، پول زیادی نمی خواهند.

دختری که از خوزستان آمده می گوید؛«خواهرم را برای مشکل شدید گوارشی که دارد آورده ایم تهران. هزینه آزمایش هایی که دکتر برایش نوشته ۲۰۸ هزار تومان می شود. امروز نسخه را آورده ام اینجا و فرم پر کرده ام. منتظرم تا نوبتم برسد و کمکی بگیرم.»

دختر خوزستانی وقتی می خواهد در مورد خودش صحبت کند، می گوید؛ ما بیچاره و فقیریم که می آییم اینجا.

«فقر» ویژگی بارز مراجعان به این مرکز است. مشکل مسکن که مشکل بسیاری است دلیلی شده تا زنان سرپرست خانوار بیش از دیگران به مرکز ارتباطات مردمی بهزیستی بیایند. زنی کلافه می نشیند و زیر لب غر می زند؛«در اینجا را ببندند، بهتر است. برای من هیچ کاری انجام نداده اند.»

شوهرش به جرم اعتیاد و فروش کراک زندانی است. دو بچه دارد و تحت پوشش کمیته امداد است. کمیته امداد به این خانواده هر دو ماه ۶۰ هزار تومان کمک هزینه می دهد یعنی ماهی ۳۰ هزار تومان. برای گرفتن وام آمده، اما کمکی دریافت نکرده است. با دلخوری و کلافگی می گوید: «چون پارسال ۵۰ هزار تومان به من کمک کرده اند امسال کمک نمی کنند. حالا هم نامه می نویسند برای بهزیستی تهران. باید بروم خیابان ظفر. از آنجا هم نامه می نویسند برای بهزیستی شهریار و بعد آنها اعلام می کنند که بودجه برای کمک ندارند. من این مسیر را قبلاً هم رفته ام.»

با وجود اینکه این مسیر را قبلاً رفته و نتیجه یی نگرفته، دوباره آمده تا شاید فرجی شود.

چند ماه دنبال وام بودن، عادت زنان سرپرست خانواری است که به اینجا می آیند.زن سرپرست خانوار دیگری اینجا آمده که شوهرش ناراحتی اعصاب داشته و مدتی است متواری شده است. درخواست سه میلیون وام برای رهن خانه دارد. با پسرش آمده. پیش از عید اقدام کرده، اما منصرف شده است؛«به من گفتند برو بگرد خانه پیدا کن. بعد ماموران ما می آیند با بنگاه قرارداد می بندند. این طوری تمام افراد محل می فهمند من شوهر ندارم؛ موضوعی که به هیچ وجه جالب نیست.»برای اینکه بتوانی از اینجا کمکی دریافت کنی باید مدارکی مبنی بر اینکه استطاعت مالی نداری نشان بدهی. یکی از مراجعان که قصد راهنمایی دارد، می گوید؛«اگر فردی را که نیاز به کمک دارد بیاورید، بهتر کمک می کنند چون سر و وضع افراد به اینکه ثابت کنند نیاز مالی دارند بیشتر کمک می کند.»

از آنجا که بهزیستی در شهرستان ها رسیدگی مناسبی ندارد، افراد از سراسر کشور به مرکز ارتباطات مردمی بهزیستی مرکز می آیند تا کمکی دریافت کنند. به کمک های ناچیز هم قانع اند.

زهرا بیگدلی

اعتماد

http://www.autnews.eu/archives/1387,03,0009819

می خواهند از معلمان زهر چشم بگیرند

معلمان و آموزش و پرورش در حکومت آخوندى ضحاکی

معلمان ایرانی طی دو سال گذشته بارها دست به اعتراض زده اند؛ گاه به شکل صدور بیانیه و نامه های اعتراض ‏آمیز، و گاه به صورت تجمع و تحصن. اما پاسخ همه این اعتراضات، سرکوب شدید بوده است: بازداشت های ‏گروهی، احضار، محاکمه، تعلیق و تبعید…. آخرین برخورد از این دست هم حکم اعدام برای فرزاد کمانگر، معلم ‏اهل کامیاران بوده است. در باره این موارد بابهمن فاتحی، مدافع حقوق معلمان و مدیر وبلاگ “صدای اعتراض ‏معلم” گفتگو کرده ایم. ‏

‎‎آقای فاتحی آیا اعتراضات معلمان صنفی است یا انگیزه های سیاسی و اجتماعی نیز در آن دخیل ‏هستند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خواسته هایی که معلمان در ایران به خاطرش دست به اعتراض می زنند جزء بدیهی ترین خواسته ها و حقوق ‏اکثریت شاغل هر جامعه ای است که اگر در آلمان یا انگلیس و با یک درجه تخفیف حتی در ترکیه طرح شوند، ‏خواسته هایی کاملا صنفی، با تعریف رایجی که از خواسته ها و اعتراضات صنفی وجود دارد، محسوب می شود. ‏اما در این مملکت شرایط فرق می کند. نگاهی به اعتراضات کارگری، دانشجویی، زنان وغیره که آنها هم خواسته ‏هایی مشابه ما دارند این را به خوبی نشان داده که حرکت برای ابتدایی ترین خواسته ها هم در اینجا جنبه سیاسی ‏پیدا می کند، اعتراضات معلمان هم به همین ترتیب. کارگری که به پرداخت نشدن حقوقش معترض است ازطرف ‏نیروهای امنیتی احضار و تهدید و توسط دادگاه انقلاب به محاکمه کشیده می شود. معلمی که در اعتراض به شرایط ‏مشقت بار زندگیش دست به اعتصاب و تجمع می زند به جرم اقدام علیه امنیت محاکمه و محکوم می شود. بنابر ‏این جدا از هر تعریفی که من وشما از اعتراضات صنفی وسیاسی داشته باشیم خود حکومت با نوع برخورد با ‏اعتراضات، عملا اعلام می کند اعتراض به ظلم و بی حقوقی، اعتراضی سیاسی است. ‏

فوری ترین خواسته معلمان بهبود وضعیت معیشتی آنان است که شامل پرداخت حقوقها و پاداشهای معوقه، ‏افزایش حقوقها، حل مشکل مسکن، برخورداری ازخدمات درمانی مناسب وغیره است اما در عین حال خواسته ‏هایی که ناظر بر منزلت معلم هستند، مانند اصلاح ساختار اداری آموزش وپرورش، دخالت مستقیم معلمان در ‏ساختارمدیریتی، افزایش امکانات وتجهیزات آموزشی، بالا بردن سطح علمی آموزش و زدودن خرافات از کتابهای ‏درسی نیز برای معلمان مطرح است که در مقایسه با مطالبات قبلی، من اینها را خواسته های سیاسی اجتماعی ‏معلمان میدانم چرا که حل این بخش از خواسته ها در گرو درجه ای از تغییرات سیاسی واجتماعی است. ‏

نکته آخراینکه در مملکتی که مدل موی آدم‏‎ ‎ها و نوع لباس پوشیدنشان به امنیت ملی گره خورده است، نمی توان ‏اعتراضات بیش از یک میلیون معلم به شرایط ناعادلانه ای راکه نزدیک به سه دهه بر آنها حاکم شده، صرفاٌ ‏اعتراضاتی صنفی تحلیل کرد. ‏

بنابر از هر جهت که نگاه کنید جنبه سیاسی موضوع رامی توان دید؛ لذابه نظر من اینکه اعتراضات معلمان، مانند ‏سایر اعتراضات اجتماعی، دارای جنبه های سیاسی اجتماعی هم هست برای کسی که نخواهد خود را بفریبد، ‏اظهر من الشمس است. ‏

هر چند برخی از فعالین بنا بر مصلحت اندیشی و برخی به دلایل سیاسی تلاش میکنند اعتراضات معلمان را، حتی ‏آنجا که با قاضی و دادستان وبازجو سروکار ندارند، کاملا صنفی و فقط در حد افزایش درصدی به حقوقها نشان ‏دهند که به نظرم در هر دو حالت به ضرر حرکت معلمان است. ‏

در واقع به نظرم این گرایش با هدف ترساندن معلمان ومحدود کردن اعتراضات آنان برجسته شده است. توجیه این ‏گرایش این است که اگر ما خواسته هایمان را صنفی اعلام کنیم اولا فشار سرکوب کمترمی شود، دوما امکان ‏تحقق خواسته ها با مذاکره وچانه زدن با مقامات بیشتر می شود. ‏

متاسفانه بخشی از فعالین هم این را پذیرفته اند، بدون اینکه دقت کنند، این شیوه نه تنها جلو سرکوب را نمی گیرد، ‏چیزی که عملا شاهدیم، بلکه محدودیت های زیادی را هم به اعتراضات معلمان تحمیل می کند. ‏

‎‎چه محدودیت هایی را تحمیل می کند؟‏‎ ‎

اولین و بزرگترین محدودیت این است که اعتراضات معلمان را از اعتراضات سایر بخشهای جامعه جدا می کند. ‏یعنی عملا تصویر محدودی از خواسته های معلمان، هم نزد جامعه وهم درمیان خود معلمان بوجود می آورد، حال ‏آنکه می دانیم مشکلات معلمان، مشکل اکثریت جامعه است. جالب است بدانید شعار “معیشت منزلت حق مسلم ‏ماست” که اولین بار توسط معلمان درتهران در تجمعات سال۸۵ داده شد، شعار اعتراضات اخیر کارگران نیشکر ‏هفت تپه در شهر شوش نیز بوده است. ‏

به همین دلیل من فکر می کنم معلمان نباید وارد این بازی شوند. با توجه به هزینه های بالایی که اعتراض سیاسی ‏در “آزادترین کشور دنیا” دارد، این “اتهام” نیست، این تهدیدی است که با هدف، فروبردن اعتراضات معلمان به ‏لاک محدود وصنفی عده ای که براساس حکم کارگزینی فلان اداره معلم محسوب می شوند و صرفا خواهان ‏اجرای یک لایحه هستند. برای رد این “اتهام”، اعلام وتاکید براینکه اعتراضات معلمان صنفی است، به معنی ‏محدودکردن خواسته ها وایجاد مرز صنفی بین اعتراضات معلمان وسایر بخشهای جامعه به دست خودمان خواهد ‏بود، که این خود بهترین زمینه را برای سرکوب اعتراضات فراهم می کند. سال پیش گزارشی می خواندم از ‏اعتراضات کارگران نساجی کردستان یا کارخانه شاهو. وقتی مقامات به کارگران گفته بودند اعتراض شما سیاسی ‏است، کارگران جواب داده بودند ما فقط حقمان را می خواهیم اگر این سیاسی است بله ما سیاسی هستیم. من هم در ‏رد ” اتهام” سیاسی بودن اعتراضات معلمان جواب این کارگران را به طراحان آن می دهم. ‏

‎‎دو موضوع “مطالبات معوق” و “لایحه خدمات کشوری” از مسایلی است که در مورد اولی دولت مدام ‏وعده پرداختش را می دهد و دومی هم از خواسته های معلمان است که با وجود تصویب در مجلس، دولت همچنان ‏از اجرایش خودداری کرده است. شاید افکار عمومی خیلی با ارتباط این دو موضوع به فرهنگیان آشنا نباشد، ‏ممکن است این ارتباط را تشریح کنید؟‎ ‎

سال هاست که دولت وعده افزایش حقوق کارمندان آموزش وپرورش را می دهد اما هربار به بهانه ای این اتفاق ‏نیفتاده. منظوراز مطالبات معوق در سئوال شما فکر می کنم همین افزایش وعده داده شده است چون در حال ‏حاضر بسیاری از معلمان ازجمله معلمان حق التدریس و بازنشسته بجز مطالبات معوق که توضیح دادم، ماه هاست ‏حقوق ومزایای معمول خود را هم دریافت نکرده اند. ‏

در زمان آقای خاتمی دولت لایحه خدمات کشوری یا نظام هماهنگ پرداخت را برای هماهنگ سازی حقوقهای ‏کارمندان مختلف بخش دولتی پیشنهاد داد. از زمان پیشنهاد این لایحه نیز افزایش حقوق معلمان را منوط به ‏تصویب این لایحه کردند، اماپس از تصویب، همانطور که شما هم اشاره کردید اجرا نشد. این ها که گفتم وجه ‏اداری موضوع مطالبات معوق و لایحه خدمات کشوری بود. اما بطور واقعی مسئله شکل دیگری دارد. لایحه ‏خدمات کشوری از همان ابتدا برای سردواندن معلمان و سایر کارمندانی که نسبت به پایین بودن حقوق ها معترض ‏بودند پیشنهاد شد. ‏

چون از همان ابتدا معلوم بود این طرح بامشکلات وپیچیدگی های اجرایی زیادی روبرو خواهد شد و یکی از دلایل ‏طولانی شدن تصویب این طرح هم همین موضوع بوده است. حتی اجرای این طرح هم نمی تواند مشکلات ‏معیشتی امروز معلمان را حل کند. چرا که برفرض اجراشدن، سال ها طول خواهد کشید تا بازده مشخصی عاید ‏معلمان شود. بخشی از تشکل های صنفی معلمان نیز هدف خود را تصویب این لایحه قرار دادند و عملا در سر ‏دواندن معلمان درتمام این سال ها با حکومت شریک شدند. حالا هم این بخش قصد دارد معلمان را چند سال دیگر ‏با خواست اجرای لایحه خدمات کشوری از مبارزه برای تحقق خواسته هایشان دلسرد کند. ‏

‎‎اخبار و گزارش ها حاکی است که صدها معلم طی دو سال اخیر بازداشت، احضار یا محاکمه شده اند. ‏فکر می کنید برخورد های امنیتی- قضائی بر اعتراضات صنفی معلمان چه اثری داشته یا خواهد داشت؟‎ ‎‎‎

بله بخصوص پس از فروکش کردن اعتراضات در اردیبهشت ۸۶ که معلمان از صحنه اعتراض فعال خارج شدند، ‏حکومت قلع وقمع فعالین را شروع کرد که هنوز هم ادامه دارد. متاسفانه آمار دقیقی در این باره وجود ندارد. ‏آخرین آماری که من شنیده ام چیزی بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ معلم بوده که با این احکام روبرو شده اند. در این برخورد با ‏معلمانی که فقط حقشان را طلب کرده اند، از تمام ظرفیت ها وامکانات سرکوب استفاده شد. از وزارت اطلاعات تا ‏استانداریها، از نیروی انتظامی تا هیأت‌های تخلفات اداری، از احضارو تهدید تا کسرحقوق واخراج، از تبعید و ‏زندان تا وحشیانه ترین مجازات یعنی حکم اعدام که برای همکارمان فرزاد کمانگر صادر شده است. حال آنکه ‏خود این نیروی عظیمی که علیه معلمان بسیج شده نشان دهنده قدرت اعتراضات معلمان است که اگر درست ‏رهبری شود می تواند خواسته های آنان را متحقق کند. برخوردهایی که با اعتراضات شده ظاهرا معلمان را به ‏تمکین وادار کرده ومانع ادامه وگسترش اعتراضات آنان شده است. اما واقعیت این است که چون خواسته های ‏معلمان همچنان بدون پاسخ مانده، سرکوب شاید بتواند بروز علنی نارضایتی را برای دوره کوتاهی محدود کند، اما ‏تا زمانی که ریشه نارضایتی وجود دارد و مطالبات معلمان محقق نشده، اعتراض هم وجود دارد به همین دلیل به ‏نظرم دیر یا زود شاهد از سرگیری اعتراضات گسترده معلمان با قدرت بیشتری خواهیم بود. در همین مقطع ‏اعتراضات معلمان بازنشسته به عدم پرداخت پاداش ومزایای پایان خدمتشان، در بسیاری ازشهرها در جریان ‏است. ‏

جنبه دیگری که باید به آن اشاره کرد، تغییرات کیفی است که ظرف دو سال گذشته و همزمان با بگیر وببندها، در ‏سطح حرکت معلمان اتفاق افتاده و آن ایزوله شدن گرایش راست ومحافظه کار در میان تشکل های معلمان است. ‏برخورد های امنیتی- قضائی از یک سو و محقق نشدن خواسته های معلمان از سوی دیگر، بخش وسیعی از ‏معلمان را به این نتیجه رسانده که این گرایش، که تا مقطع اعتراضات ۸۶ در تشکل ها گرایش غالب و سنگ ‏بزرگی به پای حرکت آن ها بود، نه قادر است و نه می خواهد در جهت رسیدن آنان به حقوقشان اقدام موثری انجام ‏دهد. ‏

روند اعتراضات طی دوسال گذشته ضرورت به میدان آمدن فعالین که اعتراضات معلمان را جهت نیل به ‏اهدافشان رهبری کنند بیش از گذشته برجسته کرد. هرچند این گرایش همچنان ابزارهایی برای اعمال نظر در ‏برخی تشکل ها وشورای هماهنگی در اختیار دارد، اما روند اعتراضات در ماههای اخیر و جدایی چهره های ‏شناخته شده این گرایش از کانون تهران، که یکی از بانفوذترین کانونها در شورای هماهنگی بوده است، جهت کلی ‏این تغییر را نشان میدهد. ‏

‎‎در این میان سخنگوی قوه قضائیه هفته گذشته ضمن تائید صدور حکم اعدام برای فرزاد کمانگر، اتهام ‏این معلم و عضو کانون صنفی معلمان کردستان را امنیتی توصیف کرد، و حتی مدعی شد که او قصد بمب گذاری ‏در یک دانشگاه را داشته است. اصلا ماجرای بازداشت این معلم و اتهاماتی که به وی وارد کرده اند چیست؟‎ ‎‎‎

جریان حکم اعدام آقای فرزاد کمانگر ادامه سرکوب معلمان و ایجاد جو ارعاب در میان آنان است. احضار وتبعید ‏و زندان نتوانست صدای اعتراض معلمان را خاموش کند، حالا می خواهند فشار سرکوب را بزرگتر کنند. فرزاد ‏کمانگر را سال ۸۵ همراه ۲ نفر دیگر در تهران دستگیر می کنند. چون مدرکی علیه آن ها وجود نداشته آنها را به ‏کرمانشاه می فرستند. در کرمانشاه نیز نمی توانند مدرکی دال بر مجرم بودن آنها ارائه دهند، و مجددا به تهران باز ‏گردانده می شوند و بار دیگر از تهران به سنندج فرستاده می شوند. حالا هم با گذشت دو سال که ازدستگیری ‏فرزاد کمانگر می گذرد، علی رغم شکنجه های وحشیانه(دررنج نامه ای که فرزاد نوشت و از زندان به بیرون ‏فرستاد این شکنجه ها را افشا کرد)، به گفته خلیل بهرامیان، وکیل فرزاد، هیچ مدرکی در پرونده او وجود ندارد که ‏اتهامات را ثابت کند. اخیرا در جریان احضار یکی ازمعلمان، وقتی ایشان از نماینده دادستان می پرسد: “شما که ‏این اتهامات رابه ما زده اید، چه مدرکی برای اثبات آن دارید، نماینده دادستان گفته است ما می توانیم ده تا اتهام ‏دیگرهم به شما بزنیم.” فرزاد کمانگر را هم به همین روش متهم وسپس محکوم کرده اند. ‏

در اتهاماتی که به فرزاد زده شده سر سوزنی ازحقیقت وجود ندارد. آقایان می خواهند معلمان را به مرگ بگیرند ‏که به تب رضایت بدهند. می خواهند از معلمان زهر چشم بگیرند تا دیگر هیچ معلمی جراًت اعتراض نداشته باشد. ‏

‎‎موضع نهادهای صنفی معلمان در این مورد چیست؟ وآیا تشکل های صنفی معلمان برنامه ای برای ‏حمایت از این معلم محکوم به اعدام دارند؟‎ ‎

تشکل های صنفی هنور در این مورد موضع مشترکی ندارند. برخی آن را مثل یک خبر معمولی انعکاس داده و ‏موضع مشخصی نگرفته اند. اما خوشبختانه برخی تشکل ها و فعالین معلمان به اهمیت این موضوع واقفند و ‏خواهان رفع اتهام از فرزاد کمانگر و آزادی فوری او هستند. ‏

تلاش هایی هم در این زمینه درجریان است. انجمن صنفی معلمان کردستان و کانون صنفی تهران طی اطلاعیه ‏های جداگانه ای این حکم را غیر عادلانه اعلام کرده و از معلمان سراسر کشور خواسته اند برای لغو این حکم ‏اعتراضات متحدانه ای را آغاز کنند. معلمان ومردم کامیاران، شهری که فرزاد کمانگر در آن تدریس می کرد، نیز ‏بارها خواستار لغو حکم اعدام فرزاد شده اند. ‏

‎‎نهادهای صنفی معلمان در سطح بین المللی هم به این حکم اعتراض کرده اند، واکنش معلمان در این ‏مورد چه بوده و اساسا فکر می کنید انتشار این بیانیه ها در سطح کشوری و بین المللی می تواند در نجات آقای ‏کمانگر نقش داشته باشد؟‎ ‎

همانطور که اطلاع دارید سازمان آموزش بین الملل واخیرا هم سازمان عفو بین الملل به این حکم اعتراض کرده ‏اند. این اقدامات بین المللی کمک بزرگی است به معلمان و فعالینی که برای لغو این حکم در ایران تلاش میکنند. ‏اقدامات گسترده اعتراضی به این حکم در داخل و خارج از ایران قطعا می تواند در نجات فرزاد از خطر اعدام ‏موثر باشد. قبلا هم نمونه هایی بوده که با اعتراضات گسترده جلوی اعدام وسنگسار وقصاص گرفته شده. در این ‏مورد هم می توانیم وباید جلوی این اتفاق را بگیریم. با توجه به حساسیت موضوع، بسنده کردن به انعکاس اخبار ‏مربوط به فرزاد کمانگر، هرچند ضروری است اما کافی نیست. تشکلهای معلمان و سایر فعالین باید اقدامات عملی ‏را در سراسر کشور تدارک ببینند. باتوجه به امکانات در هر جایی، این اقدامات می تواند از طرح و برجسته ‏کردن مسئله در افکار عمومی تا طومار و نامه اعتراضی نوشتن به نهادهای داخلی وبین المللی، و برگزاری شب ‏شعر، سخنرانی وتجمعات و یا ابتکارات دیگر در حمایت از فرزاد کمانگر، را شامل شود. ما می توانیم با ‏اعتراضات متحدانه خود جان یک همکار، یک معلم دلسوز و شریف، یک انسان بی گناه را که به جرم ‏عدالتخواهی به مرگ محکوم شده را نجات دهیم. ‏

وبلاگ صدای اعتراض معلم:‏

http://eteraze-moalem۱. blogfa. Com

شهرام رفیع زاده

روز http://www.autnews.eu/archives/1387,03,0009822

۱۳۸۷ خرداد ۱۹, یکشنبه

تومار برای نجات ناهید کلهر را در اینجا امضاء کنید

در تاریخ ۱۱ خرداد ۱۳۸۷، ناهید کلهر، دانشجوی ۲۱ ساله فارغ تحصیل از رشتهء زیست شناسی دانشگاه آزاد اسلامی قم، دستگیر شد و به بازداشتگاه قم منتقل شد.
اتهامت وی، به نقل از یکی از اعضای خانواده اش، که کتبا به او ابلاغ نشده اند، اعم هستند از عضویت در سازمان سیاسی غیر قانونی کنفدراسیون دانشجویان ایرانی، اقدام علیه امنیت و غیره.
در صورتی که وی فقط نویسندهء آزادیخواه وبلاگ "
آزادی بی بها نیست" بوده است.
لطفا برای نجات جان این دانشجو
تومار را امضا کرده و لطف کنید برای دیگر دوستان و آشنایانتان هم بفرستید تا امضا نمایند.


تجمع صدها كارگر شركت فرنخ و مه نخ

اعتصابات و اعتراضات مردمى در حکومت آخوندى ضحاکی

بيش از 400 كارگر شركت فرنخ و مه نخ قزوين طي دو روز تجمع اعتراض آميز در محوطه كارخانه خواهان دريافت حقوق معوقه و ديگر خواسته هاي بحق خود هستند.


عيد علي كريمي, فعال كارگري در قزوين در اين باره به دسترنج گفت: صدها كارگر شاغل در اين واحد توليدي هر كدام به ميزان 700 تا 800 هزار تومان حقوق حقه خود را از مديريت طلب كار بوده و در راستاي استيفاي حقوق خود بارها دست به تجمع اعتراضي زده اند.
او با اشاره به پيگيري مسوولان در رفع معضلات حقوقي و شغلي كارگران گفت: مشكلات در اين واحد ريشه مديريتي داشته و اينگونه بنظر مي رسد كه تحركات كارگري اين واحد براي اخذ وام از سوي نهاد ذي ربط باشد.

کنترل نامحسوس تفريحگاه‌ها و تفرجگاه‌

اخبار عمومى در حکومت ضحاکان

ایسنا: جانشين فرمانده نيروي انتظامي، از كنترل نامحسوس تفريحگاه‌ها و تفرجگاه‌ها در راستاي اجراي طرح‌هاي پيشگيرانه پليس خبر داد.

سردار حسين ذوالفقاري با اشاره به اهميت پيشگيري در ارتباط با امورات نيروي انتظامي اظهار كرد: براي دستگير و زنداني کردن فردي كه مرتكب به جرمي‌ مي‌شود، بايد هزينه‌هاي گزافي را پرداخت كرد، در حالي كه بايد بتوانيم، از انحراف افراد در سطوح مختلف جلوگيري کنيم.

وي با بيان اين‌که در بحث پيشگيري نبايد به موضوعات، سطحي نگريسته شود، اضافه کرد: وظيفه پليس دستگيري مجرمان و هنجارشکنان است، اما در بحث پيشگيري نيز اقداماتي را در دست اقدام داريم.

سردار ذوالفقاري عنوان كرد: سال 87، سال پيشگيري از جرم نامگذاري شده است و حضور فيزيکي پليس در محلات آلوده، ايجاد ايستگاه‌هاي سيار و ثابت پليس، استفاده از تکنولوژي روز دنيا، گسترش نگهبان محله و توسعه پليس نامحسوس از مهم‌ترين برنامه‌هاي نيروي انتظامي در سال جاري است.

جانشين فرمانده نيروي انتظامي، مشارکت مردم با پليس براي حفظ نظم و امنيت را امري ضروري دانست و خاطرنشان کرد: پليس به دنبال فعال كردن تمام دستگاه‌ها و سازمان‌ها، در بحث اقدامات پيشگيرانه قبل از وقوع جرم است.http://asriran.com/view.php?id=44558

دانشگاههاي ديگر نيز به جمع حمايت كنندگان از تربيت معلم پيوستند

اعتصابات و اعتراضات مردمى در حکومت آخوندى ضحاکی

تا کنون دفتر تحکيم وحدت وانجمن اسلامی دانشگاه اميرکبير، دانشگاه علامه طباطبايی، دانشگاه سهند تبريز، دانشگاه لرستان، دانشگاه شيراز، دانشگاه اصفهان، دانشگاه شهرکرد و دانشگاه تهران از تجمع و اعتصاب غذای دانشجويان دانشگاه تربيت معلم پرديس کرج حمايت کردهاند

به خواسته هاي همکلاسي هاي ما جواب دهيد

حمايت چهل دانشگاه از تحصن دانشجويان تربيت معلم - دوشنبه 20 خرداد 1387 [2008.06.09]

brenjas.jpg

عکس:‏‎ ‎خبرنامه اعتراض دانشجويان

عماد وکيلي

دانشجويان دانشگاه تربيت معلم در دومين هفته تحصن خود، کماکان در راه رسيدن به خواست هايشان ‏پافشاري مي کنند و يکصدا ترانه "يار دبستاني من" را مي خوانند. دانشجويان ديروز در دهمين روز از ‏تحصن خود، ضمن درست کردن حلقه هاي انساني بر دور نه ساختمان دانشکده هاي اين دانشگاه، مانع ‏برگزاري امتحانات پايان ترم شدند.وبلاگ ويژه اي نيز براي انتشار گزارشات اين تحصن درست شده ‏است.

تعداد تحصن کنندگان بنا به اخبار رسيده، افزايش يافته و به چهار هزار نفر رسيده است. اين در حالي ‏است که 40 انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه هاي کشور نيز طي اطلاعيه اي حمايت قاطع خود را از ‏متحصنين اعلام کرده اند.‏

در اين اطلاعيه از جمله آمده است:‏‎ ‎‏"وزارت علوم دولت نهم براي بستن کامل فضاي سياسي ـ اجتماعي ‏دانشگاهها درصدد بود با دادن امکانات صنفي- رفاهي به دانشگاهها حجم انتقادات و اعتراضات ‏دانشجويي را کاهش دهد. وليکن بعد از گذشت 3 سال از عملکرد ضعيف اين وزارت خانه شاهد هستيم ‏که بي کفايتي مديران و روساي انتصابي دانشگاهها کار را به جايي رسانده است که عملکرد نابخردانه و ‏ظالمانه ايشان نه تنها از اعتراض فعالين دانشجويي سياسي و اجتماعي منتقد نکاسته، بلکه ضعف مديريت ‏سبب شده است که کمبود هاي صنفي نيز مورد مطالبه دانشجويان قرار گيرد."‏

در اين اطلاعيه که توسط انجمن اسلامي دانشگاه هايي نظير اميرکبير، علامه طباطبايي، مشهد، اروميه، ‏اصفهان، همدان، اراک و علوم پزشکي ايران منتشر شده، ضمن انتقاد شديد از سياست هاي سرکوبگرانه ‏آمده است:" اگر تا ديروز دانشگاههاي کشور در التهاب نشريات جعلي اميرکبير و بازداشتهاي گسترده ‏دانشجويان و صدور حکم هاي سنگين مي سوخت، اگر تا ديروز مديريت دانشگاهها براي خاموش کردن ‏صداي آزادي خواهي دانشجويان با به کميته انضباطي کشاندن دانشجويان و ممنوع الورود کردن آنان در ‏دانشگاهها تخم اعتراض مي کاشت، اگر تا ديروز دانشجويان ستاره دار براي ورود به دانشگاه ‏اعتراضاتي گسترده را بر پا مي کردند، امروز علاوه بر ظلم هاي اين چنيني، کمبودها و نواقص مبرم ‏صنفي نيز بر دانشجويان و دانشگاهها تحميل گشته است و اين مطالبات خود به موضوعات اصلي ‏اعتراضات دانشجويان تبديل گشته اند."‏

انجمن هاي اسلامي دانشگاه ها علاوه بر محکوم کردن "اقدام هاي نابخردانه نيروهاي امنيتي و ‏مسئولان"، از مسئولان امر خواسته اند تمامي مطالبات اين دانشجويان را برآورده کنند تا اوضاع بحراني ‏تر نشود. انجمن هاي اسلامي اين 40 دانشگاه تهديد کرده اند که در غير اين صورت، اقدام عملي براي ‏حمايت از همکلاسي هاي خود در دانشگاه هاي سراسر ايران راآغاز مي کنند.‏

دانشجويان دانشگاه تربيت معلم گفته اند که از هيچ يک از هشت خواسته خود شامل "تغيير چند تن از ‏‏مديران و مسوولان دانشگاه "، "بازگرداندن سالن مطالعه مرکزي"، "استاندارد سازي ‏خوابگاهها"، ‏‏"بهبود امکانات رفاهي"، "عدم برخورد انضباطي با دانشجويان متحصن"، "عزل جعفري معاونت ‏‏دانشجويي دانشگاه"، "عذرخواهي رئيس حراست به دليل ارعاب خانواده هاي دانشجويان"، و "به تعويق ‏افتادن يک ‏هفته اي امتحانات" کوتاه نخواهند آمد.‏

اعتصاب غذاي برخي از دانشجويان متحصن نيز ادامه دارد. تعداد اعتصاب غذا کنندگان به 160 نفر ‏رسيده که برخي از آنها به بهداري منتقل شده اند و حال يکي از آنها هم وخيم گزارش شده است.‏

در حالي که خانواده اين دانشجويان تهديد شده اند، گزارش ها حاکي است که هر لحظه بر تعداد نيروهاي ‏امنيتي با لباس شخصي افزوده مي شود.در بيانيه انجمن هاي اسلامي دانشجويان به اين امر نيز اشاره شده ‏اما با اين تاکيد که: "علي رغم تمامي فشارهاي وارده از سوي مسئولين و نيروهاي امنيتي که از جمله آن ‏ها مي توان به تهديد و ارعاب خانواده ي دانشجويان متحصن و صدور حکم تعليق از تحصيل براي اين ‏دانشجويان، قطع کردن آب دانشگاه، قطع شدن اينترنت دانشگاه، زنداني کردن دانشجويان در محل ‏تحصن، افزودن پي در پي نيروهاي ناشناس در لباس حراست، ممانعت از بردن دانشجوياني که از لحاظ ‏جسماني بسيار تضعيف شده اند به بيمارستان و ايجاد شوراي تقلبي به کمک تشکلهاي شبه نظامي و ‏وابسته در دانشگاه اشاره کرد، دانشجويان شجاع و حق طلب دانشگاه تربيت معلم با عزمي راسخ و ‏مقاومتي بي نظير خواستار استيفاي حق مسلم خود در برخورداري از شرايط مطلوب زندگي مي باشند."‏

در خبرنامه بوعلي متعلق به انجمن هاي اسلامي دانشجويان دانشگاه هاي همدان هم به حضور گسترده و ‏بي سابقه نيروهاي نظامي در لباس پليس راهنمايي و رانندگي در‎ ‎حوالي دانشگاه تربيت معلم كه فاقد هر ‏گونه تقاطع يا موانع خطرناكي است اشاره شده و اينکه ‏‎ ‎كيوسك مقابل درب اصلي دانشگاه به محلي براي ‏استقرار درجه داراني با لباس نيروي‎ ‎انتظامي كه هر يك با چندين سرباز اسكورت مي‌شوند، شده است.‏

به نظر مي رسد با ادامه يافتن اين تحصن و تهديد جدي دانشجويان ساير دانشگاه ها به پيوستن به ‏دانشجويان دانشگاه تربيت معلم، اين ماجرا ابعاد تازه اي پيدا کند.

http://www.roozonline.com/archives/2008/06/post_7712.php

http://www.kalam-ma.blogfa.com/post-206.aspx


گزارشی از فقر و فلاکت مردم ایران در رژیم ملایان

سياسى,اجتماعى و اقتصادى در حکومت ضحاکان

روزنامه اعتماد: «بهزیستی در شهرستان ها چندان کارکرد مناسبی ندارد و به همین دلیل بسیاری از افراد زیر خط فقر مجبور می شوند برای دریافت کمک از بهزیستی به تهران بیایند.» این جمله را اکثر آنهایی که به مرکز ارتباطات مردمی بهزیستی آمده اند تکرار می کنند. اکثر آنها هم از شهرستان های دور به این مرکز آمده اند تا کمکی دریافت کنند. مدارک خود را مبنی بر داشتن نیاز مالی به هر دلیلی ارائه می دهند و می مانند در نوبت تا بعد از نظر کارشناس نوبت کمک به آنها برسد.

مرکز ارتباطات مردمی بهزیستی، ابتدا در ساختمان مرکزی بهزیستی تهران راه اندازی شد، اما به دلیل شلوغی و شکل گرفتن صحنه های نه چندان زیبا، این دفتر به کوچه پشت ساختمان مرکزی بهزیستی منتقل شد. با وجود اینکه افراد از هر دست به این مرکز مراجعه می کنند و به کمک های ناچیز هم قانع می شوند، اما معلولان و زنان سرپرست خانوار، بیش از دیگر اقشار به مرکز ارتباطات مردمی بهزیستی می آیند. بدون شک این اقشار بیش از دیگران هم به کمک نیاز دارند. سپری کردن تنها چند ساعت در میان جمعیتی که هر کدام از شهرستانی به مرکز ارتباطات مردمی آمده اند، نارضایتی این افراد از عملکرد نهاد ارتباطات مردمی را به خوبی نشان می دهد.

در میان جمعیت یک فرد معلول ذهنی است که مرتب در رفت و آمد است. پیرمردی هم چند ساعتی است کنار میز متصدی مراجعه ایستاده و مشغول بحث است. از استان چهارمحال و بختیاری آمده و چهار پسر معلول ذهنی دارد. در جواب سوال ساده «چه مشکلی دارید»، می گوید؛ «در شهرستان ها رسیدگی مناسبی وجود ندارد. من از کارافتاده ام و چهار پسر معلول دارم، اما تنها ماهی ۳۷ هزار تومان مستمری از بهزیستی می گرفتم که از ابتدای امسال این مبلغ شده ۱۷ هزار تومان. آمده ام اینجا که بپرسم چرا؟ اما کسی جوابی به من نمی دهد.» او مشکلات بیشتری هم دارد؛ «قرار شده به ما سهام عدالت تعلق بگیرد، اما می گویند باید بروم برای پسرهایم قیمومیت بگیرم. این کار را هم برای این انجام می دهند که سود سهام دزدیده نشود. من نمی توانم بفهمم کدام پدری پول فرزندان معلولش را بالا می کشد؟»

بسیاری از آنها که به مرکز ارتباطات مردمی بهزیستی آمده اند، پول زیادی نمی خواهند.

دختری که از خوزستان آمده می گوید؛«خواهرم را برای مشکل شدید گوارشی که دارد آورده ایم تهران. هزینه آزمایش هایی که دکتر برایش نوشته ۲۰۸ هزار تومان می شود. امروز نسخه را آورده ام اینجا و فرم پر کرده ام. منتظرم تا نوبتم برسد و کمکی بگیرم.»

دختر خوزستانی وقتی می خواهد در مورد خودش صحبت کند، می گوید؛ ما بیچاره و فقیریم که می آییم اینجا.

«فقر» ویژگی بارز مراجعان به این مرکز است. مشکل مسکن که مشکل بسیاری است دلیلی شده تا زنان سرپرست خانوار بیش از دیگران به مرکز ارتباطات مردمی بهزیستی بیایند. زنی کلافه می نشیند و زیر لب غر می زند؛«در اینجا را ببندند، بهتر است. برای من هیچ کاری انجام نداده اند.»

شوهرش به جرم اعتیاد و فروش کراک زندانی است. دو بچه دارد و تحت پوشش کمیته امداد است. کمیته امداد به این خانواده هر دو ماه ۶۰ هزار تومان کمک هزینه می دهد یعنی ماهی ۳۰ هزار تومان. برای گرفتن وام آمده، اما کمکی دریافت نکرده است. با دلخوری و کلافگی می گوید: «چون پارسال ۵۰ هزار تومان به من کمک کرده اند امسال کمک نمی کنند. حالا هم نامه می نویسند برای بهزیستی تهران. باید بروم خیابان ظفر. از آنجا هم نامه می نویسند برای بهزیستی شهریار و بعد آنها اعلام می کنند که بودجه برای کمک ندارند. من این مسیر را قبلاً هم رفته ام.»

با وجود اینکه این مسیر را قبلاً رفته و نتیجه یی نگرفته، دوباره آمده تا شاید فرجی شود.

چند ماه دنبال وام بودن، عادت زنان سرپرست خانواری است که به اینجا می آیند.زن سرپرست خانوار دیگری اینجا آمده که شوهرش ناراحتی اعصاب داشته و مدتی است متواری شده است. درخواست سه میلیون وام برای رهن خانه دارد. با پسرش آمده. پیش از عید اقدام کرده، اما منصرف شده است؛«به من گفتند برو بگرد خانه پیدا کن. بعد ماموران ما می آیند با بنگاه قرارداد می بندند. این طوری تمام افراد محل می فهمند من شوهر ندارم؛ موضوعی که به هیچ وجه جالب نیست.»برای اینکه بتوانی از اینجا کمکی دریافت کنی باید مدارکی مبنی بر اینکه استطاعت مالی نداری نشان بدهی. یکی از مراجعان که قصد راهنمایی دارد، می گوید؛«اگر فردی را که نیاز به کمک دارد بیاورید، بهتر کمک می کنند چون سر و وضع افراد به اینکه ثابت کنند نیاز مالی دارند بیشتر کمک می کند.»

از آنجا که بهزیستی در شهرستان ها رسیدگی مناسبی ندارد، افراد از سراسر کشور به مرکز ارتباطات مردمی بهزیستی مرکز می آیند تا کمکی دریافت کنند. به کمک های ناچیز هم قانع اند.

بازخوانی جنایت کوی دانشگاه؛ این ننگ با رنگ پاک نمی شود

رشید اسماعیلی
خبرنامه امیرکبیر

“ساعت ۱۱ پنجشنبه شب {۱۷تیر} بود که یکى از دوستان کاغذى به اتاق آورد. نوشته روى کاغذ دانشجویان را به تجمع در مقابل سینماى کوى در ساعت دقیقه ی همان شب در اعتراض به توقیف روزنامه ی سلام دعوت مى‏کرد. بچه‏هاى هر اتاق کاغذ را مى‏خواندند و به اتاق بعدى رد مى‏کردند. اما ساعت ۱۱/۱۵ هیچ جمعى مقابل سینما نبود. فقط گروههاى کوچک جدا از هم دورادور ایستاده بودند. ربع ساعتى که گذشت بچه‏ها جمع شدند و به طرف میدان کوى راه افتادند. اول بیشتر با هم شوخى مى‏کردند و شعارهایى درباره قرمز و آبى مى‏دادند. یک نفر سعى مى‏کرد بچه‏ها را ساکت کند تا شعارهاى جدى بدهند و کم‏کم شعارهایى مثل “خاتمى حمایتت مى‏کنیم” و “مرگ بر استبداد” همه‏گیر شد. شاید ساعت ۱۲ بود که رسیدیم جلو در. بسته بود. بچه‏ها فریاد کشیدند “‘نگهبان درو بازکن‏”. جمعیت حدود پانصد نفر بود. بیش از دویست نفر بیرون رفتند و عده‏اى هم از پشت نرده‏ها، از داخل کوى، آنها را همراهى مى‏کردند. بیرون، خیلى از بچه‏ها مقابل در اصلى ماندند یا آرام شروع به پائین رفتن کردند. عده‏اى که تند و تیزتر بودند جلو مى‏رفتند تا به مقابل در دانشکده فنى رسیدند. آنجا آخرین دیوار کوى است و تا آنجا بچه‏ها احساس امنیت مى‏کردند. همان موقع یک ماشین نیروى انتظامى با دو سرنشین عرض خیابان را گرفتند. دو سه نفرى اصرار داشتند که پائین‏تر برویم اما بچه‏ها موافق نبودند و برگشتند. برگشتنمان هم خیلى منظم بود و فقط یک طرف خیابان را گرفته بودیم تا ماشینها رد شوند. رسیدیم به در اصلى و تصمیم داشتیم وارد کوى بشویم. ماشین نیروى انتظامى آهسته دنبالمان مى‏آمد. این‏جا بچه‏ها شعار “نیروى انتظامى تشکر تشکر” دادند. ساعت تقریباً یک بود و خیلى از بچه‏ها به داخل کوى برگشته بودند که دکتر محمدکاظم کوهى، سرپرست کوى دانشگاه، آمد. شاید ۱۰۰-۱۵۰ نفرى هنوز بیرون بودند و عده‏اى هم داخل ایستاده بودند. حدود ساعت یک و ربع شاید ده نفر گاردى (یگان ویژه نیروى انتظامى) که یکى دو نفر با لباس شخصى هم با آنها بودند پیدایشان شد. آن دو مأمور انتظامى که از قبل آنجا بودند به یکى از آن لباس شخصى‏ها که محاسن سفیدى داشت احترام گذاشتند. همین شخص با پرخاش و عصبانیت به گاردى‏ها فرمان حمله به دانشجویان داد. گاردى‏ها دو دل بودند که او یکى از آنها را به طرف دانشجویان هل داد.

گاردى‏ها مجهز به باطوم و سپر بودند. این غیر عادى بود. ما تا حالا گارد این جورى ندیده بودیم بیاید مقابل دانشجوها بایستد. در تجمعهاى قبلى که به هر دلیل انجام مى‏شد این سابقه نداشت. کوهى دوید جلو و ما نفهمیدیم چه گفت اما خودش بعداً گفت که از رئیس گاردى‏ها پنج دقیقه مهلت خواست تا بچه‏ها را به کوى برگرداند. وقتى داشت با آنها حرف مى‏زد، رئیس گاردى‏ها هلش داد و دانشجویان در عکس‏العمل نسبت به این حرکت هو کشیدند…دیدم گارد دارد مى‏ریزد توى کوى. خیلى از بچه‏ها را که روى چمن‏ها خوابیده بودند شدیداً کتک زدند. وقتى به میدان کوى رسیدیم فهمیدیم اصل فاجعه از در اصلى و ساختمان ۱۴-۱۵ شروع شده. این موقع هنوز امکان نزدیک شدن به آن ساختمان نبود، فقط دیدم که یکى از تویوتاهای {گارد ویژه} وارد کوى شد، میدان کوى را دور زد و به طرف در اصلى برگشت. بچه‏ها دیده بودند که گاردى‏ها از ورودى ساختمان ۱۴ تا در اصلى یک دالان انسانى ساخته بودند که بچه‏ها را در حال کتک خوردن از وسط آن مى‏گذراندند و به طرف در اصلى مى‏بردند و سوار ماشینهاى مخصوص مى‏کردند. خود من بچه‏هایى را دیدم که سر و صورتشان پر از خون بود فرار مى‏کردند. زیرپوش یکى از بچه‏ها را روى سر یکى که زخمش شدید بود انداختیم و بردیمش بهدارى. آمبولانس نبود. مسئول درمانگاه گفت آنقدر تعداد زخمیها زیاد است که یک آمبولانس از عهده برنمى‏آید و گارد اجازه ورود به آمبولانسهاى تازه نمى‏دهد. بالاخره آمبولانس را جلو ساختمان یک پیدا کردیم که داشت زخمیها را سوار مى‏کرد. باطوم توى سر یک نفر کوبیده بودند و از دهانش خون مى‏آمد و دو تاى دیگر زیر کتفش را گرفته بودند و او را مى‏بردند. یکى را دیدم که با باطوم گارد نقش زمین شد. هرکس را که مى‏توانستند مى‏بردند. بچه‏هاى اطراف میدان سعى مى‏کردند با پرتاب سنگ جلو گارد را بگیرند اما تعدادشان خیلى کم بود”*

بخشی از روایت شاهدان عینی از حمله ی شبانه ی ۱۸ تیرماه ۷۸ به کوی دانشگاه تهران ۱۳۷۸

تاریخ مردگان را می شود “کج” نوشت، تحریف تاریخ زندگان اما دشوار است. بدون شک واقعه ی حمله ی مشترک نیروههای انتظامی -امنیتی و گروههای چماق دار فشار-معروف به انصار حزب الله- به کوی دانشگاه تهران در سحرگاه ۱۸ تیر ۱۳۷۸ یک جنایت تمام عیار و بی سابقه بود که نشانه ای آشکار از سبوعیت طراحان این جنایت سازمان یافته و عمق کینه ی باندهای مافیایی قدرت نسبت به دانشگاه و جنبش دموکراتیک مردم ایران بود.

هنوز ۹ سال از آن جنایت ضد انسانی نگذشته که برخی با وقاحتی مثال زدنی سعی در لاپوشانی این جنایت و حتی معکوس سازی آن وقایع را دارند. روند باژگونه سازی وقایع ۱۸ تیر البته از همان نخستین ماههای پس از آن و با تبرئه ی همه ی متهمین آن پرونده و عدم محاکمه ی هیچکدام از عاملین و آمرین اصلی آن جنایت آغاز شده بود، کار را به چنان مضحکه ای کشاندند که در ازای آدمکشی** ،ضرب وشتم دانشجویان تا سر حد مرگ و تخریب کامل بخشهایی از کوی دانشگاه تنها سرباز وظیفه ای به نام “عروجعلی” به اتهام “سرقت یک دستگاه ریش تراش” به جریمه ی نقدی بدل از حبس محکوم شد!

شاید اگر آن روز در رسوا کردن عوامل پشت پرده ی آن جنایت دهشتناک اهمال نمی شد امروز عمال دسته چندم محفل جنایتکاران به خود اجازه نمی دادند که در روز روشن اینگونه دست به تحریف تاریخ بزنند و دانشجویان مظلوم و بی پناه را مقصر آن حادثه معرفی کنند و در رثای حاج سعید امامی قصیده سر دهند. حضور امثال آن نماینده ی منتصب تهران در مجلس هشتم- که خاطره ی نعل وارونه اش در “چراغ” آقای لاریجانی- بهترین سند “زنده بودن سعید امامی” است . باری؛ اگر حاج سعید به تاوان قدر ناشناسی زبر دستانش قربانی شد و در زیر خروارها خاک پوسید در عوض روح منحوس او به مثابه خونی کثیف در رگ و پی تمام این ساختارهای فاسد جریان دارد، از حراستهای دانشکده هاو دانشگاهها گرفته تا…

به هر حال واقعیت عریان این جنایت محو شدنی نیست، حتی اگر امروز عده ای با سکوت خود به هر دلیل میدان دروغگویی را برای هتاکان و پرده دران باز نهاده اند باید دانست که فردا دست عدالت گریبان همه ی جانیان آن جنایت و جنایات پیشین را خواهد گرفت. محمد خاتمی زمانی در جمع مردم همدان پرده از این حقیقت برداشته بود که “جنایت کوی دانشگاه تاوان پیگیری پرونده ی قتلهای زنجیره ای بود” این جمله شاید اینگونه کامل تر می شود “…و قتلهای زنجیره ای نتیجه ی همان تفکری است که از فردای انقلاب خون هر دگر اندیش، مخالف و منتقدی را مباح می دانست” تفکری که روزنامه ی زنجیره ای کیهان وابسته به محفل جنایتکاران زنجیره ای بلیغ ترین سخنگوی آن است.

با این حال غبار این معرکه ی اصولگرایی دیر یا زود فرو خواهد نشست و آنگاه که ملت خود سرنوشتش را در دست گیرد افکار عمومی در دادگاههای علنی با حضور هیئت منصفه و در پناه دادرسی عادلانه عاملان و آمران اصلی جنایت کوی دانشگاه و همه ی جنایات مشابه چند دهه ی اخیر را خواهد شناخت. باید دانست که داغ پر رنگ این جنایات با این رنگهای رسوا و بی رنگ پاک شدنی نیست.


پی نوشت:

* برگرفته از نشریه ی لوح، مهرماه ۱۳۷۸

** باگذشت ۹ سال نه تنها قاتل عزت ابراهیم نژاد مشخص نشده بلکه حتی در یک نوبت برای آن مرحوم به اتهام سنگ پرانی کیفر خواست صادر شد. اراده ی باژگونه سازی واقعیت این جنایت از همان آغازین روزهای پش از آن آشکار شده بود ولی گویا حالا که “سنگها بسته اند و سگها رها کرده اند” فرصت فراهم تر شده است تا حتی فرهاد نظری هم مدعی شود!

انتقال 35 دانشجوی اعتصابی تربیت معلم به بیمارستان

روزنامه اعتماد: دانشجويان دانشگاه تربيت معلم کرج ديروز در شرايطي نهمين روز تجمع اعتراضي خود را پشت سر گذاشتند که هشت نفر از آنان به کميته انضباطي احضار شدند. بيش از هزار نفر از دانشجويان اين دانشگاه از پنجشنبه دو هفته قبل در اعتراض به وضعيت رفاهي، محدوديت هاي فرهنگي و تشديد احضارها به کميته هاي انضباطي در دانشگاه تربيت معلم پرديس کرج جمع شدند و بر رسيدگي فوري به مشکلات موجود و برکناري برخي از مسوولان دانشگاه تاکيد کردند اما خواسته هاي آنها نه تنها هنوز محقق نشده است، بلکه هشت نفر از دانشجويان احضار شده اند و به همين دليل تجمع آنان ادامه پيدا کرده است.

علاوه بر اين به گفته معاون دانشجويي تربيت معلم در گفت وگو با ايسنا جمعي از دانشجويان از خوردن امتناع کرده اند. يکي از دانشجويان در گفت وگو با اعتماد اظهار داشت ديروز 35 دانشجو به درمانگاه منتقل شده اند. در ميان دانشجويان بعضي از آنها چندين مرتبه تحت مداوا قرار گرفته اند، به طوري که طي يک هفته گذشته 88 مرتبه انتقال به درمانگاه صورت گرفته است.»

اعتراض دانشجويان دانشگاه تربيت معلم از غذاخوري آغاز شد. آنها در انتقاد به مشکلات صنفي و فرهنگي در محوطه دانشگاه جمع شدند. دانشجويان اسفند سال گذشته نيز تجمع مشابهي داشتند که بي نتيجه ماند ولي در مرحله جديد آنها اعلام کردند که تا حصول نتيجه، به اعتراض ادامه مي دهند. به دنبال اين موضع گيري دفتر تحکيم وحدت(طيف علامه) ، دانشجويان دانشگاه سهند تبريز، اميرکبير و علامه طباطبايي با صدور بيانيه هاي جداگانه يي از دانشجويان دانشگاه تربيت معلم حمايت کردند.

روابط عمومي دفتر تحکيم وحدت(طيف علامه) در بيانيه خود عنوان کرد؛ «دانشجويان دانشگاه تربيت معلم در حالي به اعتراض پرداختند که قريب به سه ماه پيش طوماري هزار و پانصد امضايي به وزارت علوم ارسال داشتند و خواستار حل مشکلات شان شدند که درخواست آنها پاسخي نداشت. در اين ميان مسوولان به جاي آنکه به خواسته هاي اين دانشجويان توجه نمايند براي هشت تن از دانشجويان در ايام تعطيل و بدون تشکيل جلسه حکم تعليق از تحصيل صادر مي نمايند.»

اخراج خبرنگاران صدا و سیمای رژیم از ورزشگاه امارات

خبرگزاری حکومتی فارس: قبل از شروع مسابقه تيم هاي ملي امارات و ايران در مرحله مقدماتي جام جهاني 2010 خبرنگاران و گزارشگران ايراني از كنار زمين چمن بازي اخراج شدند.

در آستانه آغاز بازي حساس تيم‌هاي ملي امارات و ايران در مرحله مقدماتي جام جهاني 2010 در ورزشگاه القطاره و قبل از شروع مسابقه در حالي كه خبرنگاران و گزارشگران تلويزيوني براي تهيه گزارش به داخل زمين رفته بودند با مخالفت مدير شبكه تلويزيوني دبي اسپورت كه امتياز اين ديدار را در اختيار دارد روبرو شدند و از زمين مسابقه به بيرون هدايت شدند.

مدير اين شبكه عربي تاكيد كرد كه به دليل نپرداختن حق پخش هزينه خبرنگاران ايراني از تهيه گزارش محروم هستند.

طبق ادعاي مسئولان شبكه دبي اسپورت خبرنگاران تلويزيوني ايران حتي در آخر مسابقه نيز اجاز حضور در اتاق كنفرانس را نيز ندارند.

بحران هسته ای؛ ترفند جدید رژیم برای وقت خریدن

سایت فرارو: برخی خبرها حکایت از آن دارد که سعید جلیلی به عنوان مذاکره کننده ارشد هسته ای فعلی جای خود را به شخص دیگری خواهد داد.

با انتخاب علی لاریجانی به ریاست مجلس هشتم و نطق های متعدد وی درباره مسئله هسته ای و نیز گفت و گوی سولانا با او ، احتمال اینکه لاریجانی طرف مذاکرات هسته ای باشد را قوت بخشیده است. سکوت سعید جلیلی ، رییس شورای عالی امنیت و مذاکره کننده ی ارشد هسته ای جمهوری اسلامی طی این مدت، احتمال جایگزینی وی را قوت بخشیده است.

گفت و گوی تلفنی سولانا و لاریجانی که به منظور تبریک ریاست مجلس لاریجانی صورت گرفت، حاوی برخی سخنان از ابراز تمایل طرفین به از سرگیری مذاکرات هسته ای بوده است.

از این رو انتظار می رود سولانا در سفر قریب الوقوعش به تهران، مذاکراتی با علی لاریجانی داشته باشد.

لاریجانی ، نماینده ی رهبری در شورای عالی امنیت نیز هست. وی سال گذشته ، پس از اختلافات آشکار و پنهان با احمدی نژاد بر سر مسیر مذاکرات هسته ای ، سرانجام مجبور به استعفا شد و جای خود را به سعید جلیلی، دوست و فرد مورد اعتماد رییس جمهور داد.

یونایتدپرس: آمريكا در آستانه حمله به مراكز سپاه پاسداران

خبرگزاری یونایتدپرس در گزارشی به نقل از منابع نظامی آمریكایی نوشت ایالات متحده در آستانه صدور دستور حمله به مراكز و پایگاههای سپاه پاسداران است.

به گفته این منابع، قرار است اردوگاههای آموزشی و مراكز تولید مهمات که برای شبه نظامیان عراقی، حزب الله لبنان و گروههای تروریستی در نوار غزه فعالیت می كنند، هدف حمله جنگنده های آمریکايی قرار گیرند.

اکثر این پایگاهها در استانهای غربی ایران واقع هستند.

اعلام این خبر در شرایطی است که روز گذشته یک مقام ارشد اسرائیلی طی هشداری صریح به رژیم تهران اظهار داشت حمله نظامی علیه جمهوری اسلامی اجتناب ناپذیر است.

درخواست بازداشت رفسنجانی و رضايی در عربستان

به گزارش سایت عصر ایران، مرکز «سیمون ویزنتال» (مسئول شناسايی و شکار جنایتکاران نازی) از پلیس بین الملل (اینترپل) درخواست کرد دو تن از مقامات جمهوری اسلامی را که هم اکنون در عربستان به سر می برند، بازداشت کند.

مجمع عمومی پلیس اینترپل در نشست ماه نوامبر گذشته در مراکش با صدور احکام جلب (اخطاریه قرمز) برای سه مقام و دو دیپلمات سابق جمهوری اسلامی به دلیل دست داشتن در انفجار سال 1994 آرژانتین موافقت کرده بود.

مدیر مرکز «سیمون ویزنتال» گفته است اینترپل اکنون در بهترین موقعیت قرار دارد تا مسئولان سعودی را در جریان این موضوع - که شاید از آن غافل باشند - قرار دهد که آنها تروریست های بین المللی را پناه داده اند و از این رو باید اقداماتی صورت دهند.

همچنین در اقدامی مشابه سرجیو ویدر نماینده آمریکای لاتین مرکز «سیمون ویزنتال» نیز از خورخه تایانا وزیر خارجه آرژانتین خواسته تا بازداشت فوری رضایی و رفسنجانی و انجام اقدامات لازم برای استرداد و محاکمه آنها در آرژانتین را از مقامات سعودی تقاضا کند.

داستان کل آرژانتین و مسئول رسیدگی کننده به پرونده انفجار آمیا نیز در اظهاراتی تایید کرد: درخواست آرژانتین از عربستان در مورد بازداشت دو مقام جمهوری اسلامی در دست اقدام قرار دارد.

در جریان بمب گذاری مرکز یهودیان بوئنس آیرس (آمیا) در هجدهم ‬ژوئیه 1994 بیش از 85 نفر جان باختند و بيش از دويست نفر مجروح شدند.

دادستان آرژانتین با ارایه مدارک اعلام کرد که رژیم تهران با کمک حزب الله لبنان این انفجار را انجام داده است.

قند در قزوین نایاب شد

ایسنا: روز گذشته مردم قزوين با شايعه افزايش قيمت قند و شکر مواجه شدند که ساعاتي پس از آن، اين کالا در شهر ناياب شد.

حسن رحيمي رييس اداره تنظيم بازار سازمان بازرگاني استان قزوين گفت: مردم به دليل انتشار اين شايعه اقدام به خريد انبوه و بيش از مصرف قند و شكر کرده‌اند که همين موضوع بازار قند و شکر در قزوين را ملتهب کرده است.

هزينه‌ اينترنت پرسرعت ايران سه برابر ديگر كشورهاس

به دليل هزينه‌ بالاي دسترسي به ديتا، شاهد كيفيت مناسبي در اين اينترنت نيستيم و بايد نسبت به پايين آمدن اين هزينه‌ها اقدام شود.

مهران صالحيان - رييس انجمن شركت‌هاي اينترنتي استان فارس - در گفت‌وگو با ايسنا با بيان اين مطلب اظهار كرد: اينترنت پرسرعت مستلزم گرفتن اينترنت خوب از مخابرات است كه به دليل انحصار آن، اينترنت پرسرعت و با كيفيت ارايه نمي‌شود.

او تاكيد كرد: هزينه‌ ارايه‌ اينترنت پرسرعت در ايران با كشورهاي ديگر حدود 3 برابر گران‌تر بوده كه اين امر جاي تاسف دارد. صالحيان هزينه‌ دسترسي به ديتا را بالا دانست و گفت: به دليل گراني اينترنت امكان ارايه‌ي ارزان آن توسط شركت‌هاي ISP و ISDP وجود ندارد.

وي راه‌اندازي لينك رويه را به سياست‌هاي دولت مرتبط خواند و گفت: احتمال ارزاني هزينه‌ دسترسي به ديتا با راه‌اندازي اين لينك وجود دارد اما بايد اين موضوع از ريشه اصلاح شود و در جهت پايين آمدن هزينه و ارتقاي سطح كيفيت گام برداشته شود. او در پايان قطعي اينترنت را به دليل كافي نبودن پهناي باند، مشكلات خط‌هاي تلفن، امكانات كم در برخي نقاط، كمبود خط تلفن و عوامل ديگر دانست.

گرد و غبار دوباره آبادان و خرمشهر را فراگرفت

گرد و غبار شهرستانهاي آبادان و خرمشهر را فراگرفت . رييس اداره هواشناسي آبادان امروز گفت : نقشه هاي پيش يابي سطح زمين وقوع تغييرات قابل ملاحظه فشار را در روزهاي شنبه و يکشنبه و در نتيجه وزش باد و گرد وغبار و انتشار آن را نشان مي دهد .

در لايه مياني جو نيز استقرار زبانه پرارتفاع جنب حاره اي در جنوب کشور و استان خوزستان مشاهده مي شود و اين وضعيت تا دو و سه روز آينده با شدت و ضعف ادامه دارد.

سرپرست اداره حفاظت محيط زيست آبادان هم گفت : انتشار شديد ذرات گرد و غبار به ميزان چهارصد و پنجاه ميکروگرم بر متر مکعب معادل سه برابر حد مجاز در اين شهرستانها باعث آلودگي هوا شده است.

وی افزود : شهروندان بويژه سالمندان/ کودکان/بيماران قلبي و ريوي و افراد مبتلا به آسم از رفت و آمد در معابر عمومي خودداري کنند.

وي استفاده از ماسک مناسب/ دقت بيشتر رانندگان وسائل نقليه موتوري هنگام رانندگي با توجه به کاهش ديد/خودداري از خروج غير ضروري از منزل و نيز پرهيز از فعاليتهاي ورزشي در فضاي باز را به شهروندان توصيه کرد.

كاهش شديد صادرات كفش ايران

اکونیوز: «در10 سال گذشته سهم صادرات كفش ايران در جهان 5/3 درصد بوده است كه اين ميزان در حال حاضر 19/0 درصد است و با روند كنوني در صنعت كفش كشور ممكن است سهم صادرات كفش ايران نسبت به دنيا در پنج سال آينده به 19 هزارم درصد برسد.»

عضو هيات مديره جامعه مديران صنعت كفش كشور افزود: «كفش بعد از مواد غذايي و دخانيات جزء گروه هايي است كه بالاترين اشتغال را در كشور دارد اين در حالي است كه به دليل افت سهم كفش در اقتصاد ملي توليد صادرات حجم بازار اشتغال و سهم كفش در هزينه خانوار كاهش پيدا كرده است.»

لشكري ادامه داد: «سهم مصرف كفش در كشور از توليدات داخلي 85 درصد است به طوري كه ميانگين مصرف كشور در سال بين دو تا سه جفت و ميانگين مصرف كفش در بين گروه هاي سني 15 تا 30 سال پنج جفت در سال است.»

وي بيان كرد: «رابطه بين تورم و سهم كفش در اقتصاد خانواده رابطه اي عكس دارد چرا كه در سال هاي 82 تا 85 تورم كشور كه پايين بود سهم دهك هاي پايين جامعه در خريد كفش بالا رفت.» وي با بيان اين مطلب كه «استراتژي صنعت كفش كشور فروش بالاتر و سود كمتر است» ادامه داد: «تورم فروردين ماه سال جاري نسبت به مشابه سال گذشته آن 5/19 درصد بود به طوري كه براي اولين بار در كشور شاخص بهاي خرده فروشي كفش در فروردين سال جاري5/18 بوده است كه اين به معناي كاهش سهم كفش در اقتصاد خانوار است.»

وي در ادامه خاطرنشان كرد: «صنعت كفش كشور حمايت ويژه اي مي خواهد و صنعت كفش كشورهاي ويتنام، مكزيك و تايلند با حمايت هاي ويژه از سوي دولت هاي شان سرچشمه توليد و اشتغالزايي شده اند.» عضو هيات مديره جامعه مديران صنعت كفش كشور اظهار كرد: «صنعت كفش كشور طي 10 سال گذشته موفق عمل كرده است به طوري كه استقبال از كفش ايراني طي سال هاي اخير بهتر شده است.»

لشكري با بيان اينكه فاصله توليد كفش در ايران با استانداردهاي جهاني زياد است خاطرنشان كرد: «امروز در دنياي كفش جنبه پرستيژ مطرح است ولي اين در حالي است كه تعداد مدل سازهاي كفش كشور به تعداد انگشتان دست هم نمي رسد.»

عضوهيات مديره جامعه مديران صنعت كفش كشور گفت: «به رغم تصويب رشته فرش در دانشگاه جامع علمي كاربردي هنوز اين رشته مجري برگزاري ندارد.»

به گفته وي «پس از يك سال تلاش دانشگاه جامع علمي - كاربردي و جهاد دانشگاهي شريف رشته فرش را تصويب كردند ولي هنوز اين رشته مجري برگزاري ندارد.» همچنين در اين نشست مهندس زنگويي كارشناس سازمان صنايع و معادن خراسان رضوي گفت: «حدودشش درصد واحدهاي صنعتي استان و هفت درصد سرمايه گذاري مربوط به صنعت چرم سازي است.»

وي ادامه داد: «از 67 واحد توليدي صنعت چرم سازي خراسان رضوي تنها 15 واحد فعال هستند.»

وي تصريح كرد: «تامين پوست از نقاط قوت صنعت چرم سازي خراسان رضوي است به طوري كه بر اساس آمار سازمان جهاد كشاورزي استان 12 درصد پوست سبك و پنج درصد پوست سنگين كشور در خراسان رضوي توليد مي شود.»

كارشناس سازمان صنايع و معادن خراسان رضوي خاطرنشان كرد: «در سال گذشته از اين استان20 ميليون دلار محصولات چرمي سالامبور و كفش صادر شد كه اين ميزان نسبت به سال 85 ، 13 درصد رشد وزني و20 درصد رشد ارزي داشته است.»

تائید خبر انفجار خط لوله نفت در می داوود

خبرگزاری حکومتی مهر: خط لوله انتقال نفت مارون به اصفهان ساعت 22 و 30 دقیقه روز سه شنبه دچار ترکیدگی شد و طی این حادثه خسارتهایی به ساکنین بخش "می داوود" شهرستان باغملک وارد و موجب کشته‌ شدن چهار نفر و زخمی شدن ‪ ۱۵‬نفر از اهالی منطقه شد. استاندار خوزستان روز گذشته با حضور در محل حادثه انفجار خط لوله نفت با خانوادهای حادثه دیدگان و بازماندگان دیدار و گفتگو کرد.

استاندار خوزستان علت این حادثه را پیچیدگی خط لوله نفت عنوان کرد و افزود: این خط لوله 29 سال پیش در این منطقه احداث شده و آن زمان خانه های مسکونی و اراضی کشاورزی با این فاصله کم نسبت به خط لوله واقع نشده بود اما اکنون با افزایش ساخت و ساز، خانه های مسکونی و اراضی کشاورزی به نزدیکی آن رسیده در حالیکه حریم قانونی این خط لوله باید رعایت می شد.

وی تاکید کرد: برای جلوگیری از بروز چنین مشکلی دو راهکار وجود دارد؛ نخست اینکه باید زمین های اطراف توسط وزارت نفت خریداری و حریم قانونی خط لوله رعایت شود و دوم اینکه اگر امکان جابجایی خط لوله وجود دارد، وزارت نفت باید نسبت به تغییر مسیر آن اقدام کند.

علت وقوع این حادثه هم اکنون در دست بررسی بیشتر است اما امکان هر گونه اقدام خرابکارانه و امنیتی در آن رد شده است.

تصویر: کوتاه کردن دست واسطه ها در تجارت کالا.... و تصویر: سیاست از نوع مار موذ!!!

Olmerts Vize: Angriff auf Iran unausweichlich

Deutsch News - آلمانى

Olmerts Vize: Angriff auf Iran

unausweichlich

Tel Aviv - Israels Vizeregierungschef Schaul Mofas hat dem Iran mit einem Militärschlag gedroht. "Wenn der Iran sein Programm zur Entwicklung einer Atombombe fortsetzt, werden wir angreifen", sagte Mofas am Freitag der Zeitung "Yedioth Aharonoth". Die internationalen Sanktionen seien offenbar wirkungslos. "Ein Angriff wird unvermeidlich sein, um den Iran an seinen Atomplänen zu hindern."

In Israel kam es in den vergangenen Tagen zu mehreren Äußerungen von Politikern und Medieneinschätzungen in diese Richtung. Premier Ehud Olmert hingegen erklärte zum Abschluss seines Aufenthalts in Washington in der Nacht zum Freitag: "Der Iran will die Welt davon überzeugen, er stehe kurz davor, das nukleare Potenzial ausnutzen zu können. Was aber noch nicht der Fall ist. Aus diesem Grund sind Sanktionen so wichtig." Aus dem Beraterstab Olmerts hieß es, es habe mit der US-Regierung Fortschritte bei der gemeinsamen Einschätzung des iranischen Nuklearprojekts gegeben. Auch bei der Auflistung von Aktionen, die dagegen zu unternehmen seien. Olmert: "Alle Optionen sind zu berücksichtigen." In Israel wird davon ausgegangen, dass der Iran ab 2009 den Zeitpunkt erreichen könne, nach dem der Bau einer Bombe unaufhaltbar sein wird. Zu den in Washington besprochenen Sanktionsverschärfungen gehören offenbar auch US-Sanktionen gegen Firmen, die mit dem Iran weiter Handel treiben und gegen Banken, die solche Geschäfte durch Kredite oder Garantien ermöglichen.

Die Angriffsdrohungen von Mofas haben jedoch auch einen innenpolitischen Hintergrund. Er versucht sich in der regierenden Kadima-Partei gegenüber Außenministerin Zipi Livni als rechte Alternative zu profilieren. In Sachen Iran gehört jedoch auch Livni zu den Falken. Schon vor Monaten erklärte sie, ein Angriff auf den Iran sei nicht unmöglich. Gleichzeitig setzt sie sich aber weltweit - zusammen mit der US-Außenministerin Condoleezza Rice - für eine Verschärfung der Sanktionen gegen den Iran ein, um einen Angriff zu vermeiden.

http://www.welt.de/welt_print/article2076231/Olmerts_Vize_Angriff_auf_Iran_unausweichlich.html

Iran: Atomreaktor in Betrieb genommen?

Deutsch News - آلمانى

Iran: Atomreaktor in Betrieb

genommen?

ERSTELLT 07.06.08, 17:16h

Russland sieht keine Hindernisse mehr für die

baldige Inbetriebnahme des ersten iranischen

Atomkraftwerks. Im Herbst sollen die letzten

vorbereitenden Arbeiten beginnen, damit der

Reaktor in Buschehr hochgefahren werden

könne.

Bild vergrößern
er Generaldirektor der Internationalen Atomenergiebehörde IAEA, Mohammed el Baradei (Archivfoto vom 03.03.2007), hat mit Blick auf Iran und Syrien vor den Folgen von Militärschlägen gegen mutmaßliche Atomanlagen gewarnt. (Bild: dpa)
Bild verkleinern
Bild verkleinern
er Generaldirektor der Internationalen Atomenergiebehörde IAEA, Mohammed el Baradei (Archivfoto vom 03.03.2007), hat mit Blick auf Iran und Syrien vor den Folgen von Militärschlägen gegen mutmaßliche Atomanlagen gewarnt. (Bild: dpa)
Moskau - Russland sieht keine Hindernisse mehr für die baldige Inbetriebnahme des ersten iranischen Atomkraftwerks. Im Herbst sollen die letzten vorbereitenden Arbeiten beginnen, damit der Reaktor in Buschehr hochgefahren werden könne. Das sagte der Leiter der russischen Atomenergiebehörde Rosatom, Sergej Kirijenko, am Samstag in St. Petersburg. "Es gibt keine Zweifel mehr, dass das Kernkraftwerk ans Netz gehen wird", sagte Kirijenko laut der Agentur Interfax. Die Fertigstellung hatte sich immer wieder verzögert. Als Mitglied im UN-Sicherheitsrat warnt Russland den Iran vor dem möglichen Bau von Atomwaffen, unterstützt das Land aber bei der zivilen Nutzung der Atomenergie.

Zur Lösung des Atomstreits mit dem Iran wollen die fünf ständigen Mitglieder des UN-Sicherheitsrats und Deutschland der Führung in Teheran in Kürze ein neues Angebot übergeben. Damit wollen die Vertreter der EU, USA, Russlands, Frankreichs und Chinas den Iran von seiner umstrittenen Urananreicherung abbringen. "In den nächsten Tagen ist eine Reise von (EU-Chefdiplomat) Javier Solana in Begleitung einer Delegation der "Sechs" nach Teheran geplant", sagte der russische Außenminister Sergej Lawrow in St. Petersburg. Zum Inhalt des Angebots äußerte sich Lawrow nicht.

Die internationale Gemeinschaft befürchtet, dass der Iran die Urananreicherung zur Produktion von Atomwaffen missbrauchen könnte und deshalb nicht darauf verzichten will. Teheran hat dies stets bestritten. Russland hatte im Dezember 2007 mit der Lieferung von Brennelementen für das Kraftwerk Buschehr am Persischen Golf begonnen.

Kirijenko gab am Samstag bekannt, dass der staatliche russische Kraftwerkbauer Atomstroiexport künftig vom bisherigen Vize-Präsidenten des Unternehmens, Dan Belennki, geführt werde. Dessen Vorgänger Sergej Schmatko war zum Energieminister ernannt worden.

(dpa)

http://www.rundschau-online.de/html/artikel/1212789932131.shtml

اعتراض صنعتگران به كاهش تعرفه واردات...

توسعه - رشد صنايع و كشاورزي در حکومت آخوندى

كاهش تعرفه واردات برخي از اقلام و كالاهاي صنعتي در حالي توسط پايگاه اطلاع‌رساني دولت اعلام شد كه توليد‌كنندگان داخلي به اشكال و انحاء مختلف آسيبهاي اين تصميم بر صنعت را متذكر و اعتراض خود به اين سياست اعلام كرده بودند.

رئيس انجمن توليد‌كنندگان فولاد گفت: كاهش تعرفه واردات فولاد ظلمي در حق توليد و به خصوص بخش خصوصي كشور بود و مطمئن باشيد از اين كاهش نرخ، سودي عايد مصرف‌كننده نيز نخواهد شد. كارخانجات بخش خصوصي در حال حاضر نيز زيان‌ده هستند و با كاهش تعرفه قادر به ادامه فعاليت نخواهند بود.

به گزارش پارسینه نقل از صنایع نیوز، بنابر اطلاعيه منتشره توسط دولت كاهش قيمتها در بازار داخلي، حركت توليد‌كنندگان به سمت توليد رقابتي تر و كيفي تر از مهمترين دلايل گرايش به سمت تسهيل واردات بوده است، اين در حالي است كه توليد‌كنندگان داخلي معتقدند شرايط صنعت در ايران با دشورايهاي متعددي روبرو است و با شرايط موجود كاهش تعرفه نيز بار جديدي را بر كوله‌بار سنگين صنعت افزوده و حركت آن را با دشواريهاي بيشتري رو به رو مي‌كند.
لوازم خانگي ، فولاد، لاستيك ، مواد اوليه توليد روغنهاي خوراكي و صنعتي مهمترين اقلامي است كه مشمول كاهش تعرفه واردات شده‌اند.

*زيان بخش خصوصي و مصرف كنندگان
تقي بهرامي رئيس انجمن توليد‌كنندگان فولاد در اين رابطه مي‌گويد: كاهش تعرفه واردات فولاد ظلمي در حق توليد و به خصوص بخش خصوصي كشور بود و مطمئن باشيد از اين كاهش نرخ سودي عايد مصرف‌كننده نيز نخواهد شد.
وي خاطر نشان مي‌كند: زماني ذوب آهن اصفهان ناگزير شد 250 هزار محصولات خود را با قيمت 930 تومان عرضه كند،خوب است بررسي شود چه كساني اين محموله را خريداري كردند؟ آيا اين محموله به دست مصرف‌كنندگان واقعي رسيد يا اين كه كساني اين محصولات را خريداري و در حاشيه بازار به قيمت روز فروختند.
بهرامي با تاكيد بر اينكه در سود حاشيه بازار نه چيزي عايد ذوب آهن و نه عايد مصرف‌كننده شد، اضافه مي‌كند: كارخانجات بخش خصوصي در حال حاضر نيز زيان‌ده هستند و با كاهش تعرفه قادر به ادامه فعاليت نخواهند بود.
*گم شدن درخواست توليد كنندگان لوازم خانگي
همزمان با تصويب كاهش تعرفه لوازم خانگي در كميته كارشناسي كميسيون ماده يك، توليد‌كنندگان لوازم خانگي در نامه‌اي اعلام كردند،‌اگر دولت قصد كاهش تعرفه واردات لوازم خانگي را دارد به تناسب آن بايد تعرفه واردات مواد اوليه و قطعات نيز كاهش يابد. در غير اينصورت كاهش تعرفه به صلاح نيست.
در عين حال در اطلاعيه دولت براي كاهش تعرفه واردات لوازم خانگي خبري از كاهش توامان تعرفه مواد اوليه و قطعات اين صنعت مشاهده نمي‌شود.
*كاهش تعرفه لاستيك و تاير برخلاف توافقها
ناصرالدين گرامي دبير انجمن صنفي و صنعتي تاير نيز در خصوص كاهش تعرفه واردات لاستيك و تاير مي‌گويد: كاهش تعرفه واردات اقلام لاستيك و تاير به شكل پلكاني و در برنامه‌اي 5 ساله با صنعت هماهنگ شده بود. بر اين اساس قرار بود تعرفه واردات لاستيك سالانه 5 درصد كاهش يابد.
وي با بيان اينكه كاهش تعرفه واردات لاستيك كارشناسي شده نيست؛ اضافه مي‌كند: ما اعلام كرده بوديم با توجه به كم اظهاريهاي گمركي واردكنندگان و مشكلاتي كه واردات رسمي دارد كاهش تعرفه به زيان صنعت خواهد بود، اما اين مسئله مورد توجه قرار نگرفت.
وي يادآور مي‌شود: صنعت ما يك صنعت كاملا وابسته است و با توجه به شرايط تحريم براي واردات تكنولوژي ، مواد اوليه و تجهيزات و در نهايت اجراي طرحهاي توسعه‌اي خود با مشكل روبرو است.
گرامي اضافه ادامه مي‌دهد: علي‌رغم مشكلات موجود واحدهاي توليد‌كننده لاستيك و تاير ظرفيتهاي خود را افزايش داده و قادر به تامين 75 درصد نياز بازار داخلي هستند.
دبير انجمن توليد‌كنندگان لاستيك و تاير تاكيد مي‌كند: حمايتهاي تعرفه‌اي تا زمان اجرا و اتمام طرحهاي توسعه‌اي بايد ادامه مي‌يافت ، اما كاهش تعرفه هيچ هماهنگي با مولفه‌هاي ديگر ندارد و سبب افزايش دلالي و واسطه‌گري در بازار اين محصول و ركود فعاليت توليد كنندگان داخلي خواهد شد.
گرامي ادامه مي‌دهد: وزارت بازرگاني به عنوان حامي و پيشنهاد دهنده كاهش نرخ تعرفه بايد پاسخگوي مشكلاتي كه اين تصميم در پي خواهد داشت، باشد.
علي ‌رغم نگاه تمامي سياستگذاران و برنامه‌هاي ميان مدت و بلند مدت كشور به صنعت و توليد به عنوان يگانه راه حل مشكلات اشتغال و رهايي از اقتصاد تك محصولي، به نظر مي‌رود در تصميم‌گيريهايي كه سرنوشت صنعت را رقم مي‌زند،اقناع صاحبان صنعت و توجه به نظرات آنان كمتر مورد توجه است. حال آنكه بعيد به نظر مي‌رسد با چنين رويه‌اي توسعه و اشتغال زايي مورد نظر در برنامه‌ها به راحتي نتيجه بدهد.

گفتنی است همواره کشورهایی با سابقه اجرای سیاست "جایگزینی واردات"، که در آن برای رشد صنایع داخلی، واردات کنترل شده، تعرفه بالایی بر آنها قرار داده می شود، با مقاومت جدی داخلی هنگام برداشتن تعرفه ها و وارد شدن به اقتصاد آزاد، روبرو می شوند. چنین مقاومت هایی (که البته به حق هستند) از جانب صاحبان صنایع، عموما مانع پیش رفتن به سوی اقتصاد آزاد و بهبود کیفیت تولید در اثر افزایش رقابت بین تولید کننده داخلی و خارجی می گردد.

آبرويش را بريز و او را به مردم معرفي كن!

سياسى,اجتماعى و اقتصادى در حکومت ضحاکان

متأسفانه امروز کار به جايي رسيده که وقتي يک خانم پزشک جوان که به همراه نامزدش در همدان به

پارک رفته، دستگير مي‌شود و دو روز بعد، جنازه‌اش بيرون مي‌آيد، همه دست اندرکاران حکومتي با

سکوت خود، نظام را تقويت! مي‌کنند. فريادهاي دادخواهي پدر زهرا، نيز که زنداني سياسي قبل از

انقلاب بوده، به جايي نمي‌رسد. آيا چشم اميد اين پدر در کشوري که سال‌هايش نام رسول‌الله(ص) و

اميرالمؤمنين(ع) را يدک مي‌کشد، بايد به سازمان‌هاي بين‌المللي باشد.؟؟؟ !!! ؟؟؟

فرزند استاد شهيد آيت‌الله مطهري در ادامه سلسله مقالات خود در ريشه‌يابي مشكلات اجتماعي جامعه ايران مي‌نويسد: «هنگامي كه نامه مرا خواندي، ابن هرمه را... برکنار کرده و به مردم معرفي كن!‌ به زندانش افكن! آبرويش را بريز! به همه بخشهاي تابع اهواز بنويس كه من چنين عقوبتي براي او معين كرده‌ام. مبادا در مجازات او غفلت يا كوتاهي كني كه نزد خدا خوار مي‌شوي و من به زشت ترين صورت ممكن، تو را از كار بركنار مي كنم و خدا آن روز را نياورد... شبها زندانيان را براي هواخوري به فضاي باز بياور جز ابن هرمه...» (دعائم الاسلام، جلد 2، ص532 ).

ابن هرمه چه کرده است که اميرالمؤمنين(ع) به رفاعه، حاکم اهواز چنين فرمان مي‌دهد که او بي درنگ بايد «بي‌آبرو» شود؟ همان مولاي متقيان که حرمت آبروي مسلمان را بالاتر از حرمت کعبه مي‌داند چنان بر بي آبرو شدن يک مجرم حکومتي اصرار دارد که حتي فرماندار اهواز را که مسئول اجراي حکم است «تهديد» مي‌کند که اگر او را بي آبرو نکني «من به زشت ترين صورت ممكن، تو را از كار بركنار مي كنم».

او نه ياغي است و نه جاني، يعني نه بر ضد حکومت قيام کرده، و نه جنايتي مرتکب شده است. او مسئول نظارت مالي بر بازار اهواز بوده که مرتکب تخلف مالي شده است... .

لااقل سه دليل به ظاهر موجه، براي صرف نظر کردن از «معرفي» ابن هرمه متخلف وجود داشت:

1. خطا را ابن هرمه کرده است نه خانواده او. اگر آبروي ابن هرمه ريخته شود خانواده اش چگونه در ميان مردم سربلند کنند؟ چرا پدر و مادر و زن و فرزند کودک يا نوجوانش بايد تاوان تخلف او را بدهند؟

2. اگر ابن هرمه معرفي شود، براي هميشه بي آبرو شده و ديگر شانس بازگشت به جامعه از وي گرفته مي‌شود و با اين نوع مجازات، ديگر به دنبال اصلاح خود نخواهد رفت (تئوري «برچسب زدن» در جرم شناسي که از سال 1938 در غرب مطرح گرديد.)

3. امروز مارقين و ناکثين و قاسطين هر روز در پي توطئه عليه حکومت هستند. اگر ابن هرمه که کارگزار حکومت اسلامي است به عنوان متخلف معرفي شود، دشمنان و منتقدين بهترين بهانه براي سوء استفاده و تبليغ عليه حکومت را به چنگ مي‌آورند؛ خواهند گفت: "ببينيد علي هم عده‌اي متخلف را به دور خود جمع کرده است". ابن هرمه نبايد معرفي شود زيرا خوراک تبليغاتي براي دشمن فراهم شده و مردم به حکومت اسلامي بدبين مي‌شوند و در نتيجه به تعبير امروز، نظام «تضعيف» مي‌شود. متخلف را بايد تنبيه کرد ولي براي جلوگيري از سوء استفاده دشمن بايد اين کار را با يک دستور محرمانه انجام داد.
اما اميرالمؤمنين (ع) براي دلايلي از اين دست ارزشي قائل نشد... .

حال مي‌خواهم به ارزيابي پيشفرض دوم نظام اطلاع رساني يا خبري يعني اينکه «معرفي متخلف وابسته به حکومت، مردم را به نظام بدبين و حکومت را تضعيف مي‌کند» و نيز پيامدهاي ناگوار آن بپردازم و نشان دهم که اين استدلال نه تنها با عقل و شرع و عدل نمي‌سازد بلکه به طور خاص با مباني تشيع در تضاد است... .

کساني مثل جعفر کذاب، هم نوه امام معصوم بودند، هم فرزند امام معصوم، هم برادر امام معصوم و هم عموي امام معصوم. اين نشان مي‌دهد که حتي زندگي با چند امام معصوم و تربيت شدن توسط امام معصوم هم ـ به دليل عمل خود فرد ـ لزوما فرد را آدم نمي‌کند. آيا صرف حکم مسئوليت گرفتن در جمهوري اسلامي چنان معنويتي به يک فرد مي‌بخشد که احتمال خطاي او را صفر مي‌کند تا جايي که در صورت معرفي او به عنوان متخلف،حيثيت و آبروي نظام اسلامي زير سوال مي‌رود؟...

بناي اين انقلاب لااقل نزد شهيد مطهري که افکارش را مبناي فکري نظام مي‌دانيم اين نبود. اوايل پيروزي انقلاب، شهيد مطهري ـ که فقط هشتاد روز پس از آن زنده بود ـ مطلع شد که يک فرد کميته‌اي با سو ء استفاده از سلاح خود مرتکب جرمي شده است. دقت کنيد: در غوغا و آشفتگي اولين ماه پس از پيروزي انقلاب که بيش از يک هفته از تشکيل کميته‌ها ـ که در آن زمان تنها اميد براي حفظ نظم بود ـ نگذشته بود و سپاه هم هنوز تشکيل نشده بود. رئيس کميته‌ها هم يکي از دوستان نزديک شهيد يعني آيت الله مهدوي کني بود و اتفاقا حکم رياست ايشان نيز با پيشنهاد خود شهيد مطهري از سوي امام (ره) و به خط استاد صادر شده بود.

اما شهيد مطهري اصرار داشت که اين فرد خاطي حتما «به نام مأمور کميته و به طور علني» محاکمه شود. اين کار در ظاهر، تضعيف انقلابي بود که هنوز حتي به مرحله «جمهوري اسلامي» پا نگذاشته بود؛ اما در باطن، تضميني بود بزرگ براي پيشگيري از تخلفات کوچک و بزرگ آتي... .

حضرت امام (ص) گاهي حتي از يک کوتاهي که چه بسا تخلف هم نبود علنا با ذکر نام انتقاد مي‌کرد. ايشان در سخنراني خود در تابستان 1361 در حسينيه جماران – که مثل همه سخنان ديگر امام کلمه به کلمه اش توسط دوست و دشمن دنبال مي‌شد ـ به طور علني از برخي از اعضاي شوراي نگهبان و شوراي عالي قضايي که ـ بعضا" منصوبان خود ايشان بودند ـ انتقاد کرد که چرا مي‌خواهند مجددا" به حج بروند. آيا امام با اين کار تضعيف نظام کرد؟! آيا تنها راه رساندن اين تذکر به آن افراد راديو و تلويزيون بود؟

متأسفانه امروز کار به جايي رسيده است که وقتي در مهرماه گذشته، يک خانم پزشک جوان ـ و از استعدادهاي درخشان ـ که به همراه نامزدش در همدان به پارک رفته، دستگير مي‌شود و دو روز بعد جنازه اش از بازداشتگاه بيرون مي‌آيد، تقريبا همه دست اندرکاران حکومتي با سکوت خود نظام را تقويت! مي‌کنند. هيچيک از آنان حتي در حد ابراز ناراحتي و يا دلجويي بازماندگان دم بر نمي‌آورد. فريادهاي دادخواهي پدر زهرا، آقاي بني يعقوب نيز که زنداني سياسي قبل از انقلاب بوده و سالها در شغل شريف پاسداري به اين انقلاب خدمت کرده است به جايي نمي‌رسد.

آيا چشم اميد اين پدر در کشوري که سالهايش نام رسول الله(ص) و اميرالمؤمنين(ع) را يدک مي‌کشد بايد به سازمانهاي بين المللي اي باشد که بسياري از دست اندرکارانش به چشم تحقير به احکام نوراني اسلام مي‌نگرند؟ (پاسخگويي قوه قضائيه در مورد اين پرونده مثل همه پرونده‌هاي ديگر مورد توجه مردم، اين است که «در دست بررسي است و لذا اطلاعات بيشتري نمي‌توانيم بدهيم». اين سخن در جاي خود صحيح است ولي اميد چنداني ايجاد نمي‌کند، زيرا در همه دنيا با توجه به مشخص بودن حجم و محتواي يک پرونده و تجربه قاضي، در کنار تأکيد بر «در دست بررسي بودن» پرونده، از همان آغاز، تاريخ دقيقي ولو ده ماه ديگر به عنوان زمان اعلام نتيجه پرونده و معرفي مجرمان به آگاهي مردم مي‌رسد)... .

اين نوع سياست اطلاع رساني و در واقع لاپوشاني تخلفات متخلفين، اعم از روحاني و غير روحاني، کار را به جايي رسانده است که عده‌اي از جوانان امروز به همه روحانيان از صدر تا ذيل و حتي درگذشتگانشان مثل شهيد مطهري و علامه طباطبايي هم بدبين شده‌اند. از روحانيان، تنها عده بسيار قليلي در پناه نظام اطلاع رساني موجود، جرمهايي مرتکب شده و مي‌شوند و حداکثر خلع لباس و يا منفصل از خدمت مي‌شوند – اگر بشوند ـ اما تاوان آن فساد‌ها و چپاولها را بايد آن طلبه‌اي بدهد که خود برايم مي‌گفت وقتي با حال زار، دختر شش ماهه سرطاني اش را در خيابانهاي تهران در بغل گرفته و آدرس مي‌پرسيده است عده‌اي حتي حاضر نبوده‌اند محل بيمارستان را به او نشان دهند. آبروي اين صنف شريف که به نسبت، بيشترين شهيد را به اين انقلاب تقديم کرده و بدون ترديد بسياري از آنان زير فقر زندگي مي‌کنند، فداي برخي سياستهاي غلط و به ويژه سياستهاي کنوني نظام اطلاع رساني شده است... .

متن كامل را در ستون سمت راست بخوانيد.