۱۳۸۷ آبان ۳, جمعه

نگرانی عفو بین الملل نسبت به شکنجه فعالان آذربایجانی در اوین

انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران

ابراز نگرانی « سازمان عفو بین الملل» نسبت به شکنجه ۴ فعال مدنی آذربایجانی در زندان اوین

سازمان عفو بين الملل، روز پنج شنبه ۲۳ ماه اکتبر، نسبت به «شکنجه» ۴ فعال حقوق مدنی آذربايجان، ابراز نگرانی کرد.

در اعلاميه سازمان عفو بين الملل گفته شده که پنج نفر از نه نفر فعالان آذربایجاني بازداشتی در بند ۲۰۹ زندان اوین بصورت مشروط آزاد شده اند اما چهار نفر ديگر همچنان در زندان انفرادي بسر می برند. آنها در معرض شکنجه و رفتار خشونت آمیز قرار دارند.

متن ترجمه شده این بیانیه به شرح زیر است:

۲۳ اکتبر۲۰۰۸

نگراني از شکنجه و ديگر انواع بد رفتاري/ بازداشت انفرادي
ایران :

عليرضا صرافي مهندس عمران، روزنامه نگار و فعال فرهنگي ؛
اکبر آزاد نويسنده؛
حسن راشدي، مهندس، نويسنده و سخنران؛
سعيد محمدي موغانلي، شاعر و روزنامه نگار؛
حسن رحيمي بيات، مهندس عمران، فعال حقوق بشر؛
حسين حيدري، دانشجو؛
عباس نعيمي، فعال فرهنگي ؛
مهدي نعيمي، شاعر و مدرس دانشگاه؛
صياد محمديان، فعال فرهنگی

پنج نفر از نه نفر فعالان آذربایجاني ايرانی قيد شده در بالا بصورت مشروط در ماه اکتبر آزاد شده اند. همه اين نه نفر به جرم “اقدام عليه امنيت ملي” متهم شده و از زمان دستگیری اشان در ۱۰ سپتامبر ۲۰۰۸ در بخش ۲۰۹ زندان اوين تهران که بوسيله وزارت اطلاعات اداره ميشود بصورت انفرادي نگهداري ميشدند. چهار نفر ديگر در زندان انفرادي باقي مانده و براي اولين بار در ۱۳ اکتبر اجازه يافته اند که با اعضاء خانواده خود ملاقات نمايند، اما با اينحال به وکيل دسترسي نداشته اند.

اکبر آزاد، حسين حيدري،عباس نعيمي، و صیاد محمديان در ۸ اکتبر آزاد شده و حسن رحيمي بيات در ۱۶ اکتبر آزاد شد. اين پنج نفربه این شرط آزاد شده اند که هر يک وثيقه اي معادل ۵۰۰ ميليون ريال (تقريبا معادل ۵۱۰۰۰ دلار آمريکا) سپرده و يک نفر را نيز به عنوان ضامن معرفي نمايند. فرد ضامن بايستي گواهي درآمد چندين ماه خود را ارائه داده و در صورتيکه فعالان مورد ضمانت در زماني که بوسيله مقامات احضار ميشوند خود را معرفي نکرده و يا کشور را ترک کنند، وی شخصا مسئول شناخته ميشود.

قاضي مربوطه که وثيقه را تعيين نموده به فعالان گفته که اگر آنان مبلغ درخواستي را نپردازند به زندان بازگردانده خواهند شد.

اکبر آزاد در روز ۱۵ اکتبر به دفتر قاضي متين راسخ احضار و به وي گفته شد که بايستي ۵۰۰ ميليون ريال وثيقه را تهيه نمايد.

فعالان آزاد شده تاکنون ضامني را پيدا نکرده و موفق به تهيه ۵۰۰ ميليون ريال وثيقه نيز نشده اند.

اکبر آزاد اعلام کرده که در طول تمام دوره بازداشت، تنها در دو روز آخر و روزانه ۳۰-۴۰ دقيقه اجازه هوا خوري به وي داده شده بود. در طول دوره بازداشت وي قادر به دسترسي به مداواي پزشکي براي ناراحتي معده خود نبوده است. تنها يک بار وقتي که وي از درد شديد معده از هوش رفته بود وي اجازه يافت که پرستار را ببيند.

اکبر آزاد به مدت هاي طولاني که گاه در طول شب ادامه داشت تحت بازپرسي قرارداشت. باز پرس ها خود و خانواده وي را تهديد به مرگ کرده و حتي پس آزادي نيز وی از طریق تلفن تهديدات بيشتري دريافت کرده است.

بی خبری از سرنوشت سه تن از زندانيان تبعیدی

فعالان حقوق بشر در ايران

بر اساس آخرين گزارشات دريافتي پس از آنکه سه نفر از هواداران آيت الله بروجردي به نامهاي مسعود سماواتيان، حبيب قوتي و عليرضا منتظرصاحب در ساعت 3 عصر روز سه شنبه مورخ 30/7/87 براي اجراي حکم "تبعيد در زندان" به بيرون از دادگاه ويژه روحانيت منتقل شدند، تاکنون اين افراد هيچ گونه تماسي با خانواده هاي خود برقرار نکرده اند.

خانواده هاي اين افراد اعلام کردند اگر تا روز يکشنبه آينده، خبر موثقي از سرنوشت عزيزان خود کسب نکنند، ضمن اطلاع رساني در اين باب ، در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تهران، تجمع خواهند کرد.

بنا بر گزارشات دريافتي ، عليرضا منتظر صاحب به زندان کرمانشاه منتقل گرديده است اما همچنان از وضعيت دو زنداني ديگر اطلاعي در دست نيست، همچنين گزارش گرديده است عليرضا منتظر صاحب به علت اعتراض به شرايط بسيار بد موجود در زندان، دست به اعتصاب غذا زده است. ولي در اين رابطه اطلاع بيشتري در دست نيست.

احتمال ميرود با توجه به اينکه قرار است هفته آتي هيئتي خارجي اقدام به بازديد از زندان اوين نمايند اين جابجائي ها جهت پيشگيري از هرگونه اعتراض و اطلاع رساني زندانيان صورت گيرد .

تائيد 54 سال زندان در تبعيد برای چهار فعال سياسی کرد

فعالان حقوق بشر در ايران

چهار فعال سياسي به نامهاي خليل فاتحي، ستار پرويزي، خبات يوسفي و هوشيار پشابادي اهل روستاي الک کامياران در آبان ماه سال گذشته بازداشت و در مردادماه سال جاري مجموعاً محکوم به تحمل 63 سال حبس تعزيري گرديده بودند. اعتراض اين افراد در هفته جاري از سوي دادگاه تجديد نظر استان کرمانشاه مورد بررسي قرار گرفت که بر اساس حکم صادره احکام ذيل صادر و به زندانيان ابلاغ گرديد :

1- ستار پرويزي دانشجوي دانشکده فني کرمانشاه ، 16 سال حبس تعزيري توام با تبعيد به زندان کرمان

2- خبات يوسفي دانشجوي رشته برق دانشگاه کرمانشاه ، 13 سال حبس تعزيري توام با تبعيد به زندان رشت

3- خليل فاتحي ، 18 سال حبس تعزيري توام با تبعيد به زندان سمنان

4- هوشيار پشابادي ، 10 سال حبس تعزيري توام با تبعيد به زندان قم

لازم به ذکر است اين افراد متهم به عضويت در احزاب کرد و محاربه گرديده اند. همچنين آنها فاقد وکيل مدافع بوده اند و مدعي هستند در زمان بازداشت در اداره اطلاعات شهر کرمانشاه مورد شکنجه و بدرفتاري قرار گرفته بودند.

گزارشی از آخرين وضعيت ميثاق يزدان نژاد

فعالان حقوق بشر در ايران

ميثاق يزدان نژاد دانشجوي زنداني به اتهام شرکت در مراسم يادواره قتل عام زندانيان سياسي در گورستان خاوران در تاريخ 19 شهريور ماه سال گذشته بازداشت و سپس به بند 209 زندان اوين منتقل گرديد .

آقاي يزدان نژاد عنوان ميدارد در زمان بازداشت در بند 209 زندان اوين به کرات مورد ضرب و شتم و تحت فشارهاي رواني قرار گرفته است .، بالاخص به دليل دارا بودن 5 سال حبس تعليقي در خصوص فعاليتهاي گذشته خود (بازداشت 40 روزه در سال 84) مورد تهديد به اجرا گذاردن حکم سابق خود قرار گرفت.

شايان ذکر است نامبرده از سال 82 تحت نظر پزشک بعلت بيماريهاي روحي قرار داشته که با تجويز پزشک ناچار به استفاده از داروي "ليتيوم" و نيازمند مراقبتهاي ويژه مي باشد .

آقاي يزدان نژاد هم اکنون در بند 350 زندان اوين به سر مي برد ، اين زنداني سياسي عليرغم شرايط پزشکي خود به صورت مکرر از صورت فردي به نام "بزرگ نيا" مسئول اين بند جهت تبعيد به زندانهاي ديگر و يا ضرب و شتم مورد تهديد قرار ميگيرد.

عليرغم چندين نوبت احضار به دادگاه تاکنون هيچگونه دادرسي صورت نپذيرفته و آقاي يزدان نژاد همچنان پس از 13 ماه بلاتکليف مي باشند ، گفته شده است نوبت دادرسي ايشان در تاريخ 5 مردادماه سال جاري خواهد بود.

نشریه دانشجویی یولداش در دانشگاه زنجان توقیف شد

خبرنامه امیرکبیر: در پی توقیف نشریه دانشجوئی کیملیک در دانشگاه زنجان نشریه یولداش نیز از سوی هیات نظارت بر نشریات دانشجویی دانشگاه زنجان توقیف گردید.

از نشریه دانشجویی کیملیک، به مدیر مسئولی احد داداشی، ده شماره و از نشریه فرهنگی یولداش، به مدیر مسئولی مرتضی مرادی، پنج شماره منتشر شده بود. با مراجعه مدیران مسئولان این دو نشریه جهت انتشار شماره بعدی، مدیر امور فرهنگی دانشگاه زنجان خبر از توقیف این نشریات داد و به دنبال مراجعات پی درپی مدیر مسئولان این دو نشریه بالاخره حکم کتبی توقیف نشریات صادر شد.

خاطر نشان می شود پیش از این نیز تشکل دانشجویان آذربایجانی دانشگاه زنجان به نام جمعیت اسلامی دانشجویان نیز توقیف گردیده بود. پس از توقیف تشکل جمعیت اسلامی دانشجویان، نشریات دانشجوئی نقش بزرگی در آگاه کردن دانشجویان تورک و شناسایی فولکلور آذربایجان داشتند.

در ماههای گذشته فشار بر فعالین دانشجوئی آذربایجان در دانشگاه های کشور شدت گرفته است. بطوری که هم اینک نزدیک به ده دانشجوی فعال آذربایجانی در زندانهای کشور بسر می برند.

صدور حبس تعلیقی برای اعضای سندیکای اتوبوسرانی

ایلنا: دادگاه انقلاب برای چهار نفر از کارگران تعلیقی شرکت واحد به جرم تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی، حکم حبس تعلیقی صادر کرد.

عطا باباخانی، سعید ترابیان، یعقوب سلیمی و علی‌‏زاده حسینی از سوی دادگاه انقلاب به تحمل ۶ تا ۱۴ ماه حبس تعلیقی محکوم شده‌‏اند.

پرویز خورشید از وکلای مدافع این کارگران با تایید آراء صادره گفت: کارگران شرکت واحد از حق قانونی خود برای اعتراض به این احکام استفاده خواهند کرد.

به گفته خورشید، اتهامات وارده مبنی بر اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام مصداق نداشته و اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد در تشکل خود تنها به انجام فعالیت‌‏های صنفی مشغول بودند.

۱۳۸۷ آبان ۱, چهارشنبه

تعطيلي و اخراج كارگران كارخانه ايرانسال

خبرهاي رسيده حاكي از اين است كه به دليل اختلال در شبكه سهام داران حدود 25 روز پيش اين كارخانه بسته شده و همه كارگران بيكار شدند
يك كارگر اخراجي اين كارخانه گفت:به دليل اختلال در شبكه سهام داران, كارخانه بسته شد و همه كارگران بيكار شدند, تعدادي از كارگران براي گرفتن بيمه بيكاري رفتند و تعداي هم متاسفانه بيمه بيكاري نداشتند و در وضعيت بسيار وخيمي از نظر مالي به سر مي برند .
اين كارگر در ادامه افزود :از روزي كه كارخانه بسته شده تا الان به دنبال كار هستم ولي متاسفانه هنوز كاري جور نكرده ام و اين فقط وضعيت من نيست تمام كارگراني كه اخراج شدند همين وضعيت را دارند و در مملكت ما كاري پيدا نميشود كه آدم بتواند يك لقمه نان حلال از توي آن دربياورد.

اجرای حکم تبعيد سه تن از هواداران آيت الله بروجردی

فعالان حقوق بشر در ايران

صبح امروز سه شنبه سي ام مهرماه سه تن از متهمين پرونده آيت الله بروجردي به نامهاي مسعود سماواتيان، عليرضا منتظر صاحب، حبيب قوتي، بطور ناگهاني و بدون اطلاع قبلي از زندان اوين به دادگاه ويژه روحانيت برده شدند اين احضار، جهت اجراي حکم "زندان در تبعيد" صورت گرفته است.

به نقل از خانواده هاي اين افراد، در ساعت 2 بعد از ظهر ، هر سه نفر توسط مامورين به اسم انتقال به فرودگاه از دادگاه ويژه به بيرون برده شدند اما تاکنون اطلاعي از سرنوشت آنان در دست نيست.

اين افراد در مدت حبس خود دچار عوارض مختلف جسمي و روحي گرديده و مکررا درخواست مرخصي کرده بودند، اما امروز در کمال تعجب با اجراي حکم تبعيد مواجه شدند که اين موضوع موجي از ناراحتي و اضطراب براي خانواده هاي آنها ايجاد کرده است.

تفتیش منزل پرستو الهیاری از فعالان کمپین یک میلیون امضا

تغییر برای برابری: منزل پرستو الهیاری از فعالان کمپین یک میلیون امضا مورد تفتیش قرار گرفت. روز شنبه 27 مهرماه ماموران دو مرد پلیس به همراه یک زن پلیس امنیت گیشا به منزل پرستو الهیاری از داوطلبان کمپین یک میلیون امضا وارد شدند و ضمن تفتیش خانه و ضبط لپ تاپ، دفترچه های تاثیر قوانین بر زندگی زنان، سی دی ، کتاب ، آلبوم شخصی پرستو ...سراغ او را ازمادرش گرفتند.

پرستو الهیاری که در آن زمان در محل کار خود بود بعد از تماس مادرش به خانه مراجعه کرد. آنها با برگه ای که در آن قید شده بود "احضار به محض رویت" با خود پرستو عازم دادگاه انقلاب شدند. پرستو الهیاری مورد بازپرسی قاضی سبحانی قرار گرفت.

پرستو الهیاری که همان روز سفری کاری در پیش داشت پس از بازگشت به خانه عازم سفر شد و قرار شد پس از بازگشت از سفر برای ادامه بازپرسی به دادگاه مراجعه کند.

احتمال داده می شود که دلیل احضارو تفتیش منزل مسکونی پرستو الهیاری به خاطر دیداری است که او با دوستان خود در پارک لاله داشته است. آن روز پرستو به همراه چند تن از فعالان کمپین در پارک لاله مشغول صحبت بودند که ماموران نیروی انتظامی به آنها تذکر دادند که از انجا بروند و کارت شناسایی او و یکی دیگر از داوطلبان را که دلیل تذکر پلیس را از انها پرسیده بود، گرفتند و سپس روز شنبه 27 مهرماه به خانه پرستو مراجعه کردند.

مراجعه پلیس به منزل داوطلبان کمپین یک میلیون امضا اتفاق تازه ای نیست آنها چندین بار به دلیل برگزاری جلسات خانگی به منزل پرستو و برخی دیگر از داوطلبان کمپین مراجعه کرده بودند و به آنها گفته بودند که در خانه جلسه نگذارند و آنها نیز محل قرارهایشان را به مکان های عمومی منتقل کرده بودند. روز جمعه هم برخی از آنها در پارک لاله که مکان عمومی و تجمع گروه های دوستی و فکری است مشغول صحبت بودند که پلیس مانع شد.

نه سال زندان برای دو دانشجوی کرد دانشگاه اصفهان

فعالان حقوق بشر در ايران

جمال رحماني دانشجوي رشته صنايع دانشگاه اصفهان به همراه دانشجويي ديگر به نام راشد عبدالهي دانشجوي علوم سياسي دانشگاه اصفهان در شهر اصفهان در تاريخ 23 خردادماه سال جاري توسط نيروهاي امنيتي بازداشت و ابتدا به اداره اطلاعات شهر کرمانشاه و سپس به اداره اطلاعات شهر سنندج منتقل گرديدند .

نامبردگان در هفته جاري توسط شعبه اول دادگاه انقلاب شهر سنندج به رياست قاضي تياري مورد محاکمه قرار گرفتند و دادگاه مذکور به اتهام ارتباط با احزاب کردي اين دانشجويان را محکوم نمود ، در احکام صادره جمال رحماني محکوم به 6 سال حبس تعزيري توام با تبعيد به زندان ايذه و راشد عبدالهي محکوم به 3 سال حبس تعزيري توام با تبعيد به زندان مسجد سليمان شده اند.

اين افراد که فاقد وکيل مدافع مي باشند مدعي هستند در زمان بازداشت خود مورد بدرفتاري و فشارهاي روحي و جسمي قرار داشته اند.

رنجنامه منا محبتی دانشجوی بهايی محروم از تحصيل

فعالان حقوق بشر در ايران

اينجانب منا محبتي متولد سال 1366 از شهر کرمانشاه در سال 1385 با شماره دانشجويي 855360157 مجاز به انتخاب رشته در کنکور سراسري شدم و پس از انتخاب رشته در رشته ي مديريت صنعتي به دانشگاه شهيد رضايي کرمانشاه وارد شدم در همان سال همزمان با من 2 نفر ديگر از جوانان بهايي کرمانشاه به دانشگاه راه پيدا کردند اما يکي از آنها در همان ماه اول و ديگري پس از 1 ترم اخراج شدند با اين حال من نيز انتظار اخراج شدن را داشتم و اين موضوع مرا نگران و عصبي کرده بود اما اخراج نشدم به همين خاطر با شور و اميد خيلي زيادي ادامه دادم و باور کردم يک دانشجو هستم و بهر حال 2 سال سپري شد و بعد از اينکه براي ترم 4 ثبت نام کردم 2 هفته بعد از شروع ترم مسئول حراست دانشگاه من را نزد رئيس دانشگاه برد و رئيس به من اعلام کرد که از ادامه ي تحصيل محروم هستم و دليل اين اخراج را اشکال درپذيرش اوليه اعلام کرد !!! بعد از 4 ترم اين موضوع را به من اعلام کردند بدون هيچ ابلاغ کتبي و به همين سادگي من در عرض 5 دقيقه از تحصيل محروم شدم . در دفعات بعدي که رئيس دانشگاه را ملاقات کردم علت اخراج را بهايي بودن من ذکر کرد با اين حال من مدت 3 روز بعد از اخراج باز هم به دانشگاه ميرفتم و در سر کلاسهاي درس حاضر ميشدم اما اسم من از ليست تمامي اساتيد حذف شده بود.با آن وضعيتي که مسئول حراست مرا نزد رئيس برد ( رفتارش طوري بود که انگار يک زنداني جنايتکار را با خود به پاي ميز محاکمه ميبرد ) دوستان و دانشجوياني که من را ميشناختند و شاهد اين قضيه بودند متعجب شدند که به چه دليل اين دانشجو اخراج شده خوب هر کسي فکري درباره ي من ميکرد. در طي آن 3 روز سعي کردم نظر دوستان و همکلاسي هايم را عوض کنم و حقيقت را به آنها بگويم . در دفعات بعد ديگر حتي به من اجازه ي ورود به محيط دانشگاه را ندادند و نگهبان مرا تهديد کرد که اگر در آمدنم به دانشگاه اصرار ورزم جريان را به پليس اطلاع ميدهد من تصميم گرفتم به همراه يکي از مسئولين جامعه ي بهايي در شهر کرمانشاه به کلانتري محل مراجعه کنم . 3 بار ابلاغ کتبي از طرف کلانتري به دانشگاه برده شد اما کسي حاضر به جوابگويي نبود .تا اينکه پرونده به دادسراي انقلاب برده شد و در آنجا قاضي قرار منع تعقيب را صادر نمود و من به اين حکم اعتراض کردم تا دوباره پرونده به جريان اُ فتاد و از آن روز به بعد منتظر حکم و راي دادگاه هستم ولي 6 ماه گذشته اما هنوز جوابي به من داده نشده .

۱۳۸۷ مهر ۲۸, یکشنبه

زندانیان سیاسی: زندگی در جهنم را تجربه می کنیم

خبرگزاري جبهه متحد دانشجويي

انجمن زندانيان سياسي گزارش داد
سعید درخشندی و احمد دانش پذیر كه به بند 7 زندان شماره ی 8 اوین تبعيد شدند ازمدافعين حقوق بشر درخواست ياري نموده اند. براساس اين گزارش زندانيان اين بند در شرايط دشواري بسر مي برند به نحوي كه شرايط استحمام آنها به سختي ممكن است و براي 180 نفر تنها 3 دوش وجود دارد.سعید درخشندی گفته است از قول من به مردم بگویید که ما زندگی در جهنم را تجربه می کنیم

همچنين اين انجمن درخبري ديگر گزارش كرد محمد حسین فلاحیه چهاردهمین روز اعتصاب غذای خود را پشت سر گذاشته است. مهم ترین خواسته ی این روزنامه نگار زندانی این است که بتواند وکیل داشته باشد ولی دادگاه انقلاب و وزارت اطلاعات،اجازه ی این کار را نمی دهند.

تخريب گلستان جاويد (قبرستان) جامعه بهايی در اصفهان

فعالان حقوق بشر در ايران

ده سال قبل در تاريخ 7/7/77 طي يک حرکت برنامه ريزي شده منازل عده زيادي از خانواده هاي بهايي در سراسر ايران مورد هجوم مامورين قرار گرفت و تعداد بسيار زيادي از کتب ديني و غير ديني آنها مصادره شد. همچنين تعداد زيادي وسايل منزل از قبيل ضبط صوت، ويدئو و حتي وسايل شخصي نظيرعکس ضبط گرديد. حال پس از گذشت دقيقا يک دهه از آن واقعه در بامداد روز يکشنبه 7/7/87 قبرستان جامعه ي بهايي اصفهان موسوم به گلستان جاويد مورد حمله عده اي قرار گرفته و تعداد زيادي درخت و درختچه که با زحمت بسيار در منطقه اي بياباني کاشته شده و نگهداري مي گرديد، قطع شده و از بين رفتند. همچنين شيشه هاي اتاقي که در انتهاي محل فوق قرار داشته شکسته شده و ديوارهاي اتاق به وسيله مواد آتش زا سياه شده اند.

گلستان جاويد جامعه بهايي اصفهان در 30 کيلومتري اصفهان جنب کارخانه اسپيرال و در حوزه بخشداري کوهپايه (جاده ي اصفهان- يزد) واقع شده و داراي مساحتي بالغ بر 3 هکتار مي باشد و حدود 900 قبر در آن قرار دارد. به گفته يکي از مسئولين گلستان 2500 اصله درخت قطع شده و کاملا از بين رفته اند. سيستم آب رساني محل قطره اي بوده است و حتي لوله هاي آبياري درختان نيز قطع شده و غير قابل استفاده مي باشند. با توجه به سيستم آب رساني درختان خسارات مالي وارده بر محل قابل ملاحظه است. همچنين تابلوهاي راهنماي قبور را نيز بعضا از جا کنده اند. لازم به ذکر است 6 سال پيش نيز درختان اين محل بريده شده و چوبهاي درختان را از محدوده خارج نموده بودند.

با بررسي اين حادثه از ديدگاه قانوني به نکاتي قابل تامل بر مي خوريم. طبق ماده 5 از قانون حفظ و گسترش فضاي سبز و جلوگيري از قطع بي رويه درخت (مصوب 11/5/1352)، : "از بين بردن درختان واقع در معابر، پارك هاي عمومي ، ميادين داخل شهرها و همچنين در شاهراه ها و راه هاي عمومي خارج شهر به هر قطر ممنوع است مگر طبق آيين نامه اين قانون". در موضوع قطع درختان قبرستان مذکور و همچنين تجاوز به حريم شخصي هموطنان بهائي سکوت معني داري را از سازمانهاي دولتي اعم از محيط زيست ، شهرداري و دستگاههاي انتظامي شاهد هستيم.

مسلماً قوانين حکومت ايران حمله و از بين بردن تعداد زيادي درخت را امري قابل پيگرد و مجازات مي داند، از اينرو مجازات عاملان اين اقدام کمترين توقع از سازمانهاي دولتي و انتظامي در اين باب است.

نقض حقوق اقليت بهايي در ايران پس از انقلاب همواره يکي از مهمترين و اصلي ترين قسمت گزارشات گزارشگران سازمان ملل و سازمانهاي مدافع حقوق بشر را تشکيل داده است ، هر چند مواردي از اعدام معتقدين اين مذهب در سالهاي اخير مشاهده نگرديده است اما با رويه مذکور همچنان تا برخورداري جامعه بهايي ايران از حقوق انساني و اجتماعي خود فاصله زيادي را مشاهده ميکنيم.

فیلم تخریب قبرستان بهاییان در اصفهان را در بخش دیداری و شنیداری سایت ببینید.

عدم اجازه ملاقات با وکيل روزنامه نگار زندانی

فعالان حقوق بشر در ايران

عدم اجازه ملاقات با وکيل به روزنامه نگار زنداني و ادعاي مفقود شدن پرونده

صبح روز شنبه صالح نيکبخت وکيل منتخب آقاي محمد حسن فلاحيه زاده ، روزنامه نگاري زنداني که بيش از 13 روز است در اعتراض به تضييع حقوق اوليه و انساني خود و محروميت از در اختيار داشتن وکيل دست به اعتصاب غذا زده است جهت اخذ اجازه ملاقات با موکل خود به دادگاه انقلاب مراجعه نمود.

دادگاه انقلاب پس از چندين ساعت بي پاسخ گذاشتن درخواست آقاي صالح نيکبخت سرانجام اعلام نمود پرونده آقاي فلاحيه زاده مفقود گرديده است . اين ادعاي عجيب و عدم صدور اجازه دادگاه براي ملاقات وکيل با آقاي فلاحيه زاده باعث تداوم اعتصاب غذاي اين زنداني گرديد.

آقاي فلاحيه زاده در صورت ملاقات با وکيل خود حاضر به پايان دادن اعتصاب غذاي خود است اما دستگاه قضائي - امنيتي از رعايت اين مهم و حق اساسي ، انساني و قانوني اين زندان سرباززده و عملا جان اين زنداني معترض را در معرض خطر قرار ميدهد.

آقاي محمد حسن فلاحيه زاده از بيماري تالاسمي (خوني) حاد در رنج است و ضعف شديد ، سرگيجه ، رعشه و سردرد از نتايج اين اعتصاب غذا مي باشد . مسئوليت جان و سلامتي اين روزنامه نگار زنداني بعهده مسئولين زندان و قوه قضائيه مي باشد.

اجرای حكم وحشیانه شلاق در ملاعام در شهر قم

حکم شلاق 9 نفر در شهر قم در ملاعام به اجرا گذاشته شد. اتهام این افراد " اخلال در نظم عمومی" اعلام شده و هر یک از آنان متحمل 74 ضربه شلاق شده است.

خبرگزاری حکومتی فارس به نقل از روابط عمومي دادسراي عمومي و انقلاب قم نوشت "9 نفر كه متهم به اخلال در نظم عمومي، نزاع دسته جمعي و تخريب اموال عمومي بودند، در ملأ عام هركدام متحمل 74 ضربه شلاق شدند."

سازمان های بین المللی مدافع حقوق بشر بارها از رژیم جمهوری اسلامی خواسته اند اعمال مجازات های غیرانسانی نظیر زدن شلاق در ملاعام را متوقف کند.

محکومان قصاص زیر ۱۸ سال همچنان اعدام می شوند

سایت روز: معاون قضایی دادستان کشور که روز چهارشنبه در گفت و گویی با ایرنا اعلام کرده بود متهمانی که سن آنها کمتر از ۱۸ ‏سال است، با هر درجه از جرمی که مرتکب شوند، به استناد قوانین موضوعه ایران، اعدام نخواهند شد، در خبری که روز ‏شنبه ۲۷ مهرماه منتشر شد، محکومان به قصاص را از این قاعده مستثنا کرد. وی گفت که قصاص، حق خصوصی افراد ‏است و قوه قضائیه نمی تواند در آن دخالت کند.

حسین ذبحی در گفت و گویی با ایرنا اظهار داشته بود که در جمهوری اسلامی اعدام زیر ۱۸ ساله ها وجود ندارد و با ‏صدور بخش نامه ای از قضات خواسته شده که در صدور رای برای مجرمین کمتر از ۱۸ سال سن، همزمان مقررات ‏مربوط به آیین نامه کمیسیون عفو، بخشودگی و تبدیل مجازات را اعمال کنند. ‏

وی روز شنبه در گفت و گو با واحد مرکزی خبر، در توضیحی تکمیلی بر سخنان قبلی خود گفت: “اصل قصاص حد ‏حکومت نیست، بلکه حد خصوصی است که مقررات شرعی و قانونی، این حق را به اولیای دم داده است.”‏‎ ‎‏ وی افزود: ‏‏”سیاست قوه قضاییه این است که اجرای احکام قصاص نفس را به تأخیر بیندازد و از طریق ابزارهایی مانند شورای حل ‏اختلاف و کمیته صلح و سازش بتواند رضایت اولیای دم را جلب کند.” به گفته معاون سعید مرتضوی، در بخشنامه ای، ‏از مراجع قضایی سراسر کشور خواسته شده است تا مقررات مربوط به آیین نامه کمیسیون عفو، بخشودگی و تبدیل مجازات ‏دو بار شامل حال مجرمان کمتر از ۱۸ سال سن شود. ‏

معاون قضایی دادستان کل کشور توضیح داده که بر اساس این بخشنامه مجازات افراد کمتر از ۱۸ سال سن در مرحله ‏نخست با یک درجه تخفیف به حبس ابد کاهش خواهد یافت و در مرحله دوم نیز به ۱۵ سال حبس محکوم می شوند، ضمن ‏آنکه در صورت اصلاح رفتار مجرمان کمتر از ۱۸ سال سن این افراد می توانند با آزادی مشروط ، “مشمول رافت اسلامی ‏شوند”. به گفته وی، چنانچه به موارد اتهامی متهمی که کمتر از ۱۸ سال سن دارد در دادگاه انقلاب رسیدگی شود و منجر ‏به صدور حکم شود، حتی اگر حکم صادره صحیح باشد، رای نقض و پرونده به دادگاه صلاحیت دار اطفال و کیفری برای ‏رسیدگی مجدد ارجاع می شود. ‏

این سخن در شرایطی گفته می شود که درصد قابل توجهی از متهمان به قتل یا محکومان به اعدامی که در زیر ۱۸ سالگی ‏مرتکب جرم منجر به اعدام می شوند، با حکم قصاص پای چوبه دار می روند. معاون دادستان کشور که در گفت و گوی ‏خود با ایرنا، از عضویت ایران در پیمان نامه جهانی حقوق کودک نام برده بود، حرفی از متفاوت نبودن اعدام و قصاص ‏در این کنوانسیون نزد . بر اساس ماده ۳۷ کنوانسیون حقوق کودک: هیچ کودکی مورد شکنجه یا سایر رفتارهای بی ‏رحمانه، غیر انسانی یا تحقیرآمیز قرار نگیرد. مجازات اعدام، یا حبس ابد بدون امکان آزادی، نباید در مورد جرمهایی که ‏اشخاص زیر ۱۸ سال مرتکب می شوند، اعمال گردد. ‏

این خبر که در بین فعالان حقوق بشر، بازتاب گسترده ای داشت، با واکنش هایی از جمله استقبال و شادی از “گام مثبت” ‏مقامهای قضایی ایران روبرو شد. عمده فعالان حقوق بشر، خبر معاون قضایی دادستان ایران را توقف کامل اجرای حکم ‏نوجوانان تلقی کردند. کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، در بیانیه ای که بعد از این خبر صادر کرد نوشت: پیش از این ‏مقامات ایرانی اعلام کرده بودند که بین اعدام برای جرایم سنگین و اعدام بخاطر قتل که در قوانین قصاص تعریف شده ‏است، تفاوت وجود دارد و ادعا کرده بودند که احکام قصاص چیزی نیست که توسط قضات قابل تبدیل باشد. در حالیکه آقای ‏حسین ذبحی مشخصا این موضوع را مورد توجه قرار نداده و به ایرنا گفته است که متهمانی که سن آنها کمتر از ۱۸ سال ‏است، با هر درجه از جرمی که مرتکب شوند، به استناد قوانین موضوعه ایران، اعدام نخواهند شد بلکه به سایر مجازات ‏مقرر در قانون محکوم می شوند. ‏

این کمپین با استقبال از اظهارات معاون دادستان اعلام کرد: این تصمیم که گام مهمی در احترام به قوانین بین المللی است، ‏با تاخیری طولانی مدتی گرفته شد که ایران را به پیشگام اعدام نوجوانان بزهکار در دنیا تبدیل کرد. ما برای همه خانواده ‏های این ۱۳۰ نوجوانی که در انتظار اعدام هستند بسیار خوشحالیم و امیدواریم که این دستور باعث شود که صدور هر ‏گونه حکم اعدام نوجوانان فورا متوقف شود. بر اساس مصاحبه نخست حسین ذبیحی، کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران ‏خاطر نشان کرد که این بخشنامه هنوز در اعمال تعهدات قانونی محدودیت دارد و باید توسط مجلس شورای اسلامی به قانون ‏تبدیل شود. در سال ۱۳۸۴ نیز مقامات قضایی بخشنامه توقف اعدام نوجوانان زیر ۱۸ سال را صادر کردند که عمدتا توسط ‏قضات نادیده گرفته شد و تنها اثر آن این بود که اجرای برخی از احکام تا رسیدن نوجوانان بزهکار به ۱۸ سالگی به تاخیر ‏افتاد.‏

به هر ترتیب، مصاحبه دیروز معاون دادستان با واحد مرکزی خبر، نشان از آن دارد که بسیاری از نوجوانان منتظر مرگ ‏که با حکم قصاص در زندان به سر می برند، شامل “رافت اسلامی” یاد شده در سخنان این مقام قضایی نمی شوند. ‏

نامه سرگشاده آيت الله بروجردی به رهبر حکومت ايران

فعالان حقوق بشر در ايران

توضيح : اين مجموعه تنها بر اساس اصل آزادي بيان و ايجاد شرايط بيان براي زندانيان عقيدتي اقدام به انتشار نظرات و آرا زندانيان محروم با پايبندي به اصول حقوق بشري و مدنيت مي نمايد ، مسئوليت تمامي گفتارها بعهده نويسندگان آن مي باشد.


نامه سرگشاده آيت الله بروجردي به رهبر حکومت ايران

با نام آفريدگار مهربان و نوازشگر و با سلام بر ملت عزيز و نجيب و شريف و عرض ادب به آب و خاک مقدس و ميهن مظلوم.

اينجانب، بندي زير شکنجه که از خانداني برجسته و تحت اشارات کتب رجالي و انساب مي باشم و بيش از سي سال از بهترين ايام عمرم را صرف اعتلاي فکر توحيدي و فرهنگ معنوي و رواج اخلاق الهي و ترويج ادبيات ديني نمودم، به جرم ناباوري مذهب دولتي و نرفتن به بازار اسلام سياسي و نپذيرفتن دين حکومتي دو سال و نيم است که در بندهاي مختلف اوين به انواع زجرهاي رواني و فشارهاي جسماني و اغلال عصبي و اثقال عاطفي، مبتلا هستم که در خلال اين مدت، بارها با نامه به وسيله اشخاص مرتبط با شما، حقايق را اظهار کردم که هر بار مزيد بر اذيت عمّال عذاب گرديد، اينک که به خاطر وفور دردهايم در آستانه مرگ قرار گرفته ام مي خواهم تا با نگارش سطوري، تاريخ معاصر جهان را به اسراري چند مزين نمايم چراکه تقويم جاري کاملا اين مدعي العموم آزادي اعتقادي و استقلال فکري را مي شناسد و کلامش را به عنوان اسناد انکارناپذير ثبت مي نمايد.
امروز عامه مردم ايران، اسلام سياسي را آزموده اند و بيلان کار آن را در عمر انقلاب فعلي مشاهده کرده اند وعده هاي مهم و مؤثر در برانگيختن جامعه را سي سال قبل، از بنيانگذار حکومت فعلي شنيدند و محصول آن پيش بيني هاي بزرگ را با تمام وجود يافتند، الان اين رعيت ايراني خواستار رفع سانسور عقيدتي و دفع تفتيش مذهبي و برطرف شدن فشار و محدوديت در انتخاب راه زندگي است.
اکثريت ملت مي گويند اگر با راي عامه اهالي کشور، تغيير نظام شاهنشاهي صورت گرفت هم اکنون نيز همان اکثريت قاطع، خواهان برچيده شدن خفقان و زور و استبداد و سرکوب است، اگر ميزان هيأت حاکمه فعلي آراي مردم مي باشد، بايد رفراندوم در فضاي آزاد و غير مرعوب و بدون گزينه هاي حکومتي باشد و چون مسئولين امور بنا به اسناد و مدارک موجود مجرم هستند و به کرّات به ايران و اسلام و ملت خيانت کرده اند و آثار آن در کشتارها و ويراني ها و زندان ها و گورستان ها و تبعيدها مشخص و معلوم مي باشد، لهذا بايد رأي گيري زير نظر مستقيم ديده بانها و ناظرين سازمان ملل متحّد انجام پذيرد، وقتي که صندوق رأي از فيلتر شوراي نگهبان که نگهبان تاج و تخت ولايت فقيه است و وزارت کشور که تسبيح دست روحانيون درباري است، مي گذرد چگونه ايده و آرزوي هفتاد ميليون نفوس ايراني تحقق مي يابد؟ آنگاه که کروبي که از عوامل پنهاني دستگاه حکومتي است، اقرار مي کند که با چند ساعت خفتن او، دگرگوني اساسي در نتايج آرا ايجاد مي شود، چه طور مي شود رأي گيري ها را مردمي و سالم و دست نخورده تلقي کرد؟ صاحب اين حکومت سي سال قبل گفت که اگر مشروعيت محمد رضا شاه به رأي مجلس مؤسسان به پدرش رضاخان بوده، به پسرش چه مربوط است و آن موقع مردم آن طور مي خواستند و حالا نمي خواهند، من هم همان منطق ايشان را تکرار مي کنم که اگر سي سال قبل ملت ايران با وجود فريب بزرگي که خورد و خيال نمود که زيربناي اين رژيم استقلال و آزادي و جمهوريت و خداجويي است که به تدريج خلاف بيّن و عيني و عملي و علني آن رويت شد، ميل به چنين سيستم سياسي پيدا کردند، اکنون هيچ گونه تمايلي به ادامه آن ندارند و پشتوانه اين حرف من يک راهپيمايي مسالمت آميز سراسري است، چنانچه بيش از راهپيمايي بيست و دوم بهمن شما، جمعيت به خيابانها بيايد، بايد تسليم خواست ملت شويد و لااقل به حريّت جامعه و آزادي انديشه و استقلال ديدگاه ها و رهاسازي آئين پرستش از قيود و مداخله ها تن دهيد، چگونه چکهاي عجيب و غريب آقايتان در بهشت زهرا را تاريخ گويا و پويا و جوياي ايران زمين، فراموش کند که مدينه فاضله اي را نشان داد و بهشت زيبائي را ترسيم نمود که نتيجه اش فقر و فلاکت و درد و رنج و بيماري و ذلت و فروپاشي خانواده ها و رواج اعتياد و ورشکستگي اقتصادي و بي اعتباري ديني بود، امروز پروردگار رعيت پرور و مردم نواز در جايگاه اتهام قرار گرفته است، زيرا که هر جنايتي را به اسم ديانت مي کنند. پدرم که از اکابر علماي پايتخت بود، به جرم عدم پذيرش تز مصيبت بار ديانت ما همان سياست ماست، ناجوانمردانه کشته شد و قبرش را ويران کردند و مادرم را که عروس يک مرجع و همسر يک مجتهد و مادر سادات بود، با زجر تمام به قتل رساندند و نوه شش ماهه مرا در بند امنيتي دويست ونه مي آزردند تا من به همکاري با جرج بوش اعتراف نمايم!!
گناه نابخشودني اين روحاني آزاديخواه و مخالف مذهب دولتي، مردمي بودن او بود و بس، قبل از حمله به منزلم در آخرين جلسه دعا و توسلم که سراسر بود ازعشق به يزدان پاک و تطهيردر کوثر ماورايي، با دست خالي و بدون حمايت جرايد و در بايکوت کامل و جامع رسانه هاي جمعي در بزرگترين استاديوم سرپوشيده کشور دهها هزار نفر را گرد آوردم تا آرامشي به دلهاي گرفتاران باشد و عقده گشايي از قلبهاي رنجور و اين پايگاه بي نظير اجتماعي و قدرت مانور اعتباري موجب خشم وزارت اطلاعات گرديد و با همدستي بيدادگاه ويژه اش در يک حمله سراسري با قشون تا دندان مسلح به خانه مسکوني من يورشي ناعادلانه بر پير و جوان و زن و مرد و بزرگ و کوچک حاضر در کوچه و اطراف منزلم نمودند که صدها زخمي به دنبال داشت و فيلم هايش در آرشيو مجامع حقوقي و مراکز بشر دوستانه جهان موجود است و در اين لشکرکشي که براي سرکوب مردمي که خواهان گرايش هاي مذهبي بدون دخالت حکومت بودند از گازهاي ميکروبي و شيميايي استفاده کردند و بسياري را مبتلا به سرطان هاي مغزي و ريوي و کبدي و سينه و معده نمودند که در هر ماه شاهد مرگ اسفناک تعدادي از حاضرين آن فاجعه مي باشيم، فعلا در زندان اوين به نام شما و به خاطر بقاي ولايت مطلقه فقيه انواع صدمات بر من و سياسيون و مذهبيون ناوابسته به حکومت عملي مي گردد که از اين گرفتار زنجير ديکتاتوري، اسکلتي باقي مانده است، روزي که بعد از سي سال زنداني لبناني را از زندانهاي اسرائيل آزاد مي کردند، در تلويزيون دولتي موجود در زندان ديديم که چگونه با توانمندي و حال و روز نيکو و عافيت جسم و امنيت روح رها شد، ولي عکسهاي قبل از زندان مرا ببينيد و کالبدي که در اين دو سال نيم از زندانتان باقيمانده را مشاهده و مقايسه نمائيد!
اينک از شما که در رأس اين حکومت هستيد مي پرسم آيا سي سال قبل ملت ايران بي دين بودند و باني اين نظام آنها را مؤمن کرد؟ آيا مردم اين مملکت فقير بودند و انقلاب کنوني آنها را ثروتمند کرد؟ آيا بگير و ببندهاي امروز شما به اندازه سي سال قبل است؟ آيا تعداد زندانها با ديروز ايران يکسان است؟ آقايتان در بدو ورود به گورستان پايتخت در برابر خبرنگاران جهان گفت شاه شهرها را خراب کرد و گورستانها را آباد نمود، آيا محصول سي ساله شما غير از اين است؟ آيا قتل عام عمومي در شروع اين حکومت و در هشت سال جنگ در مرزها و داخل شهرها و محو احزاب و انهدام رقبا و امحاي معترضين آماري برابر با قتل هاي دوهزاروپانصد سال شاهنشاهي را حکايت نمي کنند؟ شما به اين مردم چه داده ايد که به آن افتخار مي کنيد؟ سوغات انقلاب بي انگيزگي جوانان است و بيکاري و قطع آب و برق و گاز و گراني کمرشکن و تاراج منابع طبيعي و هرج و مرج اعتقادي و حراج ميراث ملي و بسياري ارقام که موجود است.

با تکريم مجدد به آزاديخواهان
سيّد حسين کاظميني بروجردي

۱۳۸۷ مهر ۲۶, جمعه

نامه همسر رامتین سودمند زندانی مسیحی

ميترا منتظمي همسر رامتين سودمند از هموطنان مسيحي زندانی در نامه ای به مقامات قضايی جمهوری اسلامی نوشت : در تاريخ ۳۱/۵/۱۳۸۷ همسرم بصورت شفاهي از سوي اداره اطلاعات شهر مشهد احضار شده و از آن تاريخ تا كنون در بازداشت بسر مي برد. در طول اين مدت به هيچ يك از اعضاي خانواده و حتي وكيل قانوني ايشان اجازه ملاقات داده نشده و تنها با درخواست هاي مكرر خانواده، اجازه برقراري چند تماس تلفني بسيار كوتاه داده شده است.

طي دو هفته اخير مطابق با گفته شفاهي قاضي پرونده قرار وثيقه صادر شده است. اما در پاسخ به پيگيريهاي خانواده و جناب وكيل، بيان مي كنند كه پرونده هنوز ناقص مي باشد و دستور لغو قرار بازداشت را صادر نمي نمايند.

اين بلاتكليفي همسرم در شرايطي است كه اينجانب و دو كودك خردسالم و كليه اعضاي خانواده بشدت نگران سلامتي و امنيت وي مي باشيم. خانم مهتاب سودمند، مادر ايشان، نابيناي مطلق هستند و به سبب ضربه هاي روحي كه پس از اعدام همسرشان كشيش حسين سودمند - كه در تاريخ ۱۲/۹/۱۳۶۹ با حكم دادگاه ويژه روحانيت به خاطر عدم انكار ايمان مسيحي خود، در زندان مشهد اعدام گرديدند – به ايشان وارد شده، وضع روحي بسيار نامناسبي دارند.

همسر من تاكنون هيچ سابقه كيفري نداشته است، لذا از آنجا كه هيچ اتهامي بصورت رسمي از سوي مقامات قضايي به ايشان وارد نشده، دستگيري و بازداشت ايشان را تنها و تنها بدليل ايمان مسيحي ايشان مي دانم.

با توجه به اينكه رامتين سودمند، فرزند ارشد كشيش حسين سودمند بوده، و يك مسيحي زاده مي باشد، لذا تقاضا مي كنم به روند پرونده همسرم رسيدگي فرموده و دستورات لازم جهت آزادي هر چه زودتر ايشان را مبذول داريد.

استمداد خانواده‌ یک فعال سیاسی از سازمانهای حقوق بشر

خانواده‌ یکی از فعالان سیاسی کرد به نام "یونس بادسار" مصرانه از تمامی سازمان ها و مدافعان حقوق بشر خواسته‌اند که‌ مقامات امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی به‌ منظور ارایه‌ اطلاعاتی از محل زندان و وضعیت فرزندشان تحت فشار گزارده‌ شوند.

بر اساس گزارشات آقای بادسار در 11 بهمن 1386 در حوالی مریوان دستگیر و تاکنون از سرنوشت ایشان هیچگونه اطلاعی در دست نیست.

خانواده‌ این فعال سیاسی شماره‌ تماس و پاره‌ای اطلاعات در اختیار سایت "زندان و مبارزه‌" قرار داده‌اند تا رسانه‌ها و سازمانهای حقوق بشر مستقیما از طریق خانواده‌ پیگیر سرنوشت ایشان باشند. لذا از تمامی انسان دوستان و مدافعان حقوق بشر میخواهیم از طریق ایمیل با ما تماس گرفته‌ تا اطلاعات و شماره‌ تماسهای مزبور در اختیار گزارده‌ شود.

شنبه‌ 27 مهر 1387 برابر با 19 اکتبر 2008

نامه‌ سرگشاده‌ شماری از زندانیان سیاسی زندان سنندج

کمیته‌ پیگیری اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و مدنی کرد:

نامه‌ سرگشاده‌ی شماری از زندانیان سیاسی زندان سنندج خطاب به‌ سازمانهای مدافع حقوق بشر

گزارش ساليانه سازمان موسوم به "انجمن دفاع از حقوق زندانيان" در مورد وضعيت زندان هاي كشور در سال 86 پس از 6 ماه و در مهر ماه سال 87 منتشر شد. با علم به اينكه اين نوشتار قصد ندارد به نقد موشكافانه اين گزارش بپردازد اما معتقد است كه موارد ذكر شده زير به عنوان مشاهدات جمعي از زندانيان سياسي كه مدت طولاني اي در زندان سنندج به سر مي برند را از جمله مصاديق واقعي نحوه نگهداري زندانيان و آن هم در يكي از زندانهاي كشور مي داند و در صدد است تا به اينگونه ميزان تفاوت آمار و ارقام درج شده در گزارش مزبور را با اعمال فشارهايي كه در عينيت سياستهاي سازمان زندانها بر زندانيان اعمال مي شود، نشان دهد.

زندان سنندج به طور كلي از 11 بند تشكيل شده است، بند 2و3 معمولا محل نگهداري معتادين و مكاني است براي تنبيه كساني كه خلاف زندان داشته يا تمرد از دستور نمايند.اين بندها به نسبت وضعيت مناسبي دارد و به اصطلاح ،مجرمانی که‌ مرتکب جرایم سبك شده‌اند،در آن نگهداري مي شوند. بند 5 معمولا محل نگهداري جرم هاي سنگين و كساني است كه مرتكب قتل شده اند. زندانيان كم سن وسال در بند 6 كه معروف به بند جوانان است به سر مي برند. قرنطينه بند 7 و مختص به كساني است كه تازه وارد زندان مي شوند و بايد مدتي را در آنجا به سر برند كه وضعيتي به مراتب دهشناك دارد. بند 8 محل نگهداري نظامياني است كه مرتكب جرمي شده اند و به بند نظام معروف است. بند 9 محل نگهداري زندانيان زن و دو بند باقي مانده نيز يكي معروف به بند پاك يك است كه به ظاهر زندانياني را در بر مي گيرد كه وضعيت سالمي داشته و بند پاك 2 كه بيشتر اتهامشان سياسي است را شامل مي شود و به بند سياسي معروف است. هر چند كه بعضي از متهمين سياسي در بند هاي ديگري كه ذكر شد نیز نگهداري مي شوند.

علاوه بر قسمت اداري چند دخمه ديگر هم در قسمتي از زندان وجود دارد كه معروف به انفرادي است. نبايد اينگونه تداعي شود كه شمارش اين بندها به معناي تفكيك و نگهداري زندانيان به نسبت جرم و بزه ارتكابي است. بندها معروف به عباراتي هستند كه ذكر شد اما محتواي آن تركيبي از مجرمين مختلفي است كه محل تردد آنها بجز بندهاي قرنطينه و پاك يك، مشترك و همزمان است. از مجموع اين بندها 4 بند آن به صورت سالن و مابقي از چندين اتاق تشكيل شده اند.

به منظور عدم طولاني شدن متن تنها به‌ شرح وضعيت شكلي بند پاك 2 و بند 4 كه به صورت اتاقي و نسبت به ساير بندها و ضعيت مناسب تري دارد اشاره‌ میشود.

بند پاك 2 سالن مانند و حدود تقريبي آن 7 متر عرض در 17 متر طول مي باشد. در انتهاي بند نمازخانه كه يك اتاق كوچك است و سرويس بهداشتي وجود دارد. با اينكه كل موجودي تخت هاي بند، 47 تخت است در حال حاضر 92 نفر در اين بند به سر مي برند كه مابقي به صورت كف خواب در كف سالن و نمازخوانه مشغول سپري كردن دوران كيفري خود مي باشند. از مجموع 92 زنداني موجود در بند پاك دو،56 تن سياسي و مابقي مجرمانی از قبيل قتل، دزدي و چك مي باشند. براي كل 92 نفر زنداني موجود در اين بند يك دوش حمام، 3 دستشويي و 2 شير آب براي شستن ظروف و البسه وجود دارد. براي مجموع 92 نفر زنداني اين بند يك گوشي تلفن در نظر گرفته شده كه هر نفر در روز تنها 4 دقيقه فرصت مكالمه فقط با شماره هايي دارد كه توسط شخص معيني گرفته مي شود و در دفتر مخصوصي ثبت و بايگاني مي گردد. براي كل 92 نفر زنداني اين بند يك هواخوري به ابعاد 6×17 متر وجود دارد. نبايد كتمان كرد كه وضعيت مورد اشاره بند پاك 2 بهتر از ساير بندهاي زندان است و چه بسا زندانياني وجود دارند كه به خاطر انتقالشان به اين بند حاضر به چاپلوسي در برابر زندانبانان هستند و حتي پيشنهاد وقيحانه زندان بانان مبني بر كنترل رفتار زندانيان سياسي در قبال انتقال آنها به بند سياسي ها را مي پذيرند. بند 4 نيز از 6 اتاق حدودا 4×3 و يك نمازخانه در انتهاي بند تشكيل شده است و در هر اتاق 9 تخت وجود دارد كه يكي از تختها به محلي براي نگهداري ظروف و وسائل عمومي اختصاص يافته و در واقع 8 تخت آن قابل استفاده است، در نمازخانه نيز حدود 20 تخت تعبيه شده است كه در مجموع 68 تخت وجود دارد .

هر چند كه ظرفيت قانوني بند 4 بر اساس تختهاي هر اتاق 48 نفر است اما در حال حاضر 125 نفر در اين بند نگه داري مي شوند، به صورت تقريبي در هر اتاق 8 نفر روي تخت 5 نفر كف اتاق و 2 تا 3 نفر نیز داخل كريدور و نماز خانه مي خوابند . جرم اين افراد از مواردی همچون قتل و سرقت و تجاوز به عنف تا مهريه و چك و تصادف و سياسي را شامل مي شود . كل 125 زنداني موجود در بند 4 از يك دوش حمام،3 دستشويي و 3 شير آب براي شستن ظرف و لباس استفاده مي كنند . به‌جز شير حمام كه سرد و گرم است شيرهاي آب موجود در دستشويي و روشويي فقط آب سرد دارد كه در فصل سرماي سنندج معمولاً زندانيان شستن لباس و صورت را با انتظاري چند روزه تا هنگام نوبت حمامشان به تاخير مي اندازند . براي كل زندانيان اين بند نيز يك گوشي تلفن وجود دارد كه مثل ساير بند ها تنها فرصتی 4 دقيقه اي در روز به هر نفر جهت تماس با خانواده و آشنايان داده مي شود. اسفناكتر از كل اين موارد هوا خوري اين بند است. بند 4 و5 مشتركاً داراي يك هوا خوري مي باشد،با لحاظ كردن جمعيت حدود صد نفري زندانيا ن بند 5 به اين نتيجه مي رسيم كه حدود 225 نفر زنداني از يك هوا خوري استفاده مي كنند . مطمئناً به سختي باور خواهيد كرد اگر بخوانيد كه كل فضاي هوا خوري مشترك بند هاي 4 و 5 حدود 6 *20 متر است . ديدني تر اينكه از جمعيت 225 نفري كه در هنگام آمارگیری اجباراً به هوا خوري فرستاده مي شوند ،حدود 150 نفر سيگار به دست و به هنگام خواندن اسمشان در هنگام آمار از سر و كول همديگر بالا مي روند.

به‌جز بند نظام كه تازه ساخت است،وضعيت نگه داري ساير زندانيان در ساير بند ها به مراتب بدتر از اين دو بند است . هر چند كه چند دوش ديگر نیز در حمام عمومي زندان وجود دارد اما به علت استفاده عمومي زندانيان و ترس از انتقال بيماري معمولاً كمتر ازآن استفاده مي شود .

كليه بند ها و قسمتهاي مختلف زندان مجهز به دوربين هاي مدار بسته و بعضي بند ها از نعمت وجود دوربين هايي با قدرت زوم بالا و شنود برخوردار است. وضعيت غذا بسيار تاسف بار و از لحاظ كمي و كيفي مطلقاً جوابگوي نيازهاي غذايي زندانيان نيست و فاقد ارزش غذايي است. دستيابي زندانيان به مواد مخدر و قرص هاي روان گردان در داخل زندان به حدي آسان است كه بعضي از زندانياني كه سالم وارد زندان شده اند به زعم خود و براي رهايي از تحمل فشار حبس به استفاده از اين مواد روي مي آورند، اين افراد جداي از تعداد فراوان مجرميني هستند كه آلوده به اين مواد وارد زندان مي شوند . عدم تفكيك جرائم و نگه داري فله اي و مخلوط زندانيان خطرات جدي و جبران ناپذير روحي و جسمي را متوجه آنان نموده است ، حتي در بعضي موارد تهديد امنيت جاني زندانيان از جانب مجرمين خطرناك ، قاتلين و اوباش در حد ضرب و شتم هاي منجر به‌ بي هوشي نیز مشاهده شده است.

برنامه‌ی صدور اجازه‌ی مرخصي به زندانيان نامرتب و فاقد هیچگونه‌ اصول خاصي است. در اين ميان مرخصي به زندانيان سياسي،حق آنها در استفاده از مواد قانوني همچون ماده 38 (عفو مشروط)، استفاده از حق قانوني تفكيك جرم و محل نگه داري مناسب ، انتقال بي مورد زندانيان سياسي از زندان عمومي به انفرادي هاي اطلاعات ، استفاده بيشتر از ملاقات حضوري با خانواده،استفاده دلخواه و مناسبتر از تلفن،نشريات و وسايل صوتي ناديده گرفته مي شود.

وضعيت قضايي پرونده زندانيان و مخصوصاً متهمين سياسي حكايت از ناعدالتيهايي دارد كه خود داستان مفصل ديگري است. با اين حال سومين گزارش سازمان انجمن دفاع از حقوق زندانيان ، در حالي بعد از گذشت شش ماه از سال منتشر مي شود كه تنها مصداق زنداني در آن آقاي عمادالدين باقي و تنها زندان مورد اشاره اين گزارش جهت استناد به وضعيت و فضاي نگه داري زندانيان ، زندان اوين مي باشد. فارغ از احترامي كه به حقوق شهروندي هر شخص زنداني در هر زندان كشور قائليم بر اين باوريم كه تلاش براي ارائه گزارش از سوي نهادي كه براي خود مرجعيت قائل است، بايد در حد گستردگي 270 زندان عمومي كشور ، هزاران زندان نهادهاي امنيتي و ضابطان قضايي و 150 هزار زنداني سراسر ايران باشد. همگي نيز بر اين امر واقفيم كه زندان اوين به علت قرار داشتن در مركز كشور و احتمال بازرسي هاي ناظران و خبرنگاران داخلي و خارجي بصورت دكوري درآمده و مجرمين خاصي در آنجا نگه داري مي شوند فلذا نمي تواند معيار و مقياسي مناسبي براي بقيه زندانهاي كشور باشد.

آن بخش از گزارش كه معتقد است براي هر زنداني در ايران 5 متر مربع فضا در نظر گرفته شده و از اين گله دارد كه با استاندارد جهاني 10 متر مربع براي هر نفر فاصله دارد حكايت از اين دارد كه داده اي موجود اين انجمن از وضعيت زندانهاي كشور فقط مربوط به زندان اوين و منحصراً بند 350 يعني محل نگه داري آقاي عمادالدين باقي بعنوان رئيس پيشين اين سازمان است. با نهايت احترام به مقاومت و پايمردي آقاي باقي لازم به ذكر مي دانيم كه پرس و جو و تحقيقات ما جهت روشن تر نمودن ناديده گرفتن رنج و محنت ساير زندانيان در اين گزارش حاكي از آن است كه بند 350 از 6 اتاق به ابعادي در حدود 8*6 تشكيل شده است كه در هر اتاق معمولاٌ بين 3 تا 6 نفر نگه داري مي شوند داراي 2 دوش حمام 3 دستشويي و هوا خوري است. با احتساب كل اين فضا حدوداً همان عدد 5 متر مربع براي هر نفر كه در گزارش ذكر شده است به دست مي آيد . گفته صريح خانم غيرت به عنوان رئيس انجمن مزبور مبني بر اينكه بيشتر آمار و هشدارهاي ارائه شده در گزارش مربوط به گفته ها و محاسبه هاي مقامات قضايي و سايت سازمان زندانهاست دليلي بر فقر اطلاعاتي انجمن از وضعيت زندانهاي كشور ، برخورد سليقه اي با گزارشات ارسال شده و نشان از انفعال و ترس اعضای هيئت مديره از پيگيري و انعكاس واقعيتهاي موجود در زندانهاي كشور است.

مکررا با آقاي صالح نيكبخت سخنگوي اين انجمن که‌ وكالت چندين نفر از زندانيان سياسي در زندان سنندج را بر عهده دارد در مورد وضعيت نگه داري زندانيان اين زندان گفت وگو شده و دليل عدم انعكاس این گفت و گوها در گزارشات اين نهاد نشان غير اصيل و گزينشي بودن گزارشات مزبور در مورد وضعيت زندانهاي كشور است.

ناديده گرفتن رنج و محنت ساير زندانيان به قيمت مطرح كردن شخص يا سازمان خاصي را به همان ميزان ناموجه مي دانيم كه تعقيب قضايي آمران و عاملان جفاي به زندانيان در زندانهاي كشور و مخصوصاً زندان سنندج را موجه ارزيابي مي كنيم.

شرف مبارزاتي و اميد به برملا شدن عيني اين موارد ضد بشري را گواه صداقت آنچه خوانديد مي دانيم و از نهاد هاي حقوق بشري داخلي و خارجي كه جرأت انعكاس واقعيتهاي موجود در زندانهاي كشور را دارند، عاجلانه دعوت مي نماييم كه بر مقامات قضايي و سياسي ايران فشار آورند تا مقدمات بازرسي از كليه زندانهاي كشور،علي الخصوص زندانهاي نهادهاي امنيتي را براي آنان و خبرنگاران فراهم نمايند.

جمعي از زندانيان سياسي زندان سنندج

ضرب ‌و شتم دانشجوی دختر در رودهن

روزنامه کارگزاران: صبح روز پنج‌شنبه عابران كوچه دانشگاه رودهن شاهد درگیری ماموران انتظامات و یك دختر دانشجو بودند. این اتفاق ساعت 11:45 هنگامی رخ داد كه یكی از كارمندان زن دانشگاه رودهن از یكی از دختران دانشگاه درخواست كرد تا كیفش را مورد بازرسی قرار بدهد، دختر دانشجو علت درخواست (جست‌وجوی بدنی) را جویا می‌شود اما كارمند زن‌- كه گویا از ماموران انتظامات دانشگاه هم نبوده است- با لحن بدی از ارائه توضیح خودداری می‌كند. دختر دانشجو نسبت به این رفتار و اینكه چرا كسی كه از ماموران حراست نیست، بدون ارائه دلیل قصد بازرسی بدنی از وی را دارد، اعتراض می‌كند. در نهایت دانشجوی دختر از دانشگاه خارج می‌شود، اما كارمند دانشگاه او را رها نمی‌كند و همچنان ـ در حالی كه دختر دانشجو از محیط دانشگاه خارج شده بود‌- او را تعقیب می‌كند. دختر دانشجو كه متوجه تعقیب زن می‌شود وحشت‌زده شده و پا به فرار می‌گذارد، اما زن خود را به دختر دانشجو می‌رساند و با ضرب و شتم وی قصد بازگرداندن او را به دانشگاه داشت كه موفق نشد. پس از كارمند زن دانشگاه، چندنفر از «ماموران مرد انتظامات» این دانشگاه نیز خود را به دختر دانشجو می‌رسانند و ضمن توهین و ضرب شتم وی و همراه با تماس‌های فیزیكی مكرر با دختر دانشجو او را به داخل اتاقك انتظامات دانشگاه می‌كشانند و حدود یك‌ربع ساعت او را مورد سوال قرار دادند. در تمام این مدت دانشجویان رودهن و عابران شاهد این برخورد بودند و برخی از عابران، همینطور دانشجویان با دوربین موبایل از این حادثه فیلمبرداری كردند. خبرنگار روزنامه كارگزاران كه در محل حادثه حضور داشت، نسبت به ماجرا كنجكاو شده و علت این برخورد را از دانشجویان حاضر در محل سوال كرد و در پاسخ دانشجویان ادعا كردند كه این اولین‌بار نیست كه چنین برخوردهایی با دانشجویان این واحد دانشگاه آزاد اتفاق می‌افتد. آنها همچنین از نظارت ماموران مرد بر نوع پوشش دانشجویان دختر نیز خبر می‌دهند.

به همین دلیل علت چنین رفتاری را از دكتر حیدری رئیس دانشگاه جویا می‌شویم، وی ضمن ابراز تاسف از چنین برخوردی، حاضر به ارائه توضیح كامل در این زمینه نمی‌شود و ارائه توضیحات را به مسوول حراست دانشگاه محول می‌كند. اما در كمال تعجب وی نیز خود را در این زمینه پاسخگو نمی‌داند و از انجام مصاحبه و ارائه توضیح امتناع می‌كند.

در گفت‌وگوهایی كه خبرنگار ما با دانشجویان این دانشگاه انجام داد، مشخص شد كه دانشجویان این دانشگاه به دلیل فقدان تشكل‌های صنفی دانشجویی منسجم، اصولا در برابر برخوردهای ماموران انتظامات و حراست دانشگاه بسیار آسیب‌پذیر شده‌اند و به دلیل عدم ارتباط رسانه‌های جمعی با این دانشگاه، بر بسیاری از برخورد‌های اینچنینی سرپوش گذاشته می‌شود و این امر موجب عدم ‌پاسخگویی ماموران انتظامات در قبال دانشجویان شده است.

حمیده نبوی همچنان در بازداشت است

خبرنامه امیرکبیر: خانم حمیده نبوی چاشمی که سه شنبه هفته گذشته در هنگام خروج از منزل بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شد همچنان در بازداشت به سر می برد.

خانم نبوی که با فعالین حوزه زنان همکاری داشته است، پیش از این نیز در اسفند ماه ۱۳۸۴، به واسطه شرکت در مراسم بزرگداشت مصدق و ارتباط با نشریه سرزمین آریایی۲۰ روز را در بازداشتگاه انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین بسر برده و در دادگاه بدوی به ۱۰ ماه حبس تعزیری محکوم شد که در دادگاه تجدید نظر به ۴ ماه تقلیل یافت و به مدت ۵ سال به حالت تعلیق در آمد.

همچنین ایشان در شهریور ماه امسال به واسطه قصد شرکت در مراسم خاوران به مدت ۲ ساعت بازداشت شده و اوراق هویت شان نیز گرفته شد.

ادامه بازداشت خانم نبوی در حالیست که بازجوها به خانواده ایشان اطمینین داده بودند که ایشان تا دو یا سه روز دیگر آزاد خواهند شد و تاکید کرده بودند که این مسئله خبررسانی نشود. ولی تا به امروز که بیش از یک هفته از زمان دستگیری ایشان می گذرد، همچنان در بازداشت بسر می برند. و در آخرین تماس تلفنی که در روز شنبه ۲۰ ام مهر برقرار کردند گفتند که پرونده شان به دادگاه ارجاع داده شده و بعد از آن نیز خبری از ایشان در دست نیست.

خانم نبوی با دختر ۵ ساله خود به تنهایی زندگی میکنند و فرزندشان که اکنون به طور موقت به اقوام سپرده شده به علت دوری از مادرش در وضعیت روحی نامناسبی به سر می برد.

دادگاه پالیزدار به صورت غیرعلنی برگزار می شود

خبرگزاری مهر: سخنگوی قوه قضاییه گفت طی چند روز آینده پرونده پالیزدار به دادگاه ارجاع شده و به جریان خواهد افتاد.

علیرضا جمشیدی در اردبیل با بیان این مطلب اظهار داشت: پرونده پالیزدار در شرف تکمیل تحقیقات نهایی بوده و با آماده شدن کیفر خواست و نهایی شدن آن در ظرف چند روز آینده در دادگاه مطرح خواهد شد.

سخنگوی قوه قضاییه عنوان کرد: این پرونده بنا به نظر قاضی می تواند به صورت علنی یا غیر علنی در دادگاه مطرح شود و البته قاضی این دادگاه نیز بر مبنای شرایط پرونده در این خصوص تصمیم گیری خواهد کرد.

وی افزود: در صورتی که این پرونده بنا به تشخیص قاضی با مسائل امنیتی کشور و موارد خاص ارتباط داشته باشد دادگاه به صورت غیر علنی برگزار می شود.

جمشیدی با اشاره به اینکه مصادیق مشخصی در قانون برای این موارد آورده شده است عنوان کرد: در صورت عدم مغایرت با این مصادیق دادگاه پالیزدار به صورت علنی برگزار خواهد شد.

وی همچنین در ارتباط با پرونده های مفاسد اقتصادی تاکید کرد: تعدادی از این پرونده ها در دادگاه مطرح شده و در حال حاضر در جریان رسیدگی قرار دارند و تعدادی نیز در مرحله بررسی و تحقیقات هستند.

سخنگوی قوه قضاییه در خصوص پرونده 220 میلیارد تومانی بانک رفاه کارگران تنها به در دست بررسی بودن این پرونده اشاره کرد و درباره زمان نهایی شدن سایر پرونده های اقتصادی نیز اظهار بی اطلاعی کرد.

گزارشی از ممنوعیت تحصیلی فعالان دانشجويی

خبرنامه امیرکبیر : سه نفر از دانشجویان دانشگاه یزد به همراه افشین اکبریان دانشجوی طنز نویس و مدیرمسئول نشریه طنز هیس با رای ستاد رد گزینش سازمان سنجش از تحصیل در مقطع ارشد محروم شدند! اکبریان که از فعالین کانون های فرهنگی دانشگاه یزد است همچنین از اعضای هیئت موسس کانونی بود که قرار بود با عنوان کانون طنز در دانشگاه یزد فعالیت کند اما با کارشکنی مسئولان دانشگاه یزد در نیمه راه با تشکیل آن مخالفت شد! در دانشگاه یزد همچنین دانشجویان دیگری به شیوه های مختلف از ادامه تحصیل منع شده اند.

به گفته دانشجویان نقش پیگیرانه میبدی ریاست متخلف دانشگاه یزد در این رد گزینش ها کاملا روشن است چرا که وی همواره دانشجویان فعال دانشگاه را از عواقب فعالیت های قانونیشان انزار می داد و بسیاری از آنها را با پیگیری های مکرر و کشاندن به کمیته های انضباطی و دادگاهها با احکام تعلیق و جریمه روبرو کرد.

دانشجویان بر این باورند که میبدی مطمئنا گزارشهایی از فعالیت های کاملا قانونی آنها به ستاد رد گزینش ارسال داشته است و همین مورد دلیل رد گزینش آنهاست.

در زیر گزارش خبرنامه امیرکبیر در مورد روند ممنوعیت ها ی تحصیلی آمده است:

تعداد دانشجویانی که به دلیل فعالیت های دانشجوییشان با وجود کسب نمره قبول در آزمون کنکور کارشناسی ارشد از انتخاب رشته و ادامه تحصیل در دانشگاه محروم می شوند هر ساله بیشتر از سالهای قبل است. اما این تنها کمیت ستاندن حق دانشجویان نیست که با وجود اعتراض های بسیار رو به افزایش است. بلکه سبک های گلچین کردن دانشجویان نیز پا به پای پلیس و دیگر عوامل کنترلی و منع کننده شهروندان جامعه به سمت مدرن شدن؟! پیش می رود. و هر بار با نظاره چنین روشهای فیلترینگ تحصیلی و به طور کل اجتماعی دانشجویان به یاد لحظه تحویل سال می افتند که نام نو آوری و شکوفایی بر این سال جدید نهاده شد

ستاره ها! مدال افتخار

چند سال پیش دانشجویان وقتی کارنامه هایشان را از سازمان سنجش دریافت می کردند ستاره هایی حک شده بر کارنامه هایشان می دیدند که با توجه به تعداد ستاره ها سرنوشت دانشجو برای ادامه تحصیل مشخص می شد. به دانشجویان دارای یک ستاره تذکر داده می شد که در صورت ادامه فعالیت ها در مقطع جدید باید عطای تحصیلات را به لقای آن بخشیده و قید تحصیل را برای همیشه بزنند. دانشجویان دو ستاره تنها با امضای تعهدنامه مجاز به انتخاب رشته می شدند تعهدی که از آنها می خواست در برابر همه چیز حتی تحمیل سلیقه ها ساکت باشند. و در آخر دانشجویان سه ستاره که با وجود رای نهادهای قضایی کشور مبنی بر ادامه تحصیل برخی از آنها اما همگی هرگز موفق به ثبت نام در مقطع جدید نشدند.

علت محروم شدن این دانشجویان از ادامه تحصیل همیشه فقدان صلاحیت های عمومی این دانشجویان معرفی می شد. در حالی که هیچ وقت مشخص نمی شد که صلاحیت عمومی دانشجویان چگونه نزد سازمان سنجش و بر اساس چه معیاری سنجیده شده است. اما همه این دانشجویان در یک چیز مشترک بودند. آنها در دوران تحصیلشان جزوه دانشجویانی بوده اند که نسبت به سیاست ها و اقدامات دولت اعتراض داشته و با آن به مخالفت برخواسته اند.


دانشجویان بدون کارنامه

اما در سالهای بعد این شیوه کم کم منسوخ شده و شیوه ای دیگر جای آن را گرفت که طبق آن دانشجوی محروم از تحصیل هرگز کارنامه دریافت نمی کرد و پس از مراجعه به سازمان سنجش ، نشانی وزارت اطلاعات را به آنها می دادند. در حالی که این شیوه چند سالی است که استفاده می شود اما جدیدا به شکل دیگری اعمال می شود به طوریکه دانشجو کارنامه دریافت می کند. در کارنامه وی هیچ ستاره ای درج نشده است و موفق به انتخاب رشته می شود اما نتیجه انتخاب رشته آنها به طور کاملا مشکوکی با وجود کسب ربته های قبول عدم قبولی این دانشجویان را نشان می دهد در حالی که دانشجویان عادی در همان رشته و دانشگاه با رتبه هایی ضعیف تر قبول می شوند.


شیوه تازه رد گزینش

اعمال این شیوه رد صلاحیت دانشجویان تا کنون در دانشگاه یزد گزارش شده است که یکی از این دانشجویان افشین اکبریان دانشجوی مهندسی معدن است. افشین اکبریان مدیر مسئول نشریه دانشجویی طنز هیس و از دانشجویان فعال کانون های فرهنگی دانشگاه یزد که با نشریات بسیاری همکاری کرده است پس از اینکه بدین گونه از ادامه تحصیل محروم شد، در تلاش برای ادامه تحصیل که آن را حق اساسی خود می داند به همراه دیگر دوستان محروم از تحصیل خود قصد داشت تا در انتخاب رشته در مرحله تکمیل ظرفیت شرکت کند که این بار با مشکل قفل بودن فایل تکمیل ظرفیت مواجه می شود. دوستان وی نیز به همین ترتیب موفق به انتخاب رشته نمی شوند. در مراجعه این دانشجویان به سازمان سنجش به آنها گفته شده است که صلاحیت شما برای ادامه تحصیل توسط ستاد رد گزینش سازمان سنجش رد شده است.

همه دانشجویان محروم از ادامه تحصیل دانشگاه یزد را فعالین نشریات و تشکل های سیاسی تشکیل می دهند. که از دانشکده های مختلف معدن ،علوم اجتماعی و … هستند. نشریات سیاسی کتیبه، فاصله و نشریه طنز هیس به وسیله این دانشجویان چاپ می شد.


نقش گماشتگان دانشگاه ها

شدت روند محروم کردن دانشجویان از ادامه تحصیل وقتی در دانشگاه یزد افزایش یافت که میبدی رئیس متخلف دانشگاه یزد بر صندلی ریاست در این دانشگاه تکیه زد. وی که به گفته ی بسیاری از دانشجویان دانشگاه بدون تردید در رد گزینش دانشجویان نقش داشته است بارها با استفاده از مقام خود حتی به دستکاری پرونده تحصیلی دانشجویان پرداخته طوری که تعداد زیادی از دانشجویان فعال با وجود گذراندن تمامی واحد های درسی خود موفق به پایان دادن دوره لیسانس خود نیز نشدند.


اعتراضات و مقاومت دانشجویان

اگر چه همواره اولین واکنش دانشجویان محروم از ادامه تحصیل مراجعه به سازمان سنجش است اما زمانیست که دانشجویان اعتراضات خود را به شکل هماهنگ و با ایراد نامه های اعتراضی سر گشاده خطاب به مسئولین ذی ربط و تجمع در برابر نهادهای مسئول در پیش گرفته اند. که از نمونه های آن می توان به نامه سرگشاده دانشجویان خطاب به وزیر علوم و تجمعات آنها در برابر وزارت علوم و مجلس اشاره کرد. در تمامی این اعتراضات دانشجویان بر حق طبیعی ادامه تحصیل خود و دیگر دانشجویان که اکنون دانشجویان محروم شده در کمیته ای انضباطی هم به جمعشان اضافه شده بود تاکید کرده اند.


واکنش مسئولین

وزیر علوم دولت احمدی نژاد همیشه در طول سخنرانی ها و مصاحبه هایش در عین ناباوری وجود دانشجویان محروم از تحصیل را انکار کرده است بدون توجه به تجمعات دانشجویی که تا کنون انجام شده است. اما جدید ترین واکنش دولت که در نوع خود شگفتی آفرین بود هجوم نیروی پلیس به تجمع این دانشجویان در مقابل مجلس و خانه ملت بود . که در پی آن پلیس بعد از ضرب و شتم دانشجویان آنها را سوار بر مینی بوس با خود به نقطه ای نامعلوم می برد.

هرچند این قصه هر سال برای تعدادی دیگر از دانشجویان تکرار می شود اما دانشجویان ستاره های حک شده بر کارنامه های هرگز رویت نشده را مدال افتخار نامیدند و حتی با وجود آگاهی از عدم توفیق اعتراضاتشان همیشه نسبت به این روند سرکوب و پایمال شدن حقوقشان اعتراض کرده اند و در مقابل این تعرض دولت هرگز سکوت نکرده اند تا چنین اعتراضاتی به سنتی در درون جنبش دانشجویی تبدیل شود و اجازه ندهند فیلترینگ تحصیلی دانشجویان در سکوت انجام شودبه این امید که با گسترش این اعتراضات و تشویق دیگر دانشجویان به شکستن سکوت خود در برابر تعرضاتی این چنینی روزی بتوانند حرکت دولت را پس زده و حق تحصیل را برای همه بدون احتساب نوع اندیشه و اعتقاداتشان فراهم آورند.

تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا همدان

بنا به گزارش دریافتی، روز چهارشنبه جمعی از دانشجویان آذربایجانی دانشگاه بوعلی سینا همدان با برگزاری تجمعی، اعتراض خود را به بازداشت فعالان مدنی و دانشجویان آذربایجانی که در ماههای اخیرا دستگیر شده اند اعلام کرده و خواستار آزادی فوری آنها شدند.

دانشجویان معترض پلاکاردهایی در دست داشتند که روی آنها از جمله نوشته شده بود : دانشجویان زندانی را آزاد کنید؛ نقض حقوق بشر تا کی؟

این تجمع اعتراضی که یکساعت بطول انجامید در فضای شدید امنیتی برگزار شد و ماموران لباس شخصی اقدام به فیلمبرداری از ‏تجمع کنندگان کردند.‏

دانشجویان در پایان با انتشار بيانيه ای نسبت به برخوردهای انتظامی و امنيتی با فعالان مدنی و دانشجويی آذربایجانی شديدا اعتراض کردند.

۱۳۸۷ مهر ۲۲, دوشنبه

احضار چهار دانشجوی دانشگاه تبریز به کمیته انضباطی

در پی تجمع ۶ مهر دانشگاه تبریز در اعتراض به دستگیری‌های اخیر دانشجویان آذری ‌زبان در تابستان گذشته، چهار دانشجوی این دانشگاه به کمیته انضباطی احضار شدند. هم‌چنین حراست دانشگاه تبریز در تماس با خانواده‌های تعدادی از دانشجویان، آن‌ها را تهدید به بازداشت فزندان‌شان و برخورد خشن با ایشان کرده‌‌است.
مجتبی رزمی دانشجوی مهندسی برق مخابرات و عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشکده فنی و عضو شورای تحقیق انجمن اسلامی دانشگاه تبریز، نعیم احمدی دبیر انجمن اسلامی دانشکده علوم طبیعی، وحید دهقان دبیر انجمن اسلامی دانشکده فنی و آیدین تیموری مدیر مسئول نشریه دانشجویی تلنگر، چهار دانشجوی احضار شده به کمیته انضباطی هستند.
نعیم احمدی در پی تحصن‌های سه روزه دانشگاه تبریز در خرداد ۸۶، نیز به دو ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده‌بود که ترم اول سال تحصیلی ۸۶-۸۷ را در محرومیت از تحصیل گذراند. حراست این دانشگاه پیش از این نیز چند بار در تماس‌های تلفنی خانواده نعیم احمدی را تهدید کرده‌بودند.
وحید دهقانی دانشجوی مهندسی مکانیک دیگر فعال دانشجویی نیز در ارتباط با تحصن‌های سال ۸۶ دانشگاه تبریز به یک ترم محرومیت معلق از تحصیل محکوم گشته‌بود. دهقانی نیز پیش از این چند بار از سوی حراست دانشگاه تبریز و با تماس‌های تلفنی تهدید شده‌بود.
مجتبی رزمی و آیدین تیموری دو فعال دانشجویی دیگر دانشگاه تبریز نیز در ارتباط با پرونده نشریه تلنگر به کمیته انضباطی احضار شده‌بودند که پرونده این نشریه هم‌چنان مفتوحه است. آیدین تیموری مدیر مسئول و مجتبی رزمی عضو شورای سردبیری تلنگر بودند.

بازداشت يکي ديگر از هواداران آيت الله بروجردي

کامبيز حسيني 28 ساله و از متهمان پرونده آيت الله بروجردي در مهرماه 1385 بازداشت و مدت 6 ماه در بندهاي 209 و زندان اوين به سر برده و با قيد وثيقه تا زمان صدور و اجراي حکم آزاد گرديده بود ،
نامبرده صبح روز جاري ( 21 مهرماه 87 ) به دادسراي ويژه روحانيت احضار و پس از مراجعه جهت اجراي حکم 2 سال زندان خود بازداشت و به زندان اوين منتقل گرديد .
علاوه بر آقاي حسيني هشت متهم ديگر پرونده مذکور نيز در طي ماههاي گذشته بازداشت و روانه زندان اوين گرديده اند ، احکام افراد مذکور از پنج سال توام با تبعيد تا دو سال زندان متفاوت است.
شايان ذکر است تمامي افراد مذکور در زمان بازداشت خود مورد بدرفتاري قرار گرفته و روزهاي بسياري را در سلولهاي انفرادي و در شرايط غير انساني سپري نموده اند. اين افراد از دادرسي عادلانه برخوردار نبوده اند.

تجدید حکم برای هانا عبدی و روناک صفار زاده

حکم دادگاه تجدید نظر برای هانا عبدی و روناک صفار زاده محل تبعید آنها را تغيیر خواهد داد.
این دو که در آبان ماه گذشته به جرم اخلال در امنیت در کردستان بازداشت شده بودند, طي صدور حكمي به شهرستان رزن در استان همدان تبعيد شدند, كه نارضايتي و گلايه مردم را در پي داشت.
اعتراضات و نارضايت مردم باعث تشكيل دادگاه ديگري شد اما تا كنون محل تبعيد اين دو فعال زنان مشخص نشده است.

محکومیت یک فعال دانشجويی شیراز به هشت ماه حبس

خبرنامه امیرکبیر: دکترمحمد مهدی احمدی دبیر سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه های شیراز و علوم پزشکی طی حکمی از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب شیراز به اتهام ” تبلیغ علیه نظام ” به ۸ ماه حبس محکوم شد.

در حالی که احکام حبس تعلیقی معمولا تا دو سال درنظر کرفته می شود اما دادگاه حکم حبس این فعال دانشجویی را به مدت چهار سال به صورت تعلیق در آورده است.

محمد مهدی احمدی که پیشتر ” دبیر هیات موسس اتحادیه شوراهای صنفی دانشگاههای علوم پزشکی کشور” نیز بوده است اسفند ماه گذشته پس از اعتراضات دانشجویی در دانشگاه شیراز به مدت سه روزدر بازداشت اداره اطلاعات استان فارس بود که با قرار وثیقه آزاد شد.

فرهاد دادفر وکیل وی طی لایحه ای به صدور این حکم ناعادلانه اعتراض کرده است.

تایید حکم دو سال حبس تعلیقی دانشجوی پلی تکنیک

خبرنامه امیرکبیر: حکم دو سال حبس تعلیقی آرمان صداقتی عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی پلی تکنیک در دادگاه تجدید نظر تأیید شد.

شعبه ۲۱ دادگاه انقلاب با رد اعتراض صداقتی به اشکالات وارد بر دادرسی حکم دو سال حبس تعلیقی وی را تایید کرد.

آرمان صداقتی عضو دوره قبل شورای مرکزی انجمن اسلامی پلی تکنیک، عضو سابق هیئت رئیسه شورای صنفی دانشگاه و مدیرمسئول نشریه دانشجویی “جرس” آبان ماه سال گذشته پس از شرکت در تجمع دانشجویان در دانشگاه علامه، که در اعتراض به صدور احکام سنگین حبس برای سه دانشجوی در بند دانشگاه امیرکبیر و محرومیت دانشجویان از حق تحصیل برگزار شده بود، دستگیر و مدت ۱۰ روز را در زندان اوین در سلولهای انفرادی بندهای ۲۴۰ و ۲۰۹ گذراند .

روز سه شنبه ۲۰ فروردین امسال، پس ار مراجعه این عضو انجمن اسلامی امیرکبیر به دادگاه انقلاب که بر خلاف روند قانونی به صورت تلفنی احضار شده بود، قاضی شعبه ۲۸ بلافاصله با فراخواندن متین راسخ، نماینده دادستان، دادگاه را بدون حضور وکیل متهم تشکیل داد و به درخواست استمهال وی نیز توجهی نکرد. دادگاه با چند سوال و جواب کوتاه و پس از گذشت چند دقیقه به پایان رسید و بلافاصله حکم دو سال حبس تعلیقی به آرمان صداقتی ابلاغ شد.

امسال دادگاه انقلاب وی را به دو سال حبس تعلیقی محکوم کرد و مدت زمان تعلیق حکم را نیز دو سال اعلام نمود.

روند دادرسی بسیار عجیب وی (بطوریکه کل مراحل از تشکیل دادگاه تا ابلاغ حکم کمتر از ۳۰ دقیقه طول کشید) به وضوح فرمایشی بودن دادگاه و صدور حکم از پیش را آشکار می سازد.

در حکم دادگاه تجدید نظر بر خلاف قانون، مدت زمان تعلیق حبس وی ذکر نشده است.

لازم به ذکر است صداقتی در کمیته انضباطی وزارت علوم (به درخواست کمیته انضباطی دانشگاه امیرکبیر) به سه ترم تعلیق (به صورت معلق تا پایان تحصیل) محکوم شده است.

رنجنامه یک دانشجوی بهايی دیگر محروم از تحصيل

فعالان حقوق بشر در ايران

اصرار و درخواست يکي از دوستان مرا بر آن داشت تا شرح اين داستان کهنه و تکراري را دوباره بازگو نمايم. داستاني که اگرچه من و بسياري از هم کيشانم را به آن خو کرده ايم ليکن شايد براي شما خواننده ي محترم خالي از لطف نباشد. اخراج از دانشگاه اگرچه براي سايرين حادثه اي غريب و وحشتناک، که براي ما بهاييان که از آغاز تحصيل با انواع ممانعت ها و محروميت ها، تنها و تنها به جرم اعتقادمان عادت کرده ايم، چندان غريب نيست.

نگارش اين داستان اگرچه تکراري و کسل کننده است و براي من داستاني فراموش شده است اما برگ زرين ديگري بر کارنامه ي بانيان آن خواهد افزود، کارنامه اي که از فرط نمرات و صفحات درخشانش همچون مثنوي هفتاد مني مي ماند که اميدوارم کثرت اوراق آن زنگي در گوش مناديان حقوق بشر به صدا درآورد و آنان را بيش از پيش به تکاپو وادارد.

شهريور ماه هشتاد و پنج مطلع شدم پس از شرکت در کنکور سراسري در رشته ي مهندسي صنايع دانشکده ي فني مهندسي گلپايگان که آن روزها به نام صنعتي شريف و شعبه ي از آن معروف بود پذيرفته شده ام. دانشگاه همانقدر که براي همه ي همسالانم جذاب است براي من و هم کيشانم چون دژي ناشناخته بود که نزديک سي سال درهايش بروي ما بسته بود. چون روز روشن بود که گشايش درب دانشگاه هم چيزي نيست جز بازي جديد براي بازيچگان مظلومي مانند ما. حتي فکر مي کردم ثبت نام اوليه هم انجام نخواهد گرفت اما اينگونه نشد و ثبت نام بدون هيچ حرف و حديثي انجام گرفت. اگرچه پايان کار بديهي و روشن بود اما تصميم گرفتم براي اينکه بهانه اي در دست اولياي امور نباشد از هرگونه اقدامي که شايد باعث ايجاد حساسيتي گردد دوري کنم. لذا از اقامت در خوابگاه دانشجويي انصراف داده و رهسپار مهمانسراي شهر گشتم و با جديت مشغول تحصيل شدم. هوش و حواسم را فقط و فقط متمرکز درس و کتابم کردم و از هرگونه فعاليت سياسي و اعتراضي که در بين دانشجويان معمول است احتراز جستم.

آري، ترم اول با وجود تمام نگراني ها و بلاتکليفي ها، براي من با موفقيت کامل سپري شد و من به عنوان دانشجوي ممتاز شناخته شدم و البته از همه مهمتر دوستاني يافتم که بر خلاف اولياي امور رفتارشان با من مملو از انصاف و انسانيت بود و عدالتخواهي و صداقتشان بعدها بيش از پيش بر من اثبات گرديد. بهمن ماه 85 براي انتخاب واحد ترم دوم به دانشگاه مراجعه کردم که مسئول آموزش دانشکده به من اطلاع دادند که به دليل مشکلي نمي توانند انتخاب واحد مرا بپذيرند و من بايد به مسئول حراست دانشکده جناب آقاي بياتي مراجعه کنم. هماندم در دل با خود گفتم :" پس اتفاق افتاد، خداحافظ تحصيلات عاليه، خداحافظ مهندسي صنايع و خداحافظ صنعتي شريف گلپايگان."

وقتي به مسئول حراست دانشکده مراجعه کردم ايشان اظهار داشتند پرونده شما نقصي دارد که بايد بررسي و برطرف شود و رسيدگي را به فردا موکول کردند. گويا سندروم "فردا مراجعه کنيد" به شهر کوچک گلپايگان و دانشکده کوچک ما نيز سرايت کرده بود. البته اينکه چطور يک ترم کامل طول کشيده بود تا مسئولين اين دانشکده کم جمعيت که روي هم رفته 400 نفر دانشجو ندارد متوجه نقص پرونده من شدند و آن هم درست در موقع انتخاب واحد اندکي جاي تعجب داشت. قضاوتش با شما.

بالاخره بعد از چند روز مراجعه مسئول حراست به من گفتند که نقص پرونده شما مربوط به بخش مذهب است که هيچ کدام از چهار مذهب موجود را انتخاب نکرده بودم. پاسخ من نيز روشن بود، چون به هيچ کدام از مذاهب نامبرده در فرم مربوطه اعتقاد نداشتم و در نهايت بنابر درخواست ايشان در فرم مربوطه اعتقادم به ديانت بهايي را مرقوم داشتم و در نتيجه پس از چند روز ايشان از طرف رياست دانشکده آقاي دکتر اکبري به بنده شفاها ابلاغ کردند که به دليل اعتقادم به ديانت بهايي بنده ديگر حق انتخاب واحد و تحصيل در اين دانشکده را نخواهم داشت.

و اما بشنويد از ملاقات پربار من با رياست دانشکده، جناب آقاي دکتر اکبري:

اگرچه مسئول حراست قبلا از قول رياست دانشکده، دليل ممانعت از انتخاب واحد بنده را اعتقادم به ديانت بهايي عنوان کرده بودند اما ايشان در ملاقات حضوري سخني دگرگونه اظهار داشتند. حدود ربع ساعت بنده در دفتر ايشان به اقامه ي انواع ادله نقلي و عقلي و شايد هم غير عقلي پرداختم و آنچه از قوانين چه از نوع اساسي و چه غير اساسي که مي دانستم را براي ايشان بازخواني کردم که دستور شما باعث توقف انتخاب واحد بنده شده و شما بايد جوابگو باشيد اما جواب ايشان بجز اين جمله چيزي نبود :"به من مربوط نمي شود. من اطلاعي از مشکل شما ندارم. بايد به وزارت خانه (علوم) مراجعه کنيد." و البته به وزارت علوم و همچنين سازمان سنجش مراجعه کردم و راهروها و اتاق هاي بسيار را در اين ادارات پيمودم و نامه هايي که دست به دست با يک مهر و امضا و يک نامه ارجاعي ضميمه شده از جايي به جايي ديگر فرستاده ميشد تا در انتهاي اين کلاف سردرگم به جناب آقاي دکتر نوربخش مسئول گزينش استاد و دانشجو سازمان سنجش ختم شد. ايشان هم در چند نوبت ملاقات حضوري ضمن ابراز همدردي با من داغدار، اين نکته را خاطرنشان کردند که از هيچ کوششي براي مطالبه حقوق پايمال شده جوانان بهايي فروگذار نکرده اند. به راستي اين همه احساس مسئوليت، اين همه انسانيت و اين همه عدالتخواهي در بين مسئولين کدام کشور يافت ميشود؟

در نهايت هم آب پاکي را روي دستان بنده ريختند : "شما برو خونت، اگر بهبودي در وضعيت حاصل شد خودمون خبرت مي کنيم." باش تا صبح دولتت بدمد.

به هر ترتيب يک ترم تحصيل من در دانشکده فني مهندسي گلپايگان و البته در حدود يک ترم ديگر تلاش و دوندگي بين تهران و گلپايگان و در ميان راهروها و اطاق هاي وزارت علوم و سازمان هاي تابعه و مصاحبت مديران ارشد اين وزارتخانه، سپري شد و براي من خاطره اي ماند از دانشگاه و تحصيلات عاليه. تحصيلات عاليه اي که قانون اساسي کشورم وعده داده است که همه ي مردم صرف نظر از اعتقاداتشان حق بهره مندي از آن را دارند و هيچ انسان ايراني را نمي توان از آن محروم کرد. اما نه تنها غمزده و پشيمان نيستم بلکه سربلند و خوشحالم که به خاطر به دست آوردن امتياز تحصيل پاي بر روي اعتقاداتم نگذاشتم که اصلاح و اعتلاي وطن عزيزم و خدمت به آن جزء لاينفک اين اعتقاد است و من ايمان دارم که آه مظلوم عاقبت گريبان ظالم را خواهد فشرد و پروردگار عالم از ظلم احدي نگذشته و نخواهد گذشت.

آرش شاهسوندي
22/7/87

۱۳۸۷ مهر ۱۸, پنجشنبه

تبعيد فاطمه گفتاري به زندان بيجار

کمیته زنان حامی اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و مدنی کرد:
پس از علنی شدن اعتصاب غذای بند زنان در زندان سنندج، دادسرا و مسولين زندان در عملی هماهنگ مبادرت به قطع ملاقات حضوری و تلفنی زندانیان سیاسی سنندج کردند.
پس از چند روز فاطمه گفتاری دبیر کمیته‌ مادران صلح کانون آذرمهر کردستان به دادگاه احضار شده و با تشکیل پرونده جدیدی مواجه شدند،مختواي اتهام ايشان در پرونده ي جديد از این قرار بوده که ايشان اقدام به "اعتصاب غذای غیر قانونی" نموده اند و در همان مورد از طریق نامه ای از طرف زندانیان در خصوص اعتصاب غذا به نشر اکاذیب متهم شده اند.
.همچنین برای ایشان قرار وثیقه ی پنجاه میلیون تومانی صادر شده است
لازم به ذکر است که بنا بر اطلاع خانواده ي خانم گفتاري نام برده را دیروز بدون اطلاع خانواده به زندان شهرستان بیجار تبعید نموده اند،بنا به اطلاعات كميته در بند زنان این زنان هیچ زندانی وجود ندارد.
در بند زنان سنندج همچنان دو فعال زنان روناک صفا زاده و هانا عبدی،چه حضوری و چه تلفنی كماكان ممنوع الملاقات هستند .

بي خبري مطلق از وضعيت پيمان بشيري، فعال هويت طلب بازداشت شده آذربايجاني

پيمان بشيري، فعال هويت­طلب آذربايجاني، 26 روز است كه در بازداشت نيروهاي امنيتي رژيم به سر مي برد.
26 روز پيش ماموران اطلاعات تبريز با يورش شبانه به منزل پيمان بشيري، وي را به همراه مادرش، بدون ارائه هيچ گونه مدرك يا حكمي بازداشت مي كنند. از قرار معلوم، مادر وي فرداي آن شب، پس از تحمل بازداشت 24 ساعته در زندان اطلاعات تبريز آزاد مي گردد، اما خود وي پس از گذراندن حبس 21 روزه و تحمل شكنجه در زندان اطلاعات تبريز، هم اكنون در بند 3 زندان تبريز به سر مي برد.
وي تاكنون تنها يك بار با خانه تماس گرفته است و بنا به گفته مادرش، به هنگام صحبت، سرفه هاي شديدي مي كرده است.
پيمان بشيري، فرزند آقاي بشيري، از نويسندگان بنام زبان و ادبيات تركي آذربايجاني مي باشد و ظاهراً دستگيري وي در ارتباط با فعاليت هاي فرهنگي پدرش بوده است. وي ساكن تبريز و اصالتاً اردبيلي بوده و فوق ديپلم كامپيوتر مي باشد.
دليل بايكوت شدن خبر دستگيري پيمان بشيري اين بوده است كه اداره اطلاعات تبريز، خانواده وي را به بازداشت دسته جمعي و افزايش شكنجه هاي پيمان تهديد كرده بود.

۱۳۸۷ مهر ۱۶, سه‌شنبه

اخبار نگران کننده از وضعیت سعید درخشندی در زندان اوین

خبرنامه امیرکبیر: سعید درخشندی عضو عضو سایق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه یزد که از سال ۸۵ در زندان اوین در بازداشت به سر می برد و در این مدت متحمل شکنجه ها و فشارهای فراوانی شده است، در آخرین اقدام دستگاه امنیتی به سالن ۹ اندرزگاه ۸ منتقل شده است.

این انتقال در حالی صورت می گیرد که از انتقال وسایل شخصی و کتاب های وی ممانعت به عمل آمده است. انتقال درخشندی به چنین مکانی که تبعیدگاه زندان اوین محسوب می شود و محرومیت وی از به همراه داشتن وسایل شخصی در ادامه فشارهایی است که از شکنجه های روحی و جسمی تا ممانعت از ملاقات و مرخصی برای این فعال دانشجویی را در بر می گیرد.

سعید درخشندی مردادماه ۸۵ به اتهام واهی و مبهم تلاش برای براندازی بازداشت شد و در دادگاهی که روند عادلانه دادرسی را طی ننمود به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق اجتماع و تبانی به ۳ سال حبس تعزیری محکوم شد. پس از گذشت ۲ سال از حبس این فعال سابق جنبش دانشجویی، ۲ روز پیش مأموران امنیتی وی را به سالن ۹ اندرزگاه ۸ که محل نگهداری زندانیان معتاد و بیمار است منتقل نمودند.

بهانه انتقال درخشندی به سالن ۹ اندرزگاه ۸ پرونده سازی صورت گرفته در بند ۳۵۰ زندان اوین بود. در خلال بازرسی حفاظت از این بند این ادعای مضحک مطرح شد که در اتاق سعید درخشندی و محمد فلاحیه (فعال سیاسی و روزنامه نگار) نردبان و ابزار فرار پیدا شده است.

پس از این ادعا، بزرگ نیا مسئول بند ۳۵۰ که سال گذشته در جریان ضرب و شتم مجید توکلی و احمد قصابان در اندرزگاه ۸،حضور جدی داشته است با تهدیدهای مکرر و فشار به سعید درخشندی شرایط بسیار ناگواری برای این زندانی سیاسی ایجاد نمود و در نهایت شرایط این تبعید را فراهم آورد.

یکی از خطراتی که همواره زندانیان سیاسی اوین را تهدید می کند بحث انتقال آنها به زندان رجایی شهر کرج است، زندانی که فاقد استانداردهای اولیه است و وضع بهداشتی بسیار نامطلوبی دارد. زندانیان سیاسی زیادی در این زندان در کنار متهمین به قتل و شرارت و… نگهداری می شوند و از شرایط سخت و غیر انسانی رنج می برند. سعید درخشندی، ابوالفضل جهاندار و سایر زندانیان سیاسی و داشجویان زندانی در اوین بارها به انتقال به رجایی شهر تهدید شده اند.

سعید درخشندی در این ۲ سال از اعزام به مرخصی نیز محروم مانده و از هیچ یک از حقوق عادی سایر زندانیان بهره مند نیست. درخشندی در ۱ سال ابتدایی بازداشت، در بند امنیتی ۲۰۹ اوین تحت بازجویی های وزارت اطلاعات قرار داشت و در این مدت بارها مورد ضرب و شتم و شکنجه بازجوها و نگهبانان این بند قرار گرفت که عوارض و ناراحتی های جسمی آن هنوز هم در وی باقیست.

احضار سه دانشجوی دانشگاه شیراز به کمیته انضباطی

خبرنامه امیرکبیر: در حالی که تنها دو هفته از آغاز سال تحصیلی جدید می گذرد نوید غفاری، امین درستی و اکبر حسن پور، ۳ نفر از فعالین سیاسی-دانشجویی دانشگاه شیراز به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شدند.

از این دانشجویان خواسته شده تا ظرف مدت یک هفته به کمیته انضباطی دانشگاه مراجعه کنند.

با شروع سال تحصیلی جدید دانشجویان دانشگاه شیراز با مسایل و فشارهای مختلفی روبرو شده اند. به گزارش خبرنامه امیرکبیر تهدید دانشجویان دانشگاه و تلاش مدیریت برای اخراج آموزشی فعالین دانشجویی افزون تر شده است. از سوی دیگر چند تن از دانشجویان نیز به دلیل اعتراض به وضعیت نامناسب سلف، خوابگاه و … به کمیته ی انضباطی احضار و مورد مواخذه قرار گرفته اند.

پس از شروع مهرماه و ورود دانشجویان جدیدالورود، وضعیت اسکان و بهداشت خوابگاه های دانشگاه شیراز با مشکلات زیادی روبرو بوده است. این در حالی است که پس از تحصن یازده روزه دانشجویان دانشگاه شیراز در اسفند ۸۶، کیفیت امکانات این دانشگاه تنزل پیدا کرده است.

لازم به توضیح است که دو نفر از این دانشجویان به نام های امین درستی و اکبر حسن پور در پی تحصن ها، اسفند ماه گذشته نیز به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شده بودند. نوید غفاری نیز مدیر مسئول نشریه «وریا» است که در خردادماه بدون برگزاری جلسه بررسی تخلفات نشریات توقیف شد.

انتقال محمد حسن فلاحيه زاده به حفاظت زندان اوين

فعالان حقوق بشر در ايران

محمد حسن فلاحيه زاده، مدير مسئول روزنامه توقيف شده اقلام الطلبه و ‏خبرنگار اخراجي تلويزيون العالم جمهوري اسلامي که با راديو و ‏روزنامه هاي برون مرزي از جمله المستقبل لبنان و راديو دبي نيز همکاري ‏داشته است. از تاريخ 14 مهرماه با نگاشتن نامه اي مبني بر دلايل و درخواستهاي خود دست به اعتصاب غذا زده است.

اين روزنامه نگار زنداني روزجاري به دفتر حفاظت زندان اوين منتقل و با رياست حفاظت (آقاي کورگل) ملاقات نمود.

مسئولين حفاظت ضمن وعده براي پيگيري خواستهاي اين زنداني که حتي از داشتن وکيل مدافع محروم است درخواست پايان دادن اعتصاب غذاي وي را داشتند.

آقاي فلاحيه زاده که داراي محکوميت 3 سال زندان و 30 هزار دلار جريمه مي باشد و از حدود دوسال پيش در اين زندان به سر مي برد ضمن تاکيد بر خواستهاي خود پايان اعتصاب غذاي خود را منوط به احقاق حقوق خود بالاخص داشتن وکيل مدافع عنوان نموده است . نامبرده اعلام نمود تا محقق شدن حقوق خود به اعتصاب خود ادامه خواهد داد. شايان ذکر است اين زنداني از ناراحتي هاي قلبي و بيماري خوني نيز رنج مي برد.

گزارش پزشکی وضعيت ابوالفضل جهاندار

انتشار: فعالان حقوق بشر در ايران

گزارش دکتر حسام فيروزي

ابولفضل (پويا) جهاندار 34 ساله، بيش از دو سال است در زندان اوين دوران محکوميت سياسي خود را مي گذراند و حدود هشت ماه به پايان محکوميت وي مانده است.

ايشان پس از دستگيري دچار درد کمر گرديده است . طبق اسناد موجود در بند 209 زندان اوين، سه بار جهت مداوا به پزشک مستقر در 209 مراجعه نموده و صرفا داروي مسکن دريافت نموده است. ايشان پس از انتقال به بند 350 در تاريخ 15/5/86 به پزشک ارتوپد درمانگاه اوين مرجعه کرده و توسط آقاي دکتر رضي زاده مورد معاينه قرار مي گيرد و عکس ساده از ستون فقرات وي گرفته مي شود و تشخيص سائيدگي مهره هاي کمري گذاشته مي شود و 20 جلسه فيزيوتراپي در بهداري اوين براي ايشان انجام مي گيرد، داروهاي مسکن نيز تجويز مي شود که هيچ گونه بهبودي حاصل نمي شود .

ايشان به علت درد شديد کمري که به پايش کشيده مي شود مجددا به ارتوپد مراجعه مي نمايد و دکتر رضي زاده با آقاي دکتر زالي مشاوره مي نمايند و مجددا تحت عکسبرداري مهره هاي کمري قرار مي گيرد و تشخيص افزايش فاصله بين مهره هاي کمري و بيرون زدگي مهره هاي کمري گذاشته مي شود و مسکن تجويز مي گردد.

با توجه به مطالبي که ذکر شد آقاي پويا جهاندار به دليل درد شديد در ناحيه کمر که به پاها کشيده مي شود و احساس بي حسي که در انگشتان پا دارد ، واجد نشانه هاي بيرون زدگي مهره هاي کمري و تحت فشار قرار گرفتن اعصاب نخاعي است که اين وضعيت هر لحظه خطر فلج شدن وي را افزايش مي دهد.

با توجه به موارد ذکر شده نياز مبرم به عکس برداري MRI جهت تشخيص قطعي و همينطور استراحت مطلق و در صورت نياز عمل جراحي براي ايشان احساس مي شود. .

لازم به ذکر است که اخيرا در زندان اوين ورزش صبحگاهي براي زندانيان اجباري گرديده است . که در مورد ايشان نه تنها فوايد و امتيازاتي براي سلامتي به همراه ندارد ، که بسيار مضر است و باعث عدم بهبودي و تاخير در تسکين درد ايشان مي گردد . و لذا شرکت نامبرده در اين فعاليت اجباري به هيچ وجه مفيد فايده نخواهد بود .

متاسفانه آقاي جهاندار به دليل 2 سال اقامت مداوم بدون مرخصي در زندان شديدا دچار مشکلات رواني از جمله افسردگي، سرگيجه، بي خوابي و دردهاي گوارشي نيز شده است .

طبق ماده 229 آيين نامه اجرايي سازمان زندانها :

" اگر ادامه حبس موجب شدت بيماري يا تاخير در بهبود بيمار باشد و بيمار قادر به تحمل حبس نباشد به پيشنهاد رئيس زندان ، شوراي طبقه بندي موظف است به مدت يک ماه به وي مرخصي اعطا نمايد که در صورت نياز قابل تمديد مي باشد"
. مرخصي جهت درمان در خارج از زندان براي آقاي ابولفضل جهاندار توصيه مي شود.

دو گزارش از خبرگزاری ديده بان حقوق بشر كردستان

كاهش محكوميت هانا عبدی و صدور حكم عليه روناك صفازاده

دكتر محمد شريف وكيل هانا عبدی از كاهش محكوميت موكلش در دادگاه تجديد نظر خبر داد.

وی در گفت‌‌وگوی كوتاهی با خبرگزاری ديده‌بان حقوق بشر كردستان اعلام داشت: يكشنبه چهاردهم مهرماه رای دادگاه تجديدنظر مبنی بر يك سال و نيم حبس برای موكلش به وی ابلاغ شده و زندان محل تبعيد نيز از گرمی اردبيل به شهر رزن در استان همدان انتقال يافته است.

دكتر شريف در پاسخ به اين پرسش كه آيا مدت زمان بازداشت هانا عبدی جزو دوران محكوميت وی محسوب خواهد شد گفت: هر چند در رای ابلاغی چنين موردی ذكر نشده اما تلاش خواهم كرد تا ايام بازداشت در مدت زمان اجرای محكوميت لحاظ گردد.

محمد شريف كه وكالت روناك صفازاده را نيز بر عهده دارد در رابطه با پرونده وی گفت: هنوز حكم دادگاه بدوی روناك در پرونده اصلی كه من وكالت آن را بر عهده دارم صادر نشده و قرار بازداشت موقت وی مرتباً از طرف قاضی پرونده تمديد می‌شود كه اين امر مورد اعتراض من قرار گرفته است.

وی در مورد محكوميت روناك صفازاده در پرونده‌ای ديگر گفت: روناك در جريان پرونده‌ای كه پيش از اين در دادگاه پيرانشهر داشته به دليل خروج غيرقانونی از مرز و نگهداری تجهيزات ماهواره به 9 ماه حبس محكوم شده است. خود روناك در اعتراض به اين حكم درخواست تجديدنظر خواهی داده است.

لازم به ذكر است روناك صفازاده و هانا عبدی از فعالان زن و عضو انجمن آذرمهر كردستان می‌باشند كه يك سال پيش به فاصله‌ی كمتر از يك ماه در سنندج بازداشت شدند و از هفته‌ی گذشته كه به اعتصاب غذای سراسری زندانيان سياسی و مدنی كُرد پيوسته‌اند به سلول‌های انفرادی منتقل و ممنوع ‌الملاقات شده‌اند.

***

بازداشت نگين شيخ الاسلامی

يكی از اعضای خانواده نگين شيخ الاسلامی از بازداشت اين فعال كُرد در تهران خبر داد.

وی در گفت‌و‌گو با خبرگزاری ديده بان حقوق بشر كردستان گفت: ساعت 12 شب شنبه سيزدهم مهرماه مأموران امنيتی در مراجعه به منزل خانم شيخ الاسلامی در تهران اقدام به بازداشت وی و يكی از بستگانش كه آن شب را ميهمان ايشان بوده نموده‌اند. هر چند كه پس از يك ساعت فرد ميهمان آزاد می‌شود اما دو تن از مأموران امنيتی برای كنترل رفت و آمدها و تماس‌های تلفنی‌ تا روز بعد در منزل خانم شيخ الاسلامی باقی مانده‌اند.

وی با اعلام بی اطلاعی از محل نگهداری اين فعال مدنی نسبت به وضعيت سلامتی ايشان ابراز نگرانی نمود و گفت: خانم شيخ الاسلامی مدتی پيش تحت عمل جراحی در ناحيه‌ی قلب قرار گرفته بود و هنوز دوران نقاهت خود را طی می‌كرد.

لازم به ذكر است نگين شيخ الاسلامی موسس و دبير انجمن زنان آذرمهر كردستان كه از سال 79 در سنندج فعال است می‌باشد.

اين فعال جنبش زنان كُرد همچنين در راستای فعاليت‌های حقوق بشری همكاری‌هايی را نيز با سازمان حقوق بشر كردستان داشته است.

۱۳۸۷ مهر ۱۴, یکشنبه

گودرز شفیعیان فرهنگی محقق و مولف,و از اعضای کانون صنفی معلمان از سوی واحد تخلفات اداری استان فارس احضار گردید .

در این احضاریه ازآقای شفیعیان خواسته شده تا در روز 14 مهر ماه به واحد تخلفات اداری مراجعه نمایند. این چندمین باری است که شفیعیان به این صورت احضار شده است . در گذشته این فرهنگی محقق و مولف مدتی به اتهام 1- چاپ مقاله!! در مجله چشم انداز ايران ،درتير ومرداد ماه 1386 زيرنام"حركت معلمان وعميق تر شدن مبارزات اجتماعي درايران" 2- اقدام به تحريك معلمان !! به اعتراض وتجمع براي پيگيري خواسته هاي خود، در روز جهاني معلم وهفته معلم وتوزيع اطلاعيه هاي كانون فرهنگيان كشوردرمنطقه. 3- افتخار به چاپ مقاله!! خود درسايت ها و مجلات داخلي و معرفي سايت ها به معلمان و تشويق آنان به بازديداز سايت ها 4- معرفي خود، به عنوان موسس كانون فرهنگيان ممسني !! 5- آوردن موضوع احضارها!! وبازداشتهاي خود درسايت ها ي اينترنتي . همچنين به اتهام، ساده لوح بودن!! به 2ماه انفصال از خدمت روبرو شده است. از طرف واحد تخلفات اداری به انفصال از خدمت محکوم گردید.

حکم 7 سال زندان تعلیقی برای 3نفر از اعضای هیات مدیره ی کانون صنفی معلمان تهران

این 7سال که بطور نسبتا عادلانه ای بین 3 نفر تقسیم شده است،کمتر جای گله گذاری و دلخوری برای آنان پیش اورده است، اما محمد رضا رضایی گرکانی برنده ی 3 سال از این 7 سال شده است،او کمی از دیگران بیشتر سهم برده است. درحالیکه تلاش افتخار آمیز این 3 نفر در کانون نسبتا یکسان بوده است.محمدرضا امیدوار است،درسهام دیگر نیز اینگونه بهره مند شود. علیرضا اکبری افتخار 2 سال را نصیب خود کرده است. علیرضا اکبری پدر الهه اکبری است،همان شیر دختر 11 ساله ای که در جلوی سازمان آموزش وپرورش درسال 86 باسخنرانی کوتاه خود اشک 2000 نفرتجمع کننده را در آورد. وبا سخنان به حق خود بسیاری را به اندیشه وادار کرد. گویاالهه نتوانسته قاضی پرونده را راضی کند که پدرش بی گناه است. الهه در این سخنرانی 5-6دقیقه ای گفت: من همیشه با خودم فکر کرده ام که زندان جای آدمهای بد،آدمهای دزد وقاچاقچی و دروغگو و ریا کار است،اما با رفتن پدرم به زندان احساس دیگری به من دست داد ، و شگفت زده شدم زیرا پدرم مانندمعلمم فردبی گناهی است.چرا او وبسیاری ازهمکارانش به زندان رفته اند، نمیدانم ! اکنون 20 روز است من حتی یک کلام هم با پدرم حرف نزده ام و حتی صدایش را هم نشنیده ام،دلم برایش تنگ شده است.دوست داشتم ازاو بپرسم که چرا به زندان رفته است؟ مگر او معلم نبوده ؟ مگر زندان جای معلمان است؟ رسول بداقی هم به سهم خود از این لطف مسئولین برخوردار شده است،او 2سال ازاین 7 سال را باید به دوش بکشد. بداقی می گوید: این باعث افتخار من است که به خاطر حق و عدالت به زندان بروم. کاش شایستگی این را داشته باشم، که هرچه زودتر راهی زندان بشوم، من در بیرون از زندان احساس اسارت می کنم.بداقی می افزایدسهم زندان برای من از سهام عدالت شیرین تر است.

سياهچالهايي که زندانيان سياسي را به آنجا مي اندازند

انتشار: فعالين حقوق بشر و دمکراسي در ايران سياهچالهايي که زندانيان سياسي را به جهت خرد شدن و تسليم گشتن به آنجا مي اندازند بنام سعادت ملت ايران و با درود به جانباختگان راه آزادي، مدتهاست که زنداني سياسي آقاي منصور رادپور را در سالن 2 اندرزگاه 1 بندي که به سياهچال زندان رجائي شهر معروف است و طبق روال اين سياهچال هيچگونه ارتباطي از قبيل تلفن و يا ملاقات با بيرون از زندان را ندارند. براي من که غريب به 2 ماه را در آنجا سپري کردم خوب ميدانم که آقاي منصور رادپور در زير چه شكنجه سختي بسر مي برد.نگهبانان بي ادب که تنها از طريق باطوم پلاستيکي ،باطوم برقي با زندانيان صحبت مي کنند و زنداني را در سلولي که مجهز به دوربين مادون قرمز مي باشد روزها و شبها دستبند و پابند مي کنند . در اطاق عمومي انتهاي سالن حدود 15 تا 20 نفر بيمار رواني ،مسلول ،هپاتيتي،ايدزي و ساير بيماريهاي عفوني و شخصيتي نگهداري مي شوند. زندانيان غير قابل کنترل که هر کس تنهايي و زجر سلول انفرادي را به آنها بودن ترجيح ميدهد. آيا وقت آن نرسيده که مردم شريف ايران و فعالين حقوق بشري مسئولين زندان رجائي شهر (گوهردشت)را مجبور کنند که يک بار براي هميشه درب اين سياهچالها را لاک و مهر کند. سياهچالهايي که زندانيان سياسي را به جهت خرد شدن و تسليم گشتن به آنجا مي اندازند. به اميد آزادي ملت ايران و تمامي زندانيان سياسي و محاكمه سردمداران و جنايتکاراني که با اعمال خود باعث دوام حکومت ضد بشري ملايان گرديده اند. پايدار وطن هميشه،بهروز جاويد طهراني تنها زنداني سياسي بازمانده از قيام دانشجويان 18 تير 1378زندان گوهردشت کرج8 مهر ماه 1387

۱۳۸۷ مهر ۷, یکشنبه

قطعنامه جديد درباره فعاليتهاي هسته‌يي ايران به‌اتفاق آراء در شوراي امنيت به‌تصويب رسيد

شوراي امنيت
شوراي امنيت سازمان ملل متحد كه از ساعاتي پيش براي بررسي پيش‌نويس قطعنامه‌يي جديد درباره فعاليتهاي هسته‌يي ايران تشكيل جلسه داده بود، پيش نويس مذكور را به‌اتفاق آراء به‌تصويب رساند. از پيش انتظار مي‌رفت شوراي امنيت از جمهوري اسلامي بخواهد خواسته پيشين آن شورا داير بر توقف غني‌سازي اورانيوم را برآورده كند. اعضاي گروه موسوم به 1+5 روز جمعه در نشستي غيرمنتظره بر سر پيش نويس قطعنامه‌يي جديد به‌توافق دست يافتند. در قطعنامه تازه مجازات تازه‌يي به مجازاتهاي پيشين عليه جمهوري اسلامي اضافه نشده است. شوراي امنيت سازمان ملل تاكنون طي سه دور تحريم عليه ايران فروش تجهيزات هسته‌يي به‌جمهوري اسلامي و هم‌چنين مسافرت برخي مقامات ايراني را ممنوع اعلام كرده است.

تحصن اعتراضي دانشجويان دانشگاه تبريز

روز شنبه 6 مهر ماه ساعت 12:30 جمعی از فعالین دانشجویی دانشگاه تبریز به همراه اعضای انجمن اسلامی این دانشگاه تحصنی را در اعتراض به بازداشت های دانشجویان هویت طلب دانشگاه تبریز در تابستان 87 برپا نمودند.
این تحصن که از مقابل دانشکده ی انسانی - دانشکده ی دانشجویان فراز زهتابی، آیدین خواجه ای و مقصود عهدی- شروع شد در طی مسیر هایی از خیابان های دانشگاه و حمل پلاکارد هایی از سوی دانشجویان به سمت دانشکده ی فنی ساختمان شماره ی 8 – دانشکده ی دانشجویان مهندس سجاد رادمهر، منصور امینیان و امیر مردانی- ادامه پیدا کرد.
در میان پلاکارد ها شعار های زیر به چشم می خوردند:
"دوستانمان را آزاد کنید:سجاد رادمهر، فراز زهتابی، آیدین خواجه ای، امیر مردانی، منصور امینیان، مقصود عهدی"،"قیزیلدان اولسا قفسیم، آزادلیقا وار هوسیم"،"خسته نشو ای من من، آخر جاده روشنه...."،"حرف را باید زد، درد را باید گفت"،" release our friend"و.....
بنا به گزارشات رسیده از تبریز دانشجویان معترض با حرکت به سمت ساختمان مرکزی دانشجویان درآن جا نیز تجمع نمودند و در نهایت با قرائت نامه ای خطاب به ریاست دانشگاه تجمع اعتراضی خود را به پایان رساندند.
متن نامه ی قرائت شده ی دانشجویان به این شرح است:
بسمه تعالی
ریاست محترم دانشگاه تبریز جناب آقای دکتر علوی
با سلام


همچنان که مستحضرید دانشجویان دانشگاه تبریز سال تحصیلی جدید را در حالی آغاز می کنند که 6 تن از دوستان و همکلاسی ها یشان در بازداشت به سر می برند. این دستگیری ها از روز 27 تیر ماه با بازداشت سجاد رادمهر- دانشجوی کارشناسی ارشد مکانیک، فراز زهتاب و آیدین خواجه ای-دانشجویان کارشناسی حقوق- آغاز شد و با بازداشت امیر مردانی-دانشجوی مهندسی برق-، مقصود عهدی-دانشجوی جغرافیا- و منصور امینیان-دانشجوی کارشناسی ارشد مکانیک- ادامه یافت و با توجه به طولانی بودن مدت زمان بازداشت این دانشجویان مهر ماه را از حضور در ساحت دانشگاه محروم مانده اند.

دانشگاه به عنوان قلب تپنده ی ظلم ستیزی، همواره طعم تلخ برخورد های قهر آمیز را چشیده با این حال هرگز تزلزلی در اراده ی حق خواهی خود راه نداده است. ادامه ی چنین برخوردهایی نیز نتیجه ای جز افزایش نارضایتی در میان اقشار مختلف جامعه نخواهد داشت.

در این میان بازداشت های اخیر با بی مهری و بی توجهی مسئولین دانشگاه همراه بوده است. بی شک در مقام حمایت بر آمدن از این دانشجویان نه کاری سترگ که حفظ شان و حیثیت دانشجو و دانشگاه است.

لذا از شما به عنوان مقام اول دانشگاه خواهشمندیم از تمامی توان و اختیارات خود برای آزادی هرچه سریعتر دانشجویان در بند استفاده نمایید.

با تشکر
رونوشت به:
نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه تبریز
ریاست دانشکده ی مهندسی کامپیوتر و برق
ریاست دانشکده ی علوم انسانی و اجتماعی
ریاست دانشکده ی فنی مهندسی مکانیک

فرشید آذرنیوش از فعالان صنفی دانشگاه قزوين از سوی کمیته انضباطی از ادامه تحصیل محروم شد

به گفته منابع اگاه در دانشگاه بین المللی قزوین، فرشید آذرنیوش از فعالان صنفی این دانشگاه از سوی کمیته انضباطی از ادامه تحصیل محروم شد. آذرنیوش دانشجوی رشته مدیریت صنعتی و رییس شورای صنفی دانشجویان این دانشگاه است که سال گذشته پیگیر مطالبات معوق دانشجویان بود و در تحصن 10 ساعته این دانشگاه نقش فعالی داشت
آذرنيوش با نگارش مقاله در وبلاگ ها و سایت های دانشجویی خواستار وحدت صنفی دانشجویان شده بود. اما در روزهای ثبت نام دانشجویان برای آغاز سال تحصیلی جدید فایل ثبت نام وی بسته و وی به کمیته انضباطی فراخوانده شد و در آنجا به وی ابلاغ شده که تا اطلاع ثانوی از تحصیل محروم است.

۱۳۸۷ مهر ۵, جمعه

صدور حكم اعدام براي يك زن و يك مرد

دستگاه قضائية حكم اعدام دو زنداني از جمله يك زن جوان را در تهران صادر كرد.اين دو زنداني طاهره و مجتبي نام دارند .

یورش به منازل و دستگیری اعضای خانوادۀ زندانیان سیاسی

بنابه گزارشات رسیده از شهر گلپایگان روز پنجشنبه 4 مهر ماه تقریبا تمامی اعضای خانواده نیکبخت بایورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به اداره اطلاعات این شهر منتقل شدند.
روز پنجشنبه بدخواهی معاون اداره اطلاعات گلپایگان همراه با تعدادی از مامورین وزارت اطلاعات به منزل آقای نیکبخت یورش بردند و خانم منیژه شفاعت 50 ساله مادر خانواده ،خانم نسرین نیکبخت همراه با 2 برادر ایشان را دستگیر و به اداره اطلاعات منتقل نمودند.آنها از ساعت 11:00 تا ساعت 14:00 تحت بازجوئی بدخواهی قرار داشتند که در حین بازجوئی تحت فشار و اهانت این فرد قرار داشتندو پس از ساعتها بازداشت خودسرانه آنها را آزاد کردند. مامورین وزارت اطلاعات همچنین همزمان به یکی دیگر از منازل آنها در شهر اصفهان یورش بردند و خانم هما نیکبخت را دستگیر و به اداره اطلاعات اصفهان منتقل نمودند.خانم هما نیکبخت دانشجوئی دانشگاه شهر کرد از ساعت 10:00 تا ساعت 19:00 تحت بازجوئی و اذیت و آزار آنها قرار داشت که او را هم ساعاتی بعد آزاد نمودند.
در طی 2 هفتۀ گذشته این دومین بار است که به منزل این خانواده یورش برده می شود و آنها را بعد از ساعتها بازجوئی و اذیت وآزار آزاد می کنند.
از طرفی دیگر آقای محمد نیکبخت فرزند دیگر این خانواده که مدتها است به بدترین بند این زندان منتقل گردیده و توسط فردی بنام عباس گرجی معاون اداره حفاظت و اطلاعات زندان اصفهان تهدید به مرک و تحت اذیت وآزار او قرار دارد. آقای نیکبخت به دستور هاشمی رئیس فعلی زندان و عباس گرجی از بند 2 به بند 3 منتقل گردید این بند محل نگهداری قاچاقچیان و مصرف کنندگان مواد مخدر می باشند و دارای شرایطی طاقت فرسا و غیر انسانی است.در این بند که چندین برابر ظرفیتش، زندانی جا داده اند و زندانیان بدلیل کمبود جا مجبورند که در راهروهای سرویسها و راه پله ها استراحت کنند.زندانیان این بند اکثرا مبتلا به بیماریها واگیر دار هستند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، یورش به منازل ،دستگیری، بازجوئی و تحت فشار قرار دادن خانواده ها و تهدید به حذف فیزیکی و مورد اذیت وآزار قرار دادن زندانیان سیاسی را محکوم می کندو از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر سازمانهای حقوق بشری خواستار دخالت برای پایان دادن به شرایط قرون وسطائی علیه زندانیان سیاسی و خانواده های آنها در ایران است
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
5 مهر 1387 برابر با 26 سپتامبر 2008
شرایط زندانی سیاسی فوق را به سازمانهای زیر گزارش شد
1-عفو بین الملل
2- شورای حقوق بشر سازمان ملل
3- کمیسر عالی حقوق بشر
4- دیدبان حق

مورد محاکمه قرار دادن یکی از اعضای زندانی خانواده های قتل عام 1367

بنابه گزارشات رسیده از بند 350 زندان اوین ، زندانی سیاسی علی صارمی روز سه شنبه 2 مهر ماه به شعبه 15 دادگاه انقلاب برده شد.
آقای علی صارمی روز سه شنبه به شعبه 15 دادگاه انقلاب که فردی به نام صلواتی رئیس آن می باشد فرا خوانده شد. وزارت اطلاعات با پرونده سازیها و نسبت دادن اتهامات سنگینی سعی دارد که احکام سنگینی را علیه ایشان صادر کنند. در کیفر خواستی که توسط رحمتی و سید (نام مستعار) بازجویان وزارت اطلاعات علیه او تنظیم کرده بودند قرائت گردید این پرونده بر اساس موادی از قوانین رژیم تنظیم شده بود که احکامی مانند محاربه شامل آن می شود ، که با رد تمامی اتهامات ساختگی بازجویان وزارت اطلاعات واعتراض شدید آقای صارمی مواجه گردید.وقتی که صلواتی با اعتراضات شدید آقای صارمی مواجه گردید اعلام کرد که از وزارت اطلاعات در این باره مجددا استعلام خوهد گرفت و برای چندمین بار دادگاه به تعویق افتاد. تا به حال با استفاده از شیوه به تعویق انداختن دادگاه آقای صارمی بیش از یکسال است که در بلاتکلیفی در زندان بسر می برد.
صلواتی در صدور احکام سنگین علیه فعالین حقوق بشری،سیاسی،کارگری و دانشجوئی نقش ویژه ای دارد و تا به حال تعداد زیادی از آنها را به احکام سنگینی محکوم کرده است.برخورد صلواتی با زندانیان سیاسی در صحن دادگاه همانند بازجویان وزارت اطلاعات می باشد او همچنین با وکلاء و خانواده های زندانیان سیاسی برخوردی خشن و غیر انسانی دارد.بازجویان وزارت اطلاعات برای صدور احکام سنگین زندانیان سیاسی را معمولا به این شعبه معرفی می کنند.
آقای علی صارمی سال گذشته پس از شرکت در مراسم نوزدهمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی سال 1367 در خاوران، 13 شهریور با یورش مامورین وزارت اطلاعات که توسط یکی از بازجویان وزارت اطلاعات با نام(مستعار) رحمتی آنرا فرماندهی می کرد در محل کارش دستگیر و به بند مخوف 209 زندان اوین منتقل گردید و بیش از 4 ماه در سلولهای انفرادی تحت شکنجه های وحشیانه روحی و جسمی قرار داشت.آقای صارمی سپس به بند 350 زندان اوین منتقل گردید او بیش از یک سال است که در بلاتکلیفی بسر می برد و تا به حال چندین بار، دادگاه او به دلائل واهی به تعویق افتاده است.آقای صارمی تا به حال 4 بار دستگیر شده است که جمعا نزدیک به 21 سال در زندانهای رژیم تحت شرایط قرون وسطائی بسر برده است.
علاوه بر آقای صارمی اعضای دیگری از خانواده های قتل عام سال 67 در زندان اوین بسر می برند که عبارتند از :محمد علی منصوری،میثاق یزدان نژاد و محسن نادری هستند.که تعدادی از آنها در بلاتکلیفی بسر می برند.
لازم به یادآوری است که سازمان عفو بین الملل طی فرآخوانی که در تاریخ 2 نوامبر 2007 صادرکرد زندانی کردن خانواده های قتل عام 1367 را محکوم نمود.و در طی فرآخوانی دیگر در مورد قتل عام زندانیان سیاسی سال 1367چنین ادامه مید هد: كسانی كه مسئول این كشتار بوده‌اند - كه یكی از بدترین تعدیات ارتكابی در ایران بشمار می‌رود - باید تحت تعقیب قرار بگیرند و در دادگاهی كه قانونی و عادی تشکیل شود، با رعايت همه تضمین‌های رویه‌ای لازم، بر اساس استانداردهای بین‌المللی دادرسی‌های عادلانه محاكمه شوند. این افراد در صورتی كه مجرم شناخته شوند باید به نحوی متناسب با خصوصیت بسیار سنگین این جنایات، ولی بدون حكم اعدام یا كیفرهای بدنی، مجازات شوند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، ادامه بازداشت خانوادهای قتل عام زندانیان سیاسی 1367 و پرونده سازی و مورد محاکمه قرار دادن آنها بدلیل شرکت در مراسمی که بستکانشان بدستور این رژیم به قتل رسیده اند را محکوم می کند و از سازمانهای حقوق بشری خواستار مداخله برای آزادی فوری آنها است.
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
5 مهر 1387 برابر با 26 سپتامبر 2008
وضعیت زندانیان سیاسی فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل

۱۳۸۷ مهر ۲, سه‌شنبه

حکم زندان و شلاق نسرین افضلی برخلاف قانون تایید شد

شعبه 21 دادگاه تجدیدنظر استان تهران برخلاف قانون، حكم به شش ماه حبس وده ضربه شلاق تعلیقی صادره از شعبه 13 دادگاه انقلاب نست به خانم نسرین افضلی را تایید کرد.
در تاريخ 13 اسفند ماه سال 1385 مقرر شد تا محاكمه پنج از فعالان حقوق زن، در يكي از شعبات دادگاه انقلاب برگزار گردد چون موضوع از اهميت بالايي برخوردار بود عده اي از زنان به خصوص روزنامه نگاران و همچنين فعالان حقوق زن ، جهت شركت در محاكمه در دادگاه انقلاب حاضر شدند.
دادگاه حضور افراد غير مرتبط با پرونده را نپذيرفت و به ناچار حاضرين در مقابل درب دادگاه انقلاب ، منتظر اتمام محاكمه شدند بدون آنكه اقدام ناشايستي انجام دهند. از طرفي چون دادگاه با تأخير آغاز شد اين عده نيز همچنان منتظر بودند. مسلماً اگر دادگاه در موعد مقرر برگزار مي گرديد و به اتمام مي رسيد اين تعداد از زنان متفرق مي شدند. به هر حال بودن اين عده زن باعث عدم رضايت پليس امنيت گرديد تا اينكه به يكدفعه ، پليس امنيت تهران با دو دستگاه ون به سراغ زنان آمده و تعداد 33 نفر از آنها كه هيچگونه فعل خلاف قانون مرتكب نشده بودند را به ناحق دستگير و بدواً به كلانتري واقع در خيابان وزراء برده و در شب همان روز به زندان اوين منتقل و اتهامات: اجتماع و تباني به قصد برهم زدن امنيت كشور، اخلال در نظم عمومي و تمرد در مقابل پليس تفهيم و قرار مجرميت و كيفر خواست از طريق معاونت امنيت دادسراي انقلاب صادر و در نهايت با ارجاع پرونده ها به شعبه 13 دادگاه انقلاب تعدادي از زنان محاكمه و تبرئه گرديد و تعدادي همچون نسرين افضلي به اتهام اخلال در نظم عمومي به شش ماه حبس و ده ضربه شلاق با در نظر گرفتن مادة 25 قانون مجازات اسلامي، مجازات هاي فوق به مدت دو سال تعليق گرديد .
قاضي شعبه سيزدهم صرفا اتهام اخلال در نظم عمومي را به خانم افضلي تفهيم و در نهايت به همين اتهام حكم به محكوميت ايشان صادر نموده و او را بري از ديگر اتهامات دانستند.
اتهام اخلال در نظم عمومي از جمله جرايم خارج از شمول مادة 5 قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب مي باشد مادة 5 قانون مذكور صلاحيت دادگاه انقلاب را در رسيدگي به جرايم احضاء نموده است كه عبارتند از 1- كليه جرايم عليه امنيت داخلي و خارجي و محاربه يا افساد في الارض 2- توهين به مقام بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران و مقام معظم رهبري 3- توطئه عليه جمهوري اسلامي ايران يا اقدام مسلحانه و ترور و تخريب مؤسسات به منظور مقابله با نظام 4- جاسوسي به نفع اجانب 5- كليه جرائم مربوط به قاچاق و مواد مخدر6- دعاوي مربوط به اصل 49 قانون اساسي.
ملاحظه مي فرمائيد كه جرم "اخلال در نظم عمومي" خارج از مواد ياد شده بوده و رسيدگي به اتهام نسرين افضلي در صلاحيت دادگاه عمومي ذيصلاح مي باشد.
همانطور كه مرقوم گرديد افرادي كه در مقابل دادگاه انقلاب منتظر اتمام محاكمه دوستان خود بودند بي آنكه مرتكب اقدام خلاف قانوني از جمله هياهو و جنجال يا حركات غير متعارف يا تعريض به افراد نمايند دستگير شدند در اين خصوص چون دادگاه ، موكل را به استناد ماده 618 قانون مجازات اسلامي محكوم به حبس و شلاق نموده است ضمن بيان عين ماده قانوني ، عدم تطبيق حضور خانم افضلي در دادگاه انقلاب با متن قانوني را تشريح خواهم نمود.
ماده 618 قانون فوق الاشعار مقرر مي دارد :« هركس با هياهو و جنجال يا حركات غير متعارف يا تعرض به افراد موجب اخلال نظم و آسايش و آرامش عمومي گردد يا مردم را از كسب و كار باز دارد به حبس از سه ماه تا يكسال و تا ( 74 ) ضربه شلاق محكوم خواهد شد.»
اولاً – جرم مذكور از جمله جرائم مقيد مي باشد و مشروط است به اينكه هياهو يا حركات نامتعارف عملاً موجب اخلال در نظم و آسايش عمومي يا ممانعت مردم از كسب و كار گردد.
در تمام اوراق پرونده حتي به يك مورد از موارد ياد شده اشاره نشده و احدي از افراد شكايتي عليه موكله يا ديگر دستگير شدگان ننموده اند چرا كه اخلال در نظم و آسايش عمومي يا ممانعت مردم از كسب و كار مستلزم آن است كه لااقل يك نفر مورد آزار و اذيت قرار گيرد و يا از كسب و كارش باز ماند.
هياهو به معناي شور و غوغا و داد و فريادي هم صورت نگرفته و دليلي نيز تاكنون مبني بر وجود اين عناوين در پرونده وجود نداشته و از جانب معاون محترم دادستان ارائه نشده است.
نتيجه اينكه عنصر مادي جرم در رابطه با اتهام متهم ، وجود نداشته و از اين لحاظ حكم صادره مخدوش است.
جالب اينكه تعدادي از اين دستگير شدگان از جمله خانم آسيه اميني قبل از موكله، محاكمه و تبرئه گرديدند ليكن پس از آن وضعيت به يكدفعه تغيير نمود و خانم افضلي به همراه چند نفر ديگر از دستگير شدگان به حبس و شلاق محكوم شدند.

ثانياً – صرفنظر از اينكه اخلالي در نظم و آسايش و آرامش عمومي صورت نگرفته ، حتي فكر اخلال در نظم و آسايش و آرامش عمومي در ذهن خانم افضلي خطور نكرده است تا بگوئيم وي سوء نيت در ارتكاب جرم داشته باشد وي به عنوان خبرنگار نشرية زنان جهت تهيه گزارش حاضر شده و قصد داشت تا از روند رسيدگي به محاكمه پنج فعال حقوق زن گزارش تهيه كند كه متأسفانه بر خلاف قانون دستگير و به بازداشتگاه اعزام شد.
فعالین حقوق بشر وجدان بيدار جامعه مي باشند كه با فعاليتهاي قانوني شان، صرفا قصد دارند خدمتي به جامعه نموده، فعالین حقوق زن می خواهند تبعيضات نابرابر بين مرد و زن حذف و اين قشر از افراد اجتماع از حقوق يكسان برخودار باشند كه اين امر نه تنها جرم نيست بلكه يكي از اهداف بديهي قانون اساسي كشورمان مي باشد.
به هر حال این حکم ناعادلانه تایید شده و در موعد مقرر از دادستان کل کشور درخواست رسیدگی مجدد را خواهم خواست.
محمد مصطفايي

ابراز نگرانی سازمان عفو بین الملل از شکنجه ۹ فعال آذری


ابراز نگرانی سازمان عفو بین الملل از شکنجه ۹ فعال آذری

مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
سازمان عفو بین الملل، روز دوشنبه ۲۲ ماه سپتامبر، نسبت به «شکنجه» ۹ فعال حقوق مدنی آذربایجان، ابراز نگرانی کرد. در اعلامیه سازمان عفو بین الملل گفته شده که ۹ فعال فوق، روز ۱۰ سپتامبر ۲۰۰۸ توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده اند و هم اکنون در بند ۲۰۹ زندان اوین، که زیر نظارت سازمان اطلاعات جمهوری اسلامی قرار دارد، در بازداشت به سر می برند. آنها در معرض شکنجه و رفتار خشونت آمیز قرار دارند.
ترجمه فارسی متن اصلی بیانیه:
نگرانی برای سلامتی /نگرانی از شکنجه و دیگر انواع بد رفتاری/ زندانیان عقیده
ایران - فعالان حقوق فرهنگی آذربایجان:
علیرضا صرافی (مرد) سن ۵۳ مهندس عمران, روزنامه نگار و فعال فرهنگی ؛
اکبر آزاد (مرد) نویسنده؛
حسن راشدی, مهندس، مدرس زبان ترکی؛
سعید محمدی موغانلی، شاعر و روزنامه نگار؛
حسن رحیمی بیات, مهندس عمران، فعال حقوق بشر؛
حسین حیدری، دانشجوی ارشد جامعه‌شناسی؛
عباس نعیمی, فعال فرهنگی و عضو NGO اورین؛
مهدی نعیمی, شاعر و استاد زبان ترکی در دانشگاهها‌؛
صیاد محمدیان, فعال در زبان ترکی.

۹ فعال آذربایجانی که در بالا نامشان قید شده است ازتاریخ دستگیریشان در ۱۰ سپتامبر در زندان انفرادی نگهداری می‌شوند.آنها در زندان انفرادی سرویس اطلاعات در بند ۲۰۹ زندان اوین تهران محبوس می‌باشند و در معرض خطر شکنجه و رفتار نامناسب قرار دارند. چنین به نظر می‌آید مسئولین خواسته‌اند تا هرفعالیتی که احتمالا منجر به اعتراض به روز شروع مدارس (۱ مهر مصادف با ۲۳ سپتامبر) شود جلوگیری کنند. عفو بین‌الملل معتقد است که احتمالا آنها به خاطر عقیده‌شان زندانی شده‌اند وزندانی شدن آنها به جهت بیان خواسته‌ی صلح‌آمیرشان که از حق آزاد ی و بیان خواسته‌های جمیعشان هست ناشی گردیده است.
در غروب ۱۰ سپتامبر نیروهای لباس شخصی که باور می‌شود نیروهای اطلاعات باشند حداقل ۱۸ آذربایجانی که برای مراسم افطار دور هم جمع شده بودند را بازداشت کردند. آنها در خانه آقای صیاد محمدیان فعال آذربایجانی که از بازداشت‌شدگان است دستگیر شدند بدون اینکه حکم حبسی در ضمن جلب صادر شده باشد. بازداشت‌شدگان از فعالان برجسته جامعه فعالان آذربایجانی ایران هستند که شامل نویسندگان، روزنامه‌نگاران و مدافعان حقوق بشر می‌باشند.
در بین ۱۸ نفر بازداشت ‌شد‌گان زن و بچه هم بودند که بعداً آزاد شدند. آقایان و خانم‌ها بعد از بازپرسی به قید کفالت آزاد شده‌اند که شامل رقیه علیزاده، همسرعباس لسانی (رجوع شود به: UA ۱۶۳/۰۶, MDE ۱۳/۰۶۳/۲۰۰۶, ۰۸ June ۲۰۰۶, and follow-ups) زندانی عقیده است و سه فرزند آنهاست که مدت اندکی نگه داشته شده‌اند.
خانواده این نه نفر هیچ‌گونه اطلاعاتی راجع به آنها ندارند. در ۱۵ سپتامبر کارمند دادگاه تهران به وجیهه فکور همسر علیرضا صرافی (یکی از زندانیان) گفته است که ۹ نفر بازداشتی در بند ۲۰۹ اوین به صورت انفرادی زندانی می‌باشند و بازپرسی از آنها چند هفته به طول خواهد کشید.
وجیهه فکور (صرافی) با رادیو فردا که یک شبکه خارج از ایران است درباره دستگیرشدگان گفتگویی انجام داده است. مسئولین به زور وارد خانه شدند لپ تاب، وسایل شخصی، دست‌نوشته‌های علیرضا صرافی و تمامی کتابهای ترکی آذربایجانی خانه را، ‌سی‌دی‌ها و تمامی کارتهای شناسایی خانوداگی شامل پاسپورتها را با خود بردند. ۱۰ نفر آنها برگه‌ای به این مضمون همراه داشت که “برای مقابله با افراد پان تورکیست و قومگرا اجازه ورود با زور برای آنها صادر شده است و می‌توانند موانع فیزیکی این کار از پیش بردارند ” اما برای عفو بین‌الملل این مجوزها قانونی نیست.
در سالهای گذشته روز اول مهر (روز بازگشایی مدارس) توسط فعالان آذربایجانی تحریم می‌شد. تا نشان دهنده تضییع حقوق کودکان آذربایجانی جهت آموزش به زبان مادری خویش باشند (نگاه کنید به وضعیت عمومی در: http://www.amnesty.org/en/library/asset/MDE۱۳/۱۰۸/۲۰۰۶/en/dom-MDE۱۳۱۰۸۲۰۰۶en.html)
سال تحصیلی در یک مهر در ایران شروع میشود. چنین برداشت می‌شود که مسئولین امر این فعالین را جهت جلوگیری از طرح بایکوت مدارس در یک مهر بازداشت کرده باشند.
اطلاعات پیش‌زمینه:
آذربایجانیها ؛ در ایران بزگترین اقلیت قومی هستند. آنها عمدتا شیعه بوده و در مناطق شمال و شمالغرب ایران ساکن هستند و دست کم ۲۵ الی ۳۰ در صد از جمعیت ایران را شامل می شوند. اگر چه آنان بطور کلی در جامعه ایران بخوبی جذب شده اند، اما در سالهای اخیر بطور فزاینده ای حقوق فرهنگی و زبانی مانند حق تحصیل بزبان ترکی آذربایجانی، که معتقدند در قانون اساسی ایران آمده است، و همچنین حق تجلیل از میراث فرهنگی و تاریخی خود را مطالبه کرده اند که اغلب این مطالبات توسط مقامات ایرانی سرکوب شده است.

۱۳۸۷ مهر ۱, دوشنبه

عبدالله نوری توسط نزدیکان احمدی نژاد به ترور تهدید شد

ادوارنیوز: حاج منصور ارضی مداح مشهور و تندرو، در جریان مراسم لیالی قدر در شب بیستم ماه رمضان با اشاره به زمزمه هایی پیرامون کاندیداتوری عبدالله نوری در انتخابات آتی ریاست جمهوری وی را به ترور و ضرب و شتم تهدید کرد.

منصور ارضی که در مسجد ارک تهران به مداحی می پرداخته ضمن اشاره به طرح کاندیداتوری"عبدالله نوری" در انتخابات آتی ریاست جمهوری گفته است: "از طرف به من به او بگویید اگر جان خود را دوست دارد وارد این میادین نشود".

بنا به گفته حاضرین در این مراسم، منصور ارضی با یادآوری حادثه ضرب و شتم عبدالله نوری و عطاء الله مهاجرانی وزرای دولت محمد خاتمی در سال 77 در حاشیه نماز جمعه تهران افزوده است: "اگر نوری بخواهد کاندیدا شود می دهیم حسابش را برسند".

گفتنی است در سال 1377 و بعد از پایان نماز جمعه در تهران اعضای منتسب به گروه موسوم به "انصار حزب الله" با هجوم به عبدالله نوری و عطاالله مهاجرانی به ضرب و شتم ایشان پرداختند. در عین حال در سالهای اخیر شایعات متعددی مبنی بر قصد مهاجمان برای مضروب کردن نوری به وسیله چاقو در سایتهای اینترنتی منتشر شده است.