۱۳۸۷ مهر ۱, دوشنبه

عبدالله نوری توسط نزدیکان احمدی نژاد به ترور تهدید شد

ادوارنیوز: حاج منصور ارضی مداح مشهور و تندرو، در جریان مراسم لیالی قدر در شب بیستم ماه رمضان با اشاره به زمزمه هایی پیرامون کاندیداتوری عبدالله نوری در انتخابات آتی ریاست جمهوری وی را به ترور و ضرب و شتم تهدید کرد.

منصور ارضی که در مسجد ارک تهران به مداحی می پرداخته ضمن اشاره به طرح کاندیداتوری"عبدالله نوری" در انتخابات آتی ریاست جمهوری گفته است: "از طرف به من به او بگویید اگر جان خود را دوست دارد وارد این میادین نشود".

بنا به گفته حاضرین در این مراسم، منصور ارضی با یادآوری حادثه ضرب و شتم عبدالله نوری و عطاء الله مهاجرانی وزرای دولت محمد خاتمی در سال 77 در حاشیه نماز جمعه تهران افزوده است: "اگر نوری بخواهد کاندیدا شود می دهیم حسابش را برسند".

گفتنی است در سال 1377 و بعد از پایان نماز جمعه در تهران اعضای منتسب به گروه موسوم به "انصار حزب الله" با هجوم به عبدالله نوری و عطاالله مهاجرانی به ضرب و شتم ایشان پرداختند. در عین حال در سالهای اخیر شایعات متعددی مبنی بر قصد مهاجمان برای مضروب کردن نوری به وسیله چاقو در سایتهای اینترنتی منتشر شده است.

علت بازداشت مهدی ذاکریان

گزارش دریافتی: خبر جدید درمورد علت بازداشت دکترمهدی ذاکریان توسط نیروهای امنیتی. بنابربرخی منابع موثق در درون وزارت اطلاعات دلیل اصلی بازداشت دکتر ذاکریان به جهت تاسیس انجمن ایرانی روابط بین الملل است که وی درآنجا اقدام به اجرای سمینارهایی مینمود که ضمن دعوت میهمانان خارجی، افراد آزادانه حق انتقاد از رژیم را داشتند و قصد وزارت اطلاعات ازدستگیری او افزایش فشار برای تعطیلی این انجمن میباشد.

مهدی ذاکریان ۴۰ ساله، دانش‌آموخته دانشگاه امام صادق، ماه گذشته در منزل مسکونی‌اش به اتهامی که تا کنون از سوی مقامات به طور رسمی اعلام نشده، از سوی مأموران وزارت اطلاعات بازداشت شد. روزنامه اعتماد‌ ملی در گزارش کوتاهی اعلام کرد که مسئولان دادگاه انقلاب به مادر آقای ذاکریان گفته‌اند که اتهام فرزندش «جاسوسی» است.

حکم 4 سال زندان برای مقاله نویس مجله سرزمین آریایی

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

بنابه گزارشات رسیده از بند 350 زندان اوین، زندانی سیاسی سید ظهور نبوی مقاله نویس مجله توقیف شده سرزمین آریایی که در تاریخ 10 فروردین 1387 دستگیر و به بند 350 زندان اوین منتقل گردید بخاطرنوشتن مقاله هایی در مجله سرزمین آریایی به 4 سال زندان محکوم شده است.

آقای نبوی از ناراحتیهای حاد گوارشی رنج می برد ولی تا به حال از درمان او خوداری کرده اند.تقاضای او برای بازبینی پرونده اش تا به حال به نتیجه نرسیده و هرگونه رسیدگی منوط به تقاضای عفو از دادگاه انقلاب است .در حالی که او یک مقاله نویسی است که در مجله ای با مجوز انتشار رسمی و سراسری سلسله مقالاتی نوشته بوده است. آنها وقتی که در مقابل این سئوال آقای نبوی قرار می گیرند که بابت چه چیزی باید تقاضای عفو کنم؟ پاسخی به ایشان داده نمی شود.

خانواده آقای نبوی با مراجعات مکرار به دادگاه با برخوردهای توهین آمیز و غیر انسانی مواجه هستند.در روزهای اخیر فرزند آقای نبوی به دادگاه انقلاب مراجعه نموده و درخواست پدرش برای به جریان انداختن پرونده و لغو حکم سنگین و غیر انسانی که علیه او بکار رفته است به آنها داد.

فردی بنام احمد زرگر رئیس شعبه 36 دادگاه در جواب به فرزند آقای نبوی با لحنی تهدید آمیز گفت: بابات چرا درخواست عفو نکرده ؟ که با جواب فرزند آقای نبوی بابام بابت چه چیزی تقاضای عفو کند! که با جواب خشم آلود و پرخاشگر این فرد مواجه می شود و می گوید :پس بماند 4 سالش را طی کند.

از طرفی دیگر خانواده آقای نبوی با فشارها و اذیت وآزارها مامورین وزارت اطلاعات مواجه هستند و دائم آنها را به اداره اطلاعات سمنان احضار می کنند مورد بازجوئی ،تهدید و بازداشت قرار می گیرند .از اشتغال و تحصیل آنها ممانعت به عمل می آید.

خانواده آقای نبوی هنگامی که برای ملاقات با عزیزاشان مراجعه می کنند با برخودهای غیر انسانی بازرسی بدنی توهین آمیز و ممانعت از ملاقات با عزیزاشان مواجه هستند.بعنوان مثال عموی 84 ساله آقای نبوی که تنها فرزندش سید عماد نبوی در دهۀ 60 اعدام گردیده با قهولت سن و شرایط جسمی بدی از سمنان برای ملاقت مراجعه کرده بود که زندانبانان در آخرین لحظات از ملاقت او ممانعت به عمل آوردند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، صدور احکام سنگین علیه این مقاله نویس،ممانعت از درمان ،فشار وارد کردن علیه خانواده اش و ممانعت از ملاقت اعضای خانواده با او را محکوم می کند، و از سازمانهای حقوق بشری خواستار اقدامات عملی برای پایان دادن به اینگونه اعمال غیر انسانی علیه زندانیان سیاسی و خانواده های آنها است.


اول مهر 1387 برابر با 22 سپتامبر 2008
شرایط مقاله نویس فوق را به سازمانهای زیر گزارش شد
1-گزارشگران بدون مرز
2-عفو بین الملل
4- شورای حقوق بشر سازمان ملل
5- کمیسر عالی حقوق بشر
6- دیدبان حقوق بشر

بازداشت خبرنگار ایسنا در کرمان

خبرنگار خبرگزاری ایسنا در استان کرمان توسط نیروی انتظامی بازداشت شد.

به گزارش کرمان ما سید علی گلسرخی خبرنگار خبرگزاری ایسنا منطقه کویر که در حال پیگیری ترخیص همسرش از بیمارستان آیت الله کاشانی کرمان بود توسط ماموران نیروی انتظامی از بیمارستان اخراج شده و سپس با حکم بازپرس شعبه 7 دادسرای کرمان بازدداشت می شود.

نامه سرگشاده علیرضا داوودی ، فعال دانشجوئی آزادیخواه و برابری طلب ، به تمامی آزادیخواهان

سال زندان ، سال شکنجه ، سال اعدام ، سال استبداد عریان فاشیستی حاکمیت سیاه . از 13 آذر به بعد و بازداشت وشکنجه و قرارهای وثیقه سنگین بگویم یا از تابستان 87 و زندانی کردن عابد توانچه و محرومیت از ورود به دانشگاه اصغر قنبری ها . از اواخر شهریور و پروژه ارعاب و سرکوب نهاد سرکوبگر دانشگاه ( کمیته انضباطی ) بگویم یا از موج عظیم بازداشتهای تابستان 87 .
بی شک در یک سال اخیر سنگین ترین هزینه ها و شدیدترین برخوردها با فعالان دانشجوئی و کارگری و زنان و کل جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی صورت گرفته ، اما سایر دگر اندیشان نیز از تیغ ظلم وستم حاکمیت استبداد بی نصیب نمانده اند .
نداشتن خوابگاه بیش از 500 نفر از دانشجویان در دانشگاه اصفهان و نصب گیت بر درب ورودی دانشگاه تهران و تنظیم مرامنامه انضباطی برای دانشجویان جدیدالورود به منظور پاسیو کردن آنان ، روندی است که میخواهد دانشگاه ، این قلب تپنده جامعه را به پادگان تبدیل کند ، زهی خیال باطل !
دانشگاه در سالهای اخیر بلندگوی خواستهای توده ای مردم از قبیل : رفاه ، آزادی زنان و دفاع از حقوق طبقه کارگر بوده است و به همین دلیل حاکمیت سیاه استبداد قوی ترین حلقه زنجیر اعتراض اجتماعی در راه مبارزه برای یک دنیای بهتر ، یعنی دانشگاه را نشانه رفته است . اما ادامه زندگی و ساختن دنیایی جدید راهی جز مبارزه و مقاومت و پیشروی برای جنبش دانشجوئی و زنان و کارگران باقی نمیگذارد و این فشارها و سرکوبها چهره سیاه حاکمیت را عریان تر از قبل ساخته و عزم مبارزان راه آزادی و برابری را جزم تر از گذشته میسازد .
محرومیت من از تحصیل به مدت دو نیمسال دیگر ( در مجموع شش نیمسال ) عزم مرا جزم تر از گذشته ساخته است . من مبارزه خود را برای منفعت شخصی آغاز نکرده ام بلکه هدفم کمک به تغییر شرایط موجود در جامعه و احقاق حقوق سایر انسانها در کنار خود بوده است . هزینه وارده به من در کنار هزینه وارد شده بر دانشجویان آزادیخواه برابری طلب بازداشت شده در آذر و دی 86 رنگ میبازد و یک اتفاق ساده از نظر اینجانب محسوب میشود . محرومیت از اتمام تحصیل در مقطع کارشناسی ، کوچکترین خللی در پیگیری آرمان برحقم یعنی تلاش برای ساختن یک دنیای بهتر وارد نمیکند .
امروز با افتخار میگویم من یک دانشجوی آزادیخواه و برابری طلبم و با تمام توان علیه زندانی شدن عابد توانچه و وضعیت نامشخص سایر دانشجویان آزادیخواه برابری طلب که با قرار وثیقه آزاد شده اند ادامه میدهم ، با تمام توان به پایمال شدن حقوق انسانی پذیرفته شدگان فیلترشده کارشناسی ارشد نظیر اصغر قنبری و ... اعتراض میکنم ، با تمام توان به سرگردانی بیش از 500 دانشجوی بدون خوابگاه دانشگاه اصفهان اعتراض میکنم ، با تمام توان به وضعیت اسفناک طبقه کارگر اعتراض میکنم ، با تمام توان به بردگی زن و آپارتاید جنسی در سایه حاکمیت مذهبي موجود اعتراض میکنم و بطور کل سازش ناپذیری خود با وضعیت موجود را اعلام میکنم .
به امید یک دنیای بهتر
زنده باد آزادی و برابری
علیرضا داوودی
30 شهريور ماه 1387

تهدید به حذف فیزیکی یک زندانی سیاسی در زندان گوهردشت

فعالين حقوق بشر و دمكراسي
بنابه گزارشات رسیده از زندان گوهردشت کرج ، زندانی سیاسی منصور رادپور پس از مدتی زندانی بودن در سلولهای انفرادی بند سپاه زندان گوهردشت دوباره به شکنجه گاه مخوف بند 1 منتقل گردید.او در حال حاضر در سلولی که زندانیان عادی و خطرناک مبتلا به بیماریهای روحی شدید هستند قرار داده شده است که جان این زندانی را در معرض خطر جدی قرار داده است .آقای رادپور به دستور علی محمدی معاون قضلئیه زندان گوهردشت به این سلول انتقال یافته است.علی محمدی او را تهدید کرده است،" که نخواهم گذاشت تو از این بند زنده بیرون بیایی "
همچنین به آقای رادپور اعلام گردید که محکومیتش از 3 سال به 8 سال زندان افزایش یافته است. این پرونده سازی پس از انتقال به شکنجه گاه بند 1 و شکنجۀوحشیانه او صورت گرفته است ،که در اثر این شکنجه ها آقای رادپور از ناحیه سر و دست دچار شکستگی گردیده و همچنان بدون درمان در زندان نگهداری می شود. شکنجه گران به این اکتفا نکرده اند و با شیوه جدیدی که علیه چند زندانی سیاسی بکار برده اند و از جمله آنها آقای بهروز جاوید طهرانی،علیجان گرایی،محسن گرایی و اخیرا آقای رادپورمی باشند. شکنجه گران پس از شکنجه وحشیانه ،علیه آنها اقدام به شکایت و پرونده سازی کرده اند که این پرونده ها در شعبه ای از دادگاه انقلاب کرج که در دست بازجویان وزارت اطلاعات می باشد مورد رسیدگی قرار می گیرد و اقدام به صدور احکام سنگین نموده اند.
لازم به یادآوری است که آقای منصور رادپور 14 مرداد ماه دراعتراض به شرایط غیر انسانی و رفتارهای وحشیانه با زندانیان سیاسی اقدام به اعتصاب غذا نمود و در سومین روز اعتصاب غذای خود 16 مرداد ماه او را به سلولهای انفرادی بند 1 که محل شکنجه زندانیان است انتقال دادند. آقای رادپور مدتی را در سلولهای انفرادی بند سپاه زندان گوهردشت کرج بسر برد .شرایط این بند همانند بند 209 اوین می باشد و در کنترل بازجویان وزارت اطلاعات است.
بازجویان وزارت اطلاعات مستقر در بند سپاه و افرادی مانند علی حاج کاظم رئیس زندان که او شخصا در اجرای حکم اعدام و شکنجه زندانیان، تشکیل باندهای مافیائی در زندان،ورود مواد مخدر، حذف فیزیکی در زندان و موارد متعدد نظارت دارد، علی محمدی معاون قضائیه زندان که در شکنجه،تشکیل بانهای مافیایی در زندان، وارد کردن مواد مخدر به زندان، اخاذی از زندانیان اخیرا علیه او پرونده ای در دادگاه کرج تشکیل شده است بخاطر تقسیم نکردن اخاذیها بین سایر مسئولین زندان ،کرمانی رئیس حفاظت و اطلاعات و معاون وی نوید خدیوی اینان شخصا زندانیان سیاسی منتقل شده به بنده 1 را مورد شکنجه قرار می دهند،همچنین وارد کنندگان مواد مخدر به زندان و اذیت و آزار مستمر زندانیان ، خادم رئیس بند 1 و شکنجه گاهی که در آن قرار دارد.این فرد همراه با علی حاج کاظم،علی محمدی،کرمانی و نوید خدیوی با ایجاد شبکه دوربینهای مدار بسته در شکنجه گاه نوع موثر شکنجه را علیه زندانی ابداع و بکار می برند.خادم رئیس قبلی حفاظت و اطلاعات که به دلیل فساد اخلاقی و تجاوز به یک زن پاسدار زندانبان که منجر به بارداری شدن وی گردید از این سمت بر کنار و به ریاست بند 1 شگنجه گاه زندانیان منصوب گردیده. محمود مغنیان رئیس بند 4 زندان گوهردشت که از مجریان حملات خونین علیه زندانیان سیاسی و همچنین آخریان رئیس بند 2 زندان که در شکنجه و اذیت وآزار زندانیان مستقیما نقش دارد.اعمال و رفتار این افراد از مصادیق بارز جنایت علیه بشر است و زندانیان سیاسی شاهدینی هستند که می توانند بر انبوه جنایتهای آنها در هر کجای جهان گواهی دهند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، انتقال به سلولهای انفرادی،شکنجه وحشیانه ،و صدور احکام سنگین زندان علیه زندانیان سیاسی که در زندان بسر می برند را محکوم می کند.و از مراجع بین المللی و سازمانهای حقوق بشری خواستار رسیدگی به پرونده جنایت این رژیم علیه زندانیان سیاسی در ایران است
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
31 شهریور 1387 برابر با 21 سپتامبر 2008

تفتیش منزل هستی خضروی، دانشجوی بازداشت شده

منزل هستی خضروی دانشجوی رشته عمران دانشگاه خواجه نصیر که روز شنبه پس از حضور در دادگاه انقلاب، بازداشت شده بود، امروز از سوی نیروهای امنیتی به مدت 2 ساعت مورد تفتیش قرار گرفت.
هستی خضروی عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه خواجه نصیر، طبق احضاریه ای، دیروز " جهت ادای پاره ای توضیحات" در دادگاه انقلاب حضور پیدا کرد، که در آنجا بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.
تاکنون از اتهامات این عضو کمسیون زنان دفتر تحکیم وحدت اطلاعی در دست نیست.
کمیته گزارشگران حقوق بشر

توطئه ای دیگر برای نابودی آیت الله بروجردی اجرای حکم تبعید آیت الله بروجردی و 8 تن از یارانش

با وجود تلاشهای فراوان نهادها و سازمانهای مدافع حقوق بشر و صدور بیانیه های مکرر از سوی مجموعه فعالان حقوق بشر و کمپین بین المللی حقوق بشر و سازمان عفو بین الملل مبنی براینکه آیت الله بروجردی و یارانش زندانیان اعتقادی هستند و باید سریعا آزاد شوند، اما مقامات قضایی جمهوری اسلامی ایران اعتنایی به آن بیانیه ها نکرده و در مورد آزادی آنان اقدامی ننموده اند و طی حکمی تصمیم به تبعید سریع آنان به شهرستان های محل اجرای حکمشان را دارند . این در حالی است که این متهمان قبلا به احکام دریافتی خود اعتراض کرده بودند ولی اعتراضشان پذیرفته نشده بود ولی مقامات مسئول قول داده بودند که آنان را در تهران نگه می دارند و در صورت تحمل مدتی از دوران محکومیت به ایشان مرخصی داده خواهد شد. متاسفانه مقامات قضائی ایران مانند دفعات گذشته این بار هم خلف وعده کرده وبا توجه به عدم همکاری آیت الله بروجردی در اجرای سناریوی اعترافات ساختگی و پافشاری ایشان برعقایدشان و در پی آن با افشاگری خبرگزاریهای بین المللی ، این مصاحبه به دادگاهی علیه رژیم آخوندی تبدیل گردید که نتیجتا ً به رسوایی رژیم ولایت فقیه انجامید ؛ بیم آن می رود که حکومت قصد داشته باشد در حین انتقال آیت الله بروجردی و یارانش به تبعیدگاهشان، آنان را سربه نیست نماید . این شایعه پس از تهدیدهای شفاهی مقامات قضایی و مسئولین پرونده طی روزهای اخیر مبنی بر کشتن رهبرمخالف دین سیاسی وپیروانش ، قوت یافته است.
گفتنی است آیت الله بروجردی روحانی آزاداندیشی است که مطالبات ده ها میلیون ایرانی مخالف نظام ستمدینی را مطرح مینماید ، خواستار توقف اجرای احکامی چون سنگسار، اعدام و قطع اعضاء و برگزاری یک رفراندوم آزاد با حضور نمایندگان بین المللی می باشد . ایشان مدت دو سال است که زندان و شکنجه را تحمل کرده و اکنون به ده سال حبس در زندان یزد محکوم شده است . این در حالی است که آقای حسام فیروزی پزشک معالجش باقی ماندن در زندان را برای ایشان مرگ آور و بسیار خطرناک تشخیص داده است . رژیم آخوندی ایران بدنبال انتقال آیت الله کاظمینی بروجردبی به زندان یزد ، بنوعی پروژه اعدام آرام وی را دنبال می کند . لازم بذکر است این عمل بیشرمانه همزمان با حضور رئیس جمهور ایران آقای احمدی نژاد دراجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد درنیویورک و در زمانی که ابتدائی ترین حقوق انسانی وآزادیهای عقیدتی درایران لگدمال میشود ، صورت میگیرد !!
اسامی یاران محکوم به زندان درتبعید ومدت محکومیتشان به شرح ذیل می باشد :
1- مسعود سماواتيان 47 ساله، متهم رديف دوم، كارشناس ادبيات ، متاهل و صاحب دو فرزند ، محکوم به 5 سال زندان در خرم آباد .
2- عليرضا منتظرصاحب 37ساله ، متهم رديف سوم ، متاهل و صاحب يك فرزند ، محکوم به 4 سال زندان دركرمانشاه .
3- حبيب قوتي 30 ساله ، متهم رديف پنجم ، فوق ليسانس حسابداري ، متاهل ، محکوم به 4 سال زندان در همدان .
4- مجيد الستي 35 ساله ، متهم رديف هفتم ، فوق ليسانس عمران ، 4محکوم به سال زندان در زنجان .
5- مهرداد سوري 36 ساله ، متهم رديف هشتم ، كارشناس برق ، محکوم به 2 سال زندان در تهران .
6- محمدرضا صادقي 36 ساله ، متهم رديف نهم ، مدير اخراجي يكي از ادارات دولتي ، محکوم به 2 سال زندان در تهران .
7- حسن هريسچيان 35 ساله ، متهم رديف دهم ، متاهل و صاحب يك فرزند ، مهندس عمران ، محکوم به 2 سال زندان در تهران .
8- علي اربابي، متهم رديف يازدهم ، محکوم به 2 سال زندان در تهران .

دو تن دیگر از متهمین پرونده که احضار شده ولی هنوز به زندان برده نشده اند عباتند از:
1- علي شهرابي فراهاني 33 ساله ، متهم رديف چهارم ، متأهل و صاحب يك فرزند ، محکوم به 4 سال زندان در قزوين .
2- احمد كريميان 39 ساله ، متهم رديف ششم ، مجروح شيميائي دوران جنگ ، فوق ليسانس فيزيك و مدرس اخراجي دانشگاه آزاد ، محکوم به 4 سال زندان در سمنان .

امید است نهادها و سازمانهای مدافع حقوق بشر ضمن محکوم نمودن این اقدامات غیر قانونی ، مانند گذشته به حمایتهای تأثیر گزار خود از این زندانیان عقیدتی ، ادامه دهند .

آخرين اخبار از وضعيت كارگران نساجي سنندج

2 نفر از کارگران نساجی کردستان، به عنوان نماینده کارگران روز یکشنبه به تهران آمدند تا در دفتر مرکزی این کارخانه واقع در میدان آرژانتین با مسئولین این کارخانه و نماینده مجلس ملاقات داشته باشند .
اين دو نماينده بعد از ملاقات با نماینده مجلس (کردستان) گفتند كه آخرین تصمیم این است، که کارگران قراردادی باید اخراج شوند و کارگران رسمی در کارخانه مشغول می مانند تا سال آینده به بازنشستگی نایل شوند .
در آخر طی قراری که با این دو نماينده گذاشته شده ، قرار بر اين بود كه بعد از خارج شدن از جلسه با ایشان دیداری داشته باشند که متاسفانه این بار نماینده مجلس ولخرجی کرده و با وسیله شخصی خود نمایندگان اعزامی را به ترمینال غرب برده و بعد از خرید بلیط و فرستادن نامبردگان باعث لغو ملاقات شده است .

دستگيري فعال مدني بلوچ در خاش

بنا بر گزارش هاي رسيده امير حمزه كردي جوان فعال مدني اهل سنت بلوچ روز گذشته در شهر خاش توسط ماموران اطلاعات وامنيت نيروي انتظامي دستگير و به نقطه نا معلومي انتقال يافت .

۱۳۸۷ شهریور ۲۷, چهارشنبه

دستگیری 2 عضو یک خانواده زندانی سیاسی


دستگيري وبازداشت

بنابه گزارشات رسیده از گلپایگان روز سه شنبه 26 شهریور ماه خانم ها هما نیکبخت و نسرین نیک بخت با یورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به اداره اطلاعات گلپایگان منتقل شدند.

خانم هما نیکبخت دانشجوی دانشگاه شهر کرد و خواهر ایشان نسرین نیکبخت روز سه شنبه با یورش مامورین وزارت اطلاعات که توسط فردی بنام بدخواهی معاون اداره اطلاعات، آنها را فرماندهی می کرد دستگیر و به اداره اطلاعات گلپایگان منتقل شدند. آنها ساعتها مورد بازجوئی ،اهانت و تهدید بدخواهی قرار داشتند. وقتی که خانم نیکبخت علت دستگیری خود را از بدخواهی خواستار شد.بدخواهی در جواب آنها گفت:اقدام علیه امنیت ملی ،ما اینها را پرونده می کنیم و احتمال دارد در آینده به دادگاه احضار خواهید شد. بدخواهی در ادامه تهدیداتش به خانم نیکبخت گفت : رفتن به دانشگاه را فراموش کن. آنها بعد از چندین ساعت بازجوئی و بدرفتاری آزاد شدند.ولی هنوز هم از علت دستگیری خود مطلع نیستند. بدخواهی در دستگیری،بازداشت و شکنجه این خانواده و سرکوب مردم گلپایگان نقش مستقیم دارد. خانم ها هما و نسرین نیکبخت خواهران زندانی سیاسی محمد نیکبخت می باشند.

از طرفی دیگر فشارها ،تهدیدات و اذیت و آزار علیه آقای محمد نیکبخت زندانی سیاسی در زندان مرکزی اصفهان به نحو بی سابقه ای شدت یافته . فردی بنام عباس گرجی معاون حفاظت و اطلاعات زندان ورئیس بند 3 از زندانیان عادی و خطرناک این بند خواسته که به آقای نیکبخت با تیزی حمله وار شوند و او را طوری مضروب کنند که به بیمارستان منتقل گردد و در صورت موفق بودن احکام آنها تقلیل خواهد یافت وبه آنها مرخصی داده خواهد شد.

آقای نیکبخت به دستور هاشمی رئیس فعلی زندان و عباس گرجی از بند 2 به بند 3 منتقل گردید این بند محل نگهداری قاچاقچیان و مصرف کنندگان مواد مخدر می باشند و دارای شرایطی طاقت فرسا و غیر انسانی است.در این بند که چندین برابر ظرفیتش، زندانی جا داده اند و زندانیان بدلیل کمبود جا مجبورند که در راهروهای سرویسها و راه پله ها استراحت کنند.زندانیان این بند اکثرا مبتلا به بیماریها واگیر دار هستند.

هاشمی رئیس زندان،مهاجر از مدیران زندان و عباس گرجی از وارد کنندگان مواد مخدر به صورت انبوه در زندان هستند.آنها با تشکیل باندهای مافیای در بندهای مختلف مواد مخدر را در اختیار زندانیان قرار میدهند.هاشمی،مهاجر وعباس گرجی با تشدید فشار علیه زندانیان که اکثرا جوانانی هستند در سنینی بین 19 تا 35 سال به سمت مصرف مواد مخدر و اعتیاد سوق میدهند.

عباس گرجی و مهاجر از شکنجه گران شناخته شده زندان اصفهان می باشند و در اثر شکنجه های این افراد تا بحال جندین نفر دچار نقص عضو شده اند .

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ، دستگیری،بازجویی و بدرفتاری با خانواده های زندانیان سیاسی و تحت فشار قرار دادن زندانیان سیاسی را محکوم می کند و از سازمانهای حقوق بشری برای پایان دادن به این جنایت ها علیه زندانیان سیاسی و خانواده های آنها استمداد می طلبد.

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

27 شهریور 1387 برابر با 17 سپتامبر 2008

شرایط زندانی سیاسی فوق را به سازمانهای زیر گزارش شد

1-عفو بین الملل

2- شورای حقوق بشر سازمان ملل

3- کمیسر عالی حقوق بشر

4- دیدبان حقوق بشر

تجمع صنفی دانشجویان دانشگاه امیركبیر

دانشجویان دانشگاه امیركبیر(پلی‌تكنیك تهران) در اعتراض به مكشكلات صنفی دانشگاه، اقدام به برگزاری تجمع كردند.

این تجمع در اعتراض به تغییر قانون ادعای فارغ التحصیلی مبنی بر رعایت پیش نیاز و هم نیاز دروس، عدم تداخل برنامه زمانی و نیز اخذ حداکثر ۲۴ واحد و همچنین با توجه به اطلاعیه اسکان مهر اداره امور خوابگاهها مبنی بر عدم اسکان ورودی های سال ۸۳ کارشناسی و ورودی های سال ۸۵ کارشناسی ارشد، برگزار شد.
مدیریت این دانشگاه در سال جدید از ارایه خوابگاه، غذا و امكانات رفاهی خودداری كرده است كه مشكلات زیادی برای دانشجویان به وجود آورده است.
این تجمع از حدود ساعت 11:30 روز دوشنبه از مقابل دانشكده شیمی دانشگاه امیركبیر برگزار شد و دانشجویان با سردادن شعارهایی علیه ریاست دانشگاه او را با لیاقت خواندند و خواستار بركناری او شدند.
همچنین دو نفر از اعضای شورای صنفی دانشگاه نیز در این تجمع، و در بین دانشجویان سخنرانی كردند و خواستار رفع مشكلات شدند.
رهایی، رییس دانشگاه پلی‌تكنیك تهران از زمان ریاست بر این دانشگاه در دولت نهم، فشارهای زیادی به دانشجویان وارد كرده و شكایت او از دانشجویان سیاسی این دانشگاه و حتی دانشگاه‌های دیگر تهران، باعث دستگیری یا محرومیت دانشجویان از تحصیل شده است. وی یكی از افرادی است كه قائله نشریات جعلی دانشگاه امیركبیر كه منجر به دستگیری تعدادی از دانشجویان و صدور احكام سنگین زندان برای سه دانشجوی این دانشگاه شد را به بی‌راهه كشاندن تا ماموران امكنیتی بتوانند به راحتی دانشجویان را بازداشت كنند.

بند 350 زندان اوين ، محلي براي آزار زندانيان سياسي

از تغييرات مديريتي در زندان اوين و تغيير مدير بند 350 زندان اوين که بالغ بر 40 زنداني سياسي در آنجا نگهداري ميشوند ، فردي به نام "بزرگ نيا" بعنوان مسئول جديد اين بند به روي کار آمد که با حمايت مسئولان جديد حراست اين زندان(آقاي کورگل) اقدام به اتخاذ محدوديتها و برنامه هايي براي هر چه بيشتر تحت فشار قرار دادن زندانيان سياسي اين بند نمود.
وي ضمن اتخاذ قوانين توهين آميز و غيرمتعارفي همچون اجبار به پوشيدن دمپائي براي زندانيان سياسي در حاليکه ساير زندانيان از کفش هاي شخصي استفاده ميکنند ، همينطور اعلام خاموشي زودهنگام و مجبور کردن زندانيان به خواب زودهنگام ، اقدامات خود را آغاز و با برداشتن تمام پرده هاي پنجره هاي بند مذکور و اجبار به شرکت در برنامه هاي صبحگاه روند فشار بر زندانيان مذکور را تداوم بخشيد.
نامبرده طي آخرين اقدام خود ، اقدام به محدود کردن زمان تماس زندانيان و کنترل تماسها همانگونه که در بندهاي امنيتي چون 209 معمول است نموده ، به طوريکه زندانياني که ديگر داراي طبقه بندي امنيتي و پرونده هاي مفتوح نيستند براي تماس با خانواده هاي خود نيز با مشکل رو به رو گرديده اند.
همچنين آقاي بزرگ نيا ضمن انتخاب مسول (وکيل بند) غير سياسي براي زندانيان سياسي عملا پرونده سازي و تهديد زندانيان را با توسل به اين شيوه امکان پذير اعلام نموده است و در چندين مورد نيز تا کنون با اين شيوه براي زندانيان سياسي پرونده سازي نموده است ، تا کنون هر زنداني سياسي که به وضعيت مذکور معترض گرديده است ، تهديد يا تبعيد گرديده است .
ابوالفضل جهاندار ، عبدالرضا رجبي ، حميدرضا محمدي، صالح کهندل ، حميدرضا برهاني ، هاشم شاهيني نيا ، سعيد شاه قلعه ، غلامحسين کلبي ، منصور رادپور، منصور اسانلو ، ارژنگ داودي منجمله افرادي هستند که بر اساس برخوردهاي جديد در اين بند و به دليل اعتراض به نقض حقوق انساني و قوانين لازم الاجرا ، به زندانهاي مختلف اعم از بندهاي ديگر زندان اوين ، زندان مخوف رجايي شهر ، زندانهاي بندرعباس ، برازجان و ماهشهر تبعيد گرديده اند.
همچنين در طي روزهاي اخير زندانيان سياسي به نامهاي محمد حسن فلاحيه زاده ، دکتر سعيد ماسوري ، سعيد درخشندي و ميثاق يزدان نژاد که معترض به شرايط نامنساب بند مذکور بوده اند و خواسته خود را متوقف شدن روند مذکور و جاري ساختن قوانين و آئين نامه هاي سازمان زندانها بيان نموده اند مورد تهديد براي پرونده سازي و تبعيد قرار گرفته اند ،
لازم به ذکر که زندانيان سياسي بند مذکور برخلاف ساير زندانيان زندان اوين از حق دسترسي به کتابخانه و امکانات حداقلي براي ورزش نيز محروم ميباشند.

التهاب دردانشگاه علوم پزشكي شيراز بالا گرفت

در پی احضار گسترده دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیرازدر فصل تابستان و تعطیلی دانشگاه ، دو تن دیگر از فعالین دانشجویی و اعضای انجمن اسلامی این دانشگاه به کمیته انضباظی احضار شدند.طیبه جهانگیرفام مسئول کمیته زنان و حقوق بشر شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز و یاسر رحمانی مسئول کمیته سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده پزشکی شیراز به این کمیته احضار شدند.گفتنی است دکتر محمد هادی ایمانیه رئیس این دانشگاه، از کمیته انضباطی،حراست و کمیته ناظر بر نشریات خواسته است فشار خود را بر فعالین دانشجویی و نشریات منتقد به شدت افزایش داده و عرصه فعالیت تشکل ها و نشریات منتقد محدود کنند.در همین راستا نشریات "ایران آرمانی"، "راه سوم" و "بانو"به کمیته ناظر بر نشریات احضار شدند و حراست این دانشگاه فشار خود را بر دانشجویان به شدت افزایش داده و با احضار گسترده آنان به تهدید دانشجویان می پردازد.قابل ذکر است سیر صعودی احضارها به کمیته انضباطی و حراست و افزایش فشار بر دانشجویان در فصل تابستان، نارضایتی واعتراض شدید دانشجویان این دانشگاه را در پی داشته و فضای این دانشگاه را در آستانه آغاز سال تحصیلی ملتهب کرده است.

۱۳۸۷ شهریور ۲۳, شنبه

آخرين اخبار از محمد صديق كبود وند


محمد صديق كبود وند

آقاي محمد صادق كبود وند ,بخاطر تاسيس سازمان حقوق بشر كردستان به 10 سال زندان و به خاطر تشويش اذهان عمومي به يك سال زندان , يعني جمعا 11 سال زندان محكوم شده اند . وضعيت ايشان بسيار بد ميباشد . بيماري هاي گوارشي و ريوي دارند فشار خون ايشان بالاست , 14 ماه است كه درزندان به سر ميبرند بعد از 14 ماه امروز خانواده كبود وند را صدا كرده اند تا وسايلي را كه از خانه آنها ضبط كرده بودند تحويل بدهند .

یك ترم محرومیت از تحصیل برای دانشجوی قزوینی

فرشید آذر نیوش دانشجوی رشته فقه و حقوق اسلامی دانشگاه بین الملل امام خمینی قزوین با صدور حکم از سوی کمیته انضباطی این دانشگاه با یک ترم محرومیت از تحصیل روبه‌رو شد. آذرنوش به‌خاطر تنظیم و خواندن بیانیه رسمی دانشجویی، تحت عنوان «نظام حقوقی ایران» که طی یک کنفرانس حقوقی که چند ماه پیش و در حضور دکتر کاتوزیان و جمعی از مسئولین در سالن اجتماعات مرکزی دانشگاه برگزار شده بود، طی یک حکم غیابی و در ایام تعطیلات دانشگاه به یک ترم تعلیق بدون احتساب سنوات محکوم شده است.
گفته می شود شخص اعتراض‌کننده و پیگیر این مسئله دکتر نوازی‌فر، مدیر گروه این رشته و از افراطیون جناح موسوم به محافظه کار است

دست بردن به اسلحه در پاسخ به طلب حق تحصيل


دست بردن به اسلحه

صبح روز گذشته چهار جوان محروم از تحصيل شده بهايي به نامهاي آرمين رحماني ، صميم پزشکي ، نويد خانجاني و حسام ميثاقي براي پيگيري موضوعاتي چون اخراج از دانشگاه ، عدم اجازه ورود به دانشگاه و محروميت از تحصيل خود به صرف داشتن ديانت بهايي به دفتر حجت الاسلام رهبر نماينده مردم اصفهان در مجلس شوراي اسلامي مراجعه نمودند.
اين جوانان پس از پيگيريهاي مستمر اما بي پاسخ از سازمان سنجش و وزارت علوم حمايت پيشين اين نماينده مجلس که از اعضاي کميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي و همچنين امام جمعه موقت اصفهان نيز ميباشد را نقطعه عطفي براي پيگيري مطالبات حقه خود در خصوص حق تحصيل ارزيابي نموده بودند.
در ابتداي حضور اين دانشجويان محروم از تحصيل در دفتر نماينده مذکور ، فرد لباس شخصي که گويا از نيروهاي امنيتي مي باشد به نام "قندي" پيشتر عنوان نموده بود که دستوري آمده است مبني بر عدم دخالت آقاي رهبر در موضوع حق تحصيل اين دانشجويان ، پس از حضور اين جوانان در دفتر مذکور نيروي امنيتي مذکور حاضر در محل ضمن تهديد اين افراد خواهان ترک دفتر از سوي جوانان بهايي شد ، لازم به توضيح است آقاي رهبر نيز در پاسخ کوتاه و اوليه به اين دانشجويان عدم توان خود براي ورود و پيگيري موضوع مذکور را عنوان داشته بودند.
اما معترضين خواهان گفتگو با نماينده مجلس و مطرح نمودن حق تحصيل بهائيان در مجلس شوراي اسلامي بودند که با توجه به قوانين ، قانوني ترين راه پيگيري مطالبات حقه آنان محسوب ميگرديد ، انتظار براي ملاقات با آقاي رهبر و اصرار نيروي امنيتي مذکور و تهديد دانشجويان براي ترک دفتر باعث برخورد خشن با آنان گرديد.
نيروي امنيتي مستقر در دفتر که تلاش زيادي براي اخراج دانشجويان پيگير از دفتر نماينده مجلس نموده بود با فراخواندن نيروهاي نظامي و لباس شخصي که تماماً مسلح به سلاح گرم بودند در دفتر نماينده مجلس ، با بستن درب و پنجره ها و بيرون نمودن ساير مراجعه کنندگان و به صف نمودن چهار جوان مذکور اقدام به فضا سازي و تهديد و برخورد خشن با آنان نمودند .
در اين اثنا آقاي رهبر امام جمعه و نماينده مجلس مردم اصفهان در شوراي اسلامي از اتاق کار خود خارج و ضمن اعلام مجدد مبني بر عدم توان خود براي پيگيري خواسته بر حق دانشجويان مذکور که تماما از نمرات و رتبه هاي بالاي تحصيلي نيز برخوردار بودند ، وساطت نمود تا افراد مذکور از محل خارج و نيروهاي امنيتي از برخورد بيشتر با آنان خودداري نمايند .
چهار جوان محروم شده از تحصيل که براي پيگيري مطالبات خود چشم اميد به نماينده مجلس و اجراي قوانين و حتي برخوردي بر اساس حقوق انساني و شهروندي خود داشتند ، با ديدن نيروهاي سلاح به دست ناچار به ترک محل گرديدند. تا در سال جديد تحصيلي عليرغم داشتن کارنامه ها و رتبه هاي درخشان تحصيلي همچنان محروم از حق تحصيل بمانند.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران

سازمان عفو بین الملل از اعتصاب غذای فعالین کرد حمایت کرد


عفو بين الملل

کمیته حمایت از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و مدنی کُرد:
روز گذشته سازمان عفو بین الملل با انتشار یک بیانیه مطبوعاتی، نگرانی خود را از وضعیت زندانیان سیاسی و مدنی کرد که در شرق کردستان و ایران به اعتصاب غذا دست زده اند، اعلام کرد. سازمان عفو بین الملل خواستار توقف شکنجه، فشار و رفتار غیرانسانی علیه این این زندانیان و آزادی بدون شرط تمام زندانیان عقیدتی شد.
در این بیانیه آمده است که سازمان عفو بین الملل از وضعیت بیش از 50 زندانی کرد که هم اینک در اعتراض به شکنجه، اعدام و نقض مستمر حقوق بشر دست به اعتصاب غذا زده اند، نگران است. این درحالی است که نگرانی ها درباره شرایط زندانیان که از 25 ماه گذشته شروع به اعتصاب غذا نموده اند، بیشتر می شود. بیانیه ی امنستی اینترناشنال به تعداد اعتصاب کنندگان که در زندانهای سنندج، ارومیه، سقز و تهران اشاره می کند و اضافه می کند که در میان آنها سه فعال زنان به نام های زینب بایزیدی، هانا عبدی و روناک صفازاده و هشت تن از زندانیانی که با صدور حکم اعدام مواجه شده اند، وجود دارند. بیانیه ادامه می دهد که تمام این زندانیان، زندانیان عقیدتی هستند و باید بی هیچ شرطی در اولین فرصت آزاد شوند.
عفو بین الملل به اهداف اعتصاب کنندگان اشاره و اعلام می نماید: اعتصاب کنندگان خواهان پایان دادن به شکنجه و رفتار غیرانسانی و توقف هرچه زودتر حکم اعدام هستند. همچنین خواهان بهتر شدن وضعیت زندان ها و دیدار نمایندگانی از سازمان های مستقل حقوق بشری بین المللی، پایان نگهداری در سلولهای انفرادی و بطور کلی پایان دادن به فشارهای حاکمیت بر کردها در ایران و علی الخصوص در زندانها، هستند. واضح و مبرهن است که مسئولین دولت ایران تاکنون به درخواست اعتصاب کنندگان هیچ اعتنایی نکرده اند.
امنستی اینترناشنال اعلام می کند که خواسته های اعتصاب کنندگان منعکس کننده ی مشکلات همیشگی ایران درباره کردها و تمام کسامی که در برابر سیاست های حاکمیت می ایستند و آن را نقد می کنند، می باشد.
سازمان عفو بین الملل در پایان خواهان لغو تمام احکام اعدام و در میان آنها اعتصاب کنندگان کرد: ارسلام اولیایی، انور حسین پناهی، حبیب الله لطیفی، فرهاد کمانگر، فرهاد وکیلی و علی حیدریان و هرچه زودتر آزاد نمودن تمام زندانیان عقیدتی، پایان دادن به نقض حقوق بشر و فشار بر ملت کرد و تمام گروه های ملی و مذهبی است.
جمعه 22 شهریور 1387 برابر با 12 سپتامبر 2008

۱۳۸۷ شهریور ۲۱, پنجشنبه

دو زندانی در انتظار اجرای حکم سنگسار بسر می برند

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

بنابه گزارشات رسیده از زندان مرکزی اصفهان حکم سنگسار دو زندانی همچنان به قوت خود باقی است.

خانم گیلان محمدی حدودا 30 ساله که در بند زنان زندان اصفهان زندانی است. او در حدود 5 سال پیش دستگیر و زندانی شد خانم محمدی در یک دادگاه به اتهام داشتن رابطه محکوم به سنگسار شد.

همچنین آقای غلامعلی اسکندری که در بند افاغنه زندان اصفهان بسر می برد و در حدود 5 سال است که در بازداشت است او در یک دادگاه محکوم به سنگسار شد.

علیرغم اینکه سخنگوی قوۀ قضائیه پیش از این اعلام کرده بود که احکام سنگسار متوقف گردیده و همچنین گفته شد کسانی که حکم سنگسار دارند احکام آنها تقلیل یافته است. ولی در شرایط محکومیت این 2 زندانی هیچ تغییری بوجود نیامده است و همچنان حکم سنگسار آنها به قوت خود باقی است.

احکام سنگسار ،اعدام کودکان، اعدام های دسته جمعی ، اعدام زندانیان سیاسی و قطع عضو زندانیان توسط رئیس قوۀ قضائیه شاهرودی تایید می گردد و به دستور او به اجرا در می آید. این احکام بر خلاف معاهدات حقوق بشری است که ایران ملزم به اجرای آن است

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،صدور احکام قرون وسطائی و ضد بشری مانند سنگسار، اعدام کودکان،اعدام زندانیان سیاسی و اعدام های دست جمعی را محکوم می کند و از سازمانهای حقوق بشری و مراجع بین المللی می خواهد برای حفاظت از قوانین حقوق بشری و نجات جان انسانها دست به اقداماتی عملی برای پایان دادن به جنایتها در ایران است.

21 شهریور 1387 برابر با 11 سپتامبر 2008

به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر خانم لوئیز آربور
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

بازداشت 18 فعال مدنی آذربایجان در یک مراسم افطاری

کمیته گزارشگران حقوق بشر


نیروهای امنیتی با ورود به مراسم افطاری در خانه یکی از فعالان آذربایجان، بیش از 18 تن از حاضران در مراسم افطاری را دستگیر نمودند.

شامگاه روز چهارشنبه20/6/87 نیروهای امنیتی با ورود به منزل صیاد محمدیان در محله نواب تهران دست کم 18 نفر از فعالین مدنی آذربایجان را که در این مراسم افطاری حضور داشتند، بازداشت نمودند.

به گفته یکی از شاهدان، ماموران امنیتی حداقل 18 فعال شناخته شده آذربایجانی به نامهای مهندس علیرضا صرافی(مدیر مسئول ماهنامه توقیف شده دیلماج)،سعید موغانلی(روزنامه نگار)،حسین حیدری(مدیر مسئول نشریه دانشجویی اولوس)،رقیه علیزاده(همسر عباس لسانی زندانی سیاسی)به همراه سه فرزندش،عباس نعیمی،اکرم نجاری(دبیر سابق ان جی او خانه فرزندان آذربایجان)مهدی نعیمی(شاعر ومدرس زبان ترکی در دانشگاهها)،اکبر آزاد (نویسنده مجله وارلیق)،مهندس حسن راشدی(نویسنده مجله وارلیق) ،مهندس محمد عباسپور،شهباز ابراهیم نژاد، یوسف هشیار، فرهاد رضایی،رباب عظیمی و صیاد محمدیان را بازداشت نموده اند.

گفتنی است مأموران پس از چند ساعت اقدام به آزادی رقیه علیزاده به همراه سه فرزندش نمودند. اما تاکنون از مکان نگهداری سایر بازداشت شدگان و اتهامات آنان هیچ گونه اطلاعی در دست نیست . منابع آگاه احتمال می دهند که بازداشت شدگان به بند 209 زندان اوین منتقل شده باشند.

دستگيری حسن رحيمی فعال حقوق بشر آذربايجانی در کرج

فعالان حقوق بشر در ايران

نيروهاي امنيتي جمهوري اسلامي صبح امروز مهندس حسن رحيمي فعال حقوق بشر آذربايجاني را در تهران دستگير کردند. اين در حالي است که عصر روز چهارشنبه نيز ماموران امنيتي با يورش به مراسم افطاري جمعي از فعالين مدني آذربايجان در تهران حدود 20 نفر را دستگير نمودند.

حسن رحيمي يکي از فعالين حقوق بشر آذربايجان مي باشد که در دفاع از زندانيان سياسي آذربايجان فعاليت مي نمايد. رحيمي در دفاع از 6 دانشجوي دانشگاه تبريز که قريب به دو ماه پيش دستگير شده بودند به اطلاع رساني مي پرداخت.

از محل نگهداري وي تاکنون هيچ اطلاع دقيقي در دست نيست.

۱۳۸۷ شهریور ۲۰, چهارشنبه

گزارشگران بدون مرز خواهان آزادی مسعود کردپور است

گزارشگران بدون مرز خواهان آزادی مسعود کردپور همکار کرد بسیاری از رسانه های داخلی و خارجی است. وی در تاریخ ١٧ مرداد ماه در شهر بوکان از سوی ماموران وزارت اطلاعات در منزل مسکونی اش و بعد از بازرسی و ضبط وسائل و دست نوشته های شخصی بازداشت شده است.

تنها جرم این آموزگار و مدافع حقوق بشر مصاحبه با رسانه های بین المللي از جمله رادیو فرانسه، رادیو صدای آلمان، صدای امریکا و یا رسانه های محلی و کردزبان در باره تشدید سرکوب در کردستان و وخامت وضعیت حقوق بشر در این استان در چند سال اخیر است. گزارشگران بدون مرز خواهان آزادی فوری مسعود کردپور و ٥ روزنامه نگار زندانی در ایران است.

مسعود کردپور بعد از ٢١ روز بازداشت و سلول انفرادی در زندان های اطلاعات و مرکزی بوکان به زندان مهاباد انتقال یافت. در تاریخ ١٧ شهریور از سوی دادگاه انقلاب اسلامی مهاباد به "تبليغ عليه نظام از طريق مصاحبه و گفتگو با رسانه هاي بيگانه " بدون حضور وکیل مدافع تفهیم اتهام شده است.

نگرانی از سرنوشت مولانا احمد نارويی

فعالان حقوق بشر در ايران

مولانا احمد نارويي معاونت اداري دارالعلوم زاهدان ، استاد حديث اين حوزه و مدير پايگاه اطلاع رساني اهل سنت (سني آنلاين) صبح روز شنبه مورخه 9 مرداد ماه سال جاري به دادگاه ويژه روحانيت شهر مشهد احضار و پس از انجام بازجويي مختصري بازداشت شد .

اين روحاني اهل سنت پس از بازداشت به اداره اطلاعات شهر مشهد منتقل و سپس به نقطه نامعلومي در شهر تهران منتقل گرديده است.

عليرغم سپري شدن بيش از يکماه از بازداشت نامبرده ، وي تاکنوني تماسي با خانواده خود برقرار ننموده است و پيگيريهاي خانواده وي براي کسب اطلاع از سرنوشت ايشان نتيجه اي در بر نداشته است ، بي خبري از وضعيت آقاي نارويي و نامشخص بودن اتهامات وارده به ايشان با توجه به جايگاه مذهبي وي باعث نگراني و التهاب افکار عمومي به خصوص جامعه 15 ميليوني اهل سنت در ايران گرديده است.

مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران مبهم بودن اتهامات ايشان و همچنين روند توام با نقض حقوق همچون عدم اجازه تماس و ملاقات به ايشان و همينطور عدم اجازه حضور وکيل در پرونده ايشان را مايه نگراني ميداند و جايگاه حساس مذهبي ايشان را مد نظر قرار داده و به تداوم رويه مذکور در تبعيض و برخورد با اهل سنت در ايران اعتراض خود را اعلام مي نمايد.


تهران ، 20 شهريور ماه 1387 برابر 10 سپتامبر 2008

دستگيری چهار فعال فرهنگی و مدنی در سيستان و بلوچستان

فعالان حقوق بشر در ايران

صبح امروز نيروهاي امنيتي با يورش به نقاط مختلف در شهرهاي زابل و زاهدان استان سيستان و بلوچستان اقدام به دستگيري تعدادي از فعالان فرهنگي بلوچ نمودند.

"مولوي يوسف اسماعيل زهي" داماد مولانا عبدالحميد امام جمعه زاهدان و عالم برجسته اهل سنت و همچنين "محمد عمر بلوچ" شاعر جواني که در هفته گذشته شعري را در مراسم نمازجمعه زاهدان خوانده بود، همينطور "محمودگله بچه" (مسئول انتظامات مسجد جامع اهل سنت زابل) و نيز "محمد علي گله بچه" از فعالان فرهنگي زابل از جمله دستگير شدگان هستند.

همچنين گزارش شده است که این افراد هنگام زمان بازداشت خود مورد ضرب و شتم نيروهاي امنيتي قرار گرفتند. آنهاپس از بازداشت به نقطه نامعلومي منتقل گرديدند.

از اتهامات اين افراد نيز اطلاعي در دست نيست اما گمان ميرود که مرتبط به اعتراضات اجتماعي پس از تخريب مدرسه اهل سنت در منطقه عظيم آباد زابل در هفته گذشته باشد.

جلوگیری از انتقال منصور اسالو به بیمارستان

سایت سنديكاي كارگران شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه: بنا به تاکید پزشکان معالج ، آقای منصور اسالو رئیس هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران که در خرداد ماه 1387 از ناحیه چشم تحت عمل جراحی قرار گرفته بود باید جهت پیگیری معاینات پزشکی به به بیمارستان منتقل می شد که به دلیل انتقال ایشان به زندان رجایی شهر و بی توجهی مسئولین زندان برای انتقال نامبرده به بیمارستان هنوز اجازه مرخصی های کوتاه مدت برای معاینات پزشکی داده نشده است.

این در حالی است که منصور اسالو همچنان از بیماری قلب رنج می برد و دوران نقاهت پس از جراحی چشم را سپری می کند .

به اظهار همسر ایشان ، منصور اسالو در بند عادی زندان رجایی شهر در وضعیت بد جسمانی به سر می برد و خطر از ناحیه دید چشم و حملات قلبی ایشان را تهدید می کند .

ضرب و شتم يك پيرمرد توسط ماموران در خرم آباد

امروز در سبزه ميدان خرم آباد يك پيرمرد 60 ساله مورد هجوم ماموران نيروي انتظامي قرار گرفت .ماموران درحاليكه با ضربات باتوم و مشت ولگد به جان اين پيرمرد افتاده بودند گناه وي را كشيدن سيگاردر ماه رمضان ذكر كردند.
اين اقدام ماموران مورد اعتراض افراد حاضر در محل شد وبا هو كردن ماموران مانع از بازداشت فرد يادشده گرديدند.
گفتني است ظاهراً فرديادشده متعلق به روستاهاي اطراف خرم آبادبود.
شايان ذكر است در روزهاي اخير وبا شروع ماه مبارك رمضان برخوردهاي تند وشديدي با كسانيكه روزه خوار ناميده مي شوند در خرم آباد صورت ميگيرد.

احضار کسرا علاسوند به دادگاه انقلاب اهواز

مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
کسرا علاسوند از اعضاي مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران طي احضاريه اي کتبي از سوي شعبه چهار دادگاه انقلاب اهواز احضار شد . در اين احضاريه آمده است که نامبرده روز پنج شنبه مورخه 21/6/87 ساعت 9 صبح جهت رسيدگي به پرونده مفتوح خود در شعبه چهار دادگاه انقلاب اهواز موظف به حضور است .
آقاي علاسوند در تاريخ 22 آبان ماه 86 در دفتر هفته نامه بهارسبز به اتهام اخلال در نظم عمومي و تبليغ عليه نظام از طريق ايفاي نقش در اعتراضات کارگران شرکت کشت و صنعت نيشکر هفت تپه بازداشت گرديد ، وي پس از سپري نمودن ايام بازداشت خود در اداره اطلاعات اهواز و زندان کارون در تاريخ 8 آذرماه با توديع وثيقه 70 ميليون توماني آزاد گشت.

انتقال میثاق یزدان نژاد دانشجوی زندانی به بهداری زندان


اوين

بنابه گزارشات رسیده از بند 350 زندان اوین ،آقای میثاق یزدان نژاد 21 ساله دنشجوئی که بدلیل شرکت در مراسم نوزدهمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی سال 67 در 18 شهریور 1386 با یورش وحشیانه مامورین وزارت اطلاعات به منزلشان دستگیر و به بند 209 متقل گردید.او در حدود 90 روز در سلولهای انفرادی بند 209 توسط بازجویان وزارت اطلاعات که با نامهای مستعار رحمتی و سید وحشیانه مورد شکنجۀ جسمی و روحی قرار گرفت.بازجویان برای تحت فشار قرار دادن میثاق که از بیماری حادی رنج می برد و می بایست دارو مصرف کند به مدت طولانی داروهای او را قطع نمودند که منجر به چندین بار بستری شدن در بهداری زندان گردید.
آقای یزدان نژاد به دلیل فشارهای روحی که زندانبان علیه او وارد می کنند باعث حاد شدن بیماریش گردیده وعلاوه بر آن دچار ناراحتی قلبی شده است او در روزهای اخیر بخاطر حاد شدن ناراحتی قلبی اش چندین بار به بهداری زندان منتقل شده است.روز دوشنبه 18 شهریور بدلیل شدت یافتن ناراحتی قلبی به بهداری زندان منتقل گردید، و گفته می شود به حالت خطرناکی تبدیل شده است و می بایست در بیمارستانهای خارج از زندان برای مداوا منتقل گردد ولی بازجویان وزارت اطلاعات از انتقال او به بیمارستان ممانعت می کنند.
علیرغم اینکه بیش از یک سال از بازداشت او می گذرد ولی همچنان در بلاتکلیفی بسر می برد.این در حالی است که در قرار بازداشت او وثیقه تعین شده است ولی بازجویان وزارت اطلاعات از آزادی او با وثیقه تعیین شده ممانعت می کنند.
بدستور بازجویان وزارت اطلاعات پرونده ساخته شده علیه آقای یزدان نژاد را به شعبه 15 دادگاه انقلاب که توسط فردی بنام صلواتی بعنوان رئیس آن می باشد سپرده شده است این فرد در صدور احکام سنگین و غیر انسانی علیه زندانیان سیاسی، فعالین حقوق بشری و دانشجوئی نقش اساسی دارد.صلواتی با وکلا و خانواده های زندانیان در دادگاه رفتاری تهدید آمیز ،تحقیر کننده ، خشن و غیر انسانی دارد و همانند یک بازجو با زندانی رفتار می کند.
در حال حاضر آقایان علی صارمی، محمد علی منصوری، محسن نادری که از شرکت کنندگان و اعضای خانواده های قتل عام می باشند در بند 350 و بند 8 زندان اوین زندانی هستند و بجزء آقای نادری بقیه در بلاتکلیفی بسر می برند
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، ادامه بازداشت ، فشارها و عدم درمان اعضای خانواده ها ی قتل عام 67 را محکوم می کند و از سازمانهای حقوق بشری خواستار اقدامات عملی برای آزادی اعضای خانواده های قتل عام زندانیان سیاسی که در زندان بسر می برند است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
20 شهریور 1387 برابر با 10 سپتامبر 2008
وضعیت زندانی فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر خانم لوئیز آربور
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

دستگيري دو فعال سياسي کرد

مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
فعال سياسي به نام "علي افرازا" روز جمعه مورخه 15/6/87 توسط نيروهاي امنيتي در منزل مسکوني خود واقع در شهر سنندج دستگير و به نقطه نامعلومي منتقل گرديد . نامبرده که داراي سي سال سن مي باشد در زمان بازداشت مورد ضرب و شتم نيروهاي امنيتي قرار گرفت و همچنين به همراه وي لوازم شخصي ، کامپيوتر و دست نوشته هاي وي نيز ضبط و توسط نيروهاي امنيتي برده شد .
همچنين شخصي به نام هيوا از فعالين سياسي شهر مريوان از تاريخ 11/6/87 ناپديد گرديده بود ، روز گذشته طي تماسي با منزل از دستگيري خود و انتقال به اداره اطلاعات شهر کرج به همراهي تعدادي ديگر از زندانيان کرد اطلاع داد . هويت ساير دستگير شدگان مشخص نمي باشد.

۱۳۸۷ شهریور ۱۹, سه‌شنبه



زندان

پيرو شرکت مردم منطقه دهگلان بالاخص اهالي دهستان "قورچاي" در تجمع اعتراضي به حکم اعدام "انور حسين پناهي" مقابل دادگستري سنندج در تاريخ 19/5/87 سه شرکت کننده در تجمع به نامهاي مسعود حسين پناهي ، فردين حسين پناهي و شمس الدين حسين پناهي بازداشت و به اداره اطلاعات شهر قروه منتقل گرديدند .
صبح روز جاري آقايان مسعود و شمس الدين حسين پناهي پس از حدود يکماه بازداشت در سلول انفرادي اداره اطلاعات شهر مذکور ، به زندان مرکزي اين شهر منتقل گرديدند . شايان ذکر است همچنان از وضعيت فردين حسين پناهي اطلاعي در دست نيست و نامبرده تا کنون تماس يا ملاقاتي با بستگان خود نداشته است. اتهامات اين افراد اخلال در نظم عمومي و تبليغ عليه نظام عنوان گرديده است.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران


بی خبری مطلق از وضعیت مقصود عهدی فعال دانشجویی دانشگاه تبریز

مقصود عهدی فعال هویت طلب دانشگاه تبریز، از 30 مرداد ماه در بازداشت نهاد های امنیتی قرار دارد.
وی در مدت 18 روز بازداشت خود علاوه بر اینکه اجازه ملاقات حضوری با خانواده خود نداشته است بلکه فقط دو بار با آنان تماس تلفنی بر قرار کرده است.
مقصود عهدی عضو شورای انجمن اسلامی دانشکده انسانی و عضو شورای مرکزی انجمن ادبی سهند است.
وی ترم اول سال تحصیلی 86-87 را در محرومیت از تحصیل سپری کرده بود. قبلا نیز به دلیل سخنرانی وی در تریبون آزاد "محکومیت تیراندازی ماموران امنیتی به تظاهرات کنندگان خردادماه شهر های آذربایجان" پرونده انضباطی او به کمیته انضباطی مرکز در تهران فرستاده شده بود.
ماموران امنیتی با مراجعه به خانه پدری مقصود در 23 مرداد ماه اقدام به تفتیش منزل و ضبط وسایل شخصی او کرده بودند که به دلیل عدم حضور وی در منزل موفق به دستگیریش نشدند. تا اینکه با تهدید های مکرر تلفنی برای مشخص شدن وضعیت خود 30 مرداد ماه به ستاد خبری اداره اطلاعات تبریز مراجعه می کند و تا کنون خبری از اتهام و چگونگی نگهداری وی در دست نیست.
خبر های رسیده از وضعیت نا مناسب وی در زندان موجبات نگرانی در بین خانواده و دوستان مقصود را فراهم آورده است.

برخورد با دهها هزار نفر به بهانه روزه خواری

خبرگزاری حکومتی ایسکانیوز: جانشین فرمانده نیروی انتظامی گفت: طی یک هفته گذشته بر اساس گزارش های رسیده از 27 استان کشور، 26 هزار مورد تذکر (بازجويی) در خصوص تظاهر به روزه خواری صورت گرفته است.

سردار حسین ذوالفقاری گفت : همچنین 755 نفر در حوزه اصناف و 766 نفر راننده مورد تذکر قرار گرفتند.

وی افزود: هزار و 29 پرونده مربوط به این نوع جرایم به مراجع قضایی ارسال و 277 حکم قضایی صادر شده است که بر اساس آن 208 واحد صنفی پلمپ و 376 خودرو توقیف شده است.

احضار یک فعال حقوق بشر به دادگاه انقلاب اهواز

فعالان حقوق بشر در ايران

کسرا علاسوند از اعضاي مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران طي احضاريه اي کتبي از سوي شعبه چهار دادگاه انقلاب اهواز احضار شد . در اين احضاريه آمده است که نامبرده روز پنج شنبه مورخه 21/6/87 ساعت 9 صبح جهت رسيدگي به پرونده مفتوح خود در شعبه چهار دادگاه انقلاب اهواز موظف به حضور است .

آقاي علاسوند در تاريخ 22 آبان ماه 86 در دفتر هفته نامه بهارسبز به اتهام اخلال در نظم عمومي و تبليغ عليه نظام از طريق ايفاي نقش در اعتراضات کارگران شرکت کشت و صنعت نيشکر هفت تپه بازداشت گرديد ، وي پس از سپري نمودن ايام بازداشت خود در اداره اطلاعات اهواز و زندان کارون در تاريخ 8 آذرماه با توديع وثيقه 70 ميليون توماني آزاد گشت.

ربوده شدن چند فعال دانشجویی در کردستان

گزارش دریافتی: یک فعال دانشجويی بنام پیام حسینی روز جمعه پس از جواب دادن تلفن و خروج از خانه ناپدید شده است و تاکنون هیچ اطلاعی از سرنوشت او در دست نیست. همچنین ژیان مظفری دانشجو و فعال مدنی دیگر کرد از دو هفته پیش به شیوه‌ مشکوکی ناپدید گشته‌ است.

نامبرده با هدف دیدار یکی از دوستان خود به طرف شهر کرمانشاه حرکت کرده‌ بود. به گفته خانواده و دوستان وی، ژیان به شهر کرمانشاه نرسیده و با وجود مراجعه ی خانواده نامبرده به مراکز انتظامی و امنیتی و ارگان های مربوطه، تاکنون هیچ اطلاعی از سرنوشت وی دردست نیست.

همچنین فعال دیگری به نام هیوا از فعالین شهر مریوان که از روز دوشنبه هفته پیش ناپدید شده بود روز یکشنبه این هفته در تماسی تلفنی با خانواده اش از دستگیریش خبرداده بود و همچنین گفته بود که با چند نفر کرد دیگر که همزمان هفته پیش دستگیر شده بودند به کرج انتقال داده شده است که انها را نمی شناسد.

از سوی دیگر درشهر سنندج فردی به نام علی افرازا روز جمعه توسط ماموران امنیتی در خانه اش دستگیرشده است. نامبرده از فعالین مدنی و کوهنورد می باشد.

به گفته خانواده وی ماموران اطلاعات به‌ همراه وی سیستم کامپیوتری، کتاب و دیگر وسایل شخصی وی را نیز با خود برده اند.

۱۳۸۷ شهریور ۱۸, دوشنبه

شوهرکشی به خاطر هوو

شهرزاد نیوز: زن جوانی در یکی از روستاهای میامی از توابع شهرستان شاهرود همسرش را به دلیل آوردن هوو بر سرش، با بیل مجروح کرده و سپس او را به آتش کشید. معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان سمنان ضمن نقل این خبر افزود، پس از اعلام گزارش آتش‌نشانی مبنی بر عمدی بودن آتش سوزی و با توجه به جراحاتی که به مصدوم وارد آمده بود، این پرونده به طور ویژه مورد بررسی قرار گرفت. در بازجویی‌های به عمل آمده از همسر مصدوم که در بیمارستان جان داد، زن به قتل عمدی شوهر خود اعتراف کرده و علت آن را بی‌توجهی مرد نسبت به او و فرزندانش و آوردن هوو بر سرش ذکر کرد.

بیانیه انجمنهای اسلامی دانشگاه های سراسر کشور


بیانیه انجمنهای اسلامی دانشگاه های سراسر کشور در اعتراض به بازداشت 3 دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد
یکشنبه، 17 شهریور 1387

انجمنهای اسلامی دانشگاه های سراسر کشور در بیانیه مشترکی نسبت به بازداشت سه دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد اعتراض کردند. در این بیانیه آمده است:
تابستان امسال همچون سال گذشته با احضار فعالان دانشجویی به کمیته های انضباطی و بازداشت تعداد زیادی از یاران دبستانی ما آغاز شد. دانشگاههای مختلف شاهد دستگیری و فشارهای روز افزون بوده اند. دانشگاههای مشهد نیز نه تنها از این قضیه مستثنی نبوده، بلکه خود تبدیل به یکی از نقاط کانونی حوادث و اخبار برخوردها شده است:

در ابتدای تابستان تعداد زیادی از دانشجویان و فعالان دانشگاههای مشهد در اقدامی ناگهانی، دستگیر و بازداشت شدند. البته علیرغم پیش بینی مسئولان نهادهای ذیربط ، مبنی بر عدم پیگیری و فعالیت دانشجویان به دلیل تعطیلی دانشگاه، فعالان دانشجویی با تمامی توان اقدام به اعتراض و پیگیری فعالانه ی وضعیت دانشجویان و فعالان بازداشتی نمودند، که با پیگیری های ایشان با آزادی دانشجویان در بند به ثمر نشست. اما خبر بازداشت ناگهانی ۳ دانشجوی دیگر کام تمامی فعالان را تلخ نمود:



آخرین روزهای سال تحصیلی گذشته ۳ نفر از فعالان نشریاتی دانشگاه فردوسی مشهد به دادگاه انقلاب احضار شدند و با وجود پیگیری های دانشجویان و قول مساعد مسئولان دانشگاه مبنی بر حل مسائل به وجود آمده و بسته شدن پرونده این دانشجویان درکمیته انضباطی، متاسفانه آنها با سوء استفاده از فضای تعطیلی دانشگاه اقدام به صدور حکم یک ترم محرومیت از تحصیل برای دو تن از این دانشجویان (امین ریاحی و مهدی خسروی) نمودند - البته حمید رضا امیرخانی نیز در ترم گذشته به مدت یک نیمسال از تحصیل محروم شده بود- که در روزهای اخیر نیز این سه دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد در اقدامی هماهنگ دستگیر و راهی بازداشتگاه شده اند.



شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت ضمن محکوم نمودن فشارهای وارده بر محیط دانشگاه و در راستای حمایت از حقوق اولیه تمامی دانشجویان، خواستار آزادی هر چه سریعتر ۳ دانشجوی بازداشت شده (حمید رضا امیرخانی، امین ریاحی و مهدی خسروی) و لغو حکم صادره محرومیت از تحصیل صادره و ایجاد شرایط مناسب جهت ادامه تحصیل این دانشجویان در ترم جدید می باشد.



فراکسیون مدرن انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی و علوم پزشکی مشهد

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سیستان

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اصفهان و علوم پزشکی

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهرکرد

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم سبزوار

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شاهرود

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بیرجند

مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه سمنان

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعت نفت آبادان

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه همدان

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کردستان

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مازندران

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ایلام

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند تبریز

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کرمان

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه عباسپور

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شیراز

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید رجایی

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اراک

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه لرستان

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی ایرا

اعتصاب غذای ایمان رضایی، شاعر، در زندان آمل

ایمان رضایی، عضو انجمن شعر جوانان آمل که برای تحمل محکومیت شش ماهه خود به زندان آمل انتقال یافته بود، در اعتراض به شرایط نامناسب نگهداری خود، دست به اعتصاب غذا زده است.

به گفته ی خانواده وی، در زندان آمل به دلیل عدم وجود اصل تفکیک جرایم، رضایی به همراه زندانیان عادی که عموما دارای جرایم سنگین هستند در یک بند نگهداری می شود.

این شاعر جوان، روز یکشنبه ۱۲ خردادماه، توسط نیروهای اطلاعات در منزلش بازداشت و به زندان آمل انتقال یافت. وی در جریان مراسم سالگرد اکبر محمدی، به دلیل ایراد سخنانی در اعتراض به مسئولان حکومت، دستگیر و به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شد که هم اکنون ۳ ماه از دوره محکومیت خود را سپری کرده است.

همچنین ایمان رضایی چندی پیش کتاب شعری با عنوان ” اندوهی از روی متانت” به چاپ رسانده بود.

کمیته گزارشگران حقوق بشر

تجمع مجدد مردم جهرم در پی افزایش خاموشی ها

خبرنامه امیرکبیر: پس از مدت طولانی خاموشی برق در مناطق مختلف کشور و قول و قرار مسئولین مبنی بر کم شدن مدت زمان آن ها، در استان فارس این وعده مسئولین جهت عکس را پیموده و به دنبال افزایش خاموشی ها و به خصوص در ماه رمضان، شنبه شب مورخ ۱۶/۶/۱۳۸۷ دقایقی پس از افطار، مردم جهرم با تجمع در مقابل ساختمان اداره برق اقدام به آتش کشیدن لاستیک کرده و خواستار کاهش خاموشی ها شدند.

معترضان با بیان این که کاهش گاز رسانی در زمستان مناطق سردسیر را تحت تأثیر قرار داده بود، و حالا قطعی برق باعث بروز مشکلاتی عظیم در مناطق گرمسیری می شود، به گرمای شدید در مناطق جنوبی این استان اشاره کرده و عنوان داشتند: “مسئولان بارها اعلام کرده اند که در ماه رمضان برق قطع نخواهد شد اما در این فصل گرم و با این روزهای طولانی مدت، چگونه می توان مشقت روزه داری را تحمل کرد؟”

گفتنی است ۳ شب پیش نیز مردم جهرم در همین رابطه مقابل ساختمان اداره برق و فرمانداری این شهرستان تجمع کردند که نتیجه برای آنان در پی نداشت.

جلایر، رئیس اداره برق شهرستان جهرم نیز چندین بار قصد سخنرانی و بیان علل بروز خاموشی را داشت که مردم با ایجاد همهمه مانع از سخنرانی وی شدند.

بنابر اخبار دریافتی این تجمع با دخالت نیروی انتظامی پایان پذیرفت.

شایان ذکر است که به گفته بومیان محل در برخی از نقاط جهرم در روز ۳ بار و در برخی نقاط دیگر ۴ بار برق قطع می شود.

ورود زنان به اداره کل راه و ترابری استان کرمان ممنوع شد

به دستور مدیرکل راه و ترابری استان کرمان و معاونت راهسازی این اداره کل ورود ارباب رجوع زن به این اداره ممنوع شد.

زنان ارباب رجوعی که در مورخ ۱۳/۶/۸۷ به ساختمان معاونت راهسازی اداره کل راه و ترابری استان کرمان مراجعه کردند با صحنه ای دور از انتظار و توهین آمیز مواجه شدند . نگهبانان این اداره کل طبق دستور ، از ورود این زنان که عمدتا نمایندگان شرکت های پیمانکاری و مهندسین مشاور طرف قرارداد اداره کل راه و ترابری استان کرمان هستند به ساختمان معاونت راهسازی جلوگیری کردند .

این عده در پاسخ به اعتراض های خود به این موضوع شنیدند که :

از این به بعد باید تمام نمایندگان شرکت های پیمانکاری و مهندسین مشاور ، مرد باشند و دیگر به زنان اجازه ی ورود به این اداره کل و پی گیری کارهایشان داده نخواهد شد .

آنطور که از منابع مختلف از جمله کارمندان اداره کل راه و ترابری استان کرمان شنیده شده است دلیل این تصمیم برقراری ارتباط دوستانه ی یکی از کارمندان این اداره کل با یک نفر از زنان ارباب رجوع بوده است . حتی در صورت صحت این موضوع جا دارد از این آقایان سوال شود که وقتی مطبوعات می نویسند که فرمانده نیروی انتظامی با شش زن دستگیر شد آیا ورود زنان به این ارگان ممنوع می شود ؟ یا وقتی که در این چند سال اخیر به طور مکرر خبر دستگیری کارمندان دانشگاه ها را با دختران دانشجو درجراید می خوانیم ، آیاباید ورود بانوان به دانشگاه ها غدقن گردد ؟

یک روز بعد ، یعنی در تاریخ ۱۴/۶/۸۷ تعدادی از این خانم ها با نوشتن نامه ای به مدیر کل راه و ترابری استان کرمان به این موضوع اعتراض کرده و خواستار آن شدند که وضعیت به حالت سابق برگردد و یا عدم اجازه ی ورود بانوان به این اداره کل به صورت کتبی به شرکت های مطبوع شان اعلام گردد . البته تا کنون پاسخی به این نامه داده نشده است و مسئولین آن اداره کل از دادن دستور کتبی در این مورد سر باز می زنند.

با اینکه چندین روز از شروع این ماجرا می گذرد هنوز هم دبیرخانه ی اداره کل راه و ترابری استان کرمان هیچ نامه ای را از ارباب رجوع های زن تحویل نمی گیرد و پاسخ هیچ نامه ای را هم به آنها نمی دهد در حالی که مردان به راحتی مثل سابق به مراجعات خود و پی گیری کارهایشان ادامه می دهند.

تغییر برای برابری

حرکت استادان علیه جعل، تقلب و سرقت علمی

جمعی از اساتید دانشگاه‌های شریف، تهران، مدرس، بهشتی، اصفهان و تعداد دیگری از دانشگاه‌های داخل و خارج کشور درصدد مبارزه با تقلب در جامعه دانشگاهی برآمده‏اند.

سایت الف که مدتی به دلیل پیگیری ماجرای مدرک دکترای کردان فیلتر شده بود، دیروز با اعلام این خبر و انتشار اسامی این استادان نوشت: از اقدامات این حرکت دانشگاهی، معرفی سرقت‏های علمی و متقلبان دانشگاهی، معرفی و پیگیری مقالات کپی‌شده و جعلی، معرفی مجلات بی‏ارزش علمی، ترویج اخلاق علمی و… است.

بنابراین گزارش، اساتید بنیانگذار این حرکت در توضیح دلایل این تلاش دانشگاهی اعلام کرده‌اند: متاسفانه ما شاهد گسترش حرکت‌های غیراخلاقی در فضای علمی کشور هستیم که با انگیزه‌هایی چون اخذ مدرک یا ارتقای مرتبه دانشگاهی صورت می‌گیرند. ما با هرگونه تقلب مخالفیم و سکوت در برابر آن را هم نمی‌پذیریم و قصد داریم بدون ذکر نام، موارد و روش‌های تقلب‌ را بیان و ضمن آموزش به دانشجویان، مسوولان را وادار کنیم تا به این مشکل و ریشه‌های آن واکنش جدی نشان دهند. وبلاگ «اساتید علیه تقلب» هم به عنوان رسانه این حرکت آغاز به کار کرده است.

روزنامه کارگزاران

آخرین وضعیت پرونده حمید والایی

طبق اظهارت آقای نقی محمودی (وکیل حمید والائی)، پرونده اتهامی وی از طرف بازپرسی شعبه ۴ دادسرای عمومی و انقلاب تبریز به دادگاه انقلاب ارجاع داده شد.

لازم به یادآوری است حمید والائی وکیل رد صلاحیت شده، نویسنده و فعال حقوق بشر آذربایجانی در تاریخ ۲۵ تیر ماه جاری (۲۵/۴/۱۳۸۷) بصورت غیرقانونی توسط اداره اطلاعات تبریز بازداشت شده و در مدت ۱۳ روز بازجویی در بازداشتگاه اداره اطلاعات تحت شدیدترین فشارهای جسمی و روانی قرار گرفته و شدیداً شکنجه شده است.

وکیل حمید والائی (آقای محمودی) که چند روز پیش جهت مطالعه پرونده وی و همچنین اطلاع از آخرین وضعیت روند پرونده اتهامی موکل خود به بازپرسی شعبه ۴ مراجعه کرده بود از طرف بازپرسی فوق به وی اطلاع داده شد که پرونده اتهامی حمید والائی با صدور کیفرخواست به دادگاه انقلاب تبریز ارجاع داده شده است و اتهام وی در این پرونده تبلیغ علیه نظام می باشد.

گفتنی است وکیل حمید والائی هنوز موفق به مطالعه محتوی پرونده وی نشده است. همچنین علیرغم گذشت بیش از یک ماه از تشکیل پرونده شکایت حمید والائی علیه اداره اطلاعات و بازجوی پرونده خود در خصوص اقدامات غیرقانونی اداره فوق در بازداشت و بازجویی های غیرقانونی و همچنین شکنجه ایشان در بازداشتگاه، هنوز پرونده شکایت وی معلق بوده و بنظر می رسد ارگانهای ذیربط درصدد سرپوشی گذاشتن به موضوع شکنجه آقای والائی هستند.

فعالان حقوق بشر در ایران

گزارش دفاع شهناز غلامی در دادگاه انقلاب تبریز

از طرف شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی تبریز احضاریه ای برایم فرستاده شد. و درآن احضاریه از من خواسته شد تا درساعت هشت و سی دقیقه صبح روز چهارشنبه تاریخ ۱۳/۶/۸۷ خودم را به دادگاه معرفی کنم و نتیجه عدم مراجعه به دادگاه را جلب اعلام کردند.

کارکنان دادگاه انقلاب اسلامی تبریزدررابطه با علت ارسال این احضاریه گفته اند که این احضاریه به دلیل شکایت کارکنان وزارت اطلاعات ونیزسپاه پاسداران استان آذربایجان شرقی به من ارسال شده است.

درکیفرخواست تنظیمی اتهامات مرا چنین عنوان کرده اند:

“تبلیغ علیه نظام به نفع گروه های مخالف نظام”؛ازطریق شرکت در راهپیمای های غیرقانونی و تشکیل و شرکت در جلسات غیرمجاز و کشف و ضبط اسناد ومدارک مکشوفه و نگارش گزارشات و مقالات درسایت ها و نشریات مخالف نظام”.

من برای دفاع از آزادی ام، آقای دکتر”محمد علی دادخواه” - سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر را - که از جمله انسانهای مبارز و آزادیخواه و برابری طلب و نیزاز وکلاء متبحر در رشته کاری خودش می باشد را به عنوان وکیل برای خودم انتخاب کردم و درتاریخ ۱۳شهریورماه به همراه ایشان به دادگاه انقلاب اسلامی تبریز مراجعه نمودم . قاضی مربوطه ابتدا ازمن خواست تا قبل از دفاع وکیلم از خودم در رابطه با اتهامات مربوطه دفاع کنم.

ابتدا آقای قاضی با لحن پرخاشگرایانه وتحریک آمیزی به من گفتند که طبق مدارک موجود درپرونده که اداره اطلاعات ازمن درراهپیمایی ۱خرداد ۱۳۸۵ به دست آورده است، من درحالی که پرچم آذربایجان مستقل را به دست داشته ام درراهپیمای شرکت کرده ام.وبه اغتشاش و بی نظمی دامن زده ام .ودراین رابطه ازمن خواستند که توضیح بدهم؟!

اما واقعیت اینطورنبود و من درجریان راهپیمایی اعتراض آمیز یک خرداد که نسبت به درج مقاله توهین آمیزدرروزنامه ایران علیه هویت و فرهنگ و زبان مردم تورک انجام گرفته بود. اصلا درتبریز نبودم و دریکی دیگر از شهرهای تورک نشین بودم ودرجریان راهپیمایی نیزمن اصلا پرچم آذربایجان را به دست نگرفته بودم واین اتهامی بی اساس و بی پایه بود که قاضی به من ایراد می کرد.

در رابطه با راهپیمایی ۱خرداد گفتنی ام که من چند روز بعد از راهپیمایی؛ مقاله ای را تحت عنوان”شفاف سازی پیرامون حوادث یک خرداد ۱۳۸۵ در آذربایجان”را نوشته بودم که به دلیل نگارش آن مقاله و نیزایراد یک سخنرانی اعتراض آمیز نسبت به دستگیرشدگان و کشته شدگان و زندانیان ۱خرداد درجلسه ملی مذهبی ها تبریز؛ به مدت یک هفته وهرروز به مدت ۸ الی ده ساعت برای ادعای توضیح درباره مقاله ام و نیز بازجویی در رابطه با فعالیتهای مدنی ام ازطرف کارکنان وزارت اطلاعات تبریز مورد بدرفتاری وشکنجه های روانی نیروهای امنیتی قرارگرفتم.

اتهام دوم که به من ایراد شد. شرکت درراهپیمایی ۱ خرداد ۱۳۸۶ بود و نوشتن گزارشی تحت عنوان “گزارش حماسه حضورسبز مردم آذربایجان دریک خرداد۱۳۸۶”؛ قاضی در اتهامی که به من نسبت داد مرا مورد اعتراض قرارداد که علاوه بر شرکت درراهپیمایی بدون مجازوغیرقانونی در گزارشی که نوشته ام چرادرآنجا ازآذربایجان تحت عنوان آذربایجان بزرگ ومستقل نام برده ام. وآیا منظورم درآن نوشته مفهومی تجزیه طلبانه نبوده است ؟!

من درپاسخ به ایشان گفتم که منظورم ازاستعمال این لغات به معنای آذربایجان آزاد و غیروابسته به مرکز بوده است و کلمه بزرگ را به معنای با شکوه درج کرده ام و نه آنچه شما از آن استنباط می کنید.

در رابطه با این موضوع لازم می دانم ،بگویم که من به دلیل شرکت درآن راهپیمایی علاوه براینکه مورد ضرب و شتم شدید پلیس قرارگرفتم واز ناحیه سرودست و پا دچارمصدومیت شده بودم . به مدت چندین هفته حالت تهوع و سرگیجه و سردرد های مدام داشتم.و بعد از حدود دوماه ازجریان شرکت درراهپیمایی،‌توسط نیروهای اطلاعاتی و امنیتی بیش از یک ماه مورد تهدید های تلفنی قرار گرفتم وآخرسرهم دراواخرمرداد ماه سال ۱۳۸۶ توسط گروه های فشار که به درخانه ما آمده بودند. دستگیر شدم و به مدت تقریبا یک ماه درسلولهای انفرادی زندان تبریزبازداشت شدم.تا آنکه بعدا با سپردن وثیقه به طورموقت اززندان آزاد شدم.

اتهام سوم من دررابطه با مقاله ای بود که من دررابطه با مسائل مربوط به حوزه زنان نوشته بودم .که عنوان آن مقاله ” دستاورد ما از۸ مارس ۱۳۸۵ درآذربایجان” بود، قاضی معترض بود که چرا من درآن مقاله گفته ام ؛ تبعیض وناعدالتی جنسیتی و نیزخشونت اعمال شده نسبت به زنان بویژه زنان قومیت ها به مراتب بیشتراز زنان سایرمناطق کشوراست و ایشان سوال کردند که آیا واقعا چیزی به نام نابرابری جنسیتی واعمال خشونت دررابطه با زنان در نظام جمهوری اسلامی ایران وجود دارد که شما به آن اشاره کرده اید؟!

من به آقای قاضی گفتم ما دلایل محکمی ازتحمیل خشونت و ناعدالتی جنسیتی که در رابطه با زنان جامعه ما اعمال می شود ،پیش رو داریم و می توانیم با استناد به آن ادله ، نمونه های بارزی از نابرابری را برایتان به نمایش بگذاریم. . مسئله “کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان” و داستان بایگانی شدنش درکمیسیون زنان مجلس دوره هفتم ، و نیز تلاش برابری خواهان جنسیتی برای”جمع آوری یک میلیون امضاء” درسراسرکشور برای ایجاد تغییر در قوانین تبعیض آمیز و برخورد خشن و غیرمنطقی با فعالان کمپین در طی ماهها و سالهای اخیر و درحال حاضر نیزبردن لایحه ضد خانوده به مجلس شورای اسلامی و تلاش برای قانونی و رسمی کردن مسئله تعدد زوجات برای آقایان ونیزگسترش صیغه یا متعه درجامعه و گرفتن حق حضانت از مادران وده ها و صدها نمونه دیگر که اگرلازم با شد می توان برایتان به عینه مثال آورد.همه و همه نمونه های بارزی از سلطه فرهنگ قیم مابانه و پدرسالارانه و اعمال خشونت و ناعدالتی جنسیتی نسبت به زنان سرزمین ماست. و من به عنوان یک ژورنالیست و فعال حوزه زنان متاسفم که کلمات هرگز قادر نیستند تا عمق فاجعه انسانی را که شما نسبت به زنان و مردان ما اعمال می کنید را، بیان کنند ومن واقعا ازآن جهت شرمنده ام که با نوشته هایم چه درمقالات و چه درگزارشاتم تنها توانسته ام گوشه کوچکی ازآن همه ننگ و رسوایی را که کارگزاران حاکمیت اسلامی بانی و موجد آن هستند،را برای خوانندگان و مخاطبانم به نمایش بگذارم.

اتهام چهارم که به من ایراد گردید. مقاله ای بود که تحت عنوان “انحصارگری ونقش آن درایجاد بحران های اجتماعی - سیاسی” نوشته بودم .قاضی پرونده می گفت شما درآن مقاله نوشته اید که بعد دوران هشت ساله اصلاحات و بازشدن سوپاپ اطمینان توسط اصلاح طلبان داخل حاکمیت، با انتخابات فرمایشی دوره نهم ریاست جمهوری و نیزانتخابات هفتم مجلس شورای اسلامی و درنتیجه یک دست شدن حاکمیت و به قدرت رسیدن عوامل ارتجاع، وضعیت سیاسی - اجتماعی کشور به سمت امنیتی شدن ونظامی گری به پیش می رود….وی درآن مورد از من می خواست تا برایشان درباره کیفیت این مسئله توضیح بدهم؟!

من به ایشان گفتم که این دیگر مثالش”اظهر من الشمس”است. اینکه در دوره ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد چه برسرمردم ما آمده است و تا چه اندازه فضای سیاسی - اجتماعی کشور منقبض شده است. واضح مثل روشنایی آفتاب است. همه فعالان سیاسی داخل و خارج کشوروحتی خود نیروهای داخل حاکمیت- مثل آقایان هاشمی رفسنجانی و کروبی و خاتمی و غیره که خودشان نیزازعوامل پایداری ارتجاع حاکم به شمار می روند.- بارها به ایشان در رابطه با رفتارهای مخاطره آمیزشان تذکر داده اند و می دهند.پس چرانباید انتظارداشته باشید تا ما روزنامه نگاران و فعالان مدنی که خارج ازحاکمیت هستیم و به عنوان دگراندیش مطرح شده ایم،ایشان را نقد نکنیم.

بعداز دفاعیه من ؛ وکیلم آقا ی”محمد علی دادخواه” به دفاع ازمن پرداختند و گفتند که بر اساس اصل ۲۷ قانون اساسی برگزاری هرگونه راهپیمایی که با حمل سلاح نباشد، آزاد اعلام شده است. کسی را نمی توان به دلیل شرکت در راهپیمایی ونیز تشکیل جلسات ویا شرکت درجلسات مجرم اعلام نمود. مگر آنکه درآن تجمعات برخلاف مبنایی مذهب اسلام رفتارشده باشد. که درهیچ یک از موارد مورد استناد چنین امری مشاهده نمی شود. و به کاربردن لفظ غیر قانونی بدوراز ضوابط مورد نظرمقنن است. پس از نظر نگرش عنصر قانونی موارد مندرج در پرونده بویژه اعلانات وزارت اطلاعات فاقد وجاهت قانونی است. و باید دقت نمود که وزارت اطلاعات جزء قوه مجریه است نه قوه قضاییه.

درمیراث ارزشمند اسلام آمده است که می گویند:

“یستمعون القول، فیتبعون احسن.”

این به این معناست که برای داشتن جامعه ای ایده آل باید نظرات متفاوت را شنید وازبین آنها برترین رای و ایده را انتخاب نمود.به عنوان نمونه در قرن چهارم هجری که تا حدود زیادی مردم آن دوره از تاریخ از ابراز عقیده آزاد برخوردارشدند برترین اندیشمندان اسلامی همچون بوعلی سینا ،‌ابن ندیم و محمد زکریای رازی ، ابن خلدون و….در ایران تولد و رشد یافتند.

از موضع نگرش قانونی نیز چون دولت ایران “کلیات کنوانسیون میثاق حقوق بشر” را پذیرفته است و درآن اعلامیه آزادی بیان تضمین شده است و براساس اصل ۹ قانونی اساسی معاهدات خارجی حکم قانون داخلی را دارد و نمی توان به هردلیل و سفسطه ای از اجرای آن سرباز زد و شانه خالی کرد. از نظر من بیانات ونوع عملکرد سیاسی - اجتماعی موکل من نه تنها قابل مجازات و زندان و.. نیست بلکه درخور تشویق نیز است. ضمن آنکه اصل ۸ قانون اساسی بر امر به معروف و نهی از منکر پای فشاری کرده است. در این اصل هرکس به جهت برخورداری از نوع نگرش خود به موضوعات اجتماعی - سیاسی می تواند به تجزیه و تحلیل بپردازد.

موکل فردی است که به قانون اساسی معتقداست. شما از خبرنگار مردمی و پژوهشگر مسائل اجتماعی- سیاسی چه انتظاری دارید . وی نظرات خود را به عنوان یک زن مسلمان ابراز داشته است. بیایید و افرادی نظیر ایشان را در تنگنا قرارندهید. ضمن آنکه اصولا جلوگیری از اقدامات روشنگرانه این افراد حاصل ناگواری برای جامعه ما خواهدداشت.اجازه آزادی بیان از جمله اصول اولیه و فطری است که قدرتمداران باید به آن متوجه باشند.

از سوی دیگراصل ۸ قانون اساسی، به شهروندان جامعه اجازه می دهد تا به امر به معروف و نهی از منکر اهتمام ورزند وبه همین دلیل آنچه را که شما در نوشته های موکل من تبلیغ علیه نظام دانسته اید در واقع از نوع همان انتقادی است که دراصل ۸ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به همه شهروندان اجازه آن داده شده است.

نکته بسیار مهم که ازریاست دادگاه توجه به آن را خواستارم این است که در رابطه با اتهام موکل من که “تبلیغ علیه نظام” عنوان شده است بایدگفت که “تبلیغ” بر وزن تفعیل افاده تکرار وتمرین و استمرار را دارد به همین دلیل موضع منفرد و تنها را هرگز نمی توان به باب تفعیل برد .دیوان عالی کشور در موضع مربوط به “مجله ایرانمهر” پذیرفته است که “تبلیغ” افاده استمرار را دارد لذا نمی توان موضوع “تبلیغ” را درباره ایشان بیان داشت.

حریم خصوصی افراد در برابرقانون محترم است، دادستانی حق تجسس ندارد وی نوشته ای را که نه انتشار و نه چاپ کرده و نه به نشریه ای ارسال کرده است شما آن نوشته را به عنوان مدرک علیه ایشان مطرح می کنید. ازمنظر “فقه امامیه” افشاء فحشاء خود جرم است. کدام عدالت می گوید که شما بیاید وآنها رااعلم کنید.

تخلفات تحقیق کنندگان پرونده در- تفتیش و بازرسی خانه موکل من وآوردن خصوصی ترین ، محرمانه ترین و شخصی ترین مدارک وی به اداره اطلاعات و سپس پرونده سازی علیه ایشان- چنان گسترده است که جستجوی بیش ازاین را برنمی تابد.دفاعیه ایشان درزمینه اعتقاد و باورشان به عدالت و آزادی و نوع دوستی نشان دهنده علاقه ایشان به پیشرفت ونجات جامعه دارد.با توجه به شخصیت موکل که بانویی فرهیخته وآزاد است وبرابر ماده ۱۳۲در باب ادله دعوا و مستندات ارائه داده شده که امکان رد آن وجود ندارد و با توجه به اتهامات مطروحه که در کل فارق از وجاهت عقلی و منطقی و قانونی است و براساس مستندات مربوط به پرونده موکل که نشان می دهد ،ایشان هیچ سوء نیتی نداشته است و ازآنجا که متکفل فرزند صغیرخود نیزمحسوب می شود ازمحضر دادگاه محترم تقاضای برائت موکل خود را می کنم.

شهناز غلامی

تبریز

۱۳۸۷ شهریور ۱۰, یکشنبه

جان معلم دربند فرزاد کمانگر در خطر است

فعالان حقوق بشر در ايران

پس از اوج گرفتن اعتراضات اجتماعي در داخل و خارج کشور به حکم اعدام براي معلم و فعال حقوق بشر فرهيخته ، فرزاد کمانگر . وزارت اطلاعات در روندي غيرقانوني ، فرزاد کمانگر را بدون داشتن حکم قضائي يا وجود اتهامي جديد به همراه علي حيدريان و فرهاد وکيلي از زندان رجايي شهر کرج به بند امنيتي 209 زندان اوين منتقل نمود.

هر چند فرهاد وکيلي به زندان عمومي بازگردانده شد اما فرزاد کمانگر و علي حيدريان کماکان در سلولهاي بند 209 به سر مي برند. پس از اعدام يعقوب مهرنهاد به مثابه هشداري براي جامعه در قبال رويه اي که سيستم امنيتي در شرايط کنوني در پيش گرفته است نگراني ها از وضعيت فرزاد کمانگر افزايش يافته است.

فرزاد کمانگر بدون حکم قضايي در سلول انفرادي نگهداري ميشود ، وي امکان تماس و ملاقات ندارد ، تنها خانواده وي در هفته گذشته تحت تدابير امنيتي امکان ملاقات با وي را يافتند . هر چند خانواده کمانگر وضعيت جسمي و روحي اين معلم و مدافع حقوق بشر را مطلوب عنوان نمودند اما رويه اي که حاکميت در قبال فعالان مدني و بالاخص در مناطق کردنشين در پيش گرفته باعث نگراني روزافزون از وضعيت فرزاد کمانگر گرديده است.

گفته هاي متناقض سخنگوي قوه قضائيه که مدتي پيش کمانگر را بمب گذار و در گفته هاي اخير متهم به عضويت در گروهي خارجي عنوان نموده است و همچنين تاکيد بر قطعي بودن حکم اعدام نامبرده و شرايط به شدت امنيتي نگهداري وي ، همينطور قطع تماسهاي نامبرده با دنياي بيرون که موجب بي خبري از وي گشته است موجب نگراني و اعتراض ما است .

"مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران" ضمن اعتراض شديد به برخورد غيرقانوني با اين فعال حقوق بشر ، نگراني عميق خود از را وضعيت فرزاد کمانگر و شرايطي که دستگاه امنيتي در قبال نامبرده در پيش گرفته است اعلام مينمايد، وزارت اطلاعات بايد به نگهداري علي حيدريان و فرزاد کمانگر در سلول انفرادي و بند 209 مطابق قانون پايان دهد و اجازه دهد که اين افراد از حق انساني و قانوني خود براي تماس با خانواده و دنياي بيرون بهره مند گردند. همچنين اين مجموعه خواستار توجه سازمانهاي حقوق بشري و فعالان حقوق بشر نسبت وضعيت به شدت نگران کننده فرزاد کمانگر مي باشد.


تهران / 9 شهريور 1387 برابر با 30 آگوست 2008

بازداشت یک فعال سیاسی در کرج

کمیته گزارشگران حقوق بشر


کوروش احمدی از فعالان سیاسی کرج، دوشنبه گذشته از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شد.

به گفته ی خانواده احمدی، روز دوشنبه هنگامی که وی جهت خرید به خارج از منزل رفته بود، یک دستگاه پژو با چهار سرنشین، او را مورد ضرب و شتم قرار داده و دستگیر نموده اند.

یک روز پس از بازداشت کوروش احمدی، زندانیان زندان رجایی شهر خبر دادند که او را در زندان مشاهده کرده اند، آنها گفته اند که وی هم اکنون در بند 3 انفرادی سپاه در زندان رجایی شهر نگهداری می شود.

کوروش احمدی، پیش از این نیز در سال 83 بازداشت و چندین ماه در زندان رجایی شهر به سر برده بود.

گفتنی است، این فعال سیاسی از زمان بازداشت تاکنون تماسی را با منزل برقرار نکرده است.

به وخامت گراییدن وضعیت جسمانی شماری از زندانیان

کمیته حمایت از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و مدنی کُرد:

بنا بر گزارشات دریافتی از اولین ساعات هفتمین روز اعتصاب غذا، شرایط جسمانی شماری از اعتصاب کنندگان زندانی در زندان ارومیه رو به وخامت گراییده است،در بیشتر زندانهایی که زندانیان کُرد به اعتصاب غدا پرداخته اند، زندانیان شدیدا کنترل شده و با هدف منصرف ساختنشان از ادامه ی اعتصاب غذا پیوسته تحت فشار قرار گرفته اند. با این حال زندانیان همچنان بر ادامه اعتصاب غذا و نامحدود بودن آن اصرار میورزند.

کمیته ضمن ابراز نگرانی از وضعیت رو به وخامت زندانیان اعتصاب کننده مسولیت بروز این شرایط را متوجه مقامات قضایی جمهوری اسلامی دانسته و خواستار رسیدگی هر چه سریعتر این مقامات به خواستهای شش گانه ی اعتصاب غذا کنندگان است.

31 اگوست 2008

لغو مجوز انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم

خبرنامه امیرکبیر: در ادامه فشارهای وارد بر دانشجویان دانشگاه تربیت معلم، مجوز انجمن اسلامی این دانشگاه به طور رسمی لغو شد.

نماینده نهاد رهبری و عضو هیات نظارت دانشگاه تربیت معلم در این زمینه گفت: “به دلیل تخلفات متعدد تشکل انجمن اسلامی دانشجویان، هیات منصفه؛ متشکل از نمایندگان تشکل‌ها و شورای فرهنگی تشکیل جلسه دادند و نتیجه جلسه این بود که تخلفات انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم محرز است و هیچ‌گونه تخفیفی برای‌شان قائل نشدند.”

مباشری افزود: “هیات نظارت دانشگاه نیز بعد از جلسات طولانی به نتیجه رسید که مجوز انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم لغو شود.”

آمار و ارقام تکاندهنده از اعتیاد نوجوانان در ایران

سایت حکومتی برنا: بنا بر اعلام منابع آگاه در ستاد مبارزه با مواد مخدر هر روزه 300 نوجوان در کشور به جرگه معتادان مي پيوندند و يک ميليون از نزديک به 3 ميليون معتاد کشور زير 19 سال هستند.

جديد ترين آمار ارائه شده در خصوص ميزان معتادان کشور حاکي از کاهش قابل ملاحظه سن اعتياد در کشور از 17به 13 سال است.

بر اساس اين گزارش 13 درصد معتادان کشور جنون دارند و 30 درصد کل معتادان از اختلالات رواني رنج مي برند.

همچنين بر اساس جديد ترين بررسي هاي انجام گرفته ميزان گرايش جوانان به کراک و شيشه به طور نگران کننده اي در حال افزايش است.

بر اساس اعلام منابع رسمي بيشترين جمعيت مصرف کننده مواد در ايران در محدوده سني 18 تا 30 سال قرار دارند.

همچنين سرانه مصرف روزانه مواد دودي در تهران روزانه 2 گرم و در مجموع 465 کيلو اعلام شده است.

بر اساس اين بررسي هر ماه 100 معتاد در ايران جان خود را از دست مي دهند و ميانگين سني معتادان زنداني نيز 39 سال اعلام شده است.

مادر یک دانشجوی زندانی: این است حکومت عدل علی؟

مادر ابوالفضل جهاندار از فعالان دانشجويي دربند در گفتگو با فعالان حقوق بشر در ايران گفت اگر این حکومت علي است، پس چرا پسر من را اينقدر زدند تا چند تا از مهره هاي کمرش آسيب ببيند؟ آيا حکومت عدل علي اين چنين حکومتي است؟ ماييکه اين همه زحمت کشيديم، طلاهاي گردنمان را براي جنگ فروختيم. شوهرم را فرستادم "ماهان"، جنگ کرد تا آرتوروز گرفت و گفتند ديگر نمي تواني بجنگي و بايد خانه نشين شوي. الان کساني که جنگيدند از سگ و گربه ولگرد بي ارزش ترند، لااقل سگ و گربه وقتي اطراف خانه کسي مي گردند، يک غذايي به آن ها مي دهند. ولي من نه هيچ حقوقي دارم، نه هيچ درآمدي دارم، نه هيچ مزايايي، آيا حکومت علي اين است؟ آيا حکومت رسول خدا اين است که يک پيرمرد 70 ساله، يک پيرزن 65 ساله بروند در برابر قاضي تضرع کنند؟ قاضي با لحن بد و تند با آن ها صحبت کند و آن ها را ريشخند کند. آيا در حکومت علي همچين چيزي بود؟ هزار نفر امضا کرده اند براي آزادي مشروط پسرم، گفته اند که او مريض است، چند تا از مهره هاي کمرش آسيب ديده است، بيايد درمان شود. هر کسي من را مي بيند، فقط از خدا عدالت مي خواهد، عدالت! مي گويند، فلان کس، هروئین داشته و بعد از يک هفته آزاد شده است، چرا فرزند تو آزاد نشده؟

بی خبری از دو دانشجوی زندانی تربیت معلم

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

بی خبری از دو دانشجوی زندانی وشدت یافتن تهدیدات علیه سایر دانشجویان تربیت معلم

گزارشات رسیده حاکی از آن است که بازجویان وزارت اطلاعات در طی روزهای گذشته فشارها و تهدیدات تلفنی را علیه دانشجویان تربیت معلم کرج شدت بخشیده اند با تعدادی از دانشجویان تماس تلفنی برقرار نموده اند و خواستار معرفی خود به اطاق 32 دادگاه انقلاب کرج (که بازجویان وزارت اطلاعات در آن مستقرهستند) می باشند.

از طرفی دیگر آقای فاروغ معروفی و مصلح فتاح پور 2 دنشجوی تربیت معلم که روز شنبه 2 شهریور پس از مراجعه به اطاق 32 دادگاه انقلاب کرج، اطاقی که بازجویان وزارت اطلاعات در آن مستقر هستند دستگیر و به نقطه نامعلومی منتقل شدند از وضیت و شرایط آنها خبری در دست نیست.

از زمان دستگیری تا به حال خانواده های دانشجویان دستگیر شده چند بار به اطاق 32 دادگاه انقلاب کرج مراجعه نمودند که با درب های بسته مواجه شدند و سایر افراد در این دادگاه از دادن جوابی در مورد وضعیت و شرایط و محل بازداشت فرزندنشان خوداری می کنند. پس از بازگشت از دادگاه انقلاب یکی از بازجویان وزارت اطلاعات که خود را عبدالهی معرفی می کرد با خانواده آقای معروفی تماس تلفنی برقرار نمود و آنها را تهدید کرد که در مورد وضعیت فرزندشان نباید با فعالین حقوق بشری و رسانه ها تماس برقرار کنند در غیر اینصورت عواقب آن را خواهند دید. خانواده آقای فتاح پور روز جهارشنبه 6 شهریور ماه به دادگاه انقلاب کرج مراجعه کردند ولی آنها اظهار بی اطلاعی کردند . سپس به اداره اطلاعات کرج مراجعه کردند و خواستار مطلع شدن از وضعیت وشرایط فرزندشان بودند که به آنها گفته شد در بازداشت وزارت اطلاعات هستند و ممنوع الملاقات می باشند.


گفته می شود که آنها به سلولهای انفرادی بند سپاه زندان گوهردشت کرج که در دست بازجویان وزارت اطلاعات می باشد زندانی هستند.

زندانیان سیاسی که به سلولهای انفرادی بند سپاه زندان گوهردشت منتقل می شوند تحت شکنجه های جسمی و روحی قرار می گیرند.

همچنین مباشری که هماهنک کننده نهادهای سرکوبگر در دانشگاه تربیت معلم کرج می باشد و در طی اعتراضات دنشجویان این فرد با تشگیل جلسات متعدد شخصا بر شیوه های سرکوب نظارت داشت و آنها را پیش می برد.در یک اقدام سرکوبگرانه دیگر مجوز انجمن اسلامی این دانشگاه را لغو کرد.

دانشجویان دانشگاه تربیت معلم در خردادماه امسال در اعتراض به شرایط حاکم بر دانشگاه دست به تحصن و اعتصاب غذا زدند که نهایتا منجر به پایان پیروز مند تحصن و اعتصاب غذای دانشجویان گردید و نماینده وزارت علوم در یک موافقت کتبی با دانشجویان متعهد شد که فعالین دانشجوئی دستگیر و یا به کمیته انظباطی احظار نخواهند شد.

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران،دستگیری، انتقال به سلولهای انفرادی و شکنجۀ دانشجویان را محکوم می کند و خواستار آزادی فوری و بی قید وشرط تمامی دانشجویان زندانی در ایران است و سازمانهای حقوق بشری را برای آزدادی تمامی دانشجویان زندانی در ایران به یاری می طلبد.

10 شهریور 1387 برابر با 31 اگوست 2008

به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر خانم لوئیز آربور
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

صدور حکم زندان برای یک شهروند پیرانشهری

آژانس خبری موکریان: دادگاه انقلاب یک شهروند کرد اهل پیرانشهر به نام عبدا... محمدی فرزند محی الدین را به زندان محکوم کرد.

نامبرده که حدود 50 سال سن دارد از سوی دادگاه انقلاب به اتهام همکاری با یکی از احزاب اپوزیسیون به تحمل شش ماه حبس محکوم گردید

گفتنی است عبدا... محمدی که اهل روستای کرمندار پیرانشهر است ،هم اکنون در زندان ارومیه بسر می برد.

بازداشت يك فعال سياسي در كرج

کوروش احمدی از فعالان سیاسی کرج، دوشنبه گذشته از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شد.
به گفته ی خانواده احمدی، روز دوشنبه هنگامی که وی جهت خرید به خارج از منزل رفته بود، یک دستگاه پژو با چهار سرنشین، او را مورد ضرب و شتم قرار داده و دستگیر نموده اند.
یک روز پس از بازداشت کوروش احمدی، زندانیان زندان رجایی شهر خبر دادند که او را در زندان مشاهده کرده اند، آنها گفته اند که وی هم اکنون در بند 3 انفرادی سپاه در زندان رجایی شهر نگهداری می شود.
کوروش احمدی، پیش از این نیز در سال 83 بازداشت و چندین ماه در زندان رجایی شهر به سر برده بود.
گفتنی است، این فعال سیاسی از زمان بازداشت تاکنون تماسی را با منزل برقرار نکرده است.
کمیته گزارشگران حقوق بشر

توهين و ضرب وشتم دختران به بهانه بدحجابي

حدود ساعت 7بعد از ظهر در فرهنگ سراي خاوران واقع در جاده خاوران گشت ارشاد تعداد 17نفر از دختر ان جواني كه جهت مطالعه به اين مكان آمده بودند را به دليل نامناسب بودن پوشش وحجاب به طرز فجيعي كتك زده وسواربر يك دستگاه ميني بوس به مقرشان منتقل كردند.
به گزارش خبرنگار ما ،در اين ميان چهار دختر تقريبا15يا16ساله نيز ديده ميشدند.
نكته قابل تامل اينجاست كه اين دختران جوان براي مطالعه به آن مكان رفته بودند نه چيز ديگر،ونكته ديگر اينكه در بين آنها دو نفر به چشم ميخوردند كه گشت ارشاد !!مانتوي آنها را پاره كرده بود وآنها را به وضعيت بسيار بدي سوار ماشين كردند وبردند !
آيا اين است معناي آيه لااكراه في الدين ؟؟؟!!!

۱۳۸۷ شهریور ۶, چهارشنبه

تجمع اعتراض آمیز مخالفان لایحه حمایت از خانواده

سایت عصرایران: تشکل های حمایت از حقوق زنان قصد دارند هفته آینده در چند نوبت ، مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع اعتراض آمیز داشته باشند.

گروه های حمایت از حقوق زنان نسبت به ارائه لایحه حمایت از خانواده معترض اند و آن را در راستای تضییع حقوق زنان قلمداد می کنند.

مهم ترین انتقادی که به لایحه حمایت از خانواده مطرح شده این است که در ماده 23 آن شرط اجازه همسر اول برای ازدواج مجدد مرد ضروری دانسته نشده است. در این ماده شرط ازدواج مجدد مرد ، صرفاً تمکن مالی او عنوان شده است و بدین ترتیب هر مرد ثروتمندی می تواند بدون جلب رضایت همسر اول خود ، اقدام به ازدواج مجدد نماید.

گروه های حمایت از حقوق زنان این لایحه را زمینه ساز گسترش چند همسری در جامعه و از بین رفتن بنیان های خانواده تلقی می کنند.

استمداد پدر یک زندانی سیاسی محکوم به اعدام

فعالان حقوق بشر در ایران


محمد حسين پناهي پدر زنداني سياسي محکوم به اعدام انور حسين پناهي طي نامه اي کوتاه از وجدانهاي بيدار براي نجات فرزند خويش استمداد طلبيده است :

پسرم انور حسين پناهي فعال مدني است که در تاريخ 15/8/2008در دادگاه انقلاب سنندج به اعدام محکوم شده است . من به عنوان پدر ايشان از تمام سازمانهاي حقوق بشري و همچنين انسانهاي ازاده و انسان دوست خواستار کمک جهت ازادي فرزندم مي باشم . انور جرمي جز فعاليتهاي انسان دوستانه در چهار چوب قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران نداشته لذا من بعنوان پدري که با رنج و زحمت خون دل فرزندم را سالم تحويل جامعه داده ام از تمامي انسانهاي آزاد که خواستار پيشرفت جامعه مي باشند ميخواهم در قبال صدور اين حکم ناعادلانه و غير قانوني سکوت نکنند .

انور هيچ کار ي غير قانوني انجام نداده لذا از مقامات مسئول حکم تقاضا دارم با ديدي امنيتي سياسي به پرونده فرزندم نگاه کنند بلکه ميخواهم بعنوان يک شهروند ايراني که حق يک دادگاه عادلانه را دارد با وي برخورد کنند و از تمام ملت آزادي خواه اعم از فعالين مدني و سياسي بار ديگر خواهشمندم براي نجات و آزادي فرزندم اقدام کنند.

مسعود کردپور، روزنامه نگار در بلاتکلیفی تحت فشار است

سایت روز: مسعود کردپور، روزنامه نگار و موسس “بنیاد دمکراسی و حقوق بشر” در کردستان، از نوزده روز پیش ‏دربازداشت وزارت اطلاعات بوکان بسر می برد. وی که ده سال تمام در کنار فعالیت های حقوق بشری و ‏مدنی، به عنوان یک خبرنگار حرفه ای با بسیاری از رسانه ها و مطبوعات در داخل و خارج همکاری ‏داشته، در روز خبرنگار در منزل خود دستگیر و به همراه وسایل شخصی و حرفه ای خود به بازداشتگاه ‏اطلاعات این شهر انتقال داده شد. تلاش خانواده و نزدیکان وی برای بدست آوردن اطلاع از وضعیت وی ‏تاکنون نتیجه چندانی در پی نداشته است.‏

نزدیکان و خانواده مسعود کردپور تاکنون بارها نسبت به وضعیت وی در بازداشتگاه اطلاعات ابراز نگرانی ‏کرده و گفته اند: مسئولان وزارت اطلاعات هیچ گونه اطلاعی در خصوص وضعیت وی نمی دهند و به طور ‏مشخصی علت و یا علل دستگیری وی را اعلام نمی کنند. مسئولان امنیتی تاکنون نه تنها به مراجعات و ‏تقاضای های مکرر ما پاسخی نداده اند، بلکه به وی حتی اجازه یک تماس تلفنی چند دقیقه ای هم نداده اند.‏

‏ ‏برخی از گزارشات منتشر شده در خصوص دستگیری این خبرنگار که عضو یک سازمان غیردولتی حفاظت ‏از محیط زیست نیز هست، حاکی از آن است که وی به اتهام “تبلیغ علیه نظام از طریق ارتباط با رسانه های ‏خارج ازکشور” دستگیر شده و تحت فشار و بازجوئی های مکرر ماموران وزارت اطلاعات قرار دارد. ‏

با طولانی شدن مدت بازداشت مسعود کردپور و بی خبری از وضعیت وی، این نگرانی در بین خانواده و ‏نزدیکان وی افزایش یافته، که وی مانند دفعات قبل که مورد تعقیب قضائی و امنیتی قرار گرفته و مدت زیادی ‏نیز در بازداشت و زیر شکنجه بود، این بار نیز در شرایط مشابهی قرار داشته باشد.‏

برادر مسعود کردپور هفته گذشته در گفتگویی خبری، عنوان کرده بود که برادرش در بازداشتگاه وزارت ‏اطلاعات ضرب و شتم شده و مورد بی حرمتی ماموران امنیتی قرار گفته است و در شرایطی سخت در سلول ‏انفرادی نگهداری می شود. ‏

مسعود کردپور سال ۷۸ برای اولین بار به دلیل فعالیت های مدنی و صنفی خود دستگیر و روانه زندان شد. ‏این فعال حقوق بشر بهمن ماه سال گذشته نیز به علت دیگر فعالیت های خود در زمینه های حقوق بشر، ‏فرهنگی و مطبوعاتی در دادگاهی در آذربایجان غربی به تبعید محکوم شد.‏

‏ این دادگاه وی را که دارای سابقه بیست و یک سال تدرس در دبیرستان و از چهره های فرهنگی بوکان ‏است، با اتهاماتی نظیر ” تحریک معلمان برای نرفتن به سرکلاس” و “انجام مصاحبه با رسانه های داخل و ‏خارج” به تبعید به شهرستان تکاب محکوم کرده بود.‏

دستگیری مسعود کردپور تاکنون اعتراض چندین سازمان و نهاد حقوق بشری و مدنی را درپی داشته که ‏کماکان ادامه دارد. طی روزهای اخیر سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، مجموعه فعالان حقوق بشر در ‏ایران و برنامه نظارت بر حمایت مدافعان حقوق بشر، ضمن محکوم کردن بازداشت غیرقانونی این معلم سی ‏و هفت ساله خواستار رسیدگی سریع به پرونده و روشن شدن وضعیت وی شدند.‏

برنامه نظارت بر حمایت مدافعان حقوق بشر در قسمتی از درخواست فوری خود از مسئولان و مقامات ‏قضائی جمهوری اسلامی در خصوص وضعیت این فعال حقوق بشر آورده است:‏‎ ‎‏”برنامه نظارت مراتب ‏نگرانی عمیق خود را نسبت به حبس نامعلوم آقای مسعود کرپور اعلام می دارد و خاطرنشان می سازد که این ‏قبیل اقدامات کاملا نشان دهنده ادامه سرکوب های شدید از سوی دولتمردان به جانب مدافعان حقوق بشر، به ‏ویژه مدافعانی است که در مناطق اقلیت نشین فعالیت می کنند.”

بی‌خبری از وضعیت رضا نگهداری

ازلابلاي نامه هاي رسيده به آژانس ايران خبر
با آن‌که دو روز از خبر بازداشت رضا نگهداری دانشجوی محروم از تحصیل رشته حقوق دانشگاه تهران توسط نیروهای امنیتی می‌گذرد، هنوز خبری از علت و نحوه بازداشت این فعال دانشجویی در دست نیست و دوستان و نزدیکان وی نیز در این مورد اظهار بی‌اطلاعی می‌کنند.

کمپین بین المللی حقوق بشر: ایران مدال ننگ اعدام نوجوانان را از آن خود کرد

دومین اعدام نوجوانان درمدت یک هفته
۵ شهریور ماه ۱۳۸۷- امروز مقامات ایرانی بهنام زارع را به دار آویختند؛ نوجوانی که بخاطر قتل در سن ۱۵ سالگی محکوم شده بود. درست یک هفته پیش، رضا حجازی که در سن ۱۵ سالگی مرتکب جرم شده بود در تاریخ ۲۹ مرداد ماه ۱۳۸۷ اعدام شد.
ایران پیشگام جهانی اعدام نوجوانانی است که در سن زیر ۱۸ سالگی مرتکب جرم شده‌اند. هیچ کشور دیگری در سال جاری میلادی هیچ نوجوانی را اعدام نکرده است. ایران بعنوان یکی از اعضای امضا کنده میثاق بین المللی حقوق سیاسی مدنی و پیمان حقوق کودک موظف است که به چنین اعدامهایی پایان دهد.
هادی قائمی؛ سخنگوی کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: “تعداد بشدت رو به افزایش اعدام نوجوانان، گواه وحشتناک و نگران کننده بی‌توجهی کامل دولت ایران به حقوق شهروندان و قانون بین‌المللی است.” وی تاکید کرد که ” لازم است که شرکای تجاری ایران الزامات اخلاقی تجارت با یک چنین دولتی را مورد بازنگری قرار دهند.”
بهنام زارع؛ متولد ۱۳۶۸، بر اتفاقی بودن جرمش در یک درگیری کودکانه تاکید کرده بود. کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران نسخه‌ای از حرفهای بهنام زارع را که از درون زندان قبل ازاعدامش ضبط شده بود دریافت کرده است. او گفته بود: “من زندانی بهنام زارع هستم. من به مدت سه سال است که در زندان عادل آباد شیراز محبوس هستم. من قاتل هستم. من در سن ۱۵ سالگی مرتکب قتلی شدم. من از کردار خودم الآن پشیمان هستم. شما ای مدافعان حقوق بشر، شما ای انسانهای آزاد منو نجات بدهید. اون یک اتفاق تصادفی بود. خواهش می کنم منو نجات بدهید. من میخواهم زنده بمانم. من می خواهم آزاد باشم. من دارم آخرین روزهای زندگی ام را طی می کنم. ممکن است هر لحظه منو به پای چوبه دار ببرند. آیا خدا راضی است که من در ۱۵ سالگی چشم از جهان ببندم. ای کسانی که صدای منو می شنوید، آیا کسی هست که به من کمک کند؟ من از شما می خوام که صدای منو به گوش همه مسئولین برسانید. می خوام که منو نجات بدهید. من می خوام زنده بمونم.”
خانواده و وکیل بهنام زارع از زمان و مکان اعدام او مطلع نبودند و این نقض قوانین بین المللی است.
با این دو اعدام اخیر، تعداد نوجوانان اعدام شده در ایران در سال جاری میلادی به ۶ نفر رسید. کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران و سایر سازمان های حقوق بشر از احکام ۱۳۲ نوجوان دیگری که در صف اعدام هستند، خبر می دهند.
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران از مقامات قضایی ایران می خواهد که فورا اعدام نوجوانانی را که در صف اعدام هستند متوقف کرده و مجازاتهای دیگری را جایگزین حکم اعدام آنها بکند.
هادی قائمی می گوید: “اصرار هولناک مقامات قضایی ایران در اجرای چنین اعدامهای ظالمانه ای، علیرغم فریادهای اعتراضی در داخل و خارج کشور، با سرعت و پشت سر هم فقط از تشنه به خون بودن مقامات حکایت می کند. هیچ نشانه ای از حل ریشه ای مسائل اقتصادی و اجتماعی ای که منجر به چنین جرایمی می شود در ایران مشاهده نمی شود.”
۲۴ سازمان مهم حقوق بشر منطقه ای و بین المللی در یک ائتلافی در تاریخ ۱۸ تیر ماه ۱۳۸۷ از دولت ایران خواستند که به اعدام نوجوانان پایان بدهد. نمایندگان سازمان ملل متحد بارها از دولت ایران خواستار رعایت تعهدات بین المللی اش شده اند. بهنام زارع درست یک روز بعد ازاینکه اتحادیه اروپا در بیانیه ای اعدام رضا حجازی را محکوم کرد، اعدام شد. اتحادیه اروپا در این بیانیه تاکید کرده بود که این اعدام “نقض فاحش” الزامات بین المللی حقوق بشر ایران است.
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران

۱۳۸۷ شهریور ۵, سه‌شنبه

شکنجه وحشیانه یک زندانی سیاسی در زندان گوهردشت کرج

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

بنابه گزارشات رسیده از زندان گوهردشت کرج، منصور رادپور زندانی سیاسی که از تاریخ 16 مردادماه به سلول انفرادی بند 1 این زندان که محل شکنجه زندانیان است انتقال یافته بود بشدت تحت شکنجه قرار گرفته است.

در طی این مدت مادر پیر و بیمار آقای رادپور که به سختی قادر به راه رفتن است بارها به زندان مراجعه نمود وهر بار تقریبا تمام روز در آنجا منتظر می ماند تا از وضعیت و شرایط فرزندش با خبر شود. تا اینکه روز یکشنبه 3 شهریور ماه پس از چندین بار مراجعه کردن ایشان همانند روزهای قبل از ساعت 08:00 صبح تا ساعت 16:00 منتظر ماند تا بلاخره به او اجازه ملاقات کابینی داده شد.

خانم رادپور فرزندش را در حالی که سر و دست او باندپیچی شده بود و صورتش متورم از پشت شیشه های کابین ملاقات مشاهده نمود. ملاقات خانم رادپور در حضور بازجو و یک مامور دیگر وزارت اطلاعات صورت گرفت و به فرزندش اجازه داده نمی شد آنچه را که بر او روا رفته بود بیان کند. آقای رادپور همچنان در اعتصاب غذا بسر می برد و در شرایط جسمی بسیار بدی است.

کسانی که در شکنجه این زندانی مستقیما نقش دارند کرمانی رئیس حفاظت و اطلاعات زندان و نوید خدیوی معاون حفاظت و اطلاعات زندان و محمود مغنیان رئیس بند 4 که از مجریان حملات خونین علیه زندانیان سیاسی است.

روز شنبه 2 شهریور ماه آقای رادپور را به دادگاه انقلاب کرج در حالی که پابند و دست بند به او زده بودند و در شرایط بسیار بدی جسمی قرار داشت بردند. بازجویان وزارت اطلاعات قصد دارند که پرونده جدیدی علیه او تشکیل دهند. این پرونده سازیها تا به حال علیه تعدادی از زندانیان سیاسی مانند امیر حشمت ساران ،بهروز جاوید طهرانی و تعدادی دیگری از زندانیان سیاسی صورت گرفته است.

لازم به یادآوری است که آقای منصور رادپور 14 مرداد ماه دراعتراض به شرایط غیر انسانی و رفتارهای وحشیانه با زندانیان سیاسی اقدام به اعتصاب غذا نمود و در سومین روز اعتصاب غذای خود 16 مرداد ماه او را به سلولهای انفرادی بند 1 که محل شکنجه زندانیان است انتقال دادند. چند روزی است که آقای رادپور را به سلولهای انفرادی بند سپاه زندان گوهردشت کرج منتقل نموده اند شرایط این بند همانند بند 209 اوین می باشد و در کنترل بازجویان وزارت اطلاعات است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، انتقال زندانیان سیاسی به سلولهای انفرادی و مورد شکنجه وحشیانه قرار دادن آنها را محکوم می کند،و ازسازمانهای حقوق بشری خواستار اقداماتی عملی برای پایان دادن به شرایط غیر انسانی علیه زندانیان سیاسی در ایران است.

5 شهریور 1387 برابر با 26 اگوست 2008

به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر خانم لوئیز آربور
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

دانشجویان دانشگاه زنجان: تحصن را از سر می گیریم

خبرنامه امیرکبیر: زمان کوتاهی تا بازگشایی دانشگاه ها باقی مانده است ولی همچنان و بر خلاف سال های گذشته برخورد با دانشجویان منتقد و مخصوصا دانشجویان دانشگاه هایی که در بهار سال جاری انتقادات خود را به صورت تحصن ابراز نمودند، همچنان ادامه دارد.

البته در این باره ذکر این مطلب نیز ضروری به نظر می رسد که به همراه آماج دستگیری های خصمانه و سیاست سرکوب حکومت که در تابستان و در شرایطی ظاهرا ایده آل، بوسیله اقتدار گرایان صورت می پذیرد، گزارشات و اخبار، از چیز دیگری حکایت دارد.

طبق عقیده و نظر بسیاری از کارشناسان و استادان و روشن اندیشان دانشگاهی که همانگونه که در خبرهای پیشین نیز آمده است، سیاست سرکوب نتیجه عکس خواهد داد و حقیقت آن است که با وجود استمرار در روند دستگیری دانشجویان و فعالین دانشجویی که ظاهرا بر خلاف سال های گذشته همچنان به پیش می رود و در عرصه دانشگاه می تازد، شاهد آن بودیم که صحنه فعالیت های دانشجویی نه تنها خالی نگشته است بلکه جنبش دانشجویی اینبار، هوای تازه ای استشمام می کند و جوشان و خروشان به پیکار آمده است که این خود می تواند گواهی باشد بر اعتقاد آن دسته از کارشناسان امور دانشگاهی که ذکرشان به میان آمد.

در این میان و در تابستان جاری، دانشگاه زنجان سهم بسزایی از اینگونه تاخت و تازها را به خود اختصاص داده است؛ دانشجویان این دانشگاه مستوجب پرداخت هزینه های بسیاری به موجب حق گویی خود، از سوی حکومت و سرکوبگران شدند که اخبار آن به دفعات منتشر گردید.

بر همین اساس دانشجویان دانشگاه زنجان از شروع این برخوردها نظرسنجی های اینترنتی گوناگونی برگزار کرده اند که در این گزارش خلاصه ای از نظر سنجی های انجام شده در رابطه با تحصن دانشگاه زنجان و همچنین برخورد با دانشجویان متحصن این دانشگاه، آمده است.

گفتنی است این نظر سنجی ها از ۲۵ تیر ماه، بعد از بازداشت سه فعال دانشجویی دانشگاه، پیام شکیبا، آرش رایجی و حسن جنیدی آغاز شد و با بازداشت بهرام واحدی، دبیرانجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان و سورنا هاشمی، عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان، شدت گرفت.

شایان ذکر است که نظر سنجی ها کماکان ادامه دارد و متعاقبا نتایج آن ها اعلام می گردد. اما در زیر خلاصه ای از نظرسنجی ها را از تاریخ ۲۵ تیرماه تا ۳ شهریور، به نظر می رسانید.

- تعداد شرکت کنندگان در نظر سنجی ها از تاریخ ۲۵ تیر تا تاریخ ۳ شهریور ۱۳۸۷: ۷۰۳ نفر

تعداد شرکت کنندگان به تفکیک جنسیت: دختر: ۴۰۱ نفر، ۵۷.۰۴% پسر: ۳۰۲ نفر، ۴۲.۹۵%

- نظر سنجی در رابطه با برخورد با دانشجویان متحصن:

برخورد ها را محکوم می کنیم : ۶۰۸ نفر معادل ۸۶.۵%

- نظرسنجی در رابطه با ادامه ی تحصن در آغاز سال تحصیلی جدید:

تحصن را از سر می گیریم: ۵۰۶ نفر معادل ۷۱.۹۷%

تحصن خاتمه یافته است: ۱۹۷ نفر معادل ۲۸.۰۳%

- در صورت شروع دوباره تحصن، نوع تحصن را چگونه پیشنهاد می کنید:

تنها عدم حضور در کلاس های درس: ۸۷ نفر معادل، ۱۷.۱۹%

عدم حضور در کلاس های درس و تحصن در سالن ورزش دانشگاه: ۲۷ نفر معادل، ۵.۳۳%

بستن درب دانشگاه و جلوگیری از ورود مسئولین به دانشگاه: ۳۹۲ نفر معادل، ۷۷.۴۷%